دین دولتی و دکان های محرم اش

نرخ باخت هستی و نابودشدن زندگی کارگران، کارمندان و توده های مزدبگیر و به ناگزیر بیشترین شهروندان مسلمانِ فریبخورده و پاکباخته در رژیم اسلامی آشکارا هولناک بوده، هست و رو به فروریزی ست،

 

نرخ باخت هستی و نابودشدن زندگی کارگران، کارمندان و توده های مزدبگیر و به ناگزیر بیشترین شهروندان مسلمانِ فریبخورده و پاکباخته در رژیم اسلامی آشکارا هولناک بوده، هست و رو به فروریزی ست، چه رسد به حق زندگی دیگران و کافران در حاشیه. بررسی تباهی ها و چپاول های بودها و نبودهای وجودی ایرانی و ایران و اصولا پاکباختگی مسلمانان باورمند هم درین کشور الهی، با حساب دو دوتا جور در نمی آید چه رسد به فریاد مخالفان خودکامگی و و سرکوب و ستیز پیاپی علیه افشاگری روشنگران فسادهای دست اندرکاران مذهبی ـ اسلامی! چراکه ارقام و سری تباهی ها و ویرانگری ها و بیش از همه از زبان خود وابستگان رژیم بی شمارند؛ دامنه ی کشت و کشتارها فراوانند و کوه چپاول مافیا های رهبر و باندهای حکومتی ها تا جائی که باورتان نشود بی دم و دستک بر روی هم انباشته شده اند و دیریست دیگر ازین سرزمین ایران ویرانشده بجای گل و گندم، فساد و هرزگی و نادان پروری می روید.

 

درین چهل چند سال آخوندهای هزار چهره، این کهنه کاران مرثیه سرا هرچه را خواسته و برای بقای خویش پایه ای می دانستند به باور مردم تهیدست چپانده، کلک زده و آموخته اند، و هرچه ی ناباوری را که توانسته اند بسادگی و با نام خدا و پیامبر و حسین ....بر سر پاکدلی توده های گرسنه و بیدادرس آورده، و همزمان در پهنه سیاست مذهبی و یکدست دشمنی افکن در ایران، منطقه و جهان چه نسل کشی ها براه نینانداخته و برای رهبری جهان اسلامی ـ ولائی شان چه جان ها و  دارائی های کارگران و مردم بی نان و آب را به تاراج فاشیسم مذهبی بویژه در خاورمیانه نسپرده و چنین که دیده و می بینیم تاکنون نیز گوش رهبرشان به هیچیک از دادخواهی های بردبارانه کارگران، زحمتکشان، زنان و جوانان معترض و سرکوبشده بدهکار نبوده و هنوز هم نیست.

 

زیرا رهبران و همه آخوندهای کاردان می گویند: فرمان حکومت اسلامی شان از سوی خدا آمده و از همینرو نیز تنها در برابر اوست که آنهم در روز قیامت پاسخگو خواهندبود و نه بنده کارمزدی خوار و زار شده حکومت الله. و شگفتا از بردباری دستکم 60 میلیون مردمی که همینک نیازمند نان شب اند و آنها همچنان از ترس خدا و از عقوبت ایستادگی در برابر نمایندگان خدا که دمار از روزگارشان درآورده می ترسند؛ و همچنان ناامید و نالان از داشتن توان راه رهائی از قاموس جهنم اسلامی همچنان در لجنزار آن می چرخند و درجامی زنند و یا با اعتراض مسالمتجویانه که رژیم اغلب بیرحمانه و بسان آبان 98، 1500 جوینده ی نان و کار و آزدادی را ترورکرد قربانی می دهند و سپس آرام گرفته و پی فرصت دیگر می گیرند. و دریغ بر آنانی که هنوز هم باور به دکان محرم و صفر دارند و گوش به وعده های پوچ دین دولتی می دهند و در خیمه شب بازی های محرمیان مکار و نوحه خوان های دبنه کلفت سینه ی عاشقانه محرمی می زنند و فریاد حسینی سرمی کشند! آنهم درست در شرایطی که آنها دهه هاست می بینند که رژیم تبهکار اسلامی ـ ولائی چگونه بی پروا و درنده نه سمبول زهنی نبرد حسین با یزید، بل جان و مال حسین های بجان آمده و بیدادرس زمانه ما را که همین کارگران مظلوم و غارتشده باشند، رژیم شمری چگونه آنان را تنها بخاطر اعترااض به نگرفتن حقوق و نداشتن نان و چرائی بیکاری شان، به شلاق ها و سیاهچال ها و دارهای های یزیدان زمانه کشانده و حق زندگی کردن شان بالای دارهای ستم آویزان می کنند! و همه دیده ایم که این خداپرستان بی وجدان چه ساده زبان دادخواهی های بیشمارانی را یک بیک برید و این ایران سیاسی و اقتصادی ثروتمندشان، جز بسان حلقه ای کوچکی نشد و نیست که در انگشت آقای رهبر و حمایت های غیبی امام عصر ناپیدا دچاراست.

 

اگر مفهوم محرم و عاشورای حسین و مبارزه او برابر زورمداری شمر و یزید ملاک ارجگذاری در باور و تاریخ شیعیان برجسته بوده و هست! ما بنام یک سکولار آنرا می پذیریم ولی پرسیدنی ست که چرا اعتراض و خیزش بحق کارگران بیکار و بی نان برابر رژیمِ تا به دندان مسلح بی وجدان و شارلاتان پذیرفته نشده و از آغاز آمدن خمینی و پیدایش حکومت دینی تاکنون چنین دادخواهی ای خونین سرکوبشده و می شود؟ حسین در عاشورا مبارزه ی مسلحانه کرد و کشته شد؛ در حالیکه در ایران کارگر دست و دل خالی را این بساط شمری بخاطر اعتراض می کشد. فریب کافی ست و دین و خدا و عاشورا و... همه تنها برای دولت دینی جز دکانی پرسود نبوده و نیست که باید بساط این سوء استفاده مذهبی توسط اراده ی آگاه و مستقل کارگران و غارتزدگان برچیده شود. 

 

براستی اگر خدائی باشد او کجاست؟ و دادرسی و بازخواست بر اینهمه ستم و زور و غارت دین دولتی با کیست؟­ مگرنه که از روز آمدن خمینی و حکومت اسلام حسینی اش حق خودبودگی و اراده ی آزاد نوع انسان سرکوب و بتدریج کشته شد و مرگ خود باوری انسان نیز آغازگشت؟ مگرنه ارزش فردی و ملی و طبقاتی کارگران و مردمان درین دیار اسلامی و خودسری مذهبی دچار درهمریختی، فرسودگی، واماندگی و از هم گسیختگی سیستماتیک بوده و هست؟ مگر نه اینکه قوانین واپسمانده ی عصر شترجرانی لگام بر اداره خرد جمعی و تاریخی زد؟ مگر نه با ترفند دین، دسیسه ایکه تا همینک دمار از روزگار اندیشه ورزان بالنده و خردورزی نوع انسان مفید و مستقل از دین، بی کم و کاست درآورده و بسیارانی را از دگرگونگرایی تاریخی و فکرکردن و باور به بودن و شدن بهتر، پیگیر و سازنده ی انسانمدار و اجتماعی بیگانه ساخته و توان یابندگی و بالندگی انسان خودباور را پیوسته زدوده است؟ مگرنه با کشاندن مردم ساده دل به غار نادانی های اعصار و سرگرم کردن شان با حدیث ها و روایت ها، و یا چنین مُد شده بردن پیاده ی آنان به کربلا و هپروت خاموشی گزینی ها،  بی گمان توانسته بیاری خرافه سرایان درآید و همگی بتوانند باهم دار و ندار کارگران و زحمتکشان را در بهشت زمینی ایران که ساخته اند چپاول کرده و بسود ملاها و مکلاها به سر کشند و خود مومنین بگویند آیا نکشیده اند؟ مگرنه این دم و دستگاه پلید و فتنه گر با سازماندهی اشکال حزب الله، بسیارانی از همدردان طبقاتی، محروم و فریبخورده ی خود در داخل و منطقه را در جنگ های 1400 و جنگ 8 ساله پوچ سنی شیعی نینداخته و بکام مرگ و برادرکشی نکشانده اند؟ و رژیم با خیال آسوده دنبه ی آخوند جماعت را به قیمت نابودی زندگی کارگران چنین که همگان می بینند پروارنکرده است؟ و حکومتیان دیروز و امروز پَت و پهن، گردن ستمگری کلفت نکرده و ایران را برای خویش و غارتگران بی وجدان داخلی و خارجی و بی باور به حقوق انسانی به بمب ساعتی بدل نساخته است؟ اصلاح این دین دولتی جز با نابودی کامل اش میسر نبوده و شدنی نیست.

 بهنام چنگائی دهم شهریور 99

بد نیست از هزاران نمونه تنها به دو فاکت اعتراضی مصلحتی از خود وابستگان رژیم که دست در خون مردم کار و رنج دارند بسنده کرده و نوشته ام را به پایان برسانم!

 

فاکت یکم حسن بیادی، فعال سیاسی اصولگرا چنین میگوید:

 

تا پایان آذرماه احتمال وقوع حوادث غیر مترقبه سیاسی اجتماعی وجود دارد و معتقداست باند‌های وابسته به قدرت و ثروت همچون اختاپوس در بسیاری از سازمان‌های مهم اقتصادی و سیاسی نفوذ کرده اند و سپس می گوید "ارزش ملی مردم" ضربه دیده است، و حل این مسئله از عهده اکثر کاندیدا‌های مطرح 1400 برنمی آید و ادامه می دهد که مردم از جناح‌ها عبور کرده اند. او گرانندگان بی آبروی رژیم را به صیانت نفس از خشم و خیزش پایانی، اجتماعی و طبقاتی دعوت می کند تا دیر نشده است.

فاکت دوم محمدرضا یزدی، فرمانده سپاه تهران بزرگ  بر اساس دانسته و شنیده های خود از غارت های افلاکی چنین می گوید:

این فرمانده خیلی وجدان دار سپاه از بی شمار غارت ها و اختلاس ها در چهاردهه ی گذشته کوتاه آمده و تنها به دهه پیشین بسنده کرده و می سراید: 80 هزار میلیارد تومان اختلاس شده است. او گفته: "اگر تمام اختلاس‌ها طی 10 سال اخیر را جمع کنیم به عددی حدود 80 هزار میلیارد تومان می‌رسیم" و تاکید کرده که این عدد "در بودجه 10 ساله کشور رقمی نیست؛ هرچند که یک ریال آن هم زیاد است." فرمانده سپاه تهران در افشاگری مصلحتی ـ الهی خود بی هرگونه افشاگری از نام ها، تنها به مقایسه اختلاس در ایران و دیگر کشورها پرداخته و گفته: " این‌گونه نیست که بگوییم شرایط دستگاه‌های اجرایی کشور به نسبت سایر کشور‌ها وخیم است! چون تمام حرف‌هایی که درباره اختلاس گفته می‌شود، این‌گونه نیست که تمام مبلغ را برداشته و رفته باشند."

این گفته ها در حالیست که برآورد دقیقی از گستره و دامنه ی فساد مالی در ایران که زندگی 99% ها به خاک سیاه کشانده وجود ندارد و از همینرو سازمان شفافیت بین‌الملل در گزارش سالانه ی خود اعلام کرد در سال گذشته میلادی (۲۰۱۹)  ایران از میان ۱۸۰ کشور رتبه ۱۴۶ را در زمینه مبارزه با فساد در بخش عمومی و دولتی به خود اختصاص داده است و وضعیت این کشور طی سالهای گذشته در زمینه فساد بدتر شده است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: