اعدام در حکومت اسلامی توقف ناپذیر است، زنده باد انقلاب قهرآمیز!

یاد نوید افکاری (غلامرضا تختی دوران استبداد سیاه و رذیلانه اسلامگرایان) را گرامی داشته و راه این دلاور که همانا اقدام در خیابان و مبارزه با جلادان و آدمکشان رژیم اسلامی بود، پر رهرو باد.
نوید افکاری همانند اکثریت مردم ایران بر سر دوراهی مرگ تدریجی ویا حضور در خیابان برای تعیین تکلیف با رژیم اسلامی قرار داشت. راه دشوار آزادی، داد و دمکراسی در ایران، نیازمند همبستگی ملی و حضور هدفمند براندازانه، همگانی و همزمان برای هدف واحد دارد.

 

 
نوید افکاری، نماد ورزشکار صف مقدم جنبش اقدام در خیابان علیه حکومت اسلامی، مبارزی از نسل تسلیم ناپذیران جامعه ورزش ایران، امروز اعدام شد. اعدام نوید افکاری باید پتکی باشد بر اندیشه های سیاسی که دروغ امکان تحقق حتا ابتدائی ترین حقوق انسانی در حکومت اسلامی را در ایران شایعه کرده و با پند خشونت پرهیزی به مردمی که گردن هایشان زیر تیغ حکومت اسلامی است، آگاهانه یا ناآگاهانه به نظام پیام داده که فتیله جنبش براندازی را پائین نگه می دارند و در عمل هم اندیشه انقلاب قهرآمیز را در گردوخاک دفاع از حقوق بشر به خاک سپردند.
اندیشه و عزم انقلاب را از پس چهل سال تحمل سرکوب، جنایت، اعدام، غارتگری و خیانت رژیم، بایستی به موضوع روز ملت ایران ارتقاء داد.
ما شاهد دو خیزش شهروندی (خرده انقلاب) در دی ماه 1396 و آبانماه 1398 بوده و شعارها و تاکتیک های مبارزاتی مردم و نیز اشکال مقابله رذیلانه و غیرانسانی حاکمان، پیام روشنی برای جامعه ایران داشتند! حکومت اسلامی را در جنبش اقدام در خیابان و با قهر انقلابی می توان فلج کرد و لاغیر!
یک نسل از عقرب های سمی (اسلام سیاسی) در ایران به قدرت رسیده و نیش زدن (خونریزی) سرشت آنها می باشد. سرشت انسان ستیزانه و ایران ویرانگرانه حکومت اسلامی در تمامی حوزه های سیاسی، اجتماعی، دینی، فرهنگی و اخلاقی به فجایعی انجامیده که در هر حوزه، مستندات بیشماری وجود دارد که تاوان آنها، براندازی نظام و محاکمه تمامی دست اندرکاران آن در 41 سال گذشته است.
سخن از دفاع از حقوق بشر در حاکمیت عقرب مسلکان (اسلام سیاسی) بیراهه ای ست که بر عمر این نظام خونریز می افزاید. در ایران زیر سلطه اسلامگرایان تنها قهر انقلابی می تواند به تغییر شرایط کنونی بیانجامد. خیزش های خودش تا کنونی که بهترین فرزندان ما در صف مقدم آن قرار داشتند، خرده انقلاب های جنبش شهروندی لائیک دمکراتیک و سوسیال ایرانیان برای تغییر ریل سیاست در کشور است. تا هنگامی یک طیف از استوارترین، بی باک ترین و هوشیارترین جمهوریخواهان سوسیال دمکرات پرچم انقلاب قهرآمیز را بلند نکنند و خود در صف مقدم مبارزه نایستند، ویرانگریها و اعدام ها در ایران توقف پذیر نیستند و آب خوش از گلوی مردم پائین نخواهد رفت.
 
ایران مدت مدیدی ست که از مدار فرهنگ و سیاست نظام های تک رهبر، دینی و قومی عبور کرده است. بخشی از مردم ایران در بستر دو تجربه نظام سلطنتی و دینی، به ضرورت لایروبی بقایای نظام های پیشاسرمایه داری رسیده و تشنه آزادی، داد، دمکراسی، لائیسیته و برابرحقوقی شهروندی بدون هیچگونه استثناء و اما و اگر هستند.
 
ما ایرانیان می توانیم با تکیه بر خرد جمعی جامعه مان، خیز بلند تاریخی برداریم و نه تنها از مدار جوامع اسلامزده خارج شویم، بلکه زیر چتر فراگیر جمهوری خودمدیریت شهروندی، نیرومندترین پتانسیل کشور و مردم را برای ساختن ایران فردا به میدان آوریم.
 
مقدم ترین وظیفه ما، درهم شکستن نظام حاکم از طریق یک انقلاب قهرآمیز است. انقلاب یک ضرورت است، زیرا حکومت در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی و اخلاقی بیلان کار ویرانگرانه و فاجعه باری داشته و تداوم عمر نظام، به نابودی جامعه و کشور خواهد انجامید.
 
انقلاب در ایران امروز به اجبار، نمی تواند قهرآمیز نباشد، زیرا حکومتگران زبان دیگری جز خونریزی نمی شناسند و ما اجازه نمی دهیم با شعارهای مبارزه مسالمت آمیز، مردم خلع سلاح سیاسی شوند.
 
تجربه انقلاب مشروطه از پدران و مادران مان سینه به سینه بما منتقل شده و ما خود انقلاب بهمن را تجربه کردیم. با توجه به آموزه های مان از شکست دو انقلاب گذشته، بر بنیاد خرد جمعی جامعه و استفاده از تجارب اروپا، می توانیم ایران را روی ریل نظام جمهوری سوسیال، لائیک و دمکراتیگ قرار دهیم.
برای تحقق این هدف چه باید کرد؟
1) همبستگی همگانی باشندگان (ملت) ایران
2) انتخاب جنبش اقدام در خیابان و تدارک حضور قوی ملی و تهاجمی به منظور فلج کردن نیروهای رژیم در محلات و شهرها نه پراکنده، بلکه همزمان، هماهنگ و سراسری
3) تاکید بر همکاری میدانی همه سرنگونخواهان و حفظ مرزهای سیاسی با دیکتاتورپروران، کوشش بی وقفه برای همبستگی ملی ایرانیان، دفاع بی قید و شرط از موجودیت ایران در برابر اشغالگران حاکم، اشغالگران خارجی و خنثا نمودن سیاست تجزیه خواهی مزدوران ترکیه و عربستان از طریق ارتقاء آگاهی سیاسی مردم
4) حفظ هشیاری جامعه ایرانی به نسبت به پوپولیسم در سیاست و خطرهای جنبش های ارتجاعی – پوپولیستی.
در پایان نوشته، یاد نوید افکاری (غلامرضا تختی دوران استبداد سیاه و رذیلانه اسلامگرایان) را گرامی داشته و راه این دلاور که همانا  اقدام در خیابان و مبارزه با جلادان و آدمکشان رژیم اسلامی بود، پر رهرو باد.
نوید افکاری همانند اکثریت مردم ایران بر سر دوراهی مرگ تدریجی ویا حضور در خیابان برای تعیین تکلیف با رژیم اسلامی قرار داشت. راه دشوار آزادی، داد و دمکراسی در ایران، نیازمند همبستگی ملی و حضور هدفمند براندازانه، همگانی و همزمان برای هدف واحد دارد.
نویدافکاری ها، پویا بختیاری ها و … را در جنبش اقدام در خیابان تنها نگذاریم!
قدرت ما در حضور میدانی، وحدت در جنبش اقدام و تحمل، بردباری و به رسمیت شناختن تفاوت های سیاسی مان است!
اعدام، دزدی، غارتگری، فساد و سرکوب در حکومت اسلامی توقف ناپذیر است، پس زنده باد انقلاب قهرآمیز!
 
اقبال اقبالی
12.09.2020
منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: