ترەای کە خرد نمی شود!

اما شاید دلیل دیگر، خود سخنان مشخص خمینی باشد. درست است کە خمینی بر عدم دخالت نظامیان در امور سیاسی تاکید کرد، اما در همان حال او روی این مسئلە هم پافشاری داشت کە حفظ نظام از اوجب واجبات است. پس اگر حفظ نظام از هر چیزی مهمتر است چرا نتوان در همە پرنسیپهای اعلام شدە هم بازنگری کرد و آنچە تابو خواندە می شد را بە امر واقع روز تبدیل نکرد!

مجلس یازدهم و شورای نگهبان بە دنبال اصلاح قانون انتخابات هستند. علی مطهری نمایندە پیشین در مصاحبەای ضمن  انتقاد از این اصلاح، معتقداست کە با این کار دست شورای نگهبان در چینش نمایندگان بیشتر باز می شود و همچنین امکان حضور و دخالت نظامیان در امور سیاسی در نظام جمهوری اسلامی بالا می رود. او از توصیە خمینی می گوید کە نظامیان را از حضور در امور سیاسی برحذر داشتەبود.

بە رغم همە هشدارها در مورد خطر حضور نظامی ها در امور سیاسی، اما با آغاز رهبری خامنەای این روند آغاز شد و بشدت روند صعودی بخود گرفت. در واقع اصلی ترین تمایز میان دوران رهبری خامنەای و خمینی دقیقا بە این دخالت منحصر می شود.

اما چرا علیرغم همە هشدارها، حضور نظامیان بیشتر و بیشتر می شود؟ چرا توصیەها و میراث خمینی آشکارا بە کناری زدە می شود و برای آن ترە هم خرد نمی شود؟

عمدەترین دلیل در خود نظام دیکتاتوری می باشد کە خمینی در بنیانگذاری آن نقش بی بدیلی بازی کرد. هنگامیکە نظامهای سیاسی از مردم بتدریج دور می شوند، خودبخود نقش نیروهای امنیتی و نظامی در آنها افزایش می یابد. جمهوری اسلامی هم از این قاعدە مستثنی نیست. تا زمان بیشتر بگذرد این تمایل شدیدتر می شود و عملا ارادەای عملی برای توقف آن نمی تواند یافت شود. دیکتاتورها چارەای ندارند کە بیش از پیش بر سرنیزە تکیە کنند و مشروعیت خود را از قبل آن بدست بیاورند. تجربە همە نظامهای دیکتاتوری بخوبی بیانگر این امراند.

اما شاید دلیل دیگر، خود سخنان مشخص خمینی باشد. درست است کە خمینی بر عدم دخالت نظامیان در امور سیاسی تاکید کرد، اما در همان حال او روی این مسئلە هم پافشاری داشت کە حفظ نظام از اوجب واجبات است. پس اگر حفظ نظام از هر چیزی مهمتر است چرا نتوان در همە پرنسیپهای اعلام شدە هم بازنگری کرد و آنچە تابو خواندە می شد را بە امر واقع روز تبدیل نکرد!

پس علی مطهری برای اینکە بتواند با حضور بیشتر نظامیان در سیاست مقابلە کند، بخشا باید با میراث خمینی هم دربیافتد. او باید توضیح دهد کە چرا خمینی بعنوان مثال علیرغم وعدەای کە بە کمونیستها جهت داشتن آزادی بیان و فعالیت دادەبود، بە آن در زمان صدارت خود پشت کرد و صدها و هزاران فرد بی گناە را بدون آنکە جان کسی را بە خطر انداختە باشند و بە حقوق کسی تجاوز کردەباشند را بە زندان و بە چوبەهای دار سپرد؟

مشهور است کە لنین از اینکە استالین جایگزین او بشود راضی نبود، اما بعد ازمرگ لنین عملا استالین رهبری کشور را در دست گرفت و سیاست مشت آهنین در دوران او بە اوج خود رسید. لنین حتی با اینکە علنا بە احتمال این انتخاب در زمان زندگی خود اعتراض کردەبود، اما نتوانست جلو آن را بگیرد. روح او نتوانست آیندە را تسخیر کند. در واقع سیستم شوروی کە بر بنیان عدم آزادیهای سیاسی ایجاد شدەبود، قویتر از خود لنین هم عمل کرد. در حقیقت لنین آنجا می توانست جلو روند انتخاب استالین را بگیرد کە در کشور آزادیهای سیاسی و مدنی وجود می داشتند.

نهایتا اینکە تنها با تکیە بر بخشی از میراث خمینی نمی توان بە جنگ شرایط کنونی رفت. میراث خمینی در خود متناقض است و بنابراین بە همان اندازە خامنەای هم می تواند مدعی امانتداری میراث خمینی باشد کە علی مطهری هست. سایە این تناقض بر کشور، تنها با ایجاد یک سیستم دمکراتیک از بین خواهد رفت.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: