ترویج بی اخلاقی و زنای شرعی در سیمای آخوندی

بنابر مشکلات عدیده و گرفتاریهای اخلاقی متعدد در کشور، امروزه تبیین و تدوین اخلاق حرفه‌ای و جایگاه بایسته اخلاق در رسانه های جمعی یک ضرورت بی‌تردید جامعه ایران است. این کار، در محدوده اخلاق کاربردی، جامعه‌شناسی ارتباط جمعی، تا حدی به دین، اخلاق و تا اندازه‌ای به فلسفه اخلاق، دانش ارتباطات و علوم وابسته باز می‌گردد... 

 متاسفانه یکی از نتایج شوم دیگر انقلاب ١٣٥٧، وارد آوردن ضربە ای مهلک به "اخلاق" و "کرامت" فرد فرد مردم ایران بود. رژیم مُلایان شیعە، بر اساس منابع فقهی مملو از جهل و خرافه، نە فقط به علم و دانش در جامعه لطمه زدند، بلکه با شعارهای نظیر وحدت حوزه و دانشگاه، قشری آخوند طفیلی و مفت خوار را در حوزه های جاهلیه نظیر قم و اصفهان پرورش دادند، که غیر از چپاول بودجه مملکت، باعث و بانی بسط و گسترش خرافات، قبرپرستی، خمس و مال مردم خوری، زنا و  بی اخلاقی در کشور هستند. همین ها اینک مدیریت متعه(صیغه موقت) و تن فروشی شرعی را به منابع ارتزاق خود افزودەاند.

مقوله پراهمیت ضربه به اخلاق عمومی جامعه در رسانه‌های دولتی رژیم، موضوعی است که هیچگاه در محیط‌های علمی داخل کشور و نیز در میان نیروهای اپوزیسیون، چندان مورد بحث عالمانه و دستمایه تحقیق و بررسی جدی قرار نگرفته است. 

اگرچه در سایر کشورها، حتی آنها که از نظر اخلاقی در جامعه خود با معضلات گسترده رکود اخلاقی روبەرو هستند، چنین مهمی جزو مسائل حیاتی و سرنوشت سازشان به شمار می رود و نپرداختن بدان را برای نسلهای آینده آفت و بلایی بزرگ قلمداد می کنند.

در حکومت آخوندی، بی اخلاقی در انتشار مقالات و کتاب‌ها به روشنی مشاهده می‌شود، و روشنفکران دولتی دین شیعه، عمدا چشم خود را بر روی حقایق جاری در کشور بستەاند. این درحالی است که، تٲثیرات اخلاق رسانه می‌تواند در ابعاد وسیعی گسترش پیدا کند، به طور‌یکه همه رفتارهای فردی و جمعی و همه رسانه‌های سمعی، بصری و مکتوب را پوشش دهد. بنابراین، چنین پوشش وسیعی؛ به خوبی اهمیت و ضرورت پرداختن بیشتر به موضوع را نشان می‌دهد.

اخلاق رسانه‌ای، حوزه‌ای فرعی از اخلاق عملی است و خود عناوین و بخش‌های متعددی مثل اخلاق روزنامه‌نگاری، اخلاق رسانه‌های سمعی و بصری، اخلاق در محتوای فیلم، اخلاق در نمایش تئاتری، اخلاق در نقاشی و هنرهای تصویری، اخلاق در تألیف و انتشار کتاب و اخلاق در فضای مجازی و غیره... را در بر می‌گیرد.

بعد از انقلاب، در باب تعامل اخلاق در رسانه های ایران، ‌کمتر آثار معتبر و یا بااهمیتی را می‌توان یافت. در واقع، فقر منابع علمی و حتی دینی، و به جای آن ترویج دین دولتی، و تبلیغ عمدی برای جهل، بی بندوباری، ایجاد تزلزل در بنیاد خانواده ها، رشد خرافات و دروغ، فریب و ریاکاری از سوی رژیم، موجب شده است که، اندیشمندان حوزه علوم انسانی و دلسوزان اندک در جامعه، نتوانند قواعد اخلاقی و معیارهایی در باب اخلاق ارائه نمایند، که رسانه‌های ارتباط جمعی بدان پایبند باشند. 

اما مراد ما از معیارهای اخلاقی، تنها بایدها و نبایدهای دینی و حکومتی از سوی نهادهای فرهنگی ـ مذهبی آخوندها نیستند. بلکه سخن از اصولی بنیادی و پایدار در جامعه و ضرورت اجرای آنها مدنظر ماست. 

رعایت موازین اخلاقی، اعتمادسازی بین شهروندان و مخاطبان رسانه‌ها و انجام بهتر فعالیت‌های حرفه‌ای، و پایبندی شهروندان به اخلاق عمومی و اجتماعی از یک سو، و پایبندی مسئولان رسانه‌ها به اخلاق و نهادینه شدن اخلاق در رسانه‌ها از سوی دیگر، موضوع بااهمیتی است، که باید مورد تاکید جدی و موثر قرار گیرند.

بنابر مشکلات عدیده و گرفتاریهای اخلاقی متعدد در کشور، امروزه تبیین و تدوین اخلاق حرفه‌ای و جایگاه بایسته اخلاق در رسانه های جمعی یک ضرورت بی‌تردید جامعه ایران است. این کار، در محدوده اخلاق کاربردی، جامعه‌شناسی ارتباط جمعی، تا حدی به دین، اخلاق و تا اندازه‌ای به فلسفه اخلاق، دانش ارتباطات و علوم وابسته باز می‌گردد. 

مع الاسف، هیچکدام از نهادهای علمی کشور و حتی آنها که به شیوه تخصصی در حوزه علوم انسانی فعالیت می کنند و وظیفه ویژه آنها هم چنین حوزه ای است، تاکنون به شیوه جدی در اهداف و برنامه خود به چنین معظلی نپرداخته و یا دنبال نکردەاند و انگار که دغدغه اصلی آنها هم نیست.

مفهوم اخلاق در رسانه یا اخلاق رسانەها، اخلاقی است که از سوی رسانه‌های سمعی، بصری و مکتوب انتشار می‌یابد. ‌بدین ترتیب، اخلاق رسانه‌ای نقطه تلاقی، علم اخلاق با عامل رسانه‌ای است. با توجه به ویژگی‌های مقوله اخلاق، اخلاق رسانه‌ای مرتبط با ارزش‌ها و هنجارهای کلی جامعه است.

 بدین معنا که، مجموعه قواعد و اصول اخلاق باید توسط ارتباط گر و سازمان های ارتباطی رعایت شوند. حتی قواعد اخلاقی فردی در مورد هر ملتی، باید تنها با توجه به اولویت‌های دیی، ملی، زبانی، تنوع فرهنگی و نوع ساختار فکری آنها تعیین ‌شوند، نه اینکه حکومت بخواهد از طریق جبر و تحمیل سیاستهای رسانەای خود، بر یک سری اصول تعریف شده خود، اصرار ورزد و موجب تبعیض ملی و مذهبی گردد.

در طول چهار دهه حکومت آخوندهای شیعه، و بخاطر سیاستهای پوچ و شیطانی آنها در ایجاد تنفر، دشمنی و گرفتاریهای ملی و مذهبی، بحث بر سر رعایت اخلاق و ادب در رسانه ها و نیز وجود توهین و بی احترامی در سیمای آخوندی، هر از چندگاهی مطرح و مورد بحث واقع قرار می گیرد و زود هم بە فراموشی سپردە می شود. 

با توجه به شعارهای فورمالیته و عوام فریبانەای که مدیران فاسد سیمای آخوندی معتقد بدان هستند، در جهت عکس ادعاهای آنها، مردم ایران همیشه شاهد توهین به کرامت انسانی خود و ملیتها و مذاهب موجود در جغرافیای ایران هستند. باید گفت، بطور متناوب، یک ملت یا مذهب و یا بزرگان آنها، از جانب رسانه های حکومتی و رسمی کشور مورد توهین و فحاشی قرار می گیرند.

مسئله‌ای که ظاهرا در تضاد کامل با شعار همیشگی تلویزیون رژیم و مدیران حکومتی آن است. علاوە برآن، مردم ایران شاهد اتفاقاتی ناخوشایند در همین سیمای آخوندی هستند، که نه تنها کرامت انسانی افراد جامعه حفظ نمی‌شود، بلکه طی برنامه‌های مختلف، اصول اخلاقی و ادب و نزاکت عمومی نیز مراعات نمی شوند، و حتی با توهین به مسائل قومی و مذهبی ملیتها و مذاهب ایران، اصول اخلاقی و حقوق انسانی آنها نیز زیر پا گذاشته می‌شوند. 

و اینچنین حالتی تا جایی پیش می‌رود که در برخی برنامه های تلویزیون آخوندی، یک شخصیت معروف کشور یا مهمان ویژه برنامه نیز، برخلاف عرف رسانەای و زیربنای اخلاقی زیر سوال می‌رود.!!

در ماههای اخیر، حوزه این بی‌اخلاقی‌ها در سیمای آخوندی گسترده‌تر شدە است. حالا دیگر کار به جایی رسیده، که نه تنها مهمان برنامه تلویزیونی، و نه مجری هیچ حرمتی نه فقط برای خود که برای مخاطب هم قائل نمی‌شوند و به راحتی میلیون‌ها بیننده ایرانی را به تمسخر می‌گیرند و با زیرپا گذاشتن اصول برنامه‌سازی و اجرا، به کرامت انسانی ردم هم توهین می‌کنند. البته پیش از این هم، کم نبودند برنامه های که عمدا به ملیتها و مذاهب ایران توهین می کردند.

موضوع مورد بحث، تنها تقصیر و کوتاهی مجریان سیمای آخوندی نیست، بلکه در این قضیه و برنامه سازیهای گوناگون، انگشت اتهام بر گردن مسئولان صدا و سیما در حکومت آخوندی است و آنها عمدا در این جهت گام بر می دارند، تا سیاستهای کلی رژیم ولایت فقیه را از طریق صداوسیمای فاسد و خاطی پیش ببرند.

صدالبته، در این میان بازار اعتراض‌ها و واکنش های عمومی، نسبت به چنین بی حرمتیها و شکست کرامت افراد، بسیار اندک و هیچگاە مقبول نیستند. و فقط گروه یا طیفی خاصی در داخل رژیم به طرفداری یا نکوهش از رفتار صورت گرفته می‌پردازند و نه مردمی که به حقوق شهروندی و کرامت انسانی آنها توهین شدە است.

 اما این راه حل ماجرا نیست، و همه اعتراض‌ها و پست گذاشتن‌ها در فضای مجازی، مثل یک موج زودگذر فروکش می‌کند و چند روز بعد هم همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود و هیچکس نمی داند، خواسته چه بود و کدامین شعور و اصول اخلاقی، مورد توهین قرار گرفته است. 

سستی در اخلاق عمومی و پریشانی های اجتماعی، چنان دامن جامعه ایران را گرفته است، که تبلیغات برای تن فروشی و زنای شرعی در سیمای آخوندها در یک سریال تلویزیونی بطور مستقیم نمایش داده می شود، و در مقابل چشم بینندگان، یک خانم در مقابل یک شکلات، یک ساعت صیغه موقت یک مرد می شود.!!!( فیلم را ببینید)

آری، تقریبا مردم جامعه هم با کمال بی خیالی از کنار چنین رویدادی می گذرند و هیچ اعتراضی نیز نسبت به چنین برنامه ای ندارند. حتی کار به جایی می رسد که رژیم از جانب خود، برخی مسئولان و آخوندهای درباری را بعنوان مخالف چنین تصویری در سیمای آخوندی معرفی می کند و آنهایند که دم از اعتراض می زنند و نه مردم ایران و اصحاب حق.!!!!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: