رابطه اپوزسیون ایرانی با حرکت ملی آزربایجان چگونه رقم خواهد خورد؟

شماها در عالم خیال بر بالای ابرها راه می روید و با دستانی خالی، لازم نیست که در خارج نشسته ملت ترک آزربایجان را بخاطر مبارزه بر علیه پانفارسیسم متجاوز، تهدید به سرکوب کنید، رژیم تا دندان مسلح جمهوری اسلامی قبل از شما، کار شما را راحت کرده، امروز هزاران آزربایجانی مثل عباس لسانی سالهاست که در زندانهای مخوف رژیم شکنجه می شوند.
تهدید حرکت ملی توسط افرادی در خارج از کشور، برای آزربایجانی هائی که در استادیوم های ورزشی یکصدا فریاد می زنند، تورک دیلینده مدرسه، چیزی است شبیه صدای جیرجیرک. 

شماها در عالم خیال بر بالای ابرها راه می روید و با دستانی خالی، لازم نیست که در خارج نشسته ملت ترک آزربایجان را بخاطر مبارزه بر علیه پانفارسیسم متجاوز، تهدید به سرکوب کنید، رژیم تا دندان مسلح جمهوری اسلامی قبل از شما، کار شما را راحت کرده، امروز هزاران آزربایجانی مثل عباس لسانی سالهاست که در زندانهای مخوف رژیم شکنجه می شوند.

تهدید حرکت ملی توسط افرادی در خارج از کشور، برای آزربایجانی هائی که در استادیوم های ورزشی یکصدا فریاد می زنند، تورک دیلینده مدرسه، چیزی است شبیه صدای جیرجیرک.

البته این طبیعی است که شماها برای حفظ حاکمیت ملت فارس و از دست ندادن مستعمراتی چون آزربایجان، آنها را تهدید کنید، و حتی برای توجیه از دست ندادن آزربایجان مثالهائی هم در مورد مهار مستعمره انگلیس در نزدیکی آرژانتین بزنید، که این طرز برخوردها نماینگر دیدگاه استعماری شماست، در ضمن متوسل شدن به تاریخی که خود فارسها برای خودشان ساختند، در واقع ×× تاریخ ابزاری ×× برای توجیه حاکمیت ملت فارس و زبان فارسی برای ملل دیگر می باشد، این تاریخهای مغرضانه نمی تواند از این بعد ملاک زور گوئی شما در ایران باشد، این کتابهای  تاریخی فارس نوشته، چرندیاتی بیش نیستند، اینها رمانهای تخیلی و آرزوهای غیر واقعی جامعه فارس برای سواری گرفتن از دیگر ملل نگاشته شده و هیچگونه اهمیت و سندیت تاریخی ندارند، که البته یک روزی همه این کتابها برای خمیر شدن به کارخانه های مقوا سازی ارسال خواهند شد، اگر هم واقعا می خواهید حرکت ملی آزربایجان را سرکوب کنید، می توانید، با یک ندامتنامه به سفارت ایران بروید و پاسپورت گرفته و به ایران سفر کنید، و با حضور در میادین فوتبال مخصوصا در مسابقات  تیم تراکتور سازی، به همه کسانی که شعار ترکی می دهند، بگوئید خفه شید، و یا به یک بهانه سیاسی بزندان بروید و در زندان هزاران زندانی حرکت ملی را ارشاد کنید و براه پانفارسیسم هدایت کنید،

می بینید، این شما هستید که در خارج نشسته خواب می بینید و رجز می خوانید، ولی آن آزربایجانی که سالهاست در راه رهائی آزربایجان مبارزه می کند، درد زندان را بجان خریده، می داند بدنبال چیست، شماها باید مطمئن باشید که اگر همین امروز رژیم از هم بپاشد و سپاه پاسدان قدرت سرکوب خود را از دست بدهد، میلیونها آزربایجانی قد علم خواهند کرد، و دیگر نه رضا پهلوی و نه مریم رجوی و نه این سکولار دمکراتهای آبکی، نخواهند توانست در مقابل خشم انباشته ۹۵ ساله ترکهای تحقیر شده آزربایجانی در ایران مقاومت کنند. روسها با ۱۵۰ میلیون جمعیت با آن عظمتشان بعد از فروپاشی شوروی نتوانستند در مقابل نه میلیون آزبایجانی در باکو مقاومت کنند، با توجه به آمار جمعیتی ملتها در ایران، جمعیت بیست و دو میلیونی فارس چگونه خواهد توانست در مقابل چهل میلیون ترک مقاومت کند، البته بهتر است فراموش نکنید در جنگ هشت ساله، خرمشهری را که شما ها بباد داده بودید ترکها همان شهر را در مدت کوتاهی از دست صدام پس گرفتند، بقول آن سرگرد اسیر عراقی که در بازجوئی گفته بود ترس صدام فقط از ترکها می باشد، چون آنها ترمز ندارند، و وقتی هم که تصمیم می گیرند حمله کنند، هیچ نیروئی نمی تواند جلویشان را بگیرد و هر کسی را هم که می گیرند دخلش را در می آورند.

در ضمن تصور نکنید که داشتن سلاحهای پیشرفته شرط پیروزی در جنگ است، شماها کسی را ندارید که جرئت کنند این سلاحها را بدست بگیرد و مثل ترکها بدون توقف، تصمیم قاطع به پیشروی بگیرند.

در جنگ ایران و عراق شماها وقتی  عازم جبهه بودید شعار می دادید: ما مرد جنگیم، ما مرد جنگم، ولی به محض رسیدن به منطقه جنگی با شنیدن صدای اولین توپ و خمپاره با شعار : من برمی گردم، من برمی گردم، از جبهه در می رفتید. و می رفتید در تهران و خود را بعنوان زرمنده برگشته از جبهه جنگ معرفی می کردید و با واسطه گری آشناهای همزبانتان یک پست و مقام نون آبداری هم می گرفتید، و آن آزربایجانی صدیق هم برای حفظ مرزهای پرگهر جامعه فارسی جانشان را از دست می دادند، گذشت آنزمان، امروز این شماها هستید که در خواب غفلت فرو رفتید، امروز هیچ آزربایجانی دیگر حاظر نیست بخاطر اهداف استعماری شما  مرزهای پرگهر شما، در واقع آقائی شماها جانش را بخطر بیندازد، با اینکه این مملکت را پادشاهان ترکی چون نادرشاه، شاه اسماعل، آغامحمد خان، بنا نهاده اند، ولی شماها در عرض ۹۵ سال حاکمیت تاج و عمامه همه چیز را بر باد دادید، و امروز مملکتی ساختید که کودکان برای پیدا کردن غذا از زباله دانها، همدیگر را لت و پار می کنند، آری این شما ها بودید که ممالک محروسه تورک ساخته را به این روز انداختید، و همیشه بجای حمایت از مردم و روشنفکران، آنها را شکنجه کردید و کشتید، و در عوض گوش بفرمان و نوکر و چاکر دولتهای خارجی بودید، و بی جهت نیست که هیچکدام از شاهان فارس در ایران نمردند، و قبری هم در ایران ندارند، چون متعلق به این مردم نبودند.

اگر امروز رژیم جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است که پایتخت را به مناطق امن فارس نشین منتقل کند، ناشی از این است که پایگاه اجتماعی خود را در شهری با اقلیت فارس را از دست داده، و از طغیان ملل غیر فارس در تهران وحشت دارد، در واقع با اینکه کارشناسان معتقدند انتقال پایتخت کشور به شهر دیگری نه عملی است و نه مقرون به صرفه. ولی  به دلیل مهاجرت گسترده مهاجران به تهران، این شهر، خود به یک تهدید امنیتی تبدیل شده است، و حاکمیت شعیه فارسی برای حفظ امنیت جانی باند خود، فرار را بر قرار ترجیح داده تا حداقل در مناطق فارس نشین بتواند امنیت خود را بازیابد.

این سبستمی است که رژیمهای عقده ائی پانفارسیسم در ایران بوجود آورده اند، سیستمی سرمایه داری از نوع سرطانی و بدخیم که در هیچ کجای دنیا مشابهش را نمی توانید پیدا کنید

غیر باورترین فاصله طبقاتی و اجتماعی در تاریخ یک کشور

کنسرو خوراک گوشت آبدار مخصوص سگهای بالغ قیمت ۵۵۰ هزار تومان. کنسرو مخصوص سگ با طعم مرغ و بوقلمون قیمت  ۳۵۰ هزار تومان. خوراک ویژه ی پروبیوتیک به همراه حشرات خشک شده مخصوص همستر قیمت ۲۲۰ هزار تومان . یونجه ی معطر ، تهیه شده از کوه های آلپ ، کاملاً طبیعی مخصوص جوندگان خانگی قیمت ۳۰۰ هزار تومان . قلاده چرم طبیعی در سه سایز قیمت ۴۰۰ هزار تومان و.....

اینها قیمت برخی از محصولات موجود در یک pet shop زنجیره ای در خیابان فرشته تهران است!

اینکه سگ خانگی در فلان محله ی شمال تهران کنسرو ۵۰۰ هزار تومانی بخورد یا همستری در ایران، یونجه ی کوه های آلپ را تناول کند خیلی اتفاق مبارکی ست!

️یک سیستم حاکمیتی عریان  سرمایه داری پانفارسیسم عقده ائی که در ایران حکومت می کند که غیرقابل باورترین فاصله ی طبقاتی و اجتماعی را در تاریخ کشور به وجود آورده است.*

به گونه ای که پول دو وعده خوراک سگ ِ یک خانه در یک شهر، تمام درآمد ِ دست کم صدها خانوار چهار نفره در همان شهر است!* 

البته لامبورگینی ۱۵ میلیارد تومانی یا خانه ی ۵۰۰ میلیارد تومانی هم در تهران فراوان است.

این سیستمی که امروز در کشور حاکم است، فاسدترین نوع سرمایه داری غیر مولد است. مطلقاً نه ربطی به اسلام و عرب دارد، نه واقعاً عنادی با بزرگترین کشور سرمایه داری دنیا ( آمریکا ) .

آن روی سکه ی همین شهر ، ششصد هزار نفر زباله گرد است که سیصد هزار نفرشان " کودک " اند و در طول سال شاید هرگز حتی یک وعده خوراک گوشت آبدار نمی خورند!

این است واقعیت سرزمینی که بر حمایت از مستضعفین و هم پیکری بنی آدم فخر به عالم می فروشد.

شما این فرهنگ سرمایه داری را در ناف سرمایه داری جهان در آمریکا هم نمی توانید ببینید، این فرهنگ را می توانید فقط در هندوستان ناف و زادگاه پانفارسیسم مشاهده کنید، نهوه زندگی اشراف هندی را ما سالها در فیلمهای هندی دیدیم، ولی در همان کشور، نیم میلیارد انسان چیزی بنام خانه نمی شناسند، و در خیابانها رفع حاجت می کنند، متاسفانه آزربایجانی هائی که در قفس پانفارسیسم بدنیا آمده اند از این فرهنگ بی نصیب نمانده اند، ترکهائی که میگویند، آره دیگه، بابام اینا آذری بودند، ولی من اصلا ترکی بلد نیستم، شما هرگز این نوع فرهنگ و اختلاف طبقاتی را در استانبول و یا باکو نمی توانید ببینید.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
رذالت فرهنگی پارسیان با فرهنگ همچون آقای سعید محمودی..
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوسلار.
هرچه که زمان میگذرد کلمات جدیدی توسط پارسیان با فرهنگ 13 هزار ساله به ادبیّات سیاسی ایران افزوده میشود. « فستیوال گوت ورن های باکو » توسط سعید محمودی یکی از این کلمات است. با استفاده