دگماتیزم مخالفان «پیمان نوین» شاهزاده رضا پهلوی
04.10.2020 - 14:46

واقعا در حیرتم از این برخورد ها با پیام نوین شاهزاده رضاپهلوی. (من تمایل دارم که در تعریف سیاسی این پیام، عنوان «پلاتفرم مبارزاتی پیشنهادی رضاپهلوی» رو بکار بگیرم).   در برخورد با این پلاتفرم بجز تعدادی واقعگرا هرکس از راه رسید هرکس از راه رسید با عصبیتی عجیب و غریب .. فقط جای فحش رکیک باقی گذاشتند. یکی که در بی بی سی سخن میگفت علنا میگفت آقای رضاپهلوی دروغگوست چون خمینی هم در پاریس بود دروغ میگفت! خب اگر با این میزان بخواهیم بسنجیم که همه اپوزیسیون دروغ میگویند! اصلا طرف متوجه نیست که رضاپهلوی میتواند او را بجرم افترا به دادگاه بکشد که دروغگویی رضاپهلوی را اثبات کند. بسیاری برخوردها مجرمانه است منتها ما ایرانی ها گوش مان عادت کرده. فراموش میکنیم که پدرسوخته  فحش و نا سزاست چرا که هنگامی که مادرمان از دور دمپایی ابری را به طرف مان پرت میکرد یک پدرسوخته هم چاشنیش میکرد برای همین ما از شنیدن این ناسزا تکان نمیخوریم و تعجب نمیکنیم! یکیش هم این بابا در برنامه صفحه 2 بی بی سی! نگه گذاشته نه برداشته راحت میگه رضاپهلوی دروغ میگه! تازه آمده بودم به سوئد یک سری انقلابیون زمان شاه هنوز در سوئد زندگی میکردند. میگفتند آزادی یعنی این که در سوئد داریم، شما برو جلوی قصر پادشاه فحش خواهر و مادر بده اگر کسی بهت حرفی زد! و ما هم با تعجب میگفتیم بابا ماشالله کلاس!.. ماشالله آزادی بیان! میشه فحش رکیک داد! از اونجا معنی آزادی بیان ایرانی جماعت رو فهمیدم. همه همینجور فکر میکردند برای همین هم هنگام مناظرات سیاسی کسی از دوستان همان آدم ایراد نگرفت که آقا انتقاد بکن اما فحش نده. زشته! حالا بگذریم که این بابا اصلا خبر نداشت که در سوئد شما به یک آدم عادی هم توهین بکنی حق داره  تو را به دادگاه بکشه و خسارت بگیره. کجا توهین آزاد هست؟ سخن و انتقاد باید با مسئولیت همراه باشه. اگر گفتی خامنه ای از جنایت حمایت میکنه باید بتونی اثبات کنی (کذا). خلاصه هر کس رسید سر این پلاتفرم بارانی از انتقاد به سر شاهزاده باریدن گرفت تا اسمی در کنه و جزو «گنه کاران سیه روزگار» که نظر مثبتی نسبت به این پلاتفرم دارند نباشه!  هرکسی هم که اشکال و ایراد میگرفت طوری ایراد میگرفت که مضمونش این بود که یا کسی بنام رضاپهلوی در میدان نباشه یا اگر باشه بی کم و کاست به نظر و حرف اوعمل کنه و به اهداف اونها کمک کنه اما خود رضاپهلوی و مواضع و نظریاتش بوق! اونوقت این شازده واسه شون شیرین و بوسیدنی میشه. آخه بابا... سیاستمدار.. صاحبنظر..نازنین... تو اول ببین که داری در مورد چه کسی و در چه موقعیت سیاسی نظر میدی؟ امکانات و محدودیت ها و موضع سیاسی که او نمایندگی اش رو میکنه در نظر بگیر بعد توقعی در خور داشته باش که شاهزاده ازش بر بیاد و بتونه تغییراتی در رویه سیاسی که به اون عقیده داره بده نه اینکه توقعات فقط شخص تو و نیرویی که تو نمایندگی اش رو میکنی برآورده کنه.  مگه رضاپهلوی کمونیست هست که از او انتظار داری بگه من مخالف نظام سرمایه داری هستم و کارهای کشور باید در دست شوراهای کارگری باشه؟ آخه این چه توقعیه؟ اگر طرف مقابلت ترامپ بود هم باز ازش انتظار داشتی بر علیه سرمایه داری حرف بزنه؟ رضاپهلوی نیازی نیست تو بوق و کرنا کنه اما بخواد و نخواد او نماد یک نظام سرمایه داری هست حتا اگر بر زبان نیاره. زور که بزنه - که داره میزنه - در اعلام علنی این موضع جلوی خودش رو میگیره و این باید برای تو آدم «سیاسی» باید قابل فهم باشه. یک سری از اینها، بطور مشخص سخنگویان حزب کمونیست کارگری از رضاپهلوی توقع رفتار و تبلیغ افکار کمونیستی دارند! ینی این که میگم حرف مفت و بی پایه نیستها! دقیقا همین را از او میخوان. وقتی به همه مواضع او ایراد دارند و برایش راهی بجز تایید مرام کمونیستی باقی نمیزارن آیا معنی دیگری بجز توقع کمونیست شدن رضاپهلوی هست؟  آخه نامربوطی به امر سیاست تا چه حد!؟ اصلا وجود تفکر سرمایه داری در ذهن طرف رو انکار میکنند!  این یعنی انکار یک جناح سیاسی در یک کشور. آقا مخالفی باش.. اما از دیگران توقع نداشته باشند کمونیست بشن یا بیان مثل دیگری مسلمان دو آتشه بشن! این دیگه انتقاد نیست زورگویی است! آقا میخوای تبلیغ افکار کمونیستی بکنی؟ این کارها از رضاپهلوی و من و جبهه ملی بر نمیاد. تو اینو بفهم و برو تو برنامه تلویزیونی و رسانه خودت و در خیابان پرچم بگیر و اینقدر شعار بده تا جونت.. استخفورولا. .. صلواتی عنایب بفرمایید! 

 اینا یه توقعاتی رو مطرح میکنند که واقعا برخی شون از نگاه من اگر گویندگان خالی از شعور سیاسی  نبودند و نگاه پراگماتیست و واقع گرایانه به سیاست میداشتند هرگز این سخنها را بر زبان و قلم نمیراندند. وقتی به «انتقادات» نگاه میکنیم متوجه پرتی این جماعت از واقع گرایی سیاسی میشویم.  نگاه میکنم می بینم از حرف مفت گرفته تا توقعات بیجا و نامربوط سیاسی از او از این  بترتیب ایفای نقش در این نمایش عجیب و غریب  به در لباس مثلا انتقاد از این قراره : رضاپهلوی حرفاش تکراریه، ژست گرفته، میخواد از تک و دو نیافته، خیالات میپروره.  رضاپهلوی اگر مردمی هست باید بگه من خواهان تجزیه ایران هستم، من پشتیبان تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی اون به هر قیمتی هستم، من اصلا پشیمون شدم بخاطر ایران سوگند یاد کردم که تداوم بخش قانون اساسی مشروطه هستم و اصلا خر ما از کرگی دم نداشت، من حاضرم به دادگاه بیام و بخاطر جنایات پدرم پاسخگو باشم و مجازات شوم،  قصد من مخالفت با اسلام و خراب کردن مساجد و از دم تیغ گذراندن آخوندها و براندازی مسلمانی در ایران است، قصد من لت و پارکردن سپاه پاسدارن و بسیج و منحل کردن ارتش و تکه تکه کردن کارمندان وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد ایران است،  اهداف من در راستای دین مبین اسلام و تقویت آخوند جماعت است، با اصلاح طلبان حاضرم هم لقمه شوم، من مخالف تحریم جمهوری اسلامی هستم و به بهانه برطرف شدن گرسنگی مردم حاضرم تحریمها برداشته بشه و سپاه پاسداران بتونه پول حسابی برای نا امن کردن منطقه بدست بیاره، من به آرمان کمونیزم پایبندم و اصلا از عنوان شاهزادگی که دارم هم چشم پوشی میکنم و فردا در تظاهرات ضد سرمایه داری شرکت میکنم. من قبر محمدرضاشاه رو زیر و رو میکنم و همه دست آوردهای پدر و پدربزرگم رو لوث و انکار میکنم. اصلا پدرم بجز شکنجه مردم ایران و بالاخص سیاسیون سرگرمی دیگری نداشته و بقول یکی از «بزرگان اول انقلاب در مصاحبه تلویزیونی» پدرم شبها یک کاسه خون شکنجه شدگان رو میاورده  خونه ما خانوادگی توش نون ترید میکردیم سرد سرد  با یه گیلاس شراب قرمز میخوردیم و کیف میکردیم،  من قمارباز و خانم باز هستم، بی عفت هستم چون تو یه ویدیو دارم با زن و بچه ام مثل سایر مردمان عادی تفریح میکنم و بالانس میزنم،  یکی دیگه انتظار داره ایشون بره وقتش رو مثل سایر شاهزاده های بیکار تاریخ تو کازینوها و قایقهای تفریحی بگذرونه و عکسهای پاپاراتزی ش فروش ررسانه های خاله زنک رو بالا ببره،  اون یکی میگه بیا دادگاه جواب بده پولهایی که بابات دزدید چه کردی بیار بده ما!  یکی میگه تو هچیوقت تو زندگیت کار نکردی و لیاقت رهبری نداری (واقعا این هایی که ایراد میگیرن رضاپهلوی کار نکرده دیگه خدای پرت و پلا هستن. انگار جورج بوش و رونالد ریگان و لنین و ملکه الیزابت و پادشاه سوئد و پرنس سیهانوک و خوان کارلوس ولیعهد سابق و پادشاه اسپانیا اول عمله و رفتگر و بقال و کارگر کارخونه بودن بعد رفتن رهبر و رئیس جمهور و شاه شدن!) دیگری میگه حرف بزن تو صحنه باش رهبری کن چرا 40 ساله نمیایی مردم منتظرن تو بیایی نجات شون بدی، یکی میگه اصلا حرف نزن،  ... و خلاصه فقط مونده که رهنمود بدن ایشون چطوری بادگلو در کنن که به تریج قبای فلان اپوزیسیون و فلان شخصیت بر نخوره!  رویکرد یه سری دیگه هستن که خیلی جالبه! میگه چرا میگین شاهزاده ... بگین آقا!  آقای رضاپهلوی و هی هم تاکید میکنه و تازه از مثلا بی بی سی هم ایراد میگیره که چرا میگی شاهزاده. و وقتی فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی در صفحه 2 میگه سیاست بی بی سی این هست که شاهزادگان از جمله ایشون را با مقام شاهزادگی یاد کنند با یک تشر مصاحبه شونده ناچار میشه جا بزنه و ده بار بگه آقای رضاپهلوی و یک بار بگه شاهزاده که طرف راضی بشه. و این سیاسیون آگاه  یه لجی هم دارن که حتما و حتما ایشون رو آقای رضاپهلوی خطاب کنن. (دمشون گرم که  نمیگن این یارو !! )

 

آخه بابا.. تو باید ایشون رو شاهزاده خطاب کنی! نه به این خاطر که او شاهزاده است بلکه به این خاطر که تو میخواهی با شاهزاده و مقام شاهزادگی و بطور کلی کانسپت سلطنت مخالفت کنی! وقتی به ایشون خطاب میکنی آقا ایشون رو از اون کانسپتی که نمایندگی میکنه میکشی بیرون میزاریش کنار خودت و آقای محسن کردی یا آقای کیانوش توکلی و سایر آقایان. وقتی میگی من با رضاپهلوی یا آقای رضاپهلوی مخاالفم انگار از قیافه ش خوشت نمیاد که مخالفی.  در حالیکه اگر بگی من با پادشاه شدن شاهزاده رضاپهلوی و اهداف اون مخالف هستم در واقع یک پیام سیاسی رو داری میرسونی و آن اینکه با کلیت کانسپت شاهزاده و شاهزادگی و پادشاهی - بسته به نظرت- مخالف هستی. اما این امتیاز این گونه مخالفت کردن رو از دست میدی و ایشون رو آقا خطاب میکنی که چی؟ رجزخوانی! بجز اینه؟ سود دیگری داره؟ مثلا میخوای بگی برام ارزش نداره که شاهزاده باشه؟ خب اینطوری که داری اعتراف میکنی شاهزادگی از نظر تو یک ارزش هست که میخوای به خیال خودت و به سهم خودت این امتیاز رو از رضاپهلوی دریغ کنی!  این نوعی اعتراف به این هست که کانسپت «شاهزاده» از نظر تو یک مقام والا و ارزشمند هست و فقط مشکل اینه که رضاپهلوی شاهزاده شده اگرنه اگر محسن مخملباف بود مشکلی نداشتی!  این نقض غرض هست آقا.. اینو بفهم. بگو شاهزاده رضاپهلوی و انتقاد کن تا من بهتر بفهمم با کی طرف هستم و نظرش رو در باره این کانسپت بفهمم نه این که فکر کنم اگه مثلا شازده شمسعلی میرزا  داداش اسدولا میرزا بود لابد باهاش مشکلی نداشتی!  دیگری هم که با ایشون موافق و هوادار هست میگه شاهزاده رضاپهلوی از راه احترام و تاکید بر مقام او و کانسپت پادشاهیو این هم یک پیام سیاسی داره و این امری طبیعی است و همه درک میکنند. اگر آقای رضاپهلوی بود که سلطنت طلب جماعت براش تره هم خرد نمیکرد چرا که این کانسپت رو نمایندگی نمیکد.  وقتی میخواهی از فرانکو سخن بگی باید بگی ژنرال فرانکو یا ژنرال پینوشه تا بار سیاسی او را هم در نظر بیاری. در مقام مخالفت میخوای بگی رضاپهلوی و جد و آبادش دزد و جنایتکارن؟ سیاسی اش اینه که بگی شاهزاده رضاپهلوی دزد و جنایتکاره! نترس اگه بگی شاهزاده رضاپهلوی دزد و جنایتکاره کسی نمیگه سلطنت طلب شدی. اگر در انتقاد از او عنوان شاهزادگی او را بکار ببری کسی نمیگه براش احترام بخصوصی قائل شدی. همه این درک رو دارن که سلطنت طلب نیستی و مخالفی. نمیخواد هی آقا اقا کنی که تاکید کنی که تره هم برای شاهزاده رضاپهلوی و مقام شاهزادگی او خرد نمیکنی! فک کنم دیگه اینو هر ننه قمری درک کنه بجز تو کودک سیاسی و حساسیتهای بچگانه ات!!

در پاسخ کسانی که میگن رضاپهلوی تو این سال تکرار مکررات کرده و شکست خورده و هیچ کدام از تشکلاتش به انجام نرسیده ...  آخه بابا.. اول برو تو آینه واقعیت ... یه نگاه به سر تا پای خودت بنداز. ببین خودت کی هستی؟ چه کردی؟ آیا قبل از انقلاب سنگی تو این مملکت روی سنگ گذاشتی؟ آیا حرف و عملت پس از انقلاب یک سنگ ریزه رو در این مملکت جابجا کرده؟ آیا تو نبودی که با  اعمال فرصت طلبانه برای بدست گرفتن تمامی قدرت و پس زدن سایر نیروها پس از انقلاب آلت دست آخوندها شدی باهاشون همکاری کردی و بهانه به دست آخوند دادی که تر و خشک رو باهم بسوزونن؟  تو خودت چکار کردی که میگی رضاپهلوی در این 40 سال کاری نکرده و تکرار مکررات کرده؟ مگه تکرار مکررات در سیاست ایران حرف تازه ای هست؟ مگه دیگران هر بار طرحی نو و سخنی نو داشته اند به انجام هم رسوندن؟ چیزی رو عوض کردن؟ تاثیری داشتن؟ چیزی در ایران عوض شده؟ آقا این اپوزیسیون با همه ید و بیضا و رسانه هاش و بی بی سی و صدای آمریکا و اینترنشنال و غیره زور که زدند... زور که زدند و گلو پاره کردند تونستند جلوی یکی دو اعدام رو بگیرند. آیا تونستند بیش از این بکنند؟ تونستند انتخابات درون خود جمهوری اسلامی رو از دست شورای نگهبان بیرون بکشند؟ حالا اتحاد کارگران و سرنگونی رژیم حسابی طلب تون که تو اندازه هاش نیستین.

میگن رضاپهلوی فلان حرکتها رو راه انداخته و بعدش موفق نشده اومده بیرون. خب وقتی طرحی و کاری موفق نشه و حتا نتیجه نامطلوب داشته باشه طبیعی است که فرد سیاسی تجربه بگیره و تغییر روش بده! همچی از تکرار مکررات و موفق نشدن حرکتها و تلاشهای رضاپهلوی میگن که انگار سایر نیروهای اپوزیسیون ایرانی در این 40 ساله صد بار رفتن پشت دروازه های تهران و چون با خودشون دمپایی نیاورده بودن نخواستن امسال ایران رو تسخیر کنند برگشتن خونه بجاش یه دست تخته نرد زدن! اگه نه یه سوت خامنه ای رو انداخته بودن تو خلیج فارس. باور بفرمایید جان شما میتونستن، فقط نجابت شون اجازه نمیداد! اخه باید رای مردم رو هم بگیرن که خامنه ای رو پرت کنن و تو خلیج فارس یا نه-- عه.. از اتاق فرمان میگن چند نفر اعتراض کردن. ببخشید منظورم همون خلیج بود!!--  

آقا تکرار مکررات رسم و رویه بناچار اپوزیسیون جمهوری اسلامی و شرایطی است که در این 40 ساله در آن بسر برده است. در این اپوزیسیون در داخل و خارج مگه کم انشعاب رخ داده؟ مگه به روی هم حتا اسلحه نکشیدن؟ از قبل از انقلابش که با زرنیخ هم حساب همدیگه رو رسیدن! آخه بابا با سابقه... یه پپسسی وساه خودت باز کن. در این 40 سال بجز تکرار مکررات مگه چیز دیگه ای از این اپوزیسیون دیدیم؟ مگه کم نیروها یکدیگر رو به نوکری رژیم و بیگانه و غیره متهم کردن؟  و مگه سرباز بی جیره و مواجب خامنه ای کم داریم تو این اپوزیسیون؟ لگد خورده به باسنش از ایران در رفته اومده اینجا لباس اصلاحات به تن کرده. حالا دیگه اقرار و اعتراف به این که انقلاب اشتباه بوده نه تنها ننگ نیست بلکه مایه سنگینی سیاسیه! حالا در این لباس بهتر میشه گفت که سرنگونی ننتایج بدی ببار میاره. میشه مسعود بهنود میگه این حق منه که برم رای بدم و از این حقم استفاده میکنم! تو حقت هست پاسپورتت رو تازه کنی و به دستبوسی آقا هم بری! مگه همین حزب کمونیست کارگری و بلندگوهای بنامش علی جوادی و آذر ماجدی و یکی دو دیگر شان در مناظرات بارها و بارها از دهه ما پیش هربار ادعا نکردن که «کمونیزم کارگری امروز تعیین کننده راه مبارزات است و پشت دروازه های وزارتخانه ها و کارخانه ها عنقریب است که سرنوشت سیاسی ایران رو کمونیسم کارگری در دست بگیره؟» مگه در این سالها کم ایین صفحه خش دار رو تکرار کردن؟  آخه کو؟  پس چی شد؟ چرا هر دفعه انگار که بار اوله که دارن این حرف رو میزنند و اصلا تکرار نیست! آقا همین حزب کمونیست کارگری شما مگه پس از مرگ حکمت انشعاب نکرد؟ با چه وقاحتی از موفق نبودن رضاپهلوی در فرشگرد و شورای ملی و غیره حرف میزنی؟  کی میخواین دست از این هوچی گری ها و مغلطه ها بردارین؟ برو سر کوچه تون جلوی مدرسه از یه دانش آموز راهنمایی یا اصلا برو جلوی دانشگاه از یه دانشجوی فنی بپرس علی جوادی رو میشناسی؟ میگه آنه!  آذر ماجدی چی؟ میگه اسمش آشناست.. تو فیلمای یوتوب دیدم با منوچهر وثوق فیلم بازی میکرد.. میگی نه بابا اون آذر شیواست. بعد اصرار کن که به مغزت فشار بیار یه چیزی بگو. طرف هم یه نفسی میکشه و آخرش از ناچاری میگه علی جوادی اون یارو شاگرد فرش فروشه نبود که عاشق خواهر شهرزاد تو سریال شهرزاد بود؟  آخه بابا.. بیخیال.. مگه شماها با کودک دبستانی طرفید؟ هی تو مناظره ها میگین مردم ایران باهوش هستند و گول امثال رضاپلهوی رو نمیخورن بسیار خوب تایید میکنیم. اما تو دیگه چرا؟ تو چرا میایی همچی حرف میزنی که انگار همه تو ایران کمونیستن! 

.. خلاصه ملغمه ای بپاست! و این میان یک فرضیه رو خوبه در نظر داشته باشیم. میخوام ببینم این بابا امروز قلبش وایسه کی از همه بیشتر خوشحال میشه و بنفع کی هست؟ فکر کنید چیزی بنام رضاپهلوی اصلا در میان نیست. اولش البته فک کنم همه یه نفس راحتی بکشن که خب.. اینم رفت. اما بعدش متوجه میشن که اون یه پرچم بود که از دست همه رفت. اون یک صدا بود که بیش از همه شناخته شده بود. او کسی بود که نه با پول و رشوه به رودی جولیانی و یه سری تندروهای آمریکایی بخواد پشتیبانی جلب کنه بلکه بخاطر موقعیتی که داشت میتونست به سهم خودش اعتراضات مردم ایران رو به گوش دیگران برسونه و از اونها بخواد که رژیم ایران رو در تنگنا قرار بدن نه برای اینکه به قدرت برسه که فعلا امکانش نیست، اما دستکم فشار بیاره دونفر رو از اعدام شدن نجات بده. اونجاست که درک میکنن یک همرزم رو از دست دادن. اونوقته که میافتن به جون هم که بابا رضاپهلوی هرچی بود یک صدا بود در جبهه مخالف جمهوری اسلامی و مواضع او آنقدر با شماها تفاوت نداشت که مواضع سایر نیروها. حالا شروع میشه!  تقصیر تو بود رضاپهلوی دق کرد مرد اون یکی میگه نه.. تقصیر تو بود مرد.  یکیش همین بهرام مشیری! این آقا صب تا شب انتقاد و انتقاد از خاندان پهلوی. تا علیرضا خودکشی کرد شب صاحب خون! معلوم نیست از کجاش در آورد که آقا شماها این بچه رو وارد بازی های سیاسی نکردید اون هم ناراحت شد خودشو کشت! آخه آدم... تو از کجا از کدام فاکت و مدرک به اینجا رسیدی؟ با علیرضا حشر و نشر داشتی، سنگ صبورش بودی؟ رازدارش بودی؟ اگه علیرضا هم مثل برادرش شاهزاده رضا میامد به میدان که اولین کسی که کلفت و نازک بارش میکرد که واسه چی اومدی همون داداشت هم زیادیه که خودت بودی جناب مشیری! یک کم نجابت سیاسی داشته باش! بچه خودکشی کرده این نشسته پشت دوربین نمک میپاشه به دل مادر داغدار این بچه! بله؟ از اتاق فرمان میگن اپوزیسیون میگه پس باباش ممدرضا که اون همه مادر رو داغدار کرد چی؟ بهشون بگین که کردی میگه کسی که هندوانه میخوره پای لرزش هم میشینه. همین فردا از خواب بیدار بشین بشنوین یه بمب تو ماشین رضاپهلوی منفجر شده رفته هوا چی؟ خب سیاست همینه و خطر داره. کسی که میاد وارد گود میشه با شیر و شغال دست و پنجه نرم میکنه باید انتظار این چیزا رو هم داشته باشه. بعد هم او ن زمان به عقل شون بهتر از این نمیرسید. اگر من بودم میگفتم بگذار تروریستهای مخالف شاه ایننقدر از مردم بکشند که نفرت مردم اینها رو از میدان بدر کنه نه این که رژیم برای نجات مردم طرف رو شکنجه کنه که بگه بمب بعدی کجاست. مردم باید هزینه بدن برای آزادی بیان و دمکراسی. و رژیم نباید شکنجه میکرد. اما کسی که میاد وسط گود باید پیه خیلی چیزا رو به تنش بماله. و اطمینان صددرصد دارم که اگر رئیس جمهور منتخب حزب توده، فداییان، مجاهدین خلق از دهه 40 تا انقلاب رئیس جمهور بودند بهتون نشون میداد یه من آب چقدر کره داره. نیرویی که ادعای حقوق بشر و اعتراضش به شاه کمر غول رو پاره میکرد به خلخالی تیغ برا میگفت و آفرین میداد که بدون دادگاه و وکیل مدافع خدمتگزاران این آب و خاک رو از طناب آویزون میکرد- چی؟ اتاق فرمان میگه ارتشبد نصیری.. جواب بدین اون هم حق برخورداری از دادگاه عادلانه داشت اما شما هوادران حقوق بشر از او دریغ کردید و این ننگ تا ابد روی چهره تون هست چه برسه به آنها که بجز خدمت به این آب و خاک نکردند و سر دار خلخالی رفتند.

اما یک سوال: از نبود رضاپهلوی در صحنه کی از همه خوشحال تر میشه؟ اول از همه شخص علی خامنه ای  و  رژیم جمهوری اسلامی! اینها اول از مرگ شاه شاد شدند و در این 40 سال منتظر مرگ طبیعی یا سیاسی شاهزاده هستند که فریاد شادی شون بره بالا. مرگ مسعود رجوی که مسلحانه در میدان مبارزه با این ها بود آب از آب را تکان نداد . مرگ علی جوادی، آذر ماجدی رهبران حزب کمونیست کارگری که در هر بحثی و منظره ای کف به دهان به همه و از همه بیشتر به رضاپهلوی و رژیم شاه حمله میکنند و ادعای محبوبیت حزب شان در ایران کمر خر را پاره میکنه و نیز هرکدام از رهبران اپوزیسیون برای خامنه ای حتا خمیازه هم نمیاره. اصلا عددی نیستند.  کورش زعیم از جبهه ملی کیلو چند؟ اسم این بابا رو کی شنیده؟ یا حسن شریعتمداری «مدیر شورای گذار» (که اتفاقا با شاهزاده هم همسویی داره)  رو کی میشناسه؟ همه اینها رو که اسم بردم بعلاوه هر سیاسی دیگری مثل نوریزاد و نسرین ستوده که جایزه صلح نوبل آلترناتیو رو هم گرفته برید در ایران از بقالی و قنادی و نان بربری فروش سر کوچه تون تو ایران بپرسید اینا رو میشناسی؟   بله.. مردم میرحسین موسوی و مسعود رجوی و کروبی رو به دلایل واضح می شناسند. اما وقتی نام رضاپهلوی رو در مقام مقایسه بیاری میگن اقا میرحسین موسوی کیلو چند؟ ملت تقریبا همه چیز رو در مورد رضاپهلوی و نظامی که او نمایندگی میکنه از سیر تا پیازش رو می شناسند. ساواک و شکنجه هاش رو میشناسند، پیشرفتهای زمان شاه رو به چشم دیدن و عبارت نور به قبرش بباره رو نیست کسی که از دهنش در نیامده باشه و صدای پشیمانی همه انقلابیون رو بجز اونایی چیزی که کم ندارن «رو» هست از دهن ها شنیدن.  از میون همه ایرانیان تنها کسی که حرف میزنه و همه از علی خامنه ای و رسانه ها و افراد و نیروها چه در داخل گرفته و چه خارج همه عین ترقه از جا میپرند و با عصبیت و کف به دهان شروع به نعره زدن میکنند رضاپهلوی است. یه لحظه تصورش رو بکنید فردا قلب رضاپهلوی از کار بایسته و بره. میخوام ببینم که این آیا بنفع این اپوزیسیون هست؟ بله.. به نفع تجزیه طلبان و کشورهای دشمن ایران مثل کشورهای عربی و اونها که ایران و ایرانیت براشون از زهر تلخ تره و میخوان این آب و خاک از هم بپاشه به نفع شون هست.  بقیه میبازند. همه ما میبازیم. بقیه از همین حزب کمونیست کارگری  گرفته تا جبهه ملی و حزب توده و همه سیاسی هایی که نیروهاشون زمانی در زندان شاه شکنجه شده اند از نبود زضاپهلوی رنجور خواهند شد و می بازند!!!

 40 سال از این انقلاب میگذره.  نه تنها نیروهای سیاسی بلکه این ملت همچی باورشون شده بود که «بزار این شاه بره هرچی میخواد بشه بشه مهم نیست از این که هست بهتر میشه» که از کمونیست و مصدقی و مومن شون دربست رفتند زیر لگام امام امت.  وحالا با وقاحت میگن تقصیر شاه بود که خمینی آمد. آقا  شاه ارتش آورد تو خیابون تو را به گلوله بست که بری خونه ات و جلوی این انقلاب گرفته بشه! چرا اقرار نمیکنی سهم بزرگ رو تو داشتی؟ چرا نمی پذیری که در درجه اول بلاهت و نادانی و بی تجربگی سیاسی خودتان بود. بقول دکتر آجودانی که من لذت میبرم که هرکجا می نشیند به درستی میگوید که این انقلاب قبل از هرچیز حاصل جهل یک ملت بود. این توهین نیست آقا.. اگر گفتند فلانی خر است.. این یک توهین است. اما اگر برای جهالت ملتی دلیل آوردند این دیگه توهین نیست! شما برو به یک کشاورز آلمانی بگو عکس فلانی که دوستش داری تو ماهه! بهت میگه خودتی. ما مدیر بانک و حتا ژنرالها رفتند رو پشت بوم چک کنند ببینند هست یا نه! این یک واقعیت است. ایرانی سال 57 فاقد شم سیاسی بود و در سیاست بطور معمول جاهل و نادان بود. میدونید چه کسانی به خمینی سواری دادند؟ کمونیستهای هوادار کارگر که اغلب یک مشت بچه سوسول خانزاده و بزرگزاده که تو عمرشون یک بیل هم نزده بودند و با آچار یک مهره سفت نکرده بودند. (جالبه همینها از رضاپهلوی ایراد میگیرند که تو عمرش بیل و آچار دستش نگرفته) پسره بیست تا 25 ساله باورش شده بود که وظیفه داره یک ملت رو از یوغ استعمار و استثمار و استحمار استفراغ و چه و چه رها کنه! اینقدر اینها در باورهای خود جدی بودند که شاه بیچاره هم امر برش مشتبه شد که واقعا جنایتکار شماره یک جهان است! آغا.. مطابق آمار عفو بین الملل در سال 1357 ایران از نظر عدم رعایت حقوق بشر سی و دومین کشور جهان بود. ما خیال میکردیم در این مهم نامبر وان هستیم!! انصاف را که همه شما خوانندگان و نویسندگان این صفحه تصورتان بر این نبود که شاه ایران در جهان در سفاکی و بیرحمی و خونریزی در جهان همتا نداره؟ و خیلی چیزای دیگه. بقیه رو واگذار میکنم به خودتون. فقط یک کمی بخودتون بیایید ببینید دارید چه کسی را و در چه موقعیتی مورد انتقاد و قضاوت قرار میدهید. انتقادات تان را مربوط کنید که برای طرف مقابل قابل اجرا باشد. همین. 

شده مثل این فیلمای آمریکایی. یکی وا میسته میزنه میزنه میزنه..بعد به طرف که جلوش وایساده و نیافته میگه حالا نوبت توئه فلان فلان شده! 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما