با سلطنت نمی توان بە آرمانهای مردم دست یافت
06.10.2020 - 00:10

چنانکە 'سولیوان' سفیر وقت ایالات متحدە در ایران در هنگامە انقلاب بهمن در خاطرات خود می گوید، آمریکا در بە قدرت رسانیدن مذهبی ها در ایران همراە شد برای اینکە از عروج چپ و تسخیر دولت توسط آنان جلوگیری کردەباشد. او می گوید کە بقدرت رسیدن چپها باعث تسلط شوروی بر ایران می شد و این برای آنها یک کابوس وحشتناک بود، کابوسی کە هیچگاە نمی بایست بە منصە ظهور برسد.

حال بعد از نزدیک بە چهل و دو سال عمر جمهوری اسلامی، در بحبوحە بحرانهای کشور، منطقە و جهان نیروهای معینی در غرب کە از استمرار رژیم مذهبی در ایران مطمئن نیستند، و علیرغم اینکە هنوز مرحلە تغییر آن فرانرسیدە است، اما با طرح سلطنت طلبها و فردی مانند رضا پهلوی و اهمیت دادن بە آن، تلاش می کنند پیشاپیش بنوعی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی در صورت بروز حوادث پیش بینی ناپذیر عمل کردەباشند. در واقع سلطنت انتخاب ارجح آنهاست.

بە نظر می رسد بعد از چهل سال ما باز در آستانە تکرار تاریخ قرار گرفتەایم. اما این بار آنها از ترس چە کسانی بە رضا پهلوی پناە می برند؟ آیا چپ آنقدر قوی هست کە بخواهند با طرح مجدد سلطنت بر عروج آنان دوبارە لگام زدەباشند و باز از قدرت گیری نیروهائی با سمت گیری معین اجتماعی بە نفع زحمتکشان در کشور جلوگیری بعمل آوردە باشند؟

ظاهرا دوران با زمان دنیای دو قطبی تفاوت آشکار دارد. نە شوروی و بلوک شرق باقی ماندەاند و نە نیروهای چپ در کشور از توان و نفوذ آن سالها برخوردار. اتفاقا بخش مهمی از این نیروها تغییر یافتەاند و دیگر مارکسیسم ـ لنینیسم ایدئولوژی آنها نیست. عمدە آنان بە نیروهای چپ میانە فرارویدەاند و مفاهیم دمکراسی و آزادی را در سرلوحە هویت و برنامەهای خود قرار دادەاند. پس باز روی این سئوال تاکید کنیم کە علت گرایش شدید بە رضا پهلوی چیست؟

در جواب باید گفت کە:

ـ بعلت پیوند تاریخی جریان سلطنت طلب با غرب کە پیوندی نوکرمنشانە و از روی سرسپردگی بودەاست، در بلبشوی اوضاع ایران این نیرو برای آنها شناختەشدەترین نیرو و بنابراین مطمئن ترین آنهاست،

ـ آنها هنوز مایل بە این نیستند کە نیروهای چپ حتی با گرایش میانە در ایران بقدرت برسند، زیرا کە این نیروها حداقل حافظ و مدافع استقلال کشور خواهند بود، و رابطە با غرب را از طریق مفهوم استقلال پیگیری خواهندکرد،

ـ آنها از قدرت یابی جمهوری خواهی در ایران می ترسند، زیرا نیروهای جمهوری خواە قرابت کمتری با آنها دارند و نیز عمدتا نیروهائی هستند کە در تاریخ خود حامل گرایشات ضد امپریالیستی و یا بهتر بگوئیم ضد غربی بودەاند. حتی اگر تغییر هم کردەباشند، اما در نظر آنان این تاریخ است کە بیشتر معرف آنهاست و نە آنچە اکنون می گویند.

البتە باید گفت کە عامل دیگری هم موجود است. تاریخ بە ما می گوید کە سلسلە پهلوی ها بر خلاف سلسلەهای دیگر پادشاهی در ایران با توان و زور خود بە سلطنت دست نیافتند، بلکە دست نشاندە انگلیس بودند. همین باعث می شد کە آنان بعلت نداشتن پایگاە اجتماعی در بزنگاە هر بحرانی کە در کشور سربر می آورد بلافاصلە ایران را گریەکنان ترک کنند و بە کشورهای دیگر پناە ببرند! عدم مقاومت رضا شاە و تبعید او از ایران، دو بار فرار کردن محمدرضا شاە از ایران (قبل از کودتای سال ٣٢ و قبل از پیروزی انقلاب بهمن)، نمونەهای تاریخی غیر قابل انکاری اند. بیگمان رضا شاە دوم هم از همین خصیصە برخوردار است. او نمی توند از عقبە تاریخی خود جدا باشد. رضای ما نیز در بزنگاە بحرانها اهل مقاومت و جانبازی نیست و بە توصیە دوستانش در غرب، ملت و کشور و را بە حال خود رها خواهد کرد، و این خصلتی است کە اربابان دوست دارند و آنرا از نوکران طلب می کنند.

در واقع نیروهای معینی در غرب در تلاش برای احیای سلطنت در فکر احیای وابستگی دوبارە کشور و براە انداختن همان بساطی هستند کە انقلاب بهمن علیە آن برپا شد. یعنی بساط وابستگی و ادامە اختناق سیاسی. درست است کە انقلاب بهمن بە اهداف خود کە نفی دیکتاتوری و ایجاد جامعەای آزاد و عادلانە بود نرسید، اما دستیابی بە این اهداف با بازگشت رضا پهلوی میسر نمی شود. مردم ایران یک بار برای همیشە بە سلطنت نە تاریخی گفتەاند. ایران بە حکومتی جمهوری و دمکراتیک نیاز دارد کە در آن یک بار برای همیشە امکان مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خودشان مهیا شود. با بازگشت دوبارە سلطنت، کە در این مورد بە عیان پروندە سیاهی دارد، نمی شود بە این اهداف دست یافت.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما