پایانه نوردوز و دهان گشاد وزیر رژیم

با آرزوی پایان پایانه های اشغالگری:

دهان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم مثل پایانه مرزی نوردوز است. دهانه ای گشاد که از آن انواع مختلف سلاح های فاشیستی و راسیستی و اشغالگری جهت حمایت از اشغالگران جنایتکار سرازیر می شود. دهان وزیر ارشاد رژیم و پایانه مرزی نوردوز هر دو را همزمان باید به « بسته شدن » وادار کنیم. 

رژیم اشغالگر ایران در باطن و بنا بر معاهداتی که با روسیه دارد از پایانه مرزی نوردوز به ارمنستان سلاح می فرستد. حرکت ملی آزربایجان جنوبی با عقل و درایت کامل باید این پایانه و تمام پایانه هایی را که از آنها سلاح به ارمنی ها فرستاده می شود مجبور به « بسته شدن» بکند. خیلی صریح بگویم که این جنگ ماست. جنگ ما با تمام پایانه هایی که در طول تاریخ از طریق آنها فرهنگ و تاریخ و تمدن و زبان آزربایجان را به تخریب و اشغال برخاسته اند. 

کثیف بازی روسیه و فرانسه بر ما مشهود است اما رژیم ایران کثیف تر از این دو بازی می کند. ما می دانیم که رژیم ایران تا خرخره در زیر تعهداتی که به روسیه داده گرفتار شده است. روسیه هر کجا که بپیچد سگان پشت سرش هم همانجا خواهند پیچید. دلیل اینکه خامنه ای دیکتاتور نمی تواند صریح و مستقیم در رابطه با جنگ قاراباغ حرف بزند همین است. البته شاید این روزها دهان در امر و نهی و مزخرف گویی بگشاید که پشیزی ارزش ندارد. 

جنگ ما با اشغالگریِ ارمنستان، جنگ برای آزادی و پایان دادن به همه اشکال اشغالگری در منطقه و جهان است. در این جنگ پایانه های زیادی از اشغالگران با اشکال متفاوت شناسایی می شوند، مثل دهان وزیر ارشاد رژیم و پایانه مرزی نوردوز. البته لازم است است توضیح دهم که پایانه نوردوز و مرز فعلی بر اساس ادبیات اشغالگران تعریف شده است. بدیهی است از نظر ما پایانه های مرزی آزربایجان ( جمهوری آزربایجان و آزربایجان جنوبی) تعریف دیگری دارد. روزی در بغل گوش تهران پایانه های مرزی آزربایجان کبیر را خواهیم ساخت. جنگ ما در نبرد با اشغالگری سمت و سوی دایره ای دارد و خط مستقیم نیست.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جنگ قره باغ نشان داد که با داستانپردازی و اسم گذاری کذائی ؟ارتساخ؟ نمی شود سرزمین ملتی را تصاحب کرد، این درس عبرتی است به کسانی که چشم طمع به سرزمین آزربایجان جنوبی دوخته اند، این آتشی که در قره باغ