وحدت نظرکم سابقه آذربایجانی ها برای آزادسازی قره باغ

این سوال مطرح است که درحال حاضرچه قدرتی قادربه بهره برداری ازاین همرایی تاریخی آذربایجانی هامی باشد؟ اگرجمهوری اسلامی همچنان به حمایت ازارمنستان ودشمنی با جمهوری آذربایجان ادامه بدهد ، ترکیه وجمهوری آذربایجان دست روی دست نخواهند گذاشت وآنطورکه تئورسین های خود جمهوری اسلامی می گویند، ترکیه و آذربایجان می توانند حکومت جمهوری اسلامی را در داخل به چالش بکشند وبا حمایت ازمبارزات دموکراتیک ترک های ایران ساختار سیاسی متمرکز ایران را دگرگون سازند وبکمک آذربایجانی ها زمینه پیدایش یک حکومت غیرمتمرکزرا...

جنگ قره باغ حاصل یکی ازآن استخوان لای زخمهائی است که استراتژهای ارتش سرخ کاملا حساب شده ،هنگام فروپاشی اتحادشوروی درهمه جمهوری های تازه استقلال یافته بجاگذاشته اند.قره باغ کوهستانی با 4400 کیلومترمربع مساحت در داخل جغرافیای آذربایجان قرار گرفته و ازلحاظ تاریخی وحقوق بین الملل بخشی از خاک آذربایجان است و دردوره اتحاد جماهیرشوروی 120000 نفرجمعیت داشت.درسال های 1988 تا 1994هنگام فروپاشی اتحادجماهیر شوروی ارامنه ساکن در قره باغ اعلان استقلال کردند وارتش ارمنستان به بهانه حفاظت ازارامنه قره باغ  با پشتیبانی ارتش روسیه بیست درصد خاک آذربایجان درقره باغ کوهستانی وهفت استان اطراف آنرا اشغال کرد وبعد ازکشتن سی هزار نفر،پاکسازی اتنیک انجام داد ویک میلیون نفررا آواره کرد

هیچ کشوری حتی خود ارمنستان استقلال قره باغ را برسمیت نشناخته است.شورای امنیت سازمان ملل متحد درسال 1993 چهارقطعنامه صادر کرده وخواهان تخلیه سرزمینهای اشغالی شده اما ارمنستان همه این قطعنامه هارا زیر پا گذاشته است

درسال1992 سازمان امنیت وهمکاری اروپا گروه مینسک را ایجاد کرد و درسال1994 با وساطت گروه مینسک به ریاست مشترک آمریکا ، روسیه و فرانسه آتش بس بین طرفین بر قرار گردید و گروه مینسک متعهد شد تا از راه گفتگو اختلافات را حل کند ومناطق اشغال شده آزاد شوند ولی طی 26 سال گذشته با کار شکنی های دولت ارمنستان تمام تلاش ها برای حل صلح آمیز مساله قره باغ با شکست مواجه شده ، گروه مینسگ بعنوان یک کلوپ مسیحی که آشکار ونهان از ارمنستان حمایت می کند درمیان آذربایجانی ها بی اعتبار شده و شعارش که « قره باغ راه حل نظامی ندارد » دیگرمورد قبول آذربایجانی ها نیست چون دیاسپورای ارمنی در کشورهای عضو رهبری گروه مینسک فعالیت و نفوذ گسترده دارد وبرتصمیم گیری های سیاسی تاثیر می گذارد. طی سه دهه گذشته درگیری های نظامی بصورت متناوب درخط تماس تداوم داشته واکنون راه حل نظامی بعنوان آخرین گزینه ممکن در دستور کار قرار گرفته است و تعادل قوا هم کاملا بنفع آذربایجان است.

آذربایجان در زمان انحلال اتحاد شوروی هفت ونیم میلیون نفرجمعیت با اقتصاد ازهم پاشیده داشت اکنون جمهوری آذربایجان ده و نیم میلیون نفر جمعیت با اقتصاد شکوفا دارد که 420 میلیارد دولارسرمایه گذاری خارجی در آنجا صورت گرفته و در آمد سرشاری از صدور نفت وگاز به اروپا از طریق خطوط لوله باکو ـ جیهان دارد .  در مقابل ارمنستان هنگام انحلال شوروی سه ونیم میلیون جمعیت داشت که اکنون بعلت محاصره اقتصادی ونبود کار مردم مهاجرت کرده اند وکمتر از دو میلیون نفردر ارمنستان باقی مانده اند، ارمنستان کشورکوهستانی فقیری است. بودجه نظامی آذربایجان برابربا بودجه کل کشورارمنستان است . تکنولوژی ارتش ارمنستان تماما روسی وقدیمی است ولی ارتش آذربایجان با خریدن موشک های نقطه زن وتوپهای دور برد از روسیه و درون های بایراکتارازترکیه وهاروپ از اسرائیل اکنون دارای یکی از مدرن ترین ارتش های منطقه است. یک شرکت مختلط آذربایجانی ـ اسرائیلی نیز شروع به تولید درون درداخل آذربایجان نموده است.

کل نیروی کارارمنستان هشتصدهزارنفرمی باشدکه مردان جوان به جبهه فرستاده شده اند،گردانهای زنان هم تشکیل شده ودرصورت طولانی شدن جنگ ،ارمنستان بعلت کمبود نیرو وضعف اقتصادی توان ادامه جنگ را نخواهد داشت. کوچاریان رئیس جمهورسابق وسرکیسیان نخست وزیر قبلی ارمنستان که هر دو قره باغی و رقبای نخست وزیر فعلی هستند منتظرند که پاشینیان نخست وزیر فعلی بیش ازاین ها تضعیف شود تا بتوانند او را برای همیشه ازسر راه خود بردارند.

 بعدازحمله ارمنستان به خط انتقال نفت و گاز آذربایجان در منطقه طاووس در ماه ژوئیه 2020 که خارج از مناطق اشغالی است وسیصد کیلومتر با قره باغ فاصله دارد ،مردم آذربایجان یکپارچه بپا خواستند و به حکومت فشار آوردند تا برای همیشه به تحریکات واشغالگری ارمنستان پایان داده شود یعنی نوعی وحدت نظربین دولت و ملت و ارتش بوجود آمد . در مقابل درارمنستان تشتت در صفوف دولتمردان وجود دارد و مردم گرفتارفقر،علاقه ای به حفظ مناطق اشغالی ندارند اما مطبوعات بین المللی با اهداف معین همیشه از ارمنستان حمایت می کنند . علاوه برمطبوعات ، کلیساهای مسیحی واحزاب راست افراطی اسلام ستیز،همواره افکار عمومی را با وارونه جلوه دادن حقایق درقره باغ منحرف می کنند.

درسال 2007 با میانجیگری گروه مینسک در کنفرانس مادرید راه حل صلح آمیز پیدا شده بود که به اصول مادرید معروف است. آذربایجان پذیرفته بود بعد از آزادی مناطق اشغالی و بازگشت آوارگان ،به قره باغ خودمختاری کامل بدهد وحتی ازمنطقه لاچین کوریدوری برای اتصال قره باغ به خاک ارمنستان دراختیار ارمنستان بگذارد اما افراطیون ارمنی با حمایت دیاسپوراکودتای سیاسی کردندونگذاشتند صلح برقرارشود.رئیس جمهوراسبق ارمنستان لئون پتروسیان درسال 1997 گفته بود«اگرامروزبا گرفتن امتیازصلح نکنیم بعدا برای صلح التماس خواهیم کرد بدون آنکه موفق بشویم » اکنون بنظر می رسد که آن لحظه پیشگوئی شده فرا رسیده است .

قانون اساسی ارمنستان چند سال پیش باز بینی شد و سیستم حکومتی از ریاست جمهوری به سیستم پارلمانی تبدیل گردید ولی بحران حاکمیت برطرف نشد. جمعیت کل ارامنه دردنیا حدود ده میلیون نفراست که هم اکنون کمتر از دومیلیون نفردرخاک ارمنستان باقی مانده اند.دیاسپورای ارمنی بعدازدیاسپورای یهودی با نفوذ ترین دیاسپورا در کشورهای فرانسه ، روسیه و آمریکاست بهمین جهت سیاست دولت ایروان را دیاسپورا با دادن کمک های مالی تعیین می کند و می توان گفت که ارمنستان گروگان دیاسپورای خویش است .افراطیون دیاسپورای پان ارمنی خواهان ارمنستان بزرگ بین سه دریا یعنی مدیترانه ، در یای سیاه و در یای خزرهستند. معلوم نیست ارامنه چگونه می خواهند این منطقه وسیع رابا جمعیت اندک خود اداره بکنند. ارامنه نسبت به کل خاک جمهوری آذربایجان ، بخشهای جنوبی گرجستان،تمام شرق ترکیه واستانهای شمالغرب ایران ادعای ارضی دارند ونقشه ارمنستان بزرگ درکتاب های درسی چاپ می شود.وزیردفاع ارمنستان دراجلاس دیاسپورای ارمنی درآمریکا می گوید: «من فرمول صلح در برابر خاک را قبول ندارم وآنرا برعکس کرده ام ومی گویم جنگی دیگر برای خاک دیگر»

روز 27 سپتامبر 2020 ارتش جمهوری آذربایجان دریک ضد حمله برای عقب راندن نیروهای مهاجم ارمنی ،عملیات گسترده ای را برای آزاد سازی قره باغ آغاز نمود و بدنبال آن هیجان عمومی در شمال وجنوب رود ارس ایجاد گردید. پیشرفت های سریع ارتش آذربایجان امید آزادی مناطق اشغالی را افزایش داد و همزمان روسیه شروع به تجهیز ارتش ارمنستان از طریق خاک ایران نمود.130 کیلومتر از منطقه اشغالی در امتداد رود ارس قرار دارد و هم اکنون جنگ شدید بین طرفین در آنسوی ارس در جریان است . اهالی جنوب ارس حتی از شهرهای دوربه خدا اآفرین واصلاندوز می آیند و در کنارجاده اتومبیل خود را پارک کرده تبادل آتش بین طرفین را در سمت شمالی ارس تماشا می کنند.هر روز چندین خمپاره وموشک به داخل خاک ایران اصابت می کند وبتدریج جنگ بداخل ایران کشیده می شود.

طرفین یکدیگر را به استفاده از مزدوران خارجی متهم می کنند اما در طرف آذربایجان اساس جنگ تکنولوژیک هوائی و تخصصی است.استفاده انبوه آذربایجان ازدرون برای اولین باردردنیا پدیده جدید درجنگ است .درچنین جنگی جنگجویان خارجی فاقدکارآئی هستنددرمقابل ارمنستان درون های شناسائی داردولی درون جنگی ندارد وحضورارامنه  لبنانی، سوری واروپائی را درقره باغ رسما تائیدوتبلیغ می کند.همچنین براساس اطلاعاتی که دولت روسیه منتشرکرده ، ازسال ها پیش حزب کارگران کردستان (پ کا کا) درجنگل های قره باغ کمپ های نظامی دارد.

 جنگ بین آذربایجان وارمنستان تنها جنگ بین دو کشورنیست بلکه قفقاز ازنظرژئواستراتژیک با بالکان مقایسه می شود و علاوه بر قدرتهای خارجی بزرگ نظیر اتحادیه اروپا ، آمریکا ، چین و روسیه ، قدرتهای منطقه ای از جمله ترکیه و ایران و حتی کشورهای عربی نیز درآنجا منافعی دارند وهمگی می کوشند نقشی دراین جنگ برای حفاظت ازمنافع خود داشته باشند. بدینسان با وجود پاندمی ویروس کرونا ،«بازی بزرگ » درقفقاز شروع شده است.جنبه اقتصادی این جنگ تعیین کننده است دراینجا تامین نفت وگازاروپا وجاده ابریشم چین ازکارت های بازی محسوب می شوند. با این جنگ به تسلط  بلامنازع دویست ساله روسیه برقفقازجنوبی پایان داده می شود وازاین به بعد روسیه مجبوراست سیاست های خود را دراینجا با ترکیه هماهنگ کند.

با شروع جنگ برای آزادی قره باغ ،دراعتراض به ارسال 670 دستگاه کامیون نظامی کامازروسی از مسیر ایران وانتقال آنها به ارمنستان از مرز نوردوزدر شهرستان جلفا وهمچنین برای اعلام همبستگی با همزبانان شمالی در آزادی قره باغ ،روز 28 سپتامبر تظاهرات مسالمت آمیزی دراردبیل توسط عده ای از فعالان حرکت ملی آذربایجان صورت گرفت که نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران با خشونت فوق العاده این تظاهرات را برهم زدند وبیست نفر از تظاهر کنندگان را بعد از ضرب وجرح شدید دستگیر و زندانی کردند.

یک روز بعد از تظاهرا ت اردبیل چهار امام جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانهای آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل و زنجان در اورمیه جلسه تشکیل دادند و بعد از مشورت با اوجاق نژاد نماینده علی خامنه ای در باکو بیانیه مشترکی صادر کردند واعلان نمودند که « قره باغ خاک اسلام است و اقدامات دولت آذربایجان  برای آزادی مناطق اشغالی ،شرعی وقانونی است »

گروههای مختلف فعالین حرکت ملی آذربایجان هم برای حمایت ازآزادی مناطق اشغالی درتمام شهرهای آذربایجان فراخوان تظاهرات دادند  این فراخوان با استقبال عمومی مواجه شد و در ده شهر بزرگ آذربایجان یعنی شهرهای تبریز ، اورمیه ، اردبیل ، زنجان ، خیاو (مشگین شهر) ،سولدوز(نقده) ، قوشا چای (میاندوآب) مراغه ، مرند ، کرج وهمچنین تهران تظاهرات باشکوهی صورت گرفت که در تبریز تعداد شرکت کنندگان به ده ها هزار نفر رسید ولی در اورمیه با هجوم نیروی انتظامی مواجه شد و تظاهرکنندگان بدستوراستاندارکه سرکوبی راهدایت می کرد دستگیرشدند. درمجموع بیش ازصد نفردرتظاهرات حمایت ازآزادی قره باغ درشهرهای مختلف دستگیرو زندانی شدند.

شعارهای تظاهر کنندگان متنوع وپرمعنی بودند از جمله « قره باغ آذربایجان است و آذربایجان خواهد ماند» ، «مرز نور دوز باید بسته شود» ،«حمایت از اشغالگر ، جنایت است ، جنایت» ،« آذربایجان بیدار است ، پشتیبان قره باغ است»، «ما طرفدارآذربایجان نیستیم ما خود آذربایجانیم». محتوای این شعارها بصورت گسترده در بیانیه های صادره نیز قید شده بود. ترکیب تظاهرکنندگان متنوع واز همه اقشار بوده ، درویدئوهای منتشر شده حضورگسترده زحمتکشان از پیر وجوان بویژه در تبریز با شرکت خانواده هایشان کاملا مشهود است.

هیجان عمومی باعث شد نمایندگان استانهای شمالغرب کشورنیز نتوانند بی طرف بمانند و ضمن اینکه هر کدام مواضع مستقلی اتخاذ کردند با هم نیز اعلامیه مشترک صادر کردند واز سیاستهای دولت در حمایت ازارمنستان انتقاد نمودند و اقدامات جمهوری آذربایجان را برای باز پس گرفتن سرزمین های اشغالی تائید کردند

جامعه مدنی آذربایجان هم بشدت فعال شد.حدود صد نفر ازوکلای دادگستری آذربایجان شرقی ، 135 نفر ازسینماگران  آذربایجان ، بیش از یکصد نفر از نویسندگان ترکی نویس آذربایجان ، 60 نفرازهنرمندان وموسیقی دانان آذربایجان   27 تشکل دانشجوئی دانشگاههای آذربایجان و ... با صدور بیانیه های مختلف از سیاستهای دولت انتقاد کردند و از آزادی قره باغ دفاع نمودند .

درتقابل با طرفداری آذربایجانی هااز آزادی قره باغ، دولت جمهوری اسلامی ایران درهماهنگی با روسیه همچنان ازارمنستان حمایت سیاسی و نظامی می کند وبرای خالی نبودن عریضه طرفین را دعوت به مذاکره و حل مسالمت آمیز اختلافات می نماید وحتی پیشنهاد می دهد میانجیگری کند که البته جدی گرفته نمی شود. رئیس جمهور، سخنگوی دولت و سخنگوی وزارت خارجه یکصدا به سیاستهای قبلی ادامه می دهند یعنی موضع رسمی حکومت جمهوری اسلامی همسو با روسیه ، حمایت از ارمنستان درعمل وبی طرفی ظاهری و دعوت به مذاکره درحرف است.

همرایی و همبستگی تمام اقشار وطبقات اجتماعی  آذربایجان از آزادی قره باغ بعد از استقلال مجدد آذربایجان در سال 1991 بی سابقه و استثنائی است و باید مورد توجه و تحلیل خاص قرار بگیرد.

بعضی از تحلیگران در تبریز جو ایجاد شده در روز های اخیر را «پست ترکمنچای» تحلیل می کنند. جنگهائی که در سال 1813 به قرار داد گلستان و در سال 1828 به قرار داد ترکمنچای منجر شدند عمدتا جنگ بین آذربایجانی ها و روسها بوده وبه غلط به جنگهای ایران وروس معروف شده اند زیرا غیر از آذربایجانی ها دیگران در این جنگها حضورچندانی  نداشته اند. بعدازترکمنچای و دوشقه شدن آذربایجان اشتیاق شدیدی برای وحدت دوباره بوجود آمده بود که زورامپراطوری روسیه وضعف حکومت قاجارها مانع این وحدت بودامامردم آذربایجان این جدائی را نمی پذیرفتند و« قاچاق ها» برای رعایت نکردن مرزها بوجود آمده بودند که داستان حماسی« قاچاق نبی» نمونه ای از روایات روحیات آن دوره است و بدنبال آن ادبیات «حسرت» در فرهنگ آذربایجان ایجاد شده است که در آواز های عاشیق ها وبایاتی ها ولالائی ها منعکس شده و تا دوران ما نیز ادامه یافته است.بعضی ازنویسندگان آذربایجانی این فرهنگ را «ادبیات مقاومت» می نامند.

احساس همبستگی آذربایجانی های جنوب ارس با برادران وخواهران همزبان خود در جمهوری آذربایجان در روز های اخیر عمومیت دارد و منحصر به قشر خاصی نیست . این احساس مشترک در میان افراد با گرایشات سیاسی متضاد پدیده استثنائی است . انگیزه مشترک بین یک امام جمعه و یک فعال سکولارحرکت ملی آذربایجان وجود ندارد و گاهی فعالین ملی با دستور امام جمعه ها دستگیر وزندانی می شوند اما هر دو طرف درحمایت از آزادی قره باغ به یکسان موضعگیری می کنند. برای یک ناظر خارجی که به اختلافات سیاسی افراد کاری ندارد و مواضع افراد را بر اساس اظهارات رسمی وکتبی آنان بررسی می کند ،آشکار است که در شرایط حاضر نوعی وحدت همگانی بین  تمام آذربایجانی ها بوجود آمده و نمی توان آنرا ندیده گرفت.آذربایجانی ها لا اقل یک سوم جمعیت ایران را تشکیل می دهند و یک بلوک اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی عظیمی هستند که هیچ حکومتی نمیتواند به آن کم بها بدهد.

این مساله زمانی اهمیت پیدا می کند که مشاهده می کنیم آذربایجانی ها یا لااقل افراد سیاسی در آذربایجان چه آنهائی که درخدمت رژیم حاکم هستند وچه آنهائی که مخالف رسمی رژیم می باشند، در انتقاد از سیاست های دولت و حکومت مستقر در تهران در رابطه با جنگ قره باغ سخنان یکسان بر زبان می آورند . البته این بمعنی پذیرش مواضع سیاسی همدیگر نمی باشد وچنین توهم یا اتهامی نیز پذیرفتی نیست بلکه مساله همسانی ویگانگی فرهنگ جمعی آذربایجانی هاست وورای معیارهای سیاسی می باشد، شبیه وحدت نظرسیاسی که درقیام 29 بهمن 1356 تبریز درمخالفت با رژیم پهلوی شکل گرفته بود.

اکنون این سوال مطرح می شود که چقدرممکن است این وحدت نظردر امر فرهنگی در آینده به یک وحدت نظر در امر سیاسی ارتقاء یابد ؟ و آذربایجانی ها از این همبستگی برای شکستن بختک مرکز گرائی که طی صد سال گذشته مانع اصلی استقرار دموکراسی در ایران بوده است استفاده بکنند؟ آیا یک جریان سیاسی بالغ ونکته بین می تواند این همه نیروی متضاد را در خدمت یک هدف سیاسی مشخص بکارگیرد؟

 اصلاح طلبان حکومت به شدت به امام جمعه های آذربایجان حمله می کنند . مقالات نوشته شده در روزنامه شرق ، سایت « انتخاب » وسایت«بازتاب» نمونه ای ازمواضع اصلاح طلبان داخل و خارج کشورمی باشدکه امام جمعه های آذربایجان را غیر سیاسی می نامند وتحقیر می کنند درحالیکه چهارامام جمعه یاد شده ازآخوند های تربیت شده سیاسی شبیه خود علی خامنه ای هستند که با اهداف سیاسی دراستانهای آذربایجان گماشته شده اند و خطبه ها و مصاحبه های سیاسی آنان با خطبه های امام جمعه های اصفهان ومشهد و حتی تهران زمین تا آسمان فرق دارد .

درجواب حمله اصلاح طلبان به امام جمعه ها اطرافیان امام جمعه های آذربایجان درتوضیح مواضع خود می گویند که اگرامام جمعه ها در دفاع از قره باغ سکوت می کردند ابتکارعمل بدست قومگرایان می افتاد. اما واقعیت آن است که احساسات دینی بخش بزرگی از جمعیت جمهوری آذربایجان که در مراسم تدفین شهدای قره باغ ، نوحه ابوالفضل و علی اکبرمی خوانند برای امام جمعه هامهم است و نمی توانند بی تفاوت بمانند.فراموش نکنیم که پاشینیان اختلاف بین ارامنه وترک ها را«جنگ فرهنگ ها»می نامد.

اینکه گفته شود تمام موضعگیری های طرفداران حکومت نسبت به قره باغ برای رد گم کردن وخاک پاشیدن در چشم مردم است، بیشترشبیه تئوری توطئه است و نمی تواند مبنای تحلیل سیاسی قرارگیرد.موافقان ومخالفان امام جمعه ها هرچه می خواهند بگویند در رئال پلیتیک معیاراصلی برای قضاوت ، اظهارات رسمی افراد وجریانات است وکسی با نیت دیگران کاری ندارد و نیت خوانی سیاست محسوب نمی شود. بیانیه های امام جمعه ها و نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای اسلامی دفاع آشکاروعلنی ازآذربایجان درمقابل ارمنستان اشغالگرمی باشد.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهورترکیه هم که از جمهوری آذربایجان حمایت همه جانبه می کند ازطرف مخالفان وهمچنین مطبوعات غربی محکوم می شود آنان فرصت را غنیمت شمرده مسئولیت تمام جنگهای ژئو استراتژیک خاورمیانه واکنون قفقاز را به گردن او می اندازند. حمایت تمام قد اردوغان از دولت آذربایجان سرنوشت جنگ را تغییرداداکنون الهام علیف رئیس جمهورآذربایجان درمصاحبه های روزانه اش با اعتماد بنفس کامل وایمان به پیروزی صحبت می کند . اومی گوید که در پایان این جنگ چهره منطقه عوض خواهد شد وهیچ چیزمثل سابق نخواهد بود.

به جرئت می توان گفت که حمایت یکپارچه آذربایجانی ها درایران از جمهوری آذربایجان ، یک شکاف جدی درمیان سران حکومت اسلامی ایران ایجاد کرده است. قرارگاه شمالغرب سپاه پاسداران و فرماندهی لشکرعاشورا مستقل عمل می کنند ، سران حکومت که دراشغال سرزمینهای آذربایجان یارومتحد ارمنستان بودندوطی سی سال گذشته به اعتراف، علی مطهری ، جمهوری اسلامی تا بحال با انگیزه تضعیف آذربایجانی ها ازارمنستان حمایت کرده ومتحد استراتژیک آن بوده است ،اکنون نیز با حمایت همه جانبه ازحکومت تماما مسیحی درارمنستان برای مقابله باحکومت آذربایجان با جمعیت شیعه اثناءعشری ،خط بطلان برهمه ادعا های اسلامی بودن خود کشیده اند ودرعین حال زمینه شکست سیاستهای خود را فراهم نموده اند. ایران دراین جنگ بی طرف نبوده و نخواهد بود زیرا درسیاست خارجی به روسیه متکی است وایران تنها گذرگاه ارسال تسلیحات روسی ازطریق زمین وهوا به ارمنستان می باشد. رهبران ارمنستان هم به ایران وروسیه متوصل شده اند که آنها را نجات بدهند وادعا می کنند که ترکیه بعدازمستقرشدن در قفقاز بسوی جنوب روسیه وشمال ایران پیشروی خواهد کرد . آشکاراست که ترکیه واسرائیل برندگان و روسیه وایران بازندگان جنگ قره باغ هستند.

سران جمهوری اسلامی فکر می کردند روسیه اجازه نخواهد داد آذربایجان سرزمین های اشغال شده خود را آزاد کند اما امروزبا برخورد پراگماتیستی روسیه و خود داری آن برای دخالت آشکار نظامی درجنگی که می تواند به باتلاق تبدیل گردد ومقصراصلی آن هم ارمنستان است،جمهوری اسلامی ایران استراتژی خود درقفقازرا شکست خورده می بیند .

درایران شکاف بین مردم و حکومت جمهوری اسلامی برای خود حاکمان نیز پذیرفته شده است . این شکاف در آذربایجان که شکاف بین مرکز و پیرامون نامیده می شود، مدتهاست به یک دره پر نشدنی تبدیل شده است . طی صد سال گذشته دراثر تداوم ستم ملی ، ممنوع شدن آموزش به زبان مادری وتحقیرو توهین فرهنگی ترک ها ، علایق معنوی آذربایجانی ها به حکومت متمرکز از بین رفته و جدائی عاطفی بین آذربایجانی ها و حکومت متمرکزدر تهران ایجاد شده است

این سوال مطرح است که درحال حاضرچه قدرتی قادربه بهره برداری ازاین همرایی تاریخی آذربایجانی هامی باشد؟ اگرجمهوری اسلامی همچنان به حمایت ازارمنستان ودشمنی با جمهوری آذربایجان ادامه بدهد ، ترکیه وجمهوری آذربایجان دست روی دست نخواهند گذاشت وآنطورکه تئورسین های خود جمهوری اسلامی می گویند، ترکیه و آذربایجان می توانند حکومت جمهوری اسلامی را در داخل به چالش بکشند وبا حمایت ازمبارزات دموکراتیک ترک های ایران ساختار سیاسی متمرکز ایران را دگرگون سازند وبکمک آذربایجانی ها زمینه پیدایش یک حکومت غیرمتمرکزرا فراهم نمایند وازحمایت همه غیرفارس ها نیز برخوردار شوند. این سناریو زمانی می تواند عملی شود که ارتش آذربایجان موفق شود قره باغ را با قدرت نظامی آزاد کند ودرمیان تمام آذربایجانی های منطقه ،غرور و رشادت مثال زدنی ترک هارااحیاء نماید.

پیروزی جمهوری آذربایجان قطعا به قدرت گیری آذربایجانی ها درایران منجرخواهد شد ومی تواند ژئو پلیتیک منطقه را بصورت رادیکال دگرگون سازد به همین جهت مخالفان قدرت گیری آذربایجانی ها وبطورکلی قدرت گیری ترکان ایران در داخل وخارج عکس العمل های هیستریک نشان می دهند وانواع مخالفت هاوجبهه گیری های ضد آذربایجانی خود را ازطریق صدور بیانیه ها ومصاحبه در رادیو وتلویزیون ها آشکار می سازند مقاله شیرین طهماسب هانتر پژوهشگر دانشگاه جورج تاون درمیدل ایست آی که می نویسد :« پیروزی آذربایجان برارمنستان خطر تشکیل آذربایجان واحد را به دنبال دارد و جنگ داخلی درایران ایجاد می کند» نمایانگروحشت مدافعان ساختارمتمرکزدر ایران ازآزادی قره باغ می باشد.

دو هفته بعد ازشروع جنگ به درخواست صلیب سرخ جهانی و با پادرمیانی  روسیه ، وزرای خارجه آذربایجان و ارمنستان درمسکو آتش بس انساندوستانه را در دهم اکتبرقبول کردند اما چند ساعت بعد از پذیرش آتش بس ،ارمنستان موشک دور برد به گنجه دومین شهر بزرگ آذربایجان با جمعیت پانصد هزارنفری شلیک کرد که موجب کشته شدن ده نفر وزخمی شدن 39 نفرغیرنظامی  گردید. ارمنستان با این اقدام نشان داد که صلح را نخواهد پذیرفت ونا امیدانه جنگ را ادامه خواهد داد . هیچ کس اعتقاد ندارد که آتش بس به صلح منجرخواهد شد ، تبادل آتش درجبهه ها جریان دارد وجنگ رسانه ای وروانی گسترده تازه شروع شده است و بنظرمی رسدهدف ازپذیرش آتش بس بازکردن یک کانال دیپلماتیک بموازات جنگ است تا هر دو طرف بتوانند درمجامع بین المللی ازسیاست های خود دفاع بکنند.

ماشااله رزمی

شانزدهم اکتبر 2020 ـ پاریس

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: