گروه زیر زمینی ایرانی و یا سرویس های عملیاتی خارجی؟

فرزین بستجانی بهمراه کیانوش توکلی برنامه ای تحت عنوان :" گروه زیرزمینی ایرانی ویا سرویس های عملیاتی خارجی؟" و " ضرورت همبستگی واتحاد برای آینده ایران" را به بحث گذاشتند ولی قبل از ان چند خبر همراه با تفسیر که بطور زنده در تلویزیون کانال یک پخش شد:

ک گروه زیرزمینی قصد دارد از ماموران شکنجه گر و جنایتکار رژیم انتقام بگیرد"

منابع خبری رادیو پیام اسرائیل می گویند  مطلبی را منتشر کرده اند که قابل تامل و بررسی است این نوشته سه  خبر را  با هم قاطی کرده است:

1- "ایجاد انفجار در کارگاه مونتاژ سانتریفیوژها در نطنز نیز به گروهی نسبت داده شده که با ادامه برنامه های اتمی حکومت مخالف است و با اجرای این گونه عملیات، می خواهد برنامه های اتمی حکومت را مختل کند" که طبیعتا  انفجار کار سرویس های عملیاتی خارجی باید باشد _(موساد)

2- "بخش بزرگی از آتش سوزی ها و انفجارهایی که در شش ماه گذشته در چندین نقطه ایران روز داد نیز، به یک گروه زیرزمینی نسبت داده شده که هدفش مبارزه با رژیم بوده است." این عملیات هم نمی تواند کار گروههای زیر زمینی ایرانی باشد بنظر می رسد از نوع عملیات سرویس های اطلاعاتی خارجی باید باشد ولی چه اهدافی می تواند این اتش سوزی داشته باشد؛ مشخص نیست (عملیات انحرافی _نشان دادن قدرت عملیاتی )

3-"افراد سازمان که تشکلات خویش را "انتقام ایران" نامیده اند، افرادی مامور شده اند که اطلاعات شخصی اجرا کنندگان شکنجه و اعدام را گردآوری کنند و همراه با نشانی خانه و شماره تلفن و مشخصات خانوادگی و عکس آن ها در شبکه های اجتماعی انتشار دهند تا مردم بتوانند از آن ها انتقام جویی کنند و یا به هشدار علیه آن شخص و اطرافیانش دست برنند." این که سازمان مخفی "انتقام ایران"وجود خارجی داشته باشد ویا خیر ؛ یک طرف معادله است و از سوی دیگر جمع اوری چنین اطلاعاتی در شبکه های اجتماعی کار سختی نیست و لی اجرای چنین عملیاتی( انتقام) در حد و توان تشکیلات ایرانی نیست و تنها از عهده بخش عملیاتی یک سرویس خارجی برمی اید . در حالی که اسراییل بنا برسنت دیرنه کاری به مسایل داخلی کسورها متخاصم ندارد ؛ باید دید و منتظر بود ؛ موساد دست به عملیات این چنینی علیه جنایت کاران  در ایران خواهد زد؟ و یا پروپاگاندا و تنها بخشی از عملیات انحرافی است ؛ تا نظر شما چه باشد؟

 

در ضرورت همبستگی واتحاد برای آینده ایران/ اصغر جیلو

چشم اندازهای محتمل در پیش روما

در دوره حاضر، صرف نظر از از اینکه آقای رضا پهلوی پیامی نو در صحبتهای خود داشته یا نه، سه مسیر اصلی محتمل، در پیش روی ما، اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی متصور است:

اول اتحاد چند کانونی سیال نبروهای اپوزیسیون سکولار دموکرات، از پادشاهی گرفته تا بقیه بر اساس حد اقل اشتراکات و سپس پیوند آن با نارضایتهای موجود مردم در درون کشور برای عقب نشاندن حکومت و تضعیف آن تا حذف نهایی.

دوم، ادامه مخالفت بقیه نیروها با دعوت آقای رضا پهلوی به نزدیکی وهمکاری مشترک، که نتیجه آن بیشتر از آنکه به نفع آن نیروها باشد، به ایزوله شدن بیشتر آنها و به تقویت بیشتر هواداران آقای رضا پهلوی منجر می شود و ممکن است شرایط به گونه ای پیش برود که وی حتی اگر خودهم تمایل نداشته باشد، به رهبری، بی رقیب تبدیل شده و بن بست موجود در سطح اپوزیسیون، حد اقل برای یکدوره، به نفع گسترش بیشتراقبال وی در میان مردم ناراضی داخل و خارج کشور حل شود.

سوم، ادامه وضع موجود در اپوزیسیون بدون تقویت هیچ بخشی از آن، تشدید سرکوب در درون کشور، تسلیم کامل اصلاح طلبان حکومتی به ولی فقیه با گرفتن امتیازاتی چند، یکدست شدن کامل جمهوری اسلامی، سازش با غرب برای بقا و یا فروش کشور به چین و روسیه، که نتیجه ای جز ماندگاری ودوام بیشترجمهوری اسلامی نخواهد داشت.

میگویند در پشت پیام اقای رضا ّپهلوی، آمریکا، اسراییل و عربستان قرار دارند. در این ادعا، جمهوری اسلامی با تمامی جناحهای آن، منتقدینی از اصلاح طلبان حکومتی و بخش ّپر سر و صدایی از نیروهای اپوزیسیون چپ مدعی جمهوریخواهی در خارج از کشور توافق واشتراک نظر کامل با یکدیگر دارند و هریک با روشها و ادبیات خاص خود در اثبات صحت این ادعا، میکوشند.

در این امر نباید هیچ توهمی داشت که تضعیف جمهوری اسلامی به نفع آمریکا، غرب، اسراییل و عربستان ورقبای دیگر منطقه ای آن است، اما با باید بلافاصله اضافه کرد که منافع کشور ومردم ایران، نه در تشنج آفرینی و تقابل با آنها ، بلکه در ایجاد و گسترش رابطه باغرب و متحدان منطقه ای آن در دنیای به هم پیوسته کنونی است وهر دوطرف یعنی مردم ایران و نامبردگان در این مورد، از منافع متقابل و همسو برخوردارند. تردید در حقیقت زیر هم، جز همگامی و همراهی با جمهوری اسلامی هیچ معنای دیگری ندارد، که تضعیف حکومت ایران، تنها شانس مردم و نیروهای دموکراسی خواه، برای رهایی کشور از سیطره حکومتی است که ایران را بدتر از هر اشغالگر خارجی، غارت کرده و آن را در آستانه فروش کامل به هر قدرت خارجی ای که ادامه حیات استبدادی آن را تضمین کند، قرار داده است. اگرحس تشخیص بدیهات، هنوز در نزد ما مختل نشده باشد، راه خروج از این بن بست کشنده موجود، همان راه اول، یعنی راه نزدیکی و همکاری بر اساس حداقل اشتراکات ممکن بین شاخه های مختلف اپوزیسیون دموکرات و سکولار است، باور کنیم که توسعه جنبش برعلیه جمهور ی اسلامی در سایه همبستگی وهمکاری فعال دموکرات های سکولار، مسئله رهبری و چشم انداز آن را به نفع صالحترین آنها و بر انگیخنن امید همگانی ملی برای ایرانی دموکرات و سکولار، در جلوگیری از فروپاشی کشور و برای دوباره ساختن آن حل خواهد کرد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: