گزارشی تکاندهنده از یک مددیار اعتیاد در زندان های ایران

گزارشی تکاندهنده از یک مددیار اعتیاد در زندان های مختلف ایران
آنچه می‌خوانید، گزارشی است از یک مددیار اعتیاد که به درون زندانهای مختلف در ایران رفت و آمد داشته و با زندانیان زیر حکم اعدام در ارتباط نزدیک بوده است.

این گزارش توسط آقای علی محمدزاده مددیار اعتیاد در زندانهای ایران تهیه شده و جهت درج به کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام داده شده است.

در این گزارش که بسیار تکاندهنده است ابعاد جدیدی از جنایاتی را که سالها است در زندانهای دیکتاتوری ولایت فقیه در ایران، علیه زندانیان زیر حکم اعدام جریان دارد را برملا می‌کند.

حکم وحشت

شاید در مورد حکم وحشت چیزی نشنیده باشید. متاسفانه سالهاست که این حکم در زندان های ایران در حال اجراست و روح و روان زندانیان اعدامی را به نقطه سقوط محض میرساند. زندانیان اعدامی هر شب موقع خواب با مرگ و تصور آخرین روز زندگی شان به خواب میروند و در اصل فقط برای همان روزی که بیدار میشوند زندگی می‌کنند.

این زندانیان هر لحظه منتظر هستند تا گارد زندان به داخل سالن هجوم آورده و برای احراز حکم به سلولهای انفرادی منتقلشان کند. این کابوسی است که برای ۱ماه، ۱سال و شاید چندین سال همراه زندانیان اعدامی است.

مسئولین زندان به عمد، برای ترساندن دیگر زندانیان و جلوگیری از شورش های احتمالی حکم وحشت را اجرا می‌کنند. بدین صورت که زندانی را برای اجرای حکم به انفرادی منتقل میکنند و برخی اوقات او را ۲ تا ۳ روز در انفرادی نگه میدارند و سپس به سالن برمیگردانند. برخی از زندانیان را حتی تا پای چوبه دار هم میبرند و برمیگردانند. این شاید یکی از بدترین نوع شکنجه ها باشد. تمامی امید زندانی برای زنده ماندن از بین میرود و ثانیه ها برایش به اندازه سال میگذرد.

این حکم وحشت باعث میشود در درون زندان ترس از اعدام شکسته شود و زندانیان اعدامی از نظر روانی و روحی به فروپاشی مطلق برسند و هر لحظه خطر کشته شدن را احساس کنند.

پس از اعدام هر زندانی، فضای داخل سالن ها فوق العاده سنگین و غم انگیز است. روابط عاطفی بین زندانی ها خیلی عمیق و قوی است. به دلیل دوری از خانواده و زندگی سخت در درون زندان، هنگامی که کسی از داخل یک سالن و اندرزگاه اعدام میشود تمامی سالن تا روزها و حتی ماه ها آرام است و فضای غم همه جا به چشم میخورد. ترس، اضطراب و وحشت در نگاه سایر زندانی ها دیده میشود.

آلوده کردن زندانی به متادون

مأموران در درون زندان، گاها برای آرام کردن زندانیان و جلوگیری از اعتراض آنها به صورت سیستماتیک توسط بهداری متادون توزیع می‌کنند و بعد از چند وقت که زندانی به متادون آماده آلوده شد دیگر به راحتی قابل کنترل است. هر وقت بخواهد صدای اعتراضش را بلند کند متادون او قطع میگردد و همین کار او را آرام، رام و بی صدا نگه میدارد.

به صورت سیستماتیک و توسط کارمندان و ماموران زندان انواع و اقسام مواد مخدر در درون زندانها تبادل و به راحتی خرید و فروش میشود. کنترل میزان ورود مواد به داخل سالن ها توسط کارمندان و ماموران انجام میشود و این موضوع هم سود فراوانی برایشان دارد و هم باعث می‌شود که راحت‌تر زندانی معتاد را کنترل کرده و از شورشهای احتمالی جلوگیری کنند.

به زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام، به انفرادی منتقل میشوند شب قبل از اعدام مقدار زیادی قرص های روان گردان و مواد مخدر داده میشود تا در زمان اعدام به حالت تقریبا بیهوشی برسند و هنگام اعدام اعتراض و درگیری ایجاد نشود.

شماری از زندانی ها را فریب داده و به آنها می‌گویند که به بهداری و یا واحد فرهنگی بیایند. اما به محض اینکه زندانی از بند خارج شد دور از چشم بقیه زندانی ها دست و پایش را بسته و به انفرادی منتقل می‌کنند. بعضی از زندانیان با تیغ یا چاقوهای کوچک اقدام به خودزنی میکنند. در یک مورد زندانی قبل از اعدام آنقدر شاهرگش را با تیغ زده و خونریزی کرده بود که تقریبا به حالت بیهوشی او را پای جوبه دار برده و اعدام کردند.

سالها است که حاکمان خونریز در ایران در داخل زندان ها به این جنایت ها مبادرت می‌کنند. تمامی تلاش حفاظت زندانها بر این است که اخبار اعدام و حتی تعداد اعدام شدگان به خارج از زندان درز پیدا نکند و خانواده اعدامی را هم تحت فشار قرار می‌دهند که با رسانه ها ارتباط نگیرند.

من هم مثل بسیاری از مردم فکر میکردم که (سر بیگناه پای چوبه دار میرود ولی بالای دار نمیرود) اما زندانی های زیادی را در زندانهای ایران دیدم که بی گناه بودند، آنها حتی با وکیل تسخیری هم ملاقاتی نداشتند و در یک دادگاه ۲۰ دقیقه ای به اعدام محکوم شده و بالای دار رفتند.

زندانی هایی که فقط به خاطر باورهایشان، یا یک انتقاد و یا نظر مخالف اعدام شدند. زندانیهایی که فقط به خاطر خلاء‌قانون و رای شخصی یک قاضی اعدام شدند و جنازه آنها در سکوت مطلق و بی خبری توسط خانواده ها و ماموران به خاک سپرده شد و خانواده‌ها به اجبار پول طناب را قبل از تحویل جسد به حساب زندان واریز کردند.

به باور من، سخت ترین و دردناک ترین لحظه برای یک زندانی زمانی است که شب قبل از اعدام با خانواده‌اش ملاقات حضوری دارد. دیداری سخت و سنگین که نیم ساعت طول می‌کشد. این ملاقات تا پایان عمر در ذهن مادر و پدر و همسر و فرزند زندانی باقی میماند.

تعداد اعدام ها در داخل ندامتگاه کرج به قدری افزایش داشت که در سال ۹۵ کارمندان زندان مجبور شدند سکوهای اعدام مکانیزه گروهی درست کنند تا بتوانند ۱۲ نفر را همزمان اعدام کنند. در کنار زندان های همچون رجایی شهر کرج، مشهد، زاهدان، ارومیه، زندان مرکزی کرج یکی از زندانهایی است که بیشترین اعدامها در سکوت مطلق خبری در آن صورت میگیرد. سالنهای ۱ و ۲ و ۳ بیشترین اعدامی ها را دارد. حکم های سنگین و حبس های بلند مدت بیشتر در این سالن ها وجود دارد.

درگیریهای هدایت شده بین زندانیان

در داخل زندان درگیری بین زندانیان بسیار زیاد است و این درگیری ها توسط ماموران زندان هدایت و پایه ریزی میشود. این روشی است که زندانبانان و رئیس زندان میتوانند از طریق خود زندانی ها به زندانی های دیگر آسیب جدی وارد کنند و اگر قرار باشد حذفی صورت بگیرد این روش مطمئنی است که هیچ رد پایی از ماموران باقی نمی‌گذارد.

نگه داشتن زندانیان سیاسی و زندانیان با جرائم عادی، هم زندانیان سیاسی را تحت فشار قرار می دهد و هم زندانیان به دست هم بندی های خودشان، مورد شکنجه و حتی آزارهای جنسی و روحی قرار میگیرند و یا کشته می‌شوند. به این ترتیب مآمورین و عوامل زندان هیچ جرمی مرتکب نشده و دست خونینشان پنهان می‌ماند. .برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

منبع: 
کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام
بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: