پایان پروژه جمهوری اسلامی و آغازپروژه خاورمیانه جدید

اینک در پی تشدید تحریمها و اغاز فروپاشی کامل رژیم وابسته و کارگزار زنگ خطر سرنگونی کامل نظام متمرکز بصدا در امده است.اربابان نظام جهان سرمایه داری (سه جانبه گرایان و ماسونیزم جهانی) که مالک اکثر نهاد های بین المللی ومالی و بانکی جهان و همه شرکتهای چند ملیتی و همه رسانه های جهان بوده و اکثردولتهای جهان و سازمانهای بین المللی را اداره میکنند با درک درست از این خطر به پروژه خود (جمهوری اسلامی ایران) پایان دادند.تلاش همه دولتهای جهانی برای نجات حاکمان ولغو تحریمها در سازمان دول به شکست کامل رسید.
به باور من  پروژه خاورمیانه جدید با شروع جنگ در قره باغ اغاز گشته است وپروژه *جمهوری اسلامی به پایان رسیده است*.
پروژه اربابان جهان سرمایه با همکاری حاکمان جنایتکار اسلامی و همه دولتهای ارتجای در منطقه اغاز گشته است.هدف از اجرایی کردن این پروژه بسان توطئه شکست قیام 57 در سرزمینمان در حاکم کردن حاکمان کارگزاری گشته ،گسترانیدن جنگ افروزیست. به باور من ، همچنان که توطئه شکست قیام با همیاری همه قدرتهای جهانی انجام گشته ، اینک  این توطئه مشترک باز تکرار میگردد. 
اصلی ترین دلایل اثبات این ادعا 
 شرایط عینی جهان سرمایه بسان  دوران مشابه قبل از قیام 57  یکسان است.رکود اقتصاد جهانی و اشباح بازارهای جهانی نیاز مبرم به ایجاد بازارهای جدید برای کسب سودهای هنگفت را ایجاب میکند.جهان وحشی سرمایه تشنه به سود ،اکنون تشنه به خون است.
بالاترین رقم کسب سود برای نظام سرمایه و اربابان جهانی ان در گسترانیدن جنگ برای کسب هزاران میلیارد سود از طریق فروش تجهیزات نظامیست.این سناریو با همان اهداف مشابه   در برپایی جمهوری اسلامی در منطقه اکنون با درک فروپاشی کامل ان نظام وابسته در پایان دهی به این پروژه در حال اجرایی شدن است.
پروژه خاورمیانه جدید برهبری اربابان جهان و توسط همه دولتهای مرتجع منطقه با اغاز جنگ قره باغ استارت خورده است.برای شناخت راهبران این سناریو و توطئه کافیست دهها هزار میلیارد سود کسب شده در جنگهای بیهوده در منطقه و جهان  را تعقیب کنید.این جنگها ماموریت اصلی مزدوران اسلامی کارگزاری گشته برهبری خمینی بود که ابتدا با جنگ افروزی انان علیه عراق و سپس توسط انان در کویت و افغانستان و سوریه و لبنان و یمن و لیبی و ...بصورت عمدی براه انداخته گشت.
اینک در پی تشدید تحریمها و اغاز فروپاشی کامل رژیم وابسته و کارگزار زنگ خطر سرنگونی کامل نظام متمرکز بصدا در امده است.اربابان نظام جهان سرمایه داری (سه جانبه گرایان و ماسونیزم جهانی) که مالک اکثر نهاد های بین المللی ومالی و بانکی جهان و همه شرکتهای چند ملیتی و همه رسانه های جهان بوده و اکثردولتهای جهان و سازمانهای بین المللی  را اداره میکنند با درک درست از این خطر به پروژه خود (جمهوری اسلامی ایران) پایان دادند .
رژیم جمهوری ننگین و جنایتکار اسلامی و همه اتاقهای فکر نظام برای نجات خود از بحرانهای اقتصادی ناشی از تحریمها عاجز و ناتوان و به بن بست کامل رسیده است.
راهکارهای مختلف ارائه شده توسط هر یک از جناحهای وابسته به اربابان جهانی خود بر اساس تعمین منافع هر یک از انان تدبیرها و سیاستهای متفاوت و متضادی را پیشنهاد کردند که همه این پیشنهادها به شکست کامل منتهی شدند.فروش فله ای کشور به چین و روسیه برای کسب منابع مالی برای اداره کشور و تداوم جنگ افروزی در منطقه بمنظور مقاومت در قبال فشارها بخاطر همان تحریمهای امریکای ترامپ عملا ناممکن گشته است زیرا پیش شرط پرداخت صدها میلیارد دلار از چین و روسیه پایان تحریمهای جهانی اعلام گشته است. 
خطر سرنگونی نظام ، توسط جنبش گرسنگان و جنبشهای عظیم اجتماعی غیر قابل انکار است. ورشکستگی کامل اقتصادی ،توانایی سرکوب این جنبشها توسط رژیم  را کاهش داده است.حاکمان عاجز از پرداخت مزد مزدوران سرکوبگر خود و میلیونها کارمند خود است.سفته بازیها و بورس و  دلار بازی ، راهکارهای مقطعی جناح روحانی برای عبور از بحران  تا انتخابات سرنوشت ساز در امریکا نمیتواند ادامه یابد. نغمه های تسلیم و سازش و مذاکره پیشنهاد شده توسط اتاق فکر متضاد با رهبر و سپاه در نطفه خفه میشود.اتاق فکر رهبر و سپاه بخوبی میداند که قادر به پرداخت امتیازهای طلب شده توسط ترامپ و شرکا  نیست زیرا مالک ان نیست زیرا برای حفظ انان و توسط انان کارگذاری گشته اند. ترامپ خواهان بخشی عظیم از منافع اربابان نظام است که در سفره غارت امپریالیستی در انحصار انان قرار گرفته است.رهبر و سپاه با اگاهی کامل از سرنوشت تلخ برکناری رضا خان و محمدرضا شاه که در مقابل فشار آلمان هیتلری و امریکای کارتر مجبوربه  تسلیم و سازش شده و توسط اربابانش برکنار گشتند  مزد خیانت به اربابان را بدرستی میدانند.
(لازم به ذکر است  رضا میرپنج و پسرش هر دو توسط  کودتا به قدرت رسیده و هر دو بجرم خیانت با توطئه اربابان خود از قدرت برکنار گشتند)
 رژیم کارگزاری شده اینک به بن بست کامل خود رسیده است.اتاق فکر رهبر و سپاه تنها راه نجات خود را در همراهی و همکاری با اربابان خود در جنگ افروزی در منطقه میبیند.اخرین ماموریت انان بسان خمینی و همه سران نظام ان دوران ، نابودی کامل سرزمینمان و منطقه است.اینبار تنها هدف انان نجات خود از محاکمه و مجازات است.با ویرانی کامل سرزمینمان نهادی باقی نخواهد ماند تا با استرداد انان از جهان انان را مجازات نماید.انان  با همراهی در این توطئه بسان بشار اسد در ویرانی باقی مانده شاید به حاکمیت ننگین خود در محدوده کوچکتر ان ادامه داده  و شاید خود را نجات دهند.حاکمان جنایتکار مزدور ، هزاران میلیارد دلار مزد کارگزاری خود را بهمراه فرزندانشان به مناطق امن جهان قبلا انتقال دادند.اما از ترس مجازات و محاکمه نخواهند توانست براحتی از این هزاران میلیارد استفاده نمایند.
پیش شرطهای پروژه خاورمیانه جدید و یا جنگ جهانی سوم در حجم منطقه از دهه ها پیش توسط حاکمان جنایتکار اسلامی و همه دولتهای مرتجع و کارگزار مهیا گشته است.اجرای سیستماتیک ستمهای ملی توسط هر یک از این دولتهای مرتجع در منطقه و سرکوب ملتهای تحت ستم در منطقه با رسمی کردن یک زبان و یک فرهنگ و یک دین و مذهب و با تحمیل و تعیین مرزهای کشوری با تقسیم ملتهای ساکن و برای انحصاری کردن تجاوز حاکمان مزدور خود و  تقدس دهی به همه این سیاستها،  از یک قرن پیش شرایط عینی  و ذهنی برای اغاز این توطئه را مهیا کرده است.سیاست عقب نگهداشتگی عمدی توسط دولتهای ارتجاعی و اکثرا کارگزار و با اجرای دقیق ماموریت هر یک از اربابان جهانی  خود  با اجرای ستمهای ملی و طبقاطی و مذهبی و دینی در کل منطقه شرایط کامل برای اجرایی گردن این توطئه را مهیا ساخنه است. بعنوان مثال با کودتای انگلیسی رضا میر پنج و با رسمی کردن یک زبان و یک فرهنگ ویک مذهب و دین و یک پرچم  و با تقدس دهی به همه انان به سفارش اربابان انگلیسی خود بذر و تخم کینه عمیق ملی و مذهبی را کاشتند که اکنون محصول ان را درو کنند.سیاست های یکسانی در ترکیه و عراق و همه حکومتهای منطقه اجرایی گشته است با انکه این سیاستها در منطقه تحت نفوذ استعماری هر یک از اربابان جهان متغیر بود .
منطقه بعنوان یک بشکه باروت منتظر انفجار است.سوریه و لیبی و عراق و افغانستان و اینک اذربایجان و ارمنستان نمونه های کوچک ازمایشی بودند که با شعله ور کردن مقطعی ان عمق فاجعه عظیم پیش را قابل درک میکند.حاکمان جمهوری اسلامی در ایران سابق بعنوان اخرین ماموریت خود با مشتعل کردن و هدایت عمدی جنگهای ملی و قومی اغازگر این توطئه و گسترانیدن ان به کل منطقه هستند.سیاست پنهان نهاد رهبری و سپاه با کنترل و هدایت تفرقه اندازی ملی و قومی و مذهبی دهه هاست توسط نهادها و رسانه های وابسته به خود در داخل و خارج و حتی در باشکاههای فوتبال بسان تراکتورسازی لشکر عظیم توده های میلیونی را مسلح به ذهنیت ناسیونالیسم افراطی و ویرانگر خود کردند.حاکمان مرتجع منطقه با تفکر مخرب اخوان المسلمین در ترکیه و یا وهابییت در عربستان میلیاردها دلار برای ساخت این ذهنیت در منطقه ، در بلوچستان و پاکستان و عرب در ایران سرمایه گذاری کردند. جنگ های نیابتی  در لیبی و سوریه و عراق و یمن و سودان و افغانستان و... بصورت عینی شروع گشته و هر روز شاهد قربانی گشتن صدها هزار قربانی و میلیونها قربانی ناشی از قحطی و گرسنگی هستیم . گسترش جنگ در کل منطقه که توسط حاکمان جنایتکار اسلامی در ایران که اغازگر و هدایت کننده همه انها بود اینبار در حجم بیشتر با قربانیان بیشتر در شرف اجرایی گشتن است.
جنگ  در شکل مجازی خود دهه هاست در سرزمینمان شایع گشته است.در پی اجرای ستمهای سیستماتیک ملی و مذهبی و دینی توسط همه دولتهای مرتجع و کارگزار میلیونها متوهم ناسیونالیست افراطی و فاقد شده از شعور ترک و کرد و عرب و بلوچ و لر و فارس و ترکمن و ارمنی با پرچمهای خیالی و با میلیونها نقشه های چاپ گشته در لندن و مسکو برای ازادسازی سرزمینهای تحت اشغال بیگانگان در دفاع از اذربایجان واحد ،ارمنستان بزرگ، کردستان بزرگ، لرستان بزرگ، بلوچستان بزرگ و واحد ،ترکمنستان واحد،و یا برپایی امپراطوری بزرگ هخامنشی هم اکنون درحال کشتار مجازی در دنیای مجازی از دشمنان خیالی خود هستند.
برای نمونه صدها فراخوان برای مسلح شدن مردم ترک اذری  با هدف ازادی خاک ارومیه مقدس بعنوان شهر تحت اشغال کردهای متجاوز  از جانب هشت میلیون ترک اذری  لایک خورده است.در فراخوانهای مشابه احزاب و سازمانهای ناسیونالیست کرد و ارمنی نیز برای ازاد سازی خاک مقدس ارومیه عزیز از چنگ اشغالگران ترک اذری میلیونها لایک  را میتوان مشاهده کرد. همین فراخوانها در سیستان و بلوچستان و در خوزستان از طرف بلوچها و لر و بختیاریها و عربهای الاهوازی و کردها بیشمار هستند.  قره باغهای بعدی در ارومیه وخوزستان و سیستان و بلوچستان و کرکوک و... منتظر جرقه و یا فرمان اتش حاکمان جنایتکار اسلامی و فرماندهان سپاه و رهبر و اربابان جهانی انها هستند.سپاه و عربستان و ترکیه اخوان المسلم اردوغان و دستگاههای امنیتی اسراعیل و ام .ای.6 و سیا با میلیاردها دلار سرمایه گذری توسط مجهزترین رسانه ها و با چاپ نقشه های فرضی خاورمیانه جدید دهه هاست که در صدد ایجاد عملی این توطئه هستند. جرقه اغاز این توطئه، منتظر تعیین سرنوشت حاکمان جنایتکار اسلامی در انتخابات امریکا منتظر فرمان اتش است.

چه باید کرد؟!
به باور من طرفداری از هر طرف درگیر جنگ شراکت در جنایت علیه بشر است.بیطرفی و بیتفاوتی در قبال این جنایتها نیز در تضاد با شرافت انسانی و بیشرفیست.اگر مدعی انسان هستیم نمیتوان در قبال این توطئه عظیم ضد بشری بیتفاوت باشیم .دهه هاست که من در سلسله مقالاتم  با فریاد و هشدارهای مشابه اظهار میکنم که میبایست بصورت جدی به فکر چاره جویی برای دفع این خطر عظیم باشیم و برای نجات میلیونها قربانی راهکارهای عملی را ارائه نماییم.اینک نیز با ظهور عینی این خطر برای چندمین بار با فریاد این  هشدار بعنوان ابتدا یک انسان مسئول و سپس بعنوان صاحب یک اندیشه سوسیالیستی و بعنوان یک انارشیست درجبهه چپ این  پیشنهادها را ارائه میکنم.
راهکارهای پیشنهادی
1-ایجاد سریع جبهه صلح طلبان
این جبهه با فراخوان من و سپس هزاران تن از هم اندیشانم در  سرزمینمان شروع گشته و به تایید هزاران فعال سیاسی در داخل حتی در زندان رسیده است.بخشی از نمایندگان فکری در جنبش دانشجویی و جنبش زنان و معلمان و جنبش کارگری و بخشی ازجنبش مترقی برابری خواهی ملتهای تحت ستم با اعلام پشتیبانی خود خواهان گسترانیدن این جبهه شدند.
2-افشاگری از سیاستهای توطئه و آغاز مبارزه جدی با تفکر ناسیونالیزم افراطی در همه جبهه های درگیر
میبایست با افشای همه تفکرات نژادپرستانه و ناسونالیزم افراطی در نقاب جنبشهای ملی و سپس در نقاب و تفکر تمامیت خواه و عظمت طلب در مقابله با جنبشهای برابری طلب ملی در هر لباس و نقاب خصوصا در نقاب چپ با منسوبیت در هر  حزب وسازمان ماهیت حقیر انان را را افشا کرد.تقویت تفکر سوسیالیستی و مترقی در درون جنبشهای ملی باعث کم رنگ شدن و بی اثرشدن نگرش مرتجع و فاشیستی درون این جنبش میگردد.
(به باور من ادمها حقیر نمیشوند بلکه با پاره کردن ماسک دروغین انان حقارت انان اشکار میگردد)
3- تسریع به جنبش سرنگونی 
4- ساخت و تبلیغ بهترین آلترناتیو نظام ننگین حکومت اسلامی با هدف پایان دهی به همه ستمهای ملی و قومی وزبانی و مذهبی و دینی و جنسی وطبقاتی

به باور من کاراترین آلترناتیو سوسیالیستی با مرام انارشیستی یعنی برپایی حکومتهای شورایی خودگردان ودئموکراتیک و لائیک در سرزمینمان و سپس کنفدراسیون شورایی در منطقه ،  بهترین گزینه برای هر دو هدف است. یعنی با سازماندهی و ایجاد شوراهای مقاومت محلی (هسته های مقاومت) در همه شهرها  و همه بخشهای سرزمینمان و در همه محلات ،  هم میتوان به جنبش سرنگونی تسریع ببخشیم و هم مدل آلترناتیو اینده  (حکومتهای شوراهای خود گردان ) را نیز از فعل به عمل در اورده و اجرایی کنیم.   گستردگی شعار نان کار آزادی و حکومتهای شورایی در دل جنبشهای ملی و کارگری و زنان و دانشجویان نشانگر اگاهی پیشگامان راهبر این جنبشها میباشد.
به باور من و هم اندیشانم یگانه راه جلوگیری از جنگهای قومی و ملی با میلیونها متوهم عقب نگهداشته شده بعنوان سیاهی لشکر این توطئه عظیم (اولین قربانیان این توطئه) ، ایجاد فوری شوراهای   خود گردان ابتدا در شکل هسته های مقاومت محلی در ارومیه و شهرها و خصوصا در مناطق  مورد اختلاف در خوزستان و بلوچستان است.راهکار برپایی حاکمیت شوراهای خود گردان در ارومیه  و خوزستان و بلوچستان و تمامی شهرها و مناطق سرزمینمان توسط همه مردم ساکن ان شهرها و مناطق که دارای هویتهای مختلف ملی و قومی و طبقاتی و دینی و مذهبی و... هستند و با تقسیم قدرت برابر به همه شهروندان ساکن ان مناطق تنها راه جلوگیری و نابودی توطئه جنگ افروزیست.  با  نابودی کامل دولت متمرکز ستمگر به ستم گری ملی و قومی و طبقاتی و جنسی میتوان پایان داد.با کوچک کردن دولت در توهم کشورهای خیالی با مرزهای جدید و با برنامه های استقلال خواهی نمیتوان به همه ستم گریها پایان داد.
بنابر این وظیفه پیشگامان جنبش چپ در سرزمینمان ، اگاهی دهی بهمراه سازماندهی نیروهای پیشگام مبارز در همه جنبشهای اجتماعی و با هدف  ایجاد فوری این هسته های مقاومت و گسترانیدن انها میبایست باشد.
اینک با توجه به ضرورت ایجاد گفتمان برای ایجاد جبهه صلح من و هزاران تن از از هم اندیشان اقدام به برپایی صدها هسته  مقاومت در سرزمینمان و در همه شهرها کردیم.این گفتمان با کمک و یاری هم اندیشان و رفقا و قهرمانان سرزمینمان تبدیل به گفتمان سراسری در تنها رسانه های محدودمان در فضای مجازی گشته است.صدها هزار هشتک بنام ایجاد فوری هسته های مقاومت شوراهای محلی و هزاران بیانیه در طرفداری از ایجاد جبهه صلح نشانگر گسترش این جنبش ایجاد شده است. جنبشهای اجتماعی و شورش گرسنگان با کوچکترین جرقه ها در انتظار شعله ور گشتن هستند شما نیز به این جنبش بپیوندید.  علی رغم درخواستهای مکرر از صاحبان رسانه های مستقل هیچ یک از انان رسانه های خود را در اختیار این اندیشه قرار نداده و حتی در نهایت بیشرمی این هشدارها و این فراخوانها را بشدت سانسور میکنند. نیاز فوری این گفتمان به رسانه های نیروهای مستقل است.این هشدارها را نیز شما با دانش و اگاهی بیشترتان بسان ما فریاد کنید.خطر ویرانی کامل سرزمینمان با اجرایی گشتن این توطئه را جدی گرفته و برای دفاع از شرافت انسانیتان بیطرف و بیتفاوت نباشید.بیطرفی و بیتفاوتی در قبال جنایتهای ضد بشری در تضاد با شرافت انسانی و بیشرفیست.
باریش نصیریان  
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیح   .
بنابر این با افشا و پالایش تفکرات مخرب ناسیونالیستی و معیوب در ماسک جنبش چپ ،بستر اتحاد عمل  سوسیالیستهای واقعی  را میتوان تشکیل داد.ایجاد فوری جبهه صلح در سرزمینمان و جهانی ساخت این جبهه از وظایف مبرم جنبش چپ است.                            
 برای نمونه  و برای شناخت دقیق ماسک چپگرایان قلابی مثالهای عینی را باز تکرار  میکنم.هدف اصلی نیروهای چپ و خصوصا سوسیالیستهای واقعی در تسخیر قدرت نمیبایست باشد . نابودی کامل نهاد قدرت متمرکز در شکل دولت ستمگر به همه ستمگریها پایان خواهد داد. به باور من  اندیشه مدعیان سوسیالیستی که معتقد به تسخیر قدرت و برپایی دیکتاتوری پرولتاریاست توهمی بیش نیست و تفکری انحرافی در جبهه سوسیالیستهاست.اکثر سازمانها و احزاب مارکسیست با مذاهب لنیننیزم ارتدودوکس و یا مذهب شیعه گری ان در سرزمینمان در نقاب چپ ، ناسیونالیستهایی بیش نیستند.پسوند ایران انها در سر در مغازه های چند نبشه انان نماینگر تفکر ناسیونالیزم تمامیت خواهی است که صرفا برای تسخیر قدرت در نقاب چپ همچنان فریبکاری میکنند.  راهکارهای پیشنهادی ابکی انان برای رفع ستم ملی و مذهبی و جنسی و حتی طبقاتی انان بیشر شبیه شوخیست.بعنوان مثال شعار ویا پذیرش حق تعیین سرنوشت حتی تامرحله جدایی و استقلال ملتهای تحت ستم ، مشروط به تایید شورای نگهبان و یا فقهای رهبران خود خوانده شده است.شرط اینکه این جدایی ها ابتدا باید  بنفع طبقه گارگر باید باشد و چون ما بعنوان نمایندگان طبقه کارگر ، میبایست ان را تایید نماییم نمایانگر این فریبکاریست.
جنبش زنان نیز فقط در حوزه تنگ نظرانه انان میایست در یک طبقه کارگر تنگ گشته و سپس به تایید انان برسد.جنبش طبقاتی نیز از منظر انان میبایست برهبری سرخ حزبی  انان بسان بلشویکها به دیکتاتوری پرولتری بینجامد تا با سرکوب خونین شوراهای کارگران به بهشت شوروی و اقمارش برای ان کارگران باز تکرار گردد.این احزاب که هیچ کدام این جنایتهای بلشویکی در شوروی و اقمار ان در نصف جهان (حاکمیتهای مختلف احزاب برادر در کشورهای مشابه ) را محکوم نکردند .همه احزاب و سازمانهای مارکسیست لنینیستی در جهان و سرزمینمان که  این جنایتها را محکوم نکردند ، به باور من و مطمئن باشید در صدد تکرار ان جنایتها هستند.در مقابل ستم دینی و مذهبی تنها دین مارکسیزم و ایه های مقدس میبایست تفکر و مذهب رسمی کشور خیالیشان باشد.ایا با این اندیشه های مخرب دینی در نقاب سوسیالیزم میتوان به جنگ تقدس و سرمایه رفت و به همه ستمها پایان داد؟
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
نظر
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب باریش شما بە مثابە تورک کە دارید مسئلە مناقشات سرزمینی بین ملتها را از منظر خودتان انسانی بیان میکنید نتوانستید از پان تورکیسم خودتان فاصلە بگیرد ، میگوید ارمنستان بزرگ، کوردستان بزرگ ،