استدلال متناقض احمد پورمندی در مورد شکل و محتوای حکومت !

من نمیدانم که چه دگمی در کار است که شما در هیچ جای نوشته تان اشاره نکرده اید که رضا پهلوی بارها اعلام کرده است که اگر حکومت آینده ایران یک جمهوری سکولار و دموکرات باشد من به بیش از نود درصد از آرزوها و خواسته هایم رسیده ام.
آقای پورمندی عزیز، نوشتۀ شما پاسخ مفصلتری را می‌طلبد ‌اما اجازه بدهید عجالتا در همین مختصر به نکاتی چند از نوشته شما اشاره کنم:
مرقوم فرموده اید که امضا کنندگان بیانیۀ « دعوت به همبستگی» ، « نگاه شیفته وار به امر براندازی » دارند ، فکر نمیکنم که منظور شما این بوده باشد که باید « نگاهی شیفته وار به اصلاح پذیری جمهوری اسلامی» داشت. نگاه ما به امر براندازی، « شیفته وار» نیست، دردمندانه، مسؤلانه و مردم دوستانه است. و کدام ایرانی باوجدان و شرافتمندی میشناسید که اینهمه تباهی و ظلم و جنایت این حکومت فاسد و ویرانگر را ببیند و بشنود و خواهان سرنگونی آن نباشد؟! امیدوارم که شما نیز بعد از اینهمه سال آزمون و خطا، به این یقین رسیده باشید که پروژه اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی، چیزی جز برای فریب ساده دلان خوش باور نبوده است.
اما در ادامه نوشته تان آنچه که عجیب تر می نماید استدلال متناقض شما در مورد شکل و محتوای حکومت است. در جایی تایید می کنید که « بخشی از بدترین سلطنت های جهان نام « جمهوری» برخود نهاده اند و شماری از قوی ترین جمهوری های عالم نام و پوسته سلطنت را حفظ کرده اند» و در توصیف ان به جمهوری مادام العمر بشار اسد و در مقابل به پادشاهی مشروطه در برخی از کشورهای اسکاندیناوی اشاره کرده اید با اینهمه افزوده اید که «اصل گره کور ماجرا در پدیده ای نهفته است که « رضا پهلوی» نامیده میشود که وارث قانونی تاج و تخت خوانده میشود»!
من نمیدانم که چه دگمی در کار است که شما در هیچ جای نوشته تان اشاره نکرده اید که رضا پهلوی بارها اعلام کرده است که اگر حکومت آینده ایران یک جمهوری سکولار و دموکرات باشد من به بیش از نود درصد از آرزوها و خواسته هایم رسیده ام. همچنانکه صراحت کلامش در همین « پیمان نوین» را هم بعمد ناشنیده میگیرید که میگوید من خواهان هیچ مقام سیاسی برای شخص خودم نیستم. من تردید ندارم که شما بارها از زبان او شنیده اید که گفته است شکل و محتوای حکومت آینده را مردم و در فرایند یک انتخابات کاملا ازاد تعیین خواهند کرد. با اینهمه ، آقای پورمندی عزیز، مشکل واقعا در کجاست و «چرا سر نمی‌گیرد»؟! و اینکه چرا برخی همچنان حاضر نیستند که بخاطر نجات مردم ایران از چنگال این حکومت ویرانگر، تابلوی انشقاق و پراکندگی در صفوف مخالفان را بر زمین نهاده و با حفظ همه نقطه نظرات خود، مشعل اتحاد و همراهی را مشتعلتر سازند؟!
شما خود نوشته اید که « باید طرفین دعوا از خواسته جمهوری و سلطنت صرفنظر کنند و به رضای خلایق بعد از پیروزی راضی باشند تا بتوانند روی دموکراسی متمرکز بشوند» بسیار هم خوب، آن که شما او را « گره کور ماجرا » میدانید که بارها همین گفته را بر زبان آورده، پس شاید بواقع «گره کور ماجرا» هم اندیشان خود شما باشند.
 
امروز رهبری میدانی حرف اول را میزند 
 
هوشنگ اسدی
به گمان من اتحادی بین جمهوری خواهان و پادشاهی خواهان بصورت گروههای متشکل، حالا از هر حاشیه سیاسی باشند، شکل نخواهد گرفت و متاسفانه در عمل هم اگر نوعا همکاری اینجا و آنجا شکل بگیرد بسیار کمرنگ خواهد بود ، در مورد دلایلش خیلی ها قلم زده اند که از حوصله کامنت خارج است.، البته دلایل جنابعالی و دیگر چپ‌ها در محفل های جمهوریخواهی مقابله گرایانه علیه آقای پهلوی است و او را مسبب این جدایی ها می دانید. شکل نگرفتن این همکاری موجب شده است که بسیاری از جمهوری خواهان منفرد و‌ غیر وابسته به گروههای مختلف همراه با پارلمانتاریست ها به فکر رویکرد مستقل کشانده شوند.
امضا کنندگان پیمان همبستگی بدنبال رهبر سازی شاهزاده رضا پهلوی نیستند و ضرورتی نمی بینند خود را با توهم کودکانه آویزان مسیر خاصی بکنند، بویژه در پیمان نوین بسیار واضح از رهبری هرمی در هر شکلش فاصله گرفته شده است . امروز رهبری میدانی حرف اول را میزند ، لذا بی مسئولیتی سیاسی است که خیل زیادی از افراد با گرایش های گوناگون سیاسی که شما هم اشاره کردید را به عنوان جاده فرش کن برای عبور و نشستن پادشاهی بر تاج و تخت متهم کرد که شما البته چنین نگفته آید.
ناامیدی از وضغیت اپوزیسیون چند شقه و مهمتر از همه وضعیت داغون مملکت عملاً از دست رفته، بستری است که راه نجات در شکل ملی را می طلبد، مسیری فرا گروهی. در این رابطه پیمان نوین و سرمایه تاریخی شخصیت شاهزاده رضا پهلوی شاید ممکن ترین راه برای ایجاد قافله امید در پس طوفانهای غیر منتظره حوادث سیاسی ایران باشد .
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: