دموکراسی آمریکائی و انتخاب جو بایدن

فصل جدیدی آغاز شد. شرایط نوینی را فراهم نمود. باید شرایط نوین را بازشناسی نموده و متناسب با آن استراتژی خویش را در گذار از جمهوری اسلامی ایران به حکومتی سکولار، دموکراتیک، بر بنیه های اصول آزادی و حقوق بشر، رفع هر گونه تبعیض تامین زمینه های خودگردانی و قدرتمداری مردمی تنظیم نمود. نسخه جدید و نوین آمریکایی جمهوری اسلامی ایران تامین کننده آمال و ارزوهای مردم ایران نمیباشد.

دموکراسی آمریکائی و انتخاب جو بایدن

 

"جو بایدن" از طرف قدرتمداری حاکمه آمریکا جایگزین "دونالد ترامپ" شد، تا کشتی گرفتار در نابسامانی های طوفان های اقیانوس را از خطرات احتمالی غرق شدن نجات بدهد.کشوری که با دهها میلیون نفر بیکار، یک چهارم تلفات ناشی از پاندومی ویروس کرونا در دنیا را متحمل شده و میزان بدهکاری های دولتی در اثر این پاندومی دو برابر شده و به میزان هفت هزار میلیارد دلار رسیده است.

 

 در آمریکا بطور غالب دو حزب "دموکرات" و "جمهوریخواه" که هر دو از پشتیبانی انحصارات نفتی نظامی و مالی رسانه ای حمایت میشوند، با همدیگر بر سر کسب اکثریت در کنگره و سنا، و بالاخره کسب مقام ریاست جمهوری در رقابت میباشند.  هر کدام از این احزاب که اکثریت را بدست گرفتند، با اتکا به صدها پایگاه نظامی آمریکا ار اکثر نقاط جهان، صدها هزار نیروی نظامی مستقر شده در آنها، اقدام به صدور "دموکراسی" به کشورهای دیگر می نمایند. آری، سیاست خارجی آنها مبارزه با حکومت های دیکتاتوری بوده و خواهان بسط و گسترش دموکراسی آمریکائی در تمام جهان میباشند.

 

البته، در این میدان صدور آزادی و دموکراسی آمریکایی و مبارزات آنها با حکومت های دیکتاتور، دوستان و یاران استراتژیک آمریکایی از این قضیه استثنا میباشند. اگر هنوز اسرائیل خانه های فلسطینی ها را بر سر آنها آوار میکند و در آنجا یک حکومت آپارتایدی درست کرده است. اگر حکومت عربستان در روز روشن پانزده نفر نظامی امنیتی را به ترکیه میفرستد تا در کنسولگری خود در یک کشور خارجی "جمال قاشیقچی" را زنده زنده بکشند و قطعه قطعه بکنند، در کشوری که زنان بدون اجازه مردان اجازه رانندگی ماشین و یا  بیرون آمدن از خانه را ندارند و سرپیچی آنها به شدید ترین وجه موجب تنبیه آنها میگردد، این حکومت ها شامل استراتژی سیاست خارجی نبرد با دیکتاتوری آمریکائی نمیشوند.

 

استراتژی صدور آزادی و دموکراسی آمریکائی، در واقع استراتژی صدور جنگ، ویرانی، قتل عام و آوراگی میلیون ها نفر از مردم کشورهای رقیب، مخالف و جهان سومی میباشد، تا از این طریق صنایع نفتی نظامی به چرخش و سودآوری توقف ناپذیر خویش ادامه دهند. گرچه بخش عمده هفتصد و هفناد میلیار بودجه نظامی سالانه آمریکا، به جیب همین شرکت ها سرازیر میگردد، ولی جنگهایی مانند جنگ های خاورمیانه موجب میگردد تا بطور همزمان صدها میلیارد دلار دیگر از ثروت های مردم این کشورها نیز جهت تامین تسلیحات نظامی مقابله گرانه، به جیب همین شرکت ها سرازیر گردد. صاحبان این شرکت ها هستند که ریاست جمهوری را تعیین میکنند.

 

 اگر "جمهوریخواهان" توسط کسانی مانند جورج بوش پسر، بعد از اتفاق یازده سپتامیر، با لشکر کشی جهت نابود کردن "القاعده" ای که "دموکرات ها" خودشان با رهبری بن لادن درست کرده بودند، به عراق صدام حسین حمله مستقیم و لشکر کشی میکنند. اگر "دموکرات" ها توسط جیمی کارتر، در افغانستان "القاعده"  و ایران "جمهوری اسلامی"، در لیبی "سران قبایل و طوایف، در سوریه "داعش، جبهه النصر و لشگر اسلامی" ، در مصر "اخوان المسلمین" و غیره را به نام صدور آزادی و دموکراسی آمریکائی به دهها و صدها میلیون مردم خاورمیانه هدیه کردند. اگر امروز در آمریکا با آتش بازی پیروزی جو بایدن را جشن میگیرند، امیدواریم این آتش بازی در منطقه خاورمیانه با بازی خمپاره ها و پهیاد ها تبدیل نگردد. در زمینه فرهنگ دموکراسی آمریکایی کافی است به این نکته اشاره کنیم که مردم به مغازه های اسلحه فروشی هجوم آورده و سی میلیون اسلحه در جریان این انتخابات برای دفاع یا تهاجم خریده اند.

 

 فراموش نشود نقش بیل کلینتون در صدور دموکراسی و آزادی به یوگسلاوی و بمباران های شهرها در آن موقع.

آری، "آقای جو بایدن" با پرونده درخشان خویش در زمان ریاست جمهوری اوباما، قبل از انتخاب شدن، چندین بار اعلام کرده است که با دیکتاتوری و حکومت های دیکتاتور در جهان مقابله کرده و مدافع آزادی و دموکراسی در جهان خواهد بود. منظور جو بایدن و حتی جمهوریخواهان از مطرح کردن این موضوع، تعقیب و تداوم استراتژی بازسازی اقتصادی نئولیبرالیسم و زنده کردن کنترل مجدد آمریکا بر پیمان نظامی آتلانتیک شمالی میباشد.

 

وجه دیگر اسن اشتراتژی مشترک آنها،  نبرد با تمامی حکومت هایی میباشند که یا رنگ و بوی سوسیالیستی – کمونیستی دارند، و یا رقیب های جدی اقتصادی سیاسی حاکمیت و قدرتمداری جهانی نئولیبرالیستی آمریکائی میباشند. در راس این استراتژی آقای بایدن، چین کمونیست، روسیه پوتین، و آن سری از کشورهای آمریکای لاتین میباشند که راه و رسم سویسیالیستی را انتخاب می نمایند، قرار دارند.

 

"جو بایدن" برای مردم ایران، به مفهوم احیا کردن و تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی ایرن و ایجاد گشایش بیشتر در مناسبات اقتصادی دیپلماتیک میان قدرتمداران حاکمه دو کشور میباشد. با از رده خارج شدن روز به روز نسل اولیه قدرتمدارن حاکمه جمهوری اسلامی ایران، نسل دوم بصورت آقازاده هایی که در آمریکا، کانادا و اروپا، هم بصورت لابیگری حکومت در خارج، و هم بصورت نسل در حال انتظار برای جایگزینی برای تداوم حکومت جمهوری اسلامی ایران بصورت اصلاح شده آمریکائی، انگلیسی آن پرورش می یابند. به همین خاطر است که استراتژی نسخه تجویزی جدید دموکرات ها برای کشورهای خاورمیانه در قالب "اخوان المسلمین" ها و "اصلاح طلبان اسلامی" پیچیده شده و  تحویل مردم ایران داده خواهد شد.

 

بعید نیست با آغاز شرایط برای توافقات نوین "برجام" شماره دو؛ تمامی نیروهای سیاسی، از جمله بخشی از نیروهای چپ که هنگام مطرح شدن توافقنامه "جاده ابریشم" ما بین ایران و چین، پیراهن های خود را پاره میکردند، و فریاد "مملکت از دست رفت" را سر میدادند، برای آغاز دور جدید مذاکرات "برجام" شماره دو، میان حکومت های ایران و آمریکای جو بایدن،  از شوق استقبال سر و دست بشکنند، به همدیگر تبریک گفته و شیرینی پخش خواهند کرد.

 

تعیین اینکه آیا "عبور از جمهوری اسلامی ایرن" ، هم استراتژی و هم تاکتیک اپوزیسیون چپ در ایران میباشد، سیاست عمومی "دموکرات" ها در همدستی با لابیگری جمهوری اسلامی ایران در آمریکا و ایران، میتوانند در تغییر چهره و تداوم حکومت جمهوری اسلامی ایران نقش تعیین کننده داشته باشند. سخن  "لغو تحریم ها هم استراتژی هم تاکتیک"، یقینا  آمال خویش را در حکومت آقای جو بایدن از طریق آغاز برجام شماره دو تامین شده خواهد یافت. جهت خوش خدمتی بیشتر  شرط دیگر موفقیت این نوع از به اصطلاح اپوزیسیون ایرانی، بهتر است در ادامه به مبارزات ضد چینی، ضد روسی و ضد سوسیالیستی خویش در مقیاس جهانی و در درون اپوزیسیون ایرانی نیز بپردازند.

 

فصل جدیدی آغاز شد. شرایط نوینی را فراهم نمود. باید شرایط نوین را بازشناسی نموده و متناسب با آن استراتژی خویش را در گذار از جمهوری اسلامی ایران به حکومتی سکولار، دموکراتیک، بر بنیه های اصول آزادی و حقوق بشر، رفع هر گونه تبعیض تامین زمینه های خودگردانی و قدرتمداری مردمی تنظیم نمود. نسخه جدید و نوین آمریکایی جمهوری اسلامی ایران تامین کننده آمال و ارزوهای مردم ایران نمیباشد.

واضح است، در شرایطی که نیروهای چپ در همکاری و ائتلاف با نیروهای دیگر دموکرات وازادیخواه در این راه خواهند کوشید، در این مسیر آلترناتیو مجزا و مشخص سوسیالیستی خویش را بعنوان مناسب ترین و بهترین پلاتفورم و برنامه تامین کننده نیازهای دهها میلیون مردم ایران ارائه خواهند نمود.

 

دنیز ایشچی

08 نوامبر 2020

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: