دولت آلمان و حمایت از جنایات رژیم جمهوری اسلامی

با تحقیق گسترده در زمینه سناریوهای سیاسی ـ اطلاعاتی مشترک دو دولت ایران و آلمان، نظیر داستان دستگیری آقای هلمُت هوفر ـ بازرگان آلمانی ـ، در مقابل آخوند حسینی(معروف به حاج آقا آفتابه) و نیز محاکمه دیپلمات تروریستهای رژیم جمهوری اسلامی...
 
دولتهای اروپائی و در صدر آنها جمهوری فدرال آلمان، در طول چهار دهه اخیر نشان دادند، که علیرغم ظاهر سازیها، بازیهای سیاسی و داد وستدهای اطلاعاتی و امنیتی با رژیم جمهوری اسلامی، حامی و پشتیبان همه جانبه جنایتهای مُلایان بر ضد مردم و مبارزان ایران هستند.
 
با تحقیق گسترده در زمینه سناریوهای سیاسی ـ اطلاعاتی مشترک دو دولت ایران و آلمان، نظیر داستان دستگیری آقای هلمُت هوفر ـ بازرگان آلمانی ـ، در مقابل آخوند حسینی(معروف به حاج آقا آفتابه) و نیز محاکمه دیپلمات تروریستهای رژیم جمهوری اسلامی، که مرحوم دکتر سعید شرفکندی ـ رهبر حزب دمکرات کُردستان ـ را در رستوران میکونوس برلین به قتل رسانده بودند، باید گفت که هیچگاه دولت آلمان در مقابل استمرار و تداوم جنایت های رژیم جمهوری اسلامی؛ یک عکس العمل جدی، شفاف و شرافتمندانه از خود نشان ندادند.
 
 برخلاف باور بسیاری، کە با برگزاری دادگاه میکونوس و محاکمه تروریستهای رژیم فکر می کردند، آلمانیها از دیگر دول اروپایی در متوقف کردن ماشین ترور جمهوری اسلامی شریف تر و جدی ترند، باید گفت، دولت آلمان هم تنها درپی ردگم کردن و فراری دادن تروریستهای رژیم آخوندی و سیاست مصلحتی اش در قبل آخوندها، از بیشتر کشورهای اروپائی بدتر و مفتضح تر بوده است.!
 
برای سالها، رژیم جمهوری اسلامی از هر نظر دست بازرگانان آلمانی در معاملات کلان کشور، بخصوص در زمینه صنعت فرش را باز گذاشته بود. و در مقابل آن، دولت آلمان عملا از بسیاری جهات، چشم خود را بر روی جنایت های رژیم ایران می بست.!
 
قتل زندەیاد " فریدون فرخزاد " و عدم پیگیری این جنایت هولناک تروریستی، و بە فراموشی سپردن چنین پروندەای از سوی دولت آلمان، هرگز و از سوی هیچ یک از مبارزان راستین ایران فراموش نخواهد شد. گمانی نیست که این سکوت ننگین، مهر تائیدی است بر موضوع حمایت آلمانی ها از جنایات برون مرزی دیکتاتوری مُلایان ایران.
 
در حال حاضر، غیر از سرمایه هنگفت و میلیاردی مجتبی خامنەای در کمپانی (...) آلمانی!، دهها فرد شناخته شده رژیم آخوندی و اعضای سابق و کنونی سپاه پاسداران رژیم، در لباس اصلاح طلبی و در کشور آلمان، دارای شرکت های عمده و معروف تجاری و بازرگانی هستند. 
برخی از مهره های رژیم در قالب رسانەای و مذهبی و بعنوان نمونە فعالیت تلویزیون (...) و دو مسجد در (...) آشکارا فعالیت می کنند و کمتر کسی پیدا می شود رابطه آنها را با نهادهای امنیتی رژیم نداند.
 
برخی از آقازادەهای فاسد و مال مردم خور، با ایجاد بنگاەهای کاریابی، شرکت های بسته بندی مواد غذایی، در بیشتر کلان شهرهای آلمان از جمله برلین، فرانکفورت، ویسبادن، هانوفر و هامبورگ، با ماشین های گرانقیمت آنچنانی، ذوق آقازادەگی خود را در خیابانهای آلمان به نمایش می گذارند.!
لازم به ذکر است، کە رژیم جمهوری اسلامی سیاست اداره مهاجرت دولت آلمان در زمینه قبول تقاضای پناهندگی افرادی که از طریق کیس های مسیحی بعنوان پناهنده شناخته می شوند، را تا حدودی به نفع خود می بیند. 
چراکه، غیر از افرادی با هویت مشخص و مشکلات و مصائب واقعی، کم نیستند کسانی که یک شبه عیسی را در خواب می بینند و فره مسیحایی، کاملا قلب آنها را تسخیر می کند.! اما در حقیقت تعدادی زیاد از این قبیل افراد، همان جوانان عاشورایی و سینەزنان مخلص، عوامل رژیم و ساندیس خورهای ولایت فقیه هستند، که در چنین شکل و قالبی وارد اروپا شده و مطیع اوامر رژیم و مطابق با سیاست حکومت آخوندی عمل می کنند.!
یک نمونه بسیار مشهود و واقعی در مورد چنین اشخاصی، که شاید کم و بیش هم متوجه شده اید، آنست که، بعد از انتشار هر خبری که حاکمیت آخوندها را به چالش بکشد، یا اینکه خطری کلیت رژیم مُلایان را تهدید کند، این دسته از پناهندگان خاص، در صفحه فیسبوک بخش فارسی صدای آلمان(دویچەولە)، یورونیوز فارسی، رادیو فردا و برخی رسانە های دیگر فارسی زبان، فورا غیرتی می شوند و از سیاست و حاکمیت خبیث رژیم جمهوری اسلامی و ولایت فقیە دفاع می کنند و به هرکسی که مخالف سیاست رژیم بی اندیشد بی صبرانه پرخاش می کنند.!! 
برای پی بردن به چنین واقعیتی، تنها کافی است بعد از کامنت های آنان، سری به پروفایل این نودینان مسیحی بزنیم و کاراکتر اصلی آنها را بشناسیم.!!
در سال ٢٠١٥ و بعد از هجوم پناهندگان از ترکیه و یونان، که بنده معتقدم چنین سیاستی تنها، یک پیام  " خوش آمدید بردەهای مدرن به آلمان" بود، از سوی دولت آنگلا مرکل، و نیز سوت و کف زدن های طرفداران خانم مرکل در ایستگاه مرکزی قطار مونیخ و برخی شهرهای دیگر، خیل عظیمی از پناهندگان توانستند، به آسانی وارد کشور آلمان و کشورها اسکاندیناوی شوند.
 
اما در میان این جمعیت انبوه، کم نبودند مزدوران فاطمیون(مزدوران شیعە افغانی) و نیروهای زینبیون(شیعە های پاکستانی) و همچنین طرفداران حزب اللات لبنان و حشد الشعبی(لبنانی و عراقی)، که چون هیچ دلیل قانع کننده ای هم برای درخواست پناهندگی نداشتند، بالفور دست به دامن کلیسا شدند.! 
اگرچه با واقعیتی که بیشتر ما از نزدیک و از زندگی آنها در آلمان می بینیم، چنین افرادی تا مرحله قبولی و اخذ اقامت با کلیسا و اداره مهاجرت نیز تقیه می کنند و بعد هم با این شگرد خود، موفق می شوند اقامت مذهبی بگیرند.! اما شوربختانه از نظر دولت آلمان و اداره مهاجرت این کشور، کنترل چنین افرادی، بسی آسانتر از کسانی است که به خاطر داشتن باور سیاسی، ملی، جنگ و یا گرسنگی از کشور خود بدینجا پناه آوردە اند.!!
در یکی دو سال اخیر علاوه بر این وضعیت، مسئولین دولت آلمان برخلاف تمامی قوانین بین المللی در دستگیری و محاکمه جنایتکاران، آخوند شاهرودی ـ رئیس پیشین قوه قضائیه رژیم جمهوری اسلامی ـ را که یکی از مسئولین جنایتکار رژیم و قاتل جوانان ایرانی بود، به آسانی فراری دادند.
شاهرودی جنایتکار، که بصورت مخفیانه برای درمان مشکل تومور مغزی خود، به کلینیک تخصصی دکتر سمیعی در شهر هانوفر آمده بود، با وجود تلاش و درخواست مبارزان ایران و اعتراض در مقابل بیمارستان، توسط پلیس و نیروهای امنیتی آلمان و با اسکورت ویژه به فرودگاە بردە شد و بدین صورت مانع دستگیری و محاکمه او شدند.
 
حتی چند ماه پیش و قبل از مرگ قاضی منصوری در رومانی، او نیز به آلمان آمده بود و مدتی هم در شهرهای این کشور به تفریح و سیر و صفا پرداخته بودند. اما پرسش منطقی و جدی ما از دولت آلمان این است، که در بحبوبەی شیوع ویروس کرونا و مشکلات تردد در مرزهای اتحادیه اروپا، چگونه قاضی منصوری توانست آلمان را ترک کند و بدین راحتی به رومانی بگریزد؟!
 
در نهایت اما، امروز بنابر اخبار منتشر شده در رسانه ها، باید شاهد حضور یک جنایتکار دیگر " قاضی حسن تردست " در کشور آلمان باشیم.                    
 
قاضی جنایتکار حسن تردست، از آدمکشان نظام ولایت فقیه، که دستش به خون هزاران جوان ایرانی و منجمله "ریحانه جباری" آغشته است، به کشور آلمان سفر کرده است. 
بی شک چنین خبری، رسوایی دیگر برای دولت آلمان و سیاستمداران دروغگو و مصلحت طلب این کشور و مدعیان دفاع از حقوق بشر خواهد بود.
 
 
 
 
  
 
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: