علائم مشخصه نارسی بلوغ احساسات عاطفی ( در محیط های سیاسی )

در کل انسانها نمی خواهند در گوشه ائی محدودی چیده شوند. و یا از آنها بعنوان تابلو اعلانات برای چسباندن برچسب برویشان استفاده شود.
هر یک از ما مثل آلیاژی از اشکال مختلف آگاهی ها هستیم  که با هم مخلوط شده اند.
بروز خصوصیات خوب و بد انسان بستگی به شرایط موجود دارد، شرایطی که می تواند خصوصیات خوب ما را رشد دهد و یا خصوصیات منفی ما را بنمایش بگذارد
نارسی عاطفی را می توان حالتی تعريف كرد كه در آن افراد از خواسته ها و خيال های كودكی خود دست بر نداشته باشند.

درباره مسائل بلوغ احساسات عاطفی و نارسی آن داستانهای زیادی وجود دارد. حاصل همه تجربیات بیانگر این است که در کل انسانها نمی خواهند در گوشه ائی محدودی چیده شوند. و یا از آنها بعنوان تابلو اعلانات برای چسباندن برچسب برویشان استفاده شود.
هر یک از ما مثل آلیاژی از اشکال مختلف آگاهی ها هستیم  که با هم مخلوط شده اند.
بروز خصوصیات خوب و بد انسان بستگی به شرایط موجود دارد، شرایطی که می تواند خصوصیات خوب ما را رشد دهد و یا خصوصیات منفی ما را بنمایش بگذارد
نارسی عاطفی را می توان حالتی تعريف كرد كه در آن افراد از خواسته ها و خيال های كودكی خود دست بر نداشته باشند.
خواسته ها و تخیلاتی که مربوط به دنیایی است که پیرامون آنها می چرخد ​​یا واقعیتی است که با خواسته های آنها سازگار است. به همین ترتیب، بلوغ عاطفی را می توان حالت توازن قدرت و میانه روی تعریف کرد که منجر به اقدامات واقع بینانه و متعادل شود.
بیش از یک تعریف انتزاعی، بلوغ یا عدم بلوغ از طریق ویژگی های رفتاری آشکار می شود. در اینجا پنج ویژگی را ذکر می کنم که از ویژگی های عاطفی افراد نابالغ است
۱ - خودمحوری
معمولا شروع بلوغ اکثر افراد از جائی شروع می شود که آنها متوجه می شوند که دنیا دور آنها نمی چرخد،
ولی یک کودک هنوز این را درک نمی کند. بنا بر این کودک ساعت دو نصف شب غذا می خواهد و اهمیتی نمی دهد که پدر و مادرش از خواب شیرین باید بیدار بشوند، کودک هرچه بزرگ می شود ، می آموزد که همیشه نمی توان هر آنچه را که می خواهد بدست بیآورد و اینکه او با افراد دیگری زندگی می کند که آنها هم نیازهای خودشان را دارند.
بزرگ شدن یعنی فرار از این زندان خودمحوری است. این به معنای از دست دادن توهمی است که در دوران کودکی داشته اید، برای ارضای یک نیاز یا یک خواسته کافی است، همگام با از دست دادن دنیای خیالی با جذابیت های جدیدی آشنا شویم، ماجراجویی در کاوش دنیای دیگران. وقتی همه چیز خوب پیش می رود ، یاد می گیریم که خودمان را حفظ کنیم و خودمان را با جامعه همگام کنیم و به  موازات جامعه حرکت کنیم
۲ - مشکل در پایبندی به قرار و مدارها، بدون شک عدم پایبندی به قرار و مدار از خصائل بارز افراد نارس بلوغ احساسی می باشد.
کودک برای دستیابی به یک هدف بلند مدت بزرگ تر ، دشوار است که از خواسته های خود در حال حاضر صرف نظر کند. اگر به او یک آب نبات چوبی  بدهیم و به او قول بدهیم که اگر بلافاصله آن را نخورد ، بعداً یکی دیگری هم خواهد گرفت، قطعا میل به خوردن شیرینی ای که در دست دارد پیروز خواهد شد.
افراد بالغ مسلط بر احساسات درک می کند که برای دستیابی به موقعیتهای خاص، لازم است فداکاری کرده و زیر بار محدودیتها بروند. و اینکه اگر تصمیمی می گیرید یا با کسی برای دوری از خطر مصالحه می کنید ، این محدودیت آزادی شما نیست ، بلکه شرطی برای عملکرد بهتر و طولانی مدت است.
۳- نابالغان معمولا تمایل دارند تقصیر را بگردن دیگران بیندازند،  کودکان تصور می کنند که آنها توسط دیگران هدایت می شوند ، که خودسرانه عمل نکنند، در حالیکه آنها در مرحله شکل گیری شخصیت و ادغام در فرهنگ جامعه هستند.
در حالی که کوچک هستند ، فکر می کنند یک اشتباه به طور خودکار منجر به گناه می شود. آنها به خسارتی که وارد کرده اند اهمیت زیادی نمی دهند اما به مجازات یا مجازاتی که می تواند برای آنها اعمال شود اهمیت می دهند.
رشد یعنی ترک این حالت بی مسئولیتی شیرین. بزرگ شدن به معنای درک این است که تنها ما مسئول کارهایی هستیم که انجام می دهیم و یا از انجام مسئولیتهائی که بر عهده ماست سرباز زده ایم.
یادگیری تشخیص اشتباهات و آموختن درسهای جدید از آنها. دانستن نحوه اصلاح خسارت. و پوزش خواستن از اشتباهات. گامهائی است برای بلوغ احساسی باید برداشته شود.
۴ - ایجاد همبستگی، برای افراد نابالغ
دیگران برای افراد نابالغ وسیله ای هستند و به خودی خود هدف نیستند. بنابراین ، به آنها بعنوان منبعی نگاه می کنند که به آنها نیاز دارند
آنها به دیگران احتیاج ندارند زیرا  آنها را دوست دارند اما دیگران را دوست دارند زیرا به آنها احتیاج دارند. از این رو ، آنها پیوندهایی ایجاد می کنند که وابستگی زیادی به آنها وجود دارد.
۵ - افراد نابالغ از نظر احساسی در قبال امکانات مسئولیت پذیر نیستند، تصمیمات عجولانه گرفتن، مخصوصا در موقعیت های هیجانی مثبت و یا منفی، هر چند فرد بعدا پشیمان شود
عدم دوراندیشی، ناتوانی در پیش بینی پیامدهای مثبت یا منفی یک عمل، عدم پشتکار، دشواری در تمرکز حواس روی تکالیف، و ناراحت شدن یا پرت شدن دائمی حواس، بعلت افکار و یا خاطرات مزاحم و ناخواسته
جستجوی دائمی و غیر ارادی، احساسات مختلف جدید یا هیجان انگیز

افرادی که به بلوغ سیاسی رسیده اند
۱ - هرگز درب مذاکره را کیپ نمی بندند، بلکه همیشه لای در را برای مذاکره باز می گذارند تا در شرایط حاد و خاص پیام خود را برسانند
۲ - کنترل مهار احساساتشان را چه زمانی که عصبی هستند و چه زمانی که خوشحال هستند را در دست دارند
۳ - کار گروهی
تجربه تاریخی نشان داده است که کار گروهی راندمان بالائی ببار می آورد،
همگامی فعلان سیاسی همانند هماهنگی چشمها می باشد
آنها با هم پلک می زنند، با هم حرکت می کنند، با هم گریه می کنند، با هم می بینند و با هم می خوابند، اگر چه هیچوقت همدیگر را نمی بینند، همرزمی هم همینطور است، یک حرکت سیاسی بدون دوستان همرزم واقعی مفهومی ندارد.

۴ - آدمهای بالغ با آدمهای بی ادب و بی منطق بحث نمی کنند، چون آنها مجبورتان می کنند تا شما هم مثل آنان رفتار کنید

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ جان/ عالی بود این نوشته کوتاه تو به اندازه یک کتاب ؛ محتوا داشت و به درستی فلسفه بلوغ عاطفی_ سیاسی را شرح داده اید