برجامی دیگر، واکسنی که اثر نمی کند

هدف برجام مهار و ملزم کردن رژیم به نابودی تاسیسات هسته ای و قراردادن آن زیر کنترل دقیق بین المللی بود. این اهداف بطور کامل به دست رژیم به اجرا درآمده است. از آنجا که اختیار برجام در دست رژیم نیست چشم به رفتن ترامپ و آمدن بایدن دوخته است تا ببیند دیگران چه تصمیمی برای حکومت اسلامی می گیرند.

 

با پیروزی حزب دمکرات در انتخابات آمریکا، بار دیگر پرونده برنامه هسته ای جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی فعال خواهد شد. گشوده شدن این پرونده به معنای فعال شدن دیپلماسی ایران نیست، زیرا وزارت خارجه حکومت اسلامی در این موضوع اساسا هیچکاره است. اغلب در تحلیل های مرتبط با برجام نکته ای نادیده انگاشته می شود. نکته آن است که برجام اساسا یک معاهده متعارف بین المللی محسوب نمی گردد. آن معاهده با اراده و خواست شش دولت بزرگ جهان بوجود آمد و دولت جمهوری اسلامی نقشی بیش از یک مجری  مسلوب الاختیار نداشته است. مخالفت گروه بندی هایی از حاکمیت اسلامی با برجام چه در گذشته و چه حال  ریشه در رقابت های درون حکومتی دارد و ربطی به فهم و درک مصالح عالی کشور ندارد. پنج دولت از شش دولتی که این قرارداد را امضاء کرده اند، کشورهایی هستند که تسلیحات هسته ای دارند و از اعضای دایم شورای امنیت هستند( آمریکا، بریتانیای کبیر، فرانسه، روسیه و چین) و در کنار آنها  آلمان که موتور محرکه اقتصادی اروپا ست. هنگامی که از معاهدات بین المللی سخن به میان می آید منظور قراردادهایی هستند که بوسیله عامل هایی از حقوق بین الملل که صلاحیت انعقاد قرارداد دارند منعقد شده باشد. این عامل ها در درجه اول دولت ها و سازمان های بین المللی هستند. با آنکه قرارداد برجام مربوط به مساله هسته ای است اما آژانس بین المللی انرژی اتمی جزیی از طرفین قرارداد به حساب نیامده است. هنگامی که قراردادی با گستره وسیع بین چند دولت منعقد گردد به آن قرارداد اصطلاحا  معاهده (کنوانسیون) گویند، اما اشکالی ندارد چنانچه قرار داد منعقده بین دو دولت نیز معاهده نامیده شود. در حقوق ِ بسیاری از کشورها و از جمله در حقوق ایران معاهده بین المللی علی الاصول از منابع حقوق ملی به حساب نمی آید، اما ایجادگر حق و تکلیف متقابل بین دولت های طرف قرارداد می گردد. اما برخلاف حقوق ملی، معاهدات بین المللی از منابع حقوق بین الملل محسوب می شوند و در محاکم بین المللی مورد استناد و استفاده قرار می گیرند. برجام یک معاهده بین المللی با ویژگی منحصر بفرد است که مقدرات سیاسی و اقتصادی کشور را زیر نظارت و اداره شش دولت بزرگ قرار داده است. حال ببینیم این معاهده چگونه قرادادی است و چه خصوصیاتی دارد.

 معاهدات بین المللی خصوصیات بسیار متفاوتی دارند. بعضی از معاهدات صرفا ایجاد حق و تکلیف بین دولت های منعقد کننده قرار داد می کنند به این قراردادها اصطلاحا« معاهدات قراردادی» می گویند مانند قرارداد حل و فصل مسایل مرزی ایران و عراق معروف به قرارداد الجزایر(1975). دسته ای دیگر ازمعاهدات ایجادگر قواعدی عام (یونیورسال) و جهانی می گردند مانند معاهده منع شکنجه یا معاهده زیست محیطی پاریس. 

 علاوه بر این بایستی بین قراردادهای بین المللی که از نظر حقوقی الزام آورند ( hard law) با قراردادهای بین المللی که از جهت حقوقی الزامی ایجاد نمی کنند  و معمولا نیات سیاسی را بیان می کنند (soft law) نیز تفاوت قایل شد. در یک معاهده متعادل و مستحکم از نوع نخست، تضمینات و الزامات حقوقی متناسب با تعهدات بطور متعادل بین طرفین قرارداد توزیع می گردد. اما در معاهدات نوع دوم عاقدین قرارداد صرفا نیت خیری را مستند می کنند بدون آنکه تعهد و الزامی در کار باشد. معاهده برجام آمیخته ای است از این دو نوع معاهده که ماهیتا سنخیتی با هم ندارند. از سوی ایران تعهدات همه از نوع hard law (الزام آور) هستند، اما از سوی شش کشور طرف قرار داد معاهده از نوع soft law ( بدون التزام) می باشد. در برجام در واقع دو نوع قرارداد در چارچوب یک معاهده گنجانده شده است. نخست توافقات شش قدرت بزرگ است و بگونه ای تنظیم شده است که هیچ الزام و تعهدی را متوجه آنان نمی کند. این بخش از قرار داد فی الواقع یک پیمان حسن نیت سیاسی از نوع (soft law) بین دولت های بزرگ جهان با یکدیگر است. زمانبر شدن مدت مذاکرات منتهی به برجام نیز به این بخش از قرارداد مربوط می گردید.  در این معاهده شش دولت بزرگ جهان پس از جدل های طولانی با یکدیگر (نه با حکومت ایران) به تفاهمی دست یافتند که موضوع آن متعهد کردن دولت جمهوری اسلامی به نابودی تاسیسات هسته ای اش بود. تا پیش از معاهده برجام اتحادیه اروپا به عنوان یک مجموعه، هریک از کشورهای اروپایی بطور منفرد و آمریکا مستقلا سیاست های تحریمی خاص خود را مستقلا علیه جمهوری اسلامی به اجرا در می آوردند. با برجام اقدامات تحریمی و تنبیهی مختلف و متفاوت دولت های بزرگ  علیه جمهوری اسلامی تحت رژیم حقوقی برجام هماهنگ و متمرکز گردید و به ناهماهنگی ها تا حدود زیادی خاتمه داد. تا آنجا که به خواست مردم ایران برای آزادی از استبداد باز می گردد، برجام دستاوردی برای آنها محسوب نمی گردید. برخی از تحریم های پیش از برجام با پشتوانه قطعنامه های متعدد نقض حقوق بشری صورت می گرفت. اما در برجام قطعنامه های نقض حقوق بشر بکلی نادیده گرفته شد. با فعال شدن برجام و سست شدن تحریم ها و فعال شدن نسبی معاملات اقتصادی، برای حکومت اسلامی این امکان بوجود آمد که به اعمال دیکتاتوری و نقض حقوق بشر ادامه دهد. با برجام رژیم در مقابل بیگانگان زانو زد تا بتواند به نقش زندان بانی خود در ایران ادامه دهد. خروج آمریکا از برجام برخلاف ادعاهایی که مطرح می گردد، نقض برجام محسوب نمی گردد، زیرا حضور هر یک از دولت های بزرگ در  برجام در درجه اول بنا به یک تفاهم حسن نیت است (soft law) و خروج آنها متضمن تعهدی برای آنها نمی گردد. تصویب برجام در شورای امنیت که رژیم به آن دل بسته بود، نه تنها تغییری در ماهیت معاهده نمی توانست بدهد بلکه تاکید دوباره ای بر الزامات و تعهدات ایران در سازمان ملل متحد گردید.

 پایان همگرایی

هدف برجام الزام کردن رژیم به نابودی تاسیسات هسته ای و قرار دادن آن زیر کنترل دقیق بین المللی بود. این اهداف بطور کامل به دست رژیم به اجرا درآمده است. آنچه امروز به نام تاسیسات هسته ای ایران یاد می شود، چیزی در اندازه آزمایشگاه های کوچک در چارچوب مجاز برجام است. 

 با تحقق اهداف مندرج در برجام و منتفی شدن موضوعیت آن، دوران همگرایی شش دولت امضاء کننده برجام به پایان رسید و چون تعهد آنها نسبت به یکدیگر از نوع soft law  است، خروج شان از معاهده بلامانع و بی هزینه است. ترامپ با سیاست «آمریکا نخست» ضرورتی ندید که بیش از این در کنار دولت های حاضر در برجام که رقبای سیاسی آمریکا در صحنه بین المللی هستند، باقی بماند، لذا برجام را ترک کرد. ترامپ از موضع پروتکسیونیستی پیشنهاد good deal (معامله خوب) دو جانبه را به ایران مخابره کرد و چون پاسخ مناسب دریافت نکرد، نظام پولی(بانک مرکزی) و نفت و مراکز و شخصیت های حقوقی و حقیقی موثر در اقتصاد ایران را به محاصره اقتصادی وحشتناکی درآورد.  با آنکه دارو و مواد غذایی مشمول تحریم های آمریکا نمی شوند و اروپاییان نیز کانال هایی برای مبادلات ضرور کارسازی کرده اند، اما شهروندان عادی زیر بار گرانی طاقت فرسا توان خرید مایحتاج اولیه را از دست داده اند. سقوط ارزش پول ملی و متوقف شدن چرخه اقتصاد، اکثریت مردم را به زیر خط فقر کشانده و کمر عموم مردم  زیر بار گرانی شکسته است. با این حال افکار عمومی تا آنجایی که امکان بروز می یابند بسود آمریکا و در جهت تجدید رابطه با آن  کشور سیر کرده است. سیاست ضد آمریکایی رژیم به بن بست رسیده است.  از آنجایی که اختیار برجام در دست رژیم نیست چشم به رفتن ترامپ و آمدن بایدن دوخته است تا ببیند دیگران چه تصمیمی برای آینده حکومت اسلامی می گیرند.

 برجامی دیگر

 

ترامپ با سیاست فشار حد اکثری، رژیم را در کنجی کشانده است که کار برای رییس جمهور بعدی-بایدن- در مذاکره و امتیاز گیری از رقبای اروپایی در مورد ایران دشوار نباشد. بایدن در نخستین واکنش ها پس از پیروزی در انتخابات از دو موضوع به روشنی سخن گفته است: بازگشت به پای میز مذاکره با اعضای دیگر برجام و اجرای کامل حقوق بشر در ایران. لحن وزارت خارجه آلمان نیز نسبت به نقض حقوق بشر در ایران به نحو غیرمنتظره ای شدیدتر گردیده که می تواند نشانه ای از آمادگی اروپاییان برای تفاهم با آمریکای دوران بایدن باشد.  خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا موقعیت سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و پیوندهای امنیتی مرتبط با آن از جمله ایران را دگرگون کرده است. حالا نه شش دولت بزرگ امضا کننده برجام در موقعیت پیشین قرار دارند و نه جمهوری اسلامی همان دولت زمان انعقاد برجام است. فضای امنیتی منطقه خاورمیانه نیز تغییرات بزرگی را از سر گذرانده است. فضای سیاسی جدید راه را برای تفسیری تازه از حقوق بشر بوسیله قدرت های بزرگ در منطقه باز کرده است. در چنین موقعیت های حساس دولت هایی که ریشه ای در میان ملت خویش ندارند، آمادگی بیشتری برای امتیاز دهی دارند. روحانی رییس جمهور حکومت اسلامی پیشاپیش به هر گونه مخالفت با تصمیمات قدرت های بزرگ در باره ایران هشدار داد و گفت«کسی حق فرصت سوزی ندارد». معنای روشن و ساده این جمله آنست که هر چه جلوی مان گذاشتند بخوریم و شکرگزار باشیم.

  واکسنی که اثر نمی کند

تا کنون بنا به تجربه شاهد بوده ایم که هرگاه سایه حضور آمریکا و انگلیس در سیاست ایران تحت حکومت اسلامی گسترش یاقته، عرصه بر دمکراسی تنگتر شده است. حضور چین و روسیه نیز ارمغانی جز دیکتاتوری ببار نمیآورد.  نهادهای دمکراتیک در اروپا ریشه دار شده اند اما میزان تاثیر گذاری شان در بیرون از اروپا اندک است. حالا تصورش را بکنیم که این قدرت های لنگ می خواهند برای یک نظام فلج تصمیم بگیرند، آنهم در زمانی که مردم از وحشت ویروس کرونا دهنبند زده اند. با بازگشت حزب دمکرات به قدرت، شرایط برای اجماع بین دولت های منعقد کننده برجام فراهم شده است تا برجام دیگری را به حکومت اسلامی دیکته کنند. اما نباید امیدوار بود واکسنی که دولت های لنگ تهیه می کنند، بدرد واکسینه کردن حکومتی فلج بخورد.

 احمد تاج الدینی

 17 نوامبر 2020/ 26 آبان 1399

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: