کج اندیشی “انتخابات” موازی؛ سومین انقلاب در ایران یک ضرورت است!

جامعه ایرانی اکنون از آنچنان آگاهی و هوشیاری سیاسی برخوردار گشته که اصلاح طلبی و صدای ترمز مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی را در اسم رمزهای “گذار”، “انحلال”، “مبارزه خشونت پرهیز”، “الویت دمکراسی بر سرنگونی” و … را بخوبی تشخیص دهد و اصلاح طلبی آبروباخته را در چهره های تازه طرد کند. اما شناخت اصلاح طلبان و مخالفان انقلاب سرنگون طلبانه در کف خیابان کافی نیست. انقلاب سوم باید صدایش را رساتر و سراسری کند. بایستی اندیشه سومین انقلاب در ایران و اهداف آن در جامعه ایرانی طنین اندازد ..

 

در قرن گذشته، جامعه ایران دو انقلاب بزرگ را پشت سر نهاده است.  انقلاب مشروطه با وجود اینکه حامل خرد جامعه سیاسی بود، اما در تحقق جمهوری لائیک ، دمکراتیک و سوسیال ناکام ماند. دومین انقلاب علیه حکومت موروثی و دیکتاتوری خاندان پهلوی، ایران و خاورمیانه را تکان داد. انقلاب به دلیل ظرفیت محبوس آن در استبدادستیزی، نتنها نتوانست وظایف ناتمام انقلاب مشروطه را به سرانجام رساند، بر بنیاد ارزش های جمهوریخواهانه و سوسیال دمکراتیک و لائیک، ایران و جامعه ایرانی را به قافله سازندگان تاریخ پیوند دهد، بلکه ایران و جامعه ایرانی را به منجلاب اسلام سیاسی فرو برد.

اینروزها زمزمه برگزاری انتخابات مجازی اپوزیسیون، به موازات انتصابات حکومتی، میان برخی کنشگران سیاسی طرح شده است. این اندیشه نیز متاثر از تئوری اصلاح طلبانه “گذار از جمهوری اسلامی” می باشد. محافل سیاسی که به قدرت مردم برای تغییر توازن قوا در خیابان باور ندارند و خواهان “انحلال” حکومت اسلامی، انتقال قدرت به آنها برای تشکیل دولت گذار ویا سرنگونی رژیم توسط نیروی خارجی هستند.

اصلاح طلبان رسمی در قدرت، اصلاح طلبان رانده شده از قدرت، اصلاح طلبان کراواتی حاشیه قدرت و اپوزیسیون نماها  موفق شدند تا چند دهه جامعه ایرانی را در باتلاق توهم به اصلاح طلبی فرو برند و در اشکال گوناگون، اندیشه سیاسی تکوین اراده واحد در خیابان برای انقلاب را به بهانه های گوناگون عقیم کنند.

جامعه ایرانی اکنون از آنچنان آگاهی و هوشیاری سیاسی برخوردار گشته که اصلاح طلبی و صدای ترمز مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی را در اسم رمزهای “گذار”، “انحلال”، “مبارزه خشونت پرهیز”، “الویت دمکراسی بر سرنگونی” و … را بخوبی تشخیص دهند و اصلاح طلبی آبروباخته را در چهره های تازه طرد کند.

اما شناخت اصلاح طلبان و مخالفان انقلاب سرنگون طلبانه در کف خیابان کافی نیست. انقلاب سوم باید صدایش را رساتر و سراسری کند. بایستی اندیشه سومین انقلاب در ایران و اهداف آن در جامعه ایرانی طنین اندازد و نیروی خود را در کوی و برزن و دانشگاه و مدارس و کارخانه و اداره بیدار کند.

ما باید شفاف بگوئیم که نه خواهان انتقال قدرت از مافیاهای حکومتی به محافل و مافیاهای خارج از قدرت، بلکه از سیاست درهم شکستن حکومت اسلامی و قدرتگیری مردمان کف خیابان دفاع می کنیم. ما می خواهیم کنشگران سیاسی و اجتماعی که در میدان هستند و امر سرنگونی حکومت اسلامی را متحقق می کنند، تامین امنیت جامعه و کشور، تشکیل دولت موقت و تدارک برگزاری مجلس موسسان نظام نوین را عهده دار گردند.

در هنگامی که رسانه ها در دست حکومت اسلامی و عناصر و محافل وابسته به امریکا، انگلیس، عربستان، ترکیه و .. می باشد و آنها افکار عمومی جامعه ایران را مهندسی می کنند، انتقال قدرت از حاکمان کنونی به حاکمان جدید هم متاثر از اراده آنها صورت خواهد گرفت  و جامعه شهروندی ایران تنها نقش نردبان را خواهد داشت.

ما در نیم قرن گذشته، شاهد ویرانگری های حکومت های فردی، پوپولیسم دینی، قومی، چپ و “رژیم چنج” در دنیا بودیم. تجربه را تجربه کردن خطاست!

برای ستاندن قدرت از حکومت اسلامی و انتقال قدرت به مردم، به شرافتمندانه ترین بستر برای تبلور خرد جمعی جامعه ایران رو اوریم. این بستر انقلاب نام دارد؛ انقلاب جامعه شهروندی که هدف آن استقرار جمهوری شهروندی لائیک، دمکراتیک و سوسیال در ایران است. چنین باد!

اقبال اقبالی

20.11.2020

www.tribuneiran.org

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: