مدلی میانی

این بدان معنا نیست کە مدل غربی مدلی ایدئولوژیک نیست. اگر بە مبانی لیبرال دمکراتیک توجە کنیم بە جرات می توان گفت مدل غربی هم یک مدل ایدئولوژیک است. اما آنچە این مدل را از سە مدل دیگر جدا می کند امکان وجود اندیشەها و ایدئولوژی های دیگر در بطن آن بر اساس دمکراسی و آزادی بورژوائیست.

در سطح جهانی تقریبا می توان از سە مدل حکومتهای ایدئولوژیک سخن گفت: مدل اتحاد جماهیر شوروی، مدل چین و مدل جمهوری اسلامی.

البتە این بدان معنا نیست کە مدل غربی مدلی ایدئولوژیک نیست. اگر بە مبانی لیبرال دمکراتیک توجە کنیم بە جرات می توان گفت مدل غربی هم یک مدل ایدئولوژیک است. اما آنچە این مدل را از سە مدل دیگر جدا می کند امکان وجود اندیشەها و ایدئولوژی های دیگر در بطن آن بر اساس دمکراسی و آزادی بورژوائیست. خصوصیتی کە در سە مدل دیگر وجود ندارند و بە همین دلیل آنها را در زمرە نظامهای بستە ایدئولوژیک قرار می دهد و نە در زمرە نظامهای باز ایدئولوژیک. خصوصیتی کە منجر بە این می شود در لیبرال دمکراسی ها امکان مشارکت احزاب و جریانهای چپ میانە و حتی متمایل بە رادیکالیسم در پارلمان و در دولت فراهم شود، کە نمونە آن از جملە کشور نروژ می باشد.

آنگاە کە سخن بر سر سە مدل شوروی، چین و ایران است می توان گفت کە جمهوری اسلامی مدل میانی محسوب می شود. یعنی مدلی میان شوروی و چین. بە این معنا کە مدل شوروی مدلی بشدت بستە بود با حصاری بدور خود کە نە سفر بدان آسان بود و نە سفر از آن، در شوروی اقتصاد بشدت دولتی بود و دو مقولە آزادی و دمکراسی در آن غائب. در مدل چین با دن شیائوپینگ ما با تغییر بویژە در عرصە اقتصادی روبرو می شویم کە این کشور را بە سمت ادغام در اقتصاد جهانی رهنمون می شود و مدل سرمایەداری اقتصاد البتە تحت سیطرە سیاسی حزب کمونیست بە پیش بردە می شود، اگرچە هنوز در عرصە آزادی و دمکراسی ما با گشایشی روبرو نیستیم.

در جمهوری اسلامی اگرچە از لحاظ سیاسی در معنای روز از آزادی و دمکراسی خبری نیست، اما نوعی آزادی و دمکراسی نسبی بویژە در حیطە جناحهایش وجود دارد، در ایران جامعە مدنی از توان نسبی خوبی برخوردار است، تک صدائی خصوصیت غالب نیست و در زمینە رسانەای بنوعی صداهای درون جامعە بازتاب می یابند. در ایران اقتصاد بە معنای شوروی بستە نیست، اما بە معنای چینی هم باز نیست.

حال با نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پیروزی بایدن، دوبارە این بحث مطرح شدەاست آیا نظام جمهوری اسلامی از این توان برخوردار است کە بە مدل چینی (یعنی بازکردن اقتصاد از طریق عادی کردن روابط با جهان خارج و بویژە غرب) نزدیک شود، یا کماکان در این عرصە از همان مدل بیشتر نزدیک بە شوروی تا چین استفادە خواهدکرد؟

مدل میانی جمهوری اسلامی کە از اقتصاد باز و جو سیاسی باز، تنها مقدار کمی را بە میراث بردەاست؛ مدلی نیست بتواند زیاد دوام بیاورد. بالاخرە باید انتخاب کرد: باز در زمینە اقتصادی و بستە در زمینە سیاسی، و یا بستە در هر دو زمینە.

                             

اما شاید مشکل جمهوری اسلامی این است کە در شرایط یک نظام چند صدائی و جامعەای با پتانسیل خوب مدنی، با بازکردن روابط اقتصادی و سیاسی با جهان خارج، تسلط صدای غالب آن (یعنی خامنەای و اعوان و انصار)، بشدت سیر نزولی پیدا خواهدکرد.   

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: