چگونه باید زیست

**دراغلب سازمانهای اداری مدیران فرصت طلب فاقد صلاحیت ، پاک پندار ، منزه از آلودگیها و شایسته برخلاف اصول مصدر امور میباشند و اکثریت کارمندان محتاج به دریافتی های ماهیانه ،هر چند از لحاظ علمی و برتری ها بایستی مسئول امور باشند ...این گونه حضور مخرب وبرخلاف منافع ملی را در سطح کلان و گستردگی به دلیل نیازهای مالی تحمل و با باری بهر جهت و بدون انگیزه خدمت ،روزگار را می گذرانند و معترضین به اینگونه انتصابات رانتی و اعطای اختیارات به «زنگی های مست فاقد صلاحیت علمی و تجربی » را بنوعی بایکوت

با ادب فراوان کسب اجازه مینماید تا پایان آذر ماه به دلیل مسافرت و عدم دسترسی به امکانات از نوشتن مطلب جدیدی معاف باشد / پر کاری این روزها آنهم در بودن پروتکل های بهداشتی و استقرار در منزل ، دلیلی بر رخصت  بعرض میرسد :

زندگی روز مره فردی و اجتماعی چنانکه افتد و دانی در این روزگار باعبور از رخ دادها و اعتراض نکردن به آنچه میگذرد -  در رابطه با معیارهای اجتماعی با دیدی فراتر از خود ، موجه بنظر نمیرسد هرچند  در مواردی حتی از زبان بخردین با الفاظی تند و باز دارنده  مواجه شود  .

هزینه پردازان در اینگونه موارد  سعی در اثر گذاری با قصد و نیت اصلاح امور، فراتر از منافع شخصی  در مقایسه با معیارهای فرو هشته بر خلاف ارزش های منحط  خود محورانه امروز، دارند .

 با چند نمونه بهتر میتوان این مکتوب را اثر بخشی داد :

** در منا ظقی  ازخطه زر خیز شمال کشورمان که با اهمال متصدیان دولتی در حفظ طبیعت و کشتزارها و با قصد و نیت اشتغال آفرینی و کسب در آمد ، اهالی هشیار آن دیاران  زمین ها ی حاصل خیزشان را به ساخت و ساز ویلا اختصاص داده وهموطنان را بدان سوی جهت گذران  اوقات فراغت آنهم میلیونی جذب نموده اند  ..  بصورت فامیلی امر نگهبانی و حراست را با تعریف خود و با هزینه های بسیار عهده دار و بلطایف الحیل از انتخا ب هیات مدیره  از میان مالکین و یا نظارت آنان بر چند و چون ها ، ممانعت بعمل می آورند و در این میان اقلیتی که بنا بر احساس مسئولیت و دلسوزی بعنوان کارفرما قصد حضور و کنترل مستمر امور و چگونگی بهبود شرایط زیستی ، برقراری ارتباط و فراهم سازی امکانات مناسبتر و در حاشیه  مصرف مبالغ دریافتی تحت عنوان شارژو هزینه ها را دارند مورد تهدید و تحدید قرار میگیرند ..

هر چند در خلوت و با گذشت زمان اغلب مالکین روش پیشنهادی اقلیت آگاه را تائید ولی بنا به مصالح بر آمده ازعافیت و راحت طلبی و مصرف کنندگی  - شرایط تحمیل شده و برنامه ریزی شده اهالی عوام  البته هشیار و اهل تبانی و بنوعی عملیات مافیائی در مسیر حفظ موقعیت را ، با سکوت مشاهده ....  برخورد عوامل محلی با افراد فعال معترض هزینه پرداز را شاهد و عملا تائید مینمایند .

**دراغلب  سازمانهای اداری مدیران فرصت طلب فاقد صلاحیت و بدور از پاک پندار ی ، منزه از آلودگیها و شایستگی .... برخلاف اصول مصدر امور میباشند و اکثریت کارمندان  محتاج  به دریافتی های ماهیانه و نگران معاش،هر چند از لحاظ علمی و برتری ها بایستی مسئول امور باشند ...این گونه حضور مخرب وبرخلاف منافع ملی را در سطح کلان و گستردگی به دلیل نیازهای مالی تحمل  و با « باری بهر جهت ، بدون انگیزه خدمت ، بروز خلاقیت و ارائه پیشنهدات سازنده و...» روزگار را می گذرانند و معترضین به اینگونه انتصابات رانتی و اعطای اختیارات به «زنگی های مست فاقد صلاحیت علمی و تجربی  »  را بنوعی بایکوت و مقصر و« برخلاف جهت آب شنا کردن » میدانند .

**در مجموعه های مسکونی معترضین به حضور پاره ای مشاغل که البته تحت شرایطی و طبق مصوبه نا بجائی میتوانند مشغول بکاری شبیه وکالت  شوند که در مواردی البته بندرت در حکم دزدان با چراغ بر مصیبتها میفزایند !؟....با عافیت طلبی اغلب ساکنین بدون نگاه به تحت الشعاع قرار گرفتن امنیت و آرامش مجموعه و ترددهای منفعت طلبانه مکرر بدور ازرعایت و حفظ  شرایط محیط سکونت امن و سالم  خانواده ها، با نا امنی بهداشتی در پی هجوم ویروس مهاجم ناخوانده که زدودنش به سادگی ها ممکن نیست ،پیوسته در اقلیت میمانند و این نا بهنجاری ها با تصور افزش افزوده ! رو بتوسعه میرود و دادخواهی کفش آهنین میطلبد !

** در گروههای سیاسی متفرق و منشعب شده که هر یک خود را مبری در گسستگی ها بر میشمارند و با تعریفی میتواند  بر آمده از سهم خواهی در واقع با برنامه ریزی رندانه سیستم تعبیر شود ، پیشنهاد دهندگان وحدت ، همراهی وتوصیه کنندگان به  پرهیز از جدائی و خود زنی، با تمهیدات داهیانه اهالی انحصار طلب درون سازمانی از قبل پیش بینی شده ، در اقلیت  مانده  و  هزینه پردازی  بی حاصلی را   به دلایل روشن البته در کوتاه مدت در برابرآنان میگسترانند !! 

این منادیان وحدت  در مقابل آنانکه تفکر و قصد تسلط به دلیل سن و سال بر افکارشا ن مستولی شده  !هر چند باور درونی اکثریت ساکت بنحودیگریست - در مواردی با  نثارادبیات  نا بجا مواجه میشوندکه مصداق «هر کسی از ظن خود شد یار من » را بذهن متبادر میسازد 

 تا آنجا که با تهدید لغو عضویت با تصور اینکه میتوانند به روش حکومت که معترض به عمل کرد اویند - تک صدائی را توسعه بخشند آنهم با  تذکر اینکه به انتشار تصمیمات درون گروهی می انجامد ....و نشان دهنده علاقه به ادامه تفرق و چند دستگی موافق خواست نظام فاقد نظم و برنامه  بوده  و نهایتا بر خود محوری و منیت تکیه زدگان بر عناوین متعدد تشریفاتی بدون محتوی بر خلاف منافع ملی دلالت و تعبیرمیگردد که چنین مباد  .

**در پیاده روهای مناطق نسبتا مرفه و مشجر در همین شرایط کرونائی - کافی شاپ ها و کافی نت ها ، در مواردی رستوران ها بساط استقرارجوانان محل و رهگذران را فراهم و این معابر تنگ و باریک فاقد وسعت لازم ، پارکینگ و شرایط مناسب در مقایسه با دیگر کشورها که امری مطلوب البته مشروط به داشتن امکانات از هر جهت میباشد ، با استقرار میز و صندلی  عابرین مستاصل از این سد معبر را که اغلب ساکن همان نزدیکی ها هستند با نوعی تهدید و تحدید مواجه مینمایند ...البته  توقف های دوبله و سوبله وراه بندان های غیر قابل تحمل و...دست آورد دیگری در زمینه آلودگی هوا، استهلاک ،اتلاف وقت وهزینه ..

  در مواردی که میتوان گفت با توسعه خطاها کم نیست ...نگارنده در  ایفای نقش اصولی و شایسته اجتماعی و اعتراض  با توصیه پرهیز از ادامه روش و باز دارنده گی  مواجه میشود  که «فاعتبرو یا اولی الابصار »  را بد ین روی آورده اند و «وای اگر از پس امروز بود فردائی »

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: