برای سی و سومین سال به دعوت جمعیت دفاع از زندانیان سیاسي جمع شديم

دیروز برای اعتراض به نقض حقوق بشرو حمایت از حق زندگی زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام به تظاهرات جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی کلن رفته بودم. جمعیت حرکتی بسیار زیبا برای جلب توجه جهان به این زندانیان گمنام کرده بود. هرکدام از ماتصویری از این زندانیان که در گوشه و کنار کشور و در زندان های مختلف در انتظار مرگند، به دست داشتیم و به ترتیب می رفتیم پشت میکروفون چند کلمه ای حرف می زدیم و یک دسته گل که باید به آن زندانی داده می شد، می گرفتیم و برمی گشتیم سرجای مان. من هم که تصویر یکی از ان پنج جوان اصفهانی

دیروز برای اعتراض به نقض حقوق بشرو حمایت از حق زندگی زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام به تظاهرات جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی کلن رفته بودم. جمعیت حرکتی بسیار زیبا برای جلب توجه جهان به این زندانیان گمنام کرده بود. هرکدام از ماتصویری از این زندانیان که در گوشه و کنار کشور و در زندان های مختلف در انتظار مرگند، به دست داشتیم و به ترتیب می رفتیم پشت میکروفون چند کلمه ای حرف می زدیم و یک دسته گل که باید به آن زندانی داده می شد، می گرفتیم و برمی گشتیم سرجای مان. من هم که تصویر یکی از ان پنج جوان اصفهانی را که حکم اعدام گرفته اند در دست داشتم رفتم و چند کلمه ای حرف زدم. البته هم هوا سرد، هم شرایط کرونایی و هم دوستان در نوبت بودند و به همین دلیل سعی کردم تا آنجا که می شود خلاصه کنم. حالا همان حرف ها را اینجا با شما در میان می گذارم
واقعیت آن است که امسال برای سی و سومین سال به دعوت جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی در اینجا جمع شده ایم. دیگر کمتر کسی است که شکی در زیر پا گذاشتن گسترده ی حقوق بشر در ایران داشته باشد. ولی گاهی احساس می کنم این احساس نقص حقوق بشر در ایران هنوز آن قدر که باید نهادینه نشده است که اگر می شد ما باید خود را جزيی از همین بشر می دانستیم و حدس می زدیم که ممکن است با مسافرت به ایران این حق در مورد ما هم زیر پا گذاشته شود. سالهاست که بحث رفتن دو تابعیتی ها به ایران مطرح شده و مورد جدیدی نیست. هر کدام ما هم بارها در این مورد فکر کرده و با گفتار یا اعمال مان نظر خود را اعلام کرده ایم. اما مورد جدیدی در این سالهای اخیر پیش آمده که باید در تصمیم خود در نظر بگيريم و آن مبادله ی افرادی که تابعیت یک کشور اروپایی یا امریکایی را دارند با مشتی جنایتکار است که به دلایل اعمالی تروریستی یا جنایتکارانه در زندان های کشورهای مختلف به سر می برند. در اینکه دو تابعیتی ها را با اتهاماتی واهی محاکمه و محکوم می کنند، شکی نیست. در اینکه جمهوری اسلامی مقصر اصلی در این عمل ضد بشری است هیچکس تردیدی ندارد، اما چرا ما باید خود را در اختیار چنین حکومتی قرار دهیم. چرا نباید فکر کنیم که شاید جان ما به قیمت نابود شدن تلاش عده ای از هموطنان که شب و روز درکار به دام انداختن جانیان پراکنده در جهان هستند، نجات پیدا می کند. جمهوری اسلامی را از داشتن این کالای گرانقیمت یعنی جان خود محروم کنیم. اگر کوچکترین شکی به خطرناک بودن موقعیت خود داریم از سفر به ایران بگذریم. این شاید کمترین بهایی باشد که می توان برای ضربه زدن به حکومت انجام داد. از پرداخت این بها سر باز نزنیم.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: