رژیمی که نبود خدایش را ثابت کرد

اندیشه ورزی و دانش دیرباز انسان محصول آفرینش توان عقلی، تلاش جستجوگران و تفکر تجربی ـ اجتماعی اوست

اندیشه ورزی و دانش دیرباز انسان محصول آفرینش توان عقلی، تلاش جستجوگران و تفکر تجربی ـ اجتماعی اوست که این افزار بینش و ابزار کاربردی آن پیوسته یاری اش داده و با شوق جویائی ناشناخته ها و برای یافتن تازه ها او را پیوسته به پیشگاه فرداهای بهتر راهی کرده و با سازندگی های بایسته و لازم زندگی همراه نموده، و همچنین "سکون و سکوت" دشمن او و"ناایستائی و فراروئی"همزاد و یاوراش بوده و هست؛ توان انسانی ایکه دگرگونپردازی های جاری و پیاپی نشانه گوهر وجودی و مشوق پویائی انسانمدارانه اش بوده و می باشد. شوربختانه با روند کُند و بلند رشد خردورزی و شکل گرفتن دانندگی انسان های آغازین اما، خرد تجربی و تاریخی تنها، به کاربرد بخش زورمند و سپس داناتر انسان درآمد که همان، بتدریج اهرم تفاوت های منافع فردی و اجتماعی جامعه بشری شد و راه بیگانگی ها را مهیا ساخت و بمرور قشرها، طبقه ها و طبقه ی بالانشین و مفتخور جوامع اشراف، سرمایه سالاران و دینمداران را همین روند دیرینه هموارساخت تا بدینگونه که ما می بینیم"داناهای دارا" در هر دوران بر "ندارهای آسیب پذیر و نادان" در سراسر ایران و جهان حکومت گروهی کرده و می کنند؛ اگرچه همزمان بخشی از انسان های فرهیخته نیز به دانش علمی وفادار مانده و هر دوران، سعی در پرسش و پاسخ به نادانائی ها، چرائی های فقر و جنگ و چگونگی های پیدایش فلسفی ـ عقلی جهان و...داده، و راه های رشد مادی و معنوی، علل مرگ و هستی و... جستجوکرده اند که این پدیده شناخت و شناخت روبه پیش نیز با همینگونه انسان زاده شده و تاکنون همگام مانده و خواهد ماند.

 

در این دور بلند و پیگیر، انسان دانشورز و جوینده، بسان انسان دانش گریز و سنتگرا در برابرهم و برای پرسش های پیچیده درونی و ناشناخته های عقلی خود پاسخ های رنگینی داده اند. یکی از پاسخ های انسان در برابر سرکشی های طبیعت و ویرانگری هایش، دلیل وجود مشیّت یا خواست و اراده خدائی را برجسته کرده است که می گوید اوی "خدا" ناظم همه چیز است؛ همانگونه در برابر چنین دیدگاهی، پاسخ خردورزان علوم ایجابی و جویندگان علل تکوین های دیروز و امروز نیز بوده و هست که می گوید: هستی کنونی گیتی ما و بازتاب های پیچیده ی جهان مادی و انسانی آن، ناشی از کنش ها و واکنش های حرکت ماده و حاصل دگرگونی های 10 تا 14 میلیارد ساله پیشین می باشد می داند. ما بی گمان هرکداممان با این دیدگاه های ایده آلیستی و ماتریالیستی آشنائی هائی دور و نزدیکی داریم که جهانبینی ما را پرداخته است و ما خود را به هررو به یکی از این دو نگرش بالا وابسته می دانیم و بنابرین: اینسو و یا آنسو بودن هرکدام ما انتخاب، سهم و حق همه ماست که این مقاله با ارجگذاری به آزادی عقیده و جدان پاسدار آن می باشد.

 

اما تناقض ما و کشور رنگین اتنیک مان با دین دولتی تنها درین نیست که گردانندگان انگشت شمار مذهبی و خودکامه اش بنام خدا" این دکان پرُسود"یکجا بر سیاست، اقتصاد و قوه اجرائی ـ نظامی و هراسناکتر از همه بر زندگی کاملا خصوصی مردم ما حکومت مطلق و سازش ناپذیر کرده و می کند، بل همچنین اگر سران رژیم می توانستند که تاکنون با همه تلاش های خونبارش نتوانسته اند، می خواسته اند زمان را به 1400 سال پیشین برگردانند! همچنانکه ولایت فقیه مطلق درین 42 سال و در رأس قدرت، قوانین عصر صحرانشینی را بی کم و کاست و با تهدید اعمال کرده و در دیگرسو سران حکومت و باندها و مافیاهای هرکدام از جناح های حکومتی دار و ندار مردم و کشور را چنان بالاکشیده و به خارج فرستاده اند که یافتن نان و روغن امروزه چندان دست یافتنی نیست و رژیم بی شرمانه جز با وعده های بیشمار دروغین خدائی و فریب ساده دلان پاکباخته چاره ای برایش بازنمانده، مگر اینگونه که روزانه می بینیم با سرکوب سیستماتیک، بکاربردن زور عریان، زدن شلاق، کشاندن به زندان و آنهم بنام کافر و دشمن حکومت الله و سپس اعدام مخالفان همگی می دانیم که او کار مفیدی بسود کارگران و نوع انسان کارمزد و اغلب بیکار و اینک گرسنه انجام نداده و مسخره تر از همه اینکه "دین حکومتی" دلیل شکست هایش را بکارنبردن قوانین اسلامی دانسته و همچنان می خواهد برای به سازی و پیشبرد زندگی اسلامی، قوانین "اسلام " را به قیمت با جان و نان و خون ما پیوند دهد. این دم و دستگاه و پروسه ی استبداد دینی او بنا به تاریخ و پرونده سیاه و تبهکارش پایبند به هیچکدام اصلی از اصول حقوق بشری نیست، البته چنانچه آن اصل با قوانین ملادردرآوری آن سازگار نباشد.

 

چاره کارگران بجان آمده، توده های زحمتکش، دردمند، بیکار و گرسنه چیست؟ و پیش از همه پرسیدنی! آیا کارگران و همه زحمتکشان پس از اینهمه تجربه های سخت و تلخ و خونین تکراری و تبهکاری های آشکار و ضدبشری دم و دستگاه مذهبی، اینک پی به هویت واقعی و پلید سران رژیم بیدادگران و چپاولگران و انگلان خودکامه برده اند؟ پاسخ بی گمان آری ست! دادخواهی کارگران و خیزش ها و جنبش ها و اعتراض های فراوان و روزانه ی آنان گواهی آن بوده و هست که کارگران بیدارند و از تمامیت دین دولتی سرمایه سالار بیزارند. رژیم ضد کارگر و مدافع بهره کشی سرمایه، کمترین بردباری مبارزه آگاه، طبقاتی و اجتماعی کارگران و توده ها را برنتابیده و هنوز برنمی تابد؛ همچنانکه مبارزه زنان برای حقوق برابر زن و مرد، درخواست حقوق اتنیک ها و آزادی های فردی و اجتماعی را تاب نمی آورد و بیرحمانه همه خواسته ها را بنام فساد درهم می کوبد. پرسیدنی ست:

چرا سران رژیم اسلامی هریک از رهبر تا پائینی ها کمترین پایبندی ناچیزی به امور "اخلاقی و صوری" خویش آنهم بنا به دعاوی "الهی ـ قرآنی" و ترس از بازخواست رستاخیزی"معاد" ندارند؟ درین ساختار مخوف، پوشیده گروهی و دلبخواه شان ما که از زیر عبا و خیمه های خصوصی آنها آگاهی چندانی نداریم! ولی از آن اندک درز به بیرون کرده ها، چنین می توان دریافت که درون پنهان نظام آمیخته به چنان فساد، تباهی، انگل های ویرانگر سرمایه پناهی و تجملگرائی ها دچارمی باشد که بی نیاز از شلیک گلوله بسوی آن در حال مرگ است و نچندان دور می باید درهم فروریزد و خواهدریخت؛ اگرچه شایسته و بایسته است که نبرد رهائیبخش ما به روند سرنگونی و نابودی کلیت آن با مبارزه اجتماعی و طبقاتی آگاه شتاب دهد و خواهیم داد. ما باید به ستم دینی و تاراج هایش پایان دهیم برای نمونه می بینیم که نیمی از شهروندان ما زنان می باشند که حتی اجازه انتخاب پوشش هم ندارند؛ چه رسد به آزادی اراده و امکان انتخاب! آنهم در رژیمی پست و حیله گر که همجنسگرائی را مستوجب مرگ می داند و چه قربانیا فراوانی را با این عنوان اعدام نکرده است|! این درست در شرایطی ست که قاری قرآن و رسوای خامنه ای با وجود رسمیت یافتن محاکمه او و ثبوت عمل که با قوانین الهی حقوقی سازگاری ندارد، وی بیاری رهبرش در آمان می باشد و راهش را پی می گیرد. این به چه معنی ست؟ جز اینکه رهبر از خدایش نمی ترسد و با سرپوش نهادن به این جرم الهی عملا به انکار وجود خدا دست یازیده و نبود خدا را ثابت کرده است. در چنین میانه خودگردانندگی اسلامی معلوم هست که حق و حقوق کارگر جائی برای پاسخ، پائیدن و ارج نهادن درین نیافته، نداشته و تا بقایش هرگز نخواهدداشت.

 

با گفته های کوتاه بالا اینک بدنیست برای اهداف تحمیق توده ای به هزینه ها و تلاش های گمراهگرانه و اسلامگرایانه دستگاه نگاهی کوتاه بیفکنیم:

 

هزینه "جامعه‌المصطفی العالمیه" 465 میلیارد تومان است. برپا سازی این جریان بدلیل گسترش اصول شیعه و پرورش و تربیت آخوندهای خارج از ایران بوده که برپا شده است. این اقدام ناشایست سکتاریستی در شرایطی ست که دانش‌آموزان ایرانی بسیاری به آموزش امن و رایگان دسترسی ندارند و یا بسیاری از آنها همچون در سیستان و بلوچستان بجای کلاس درس، در کپر نشسته و درس می خوانند! و یا به هزینه های شگفت انگیر و باورنکردنی دم و دستگاه دینی در همین 1400 مین سال اسلام  نگاهی گذرا بیندازیم که بجای هزینه درمانی علیه اپیدمی کرونای مرگبار، رژیم با هزینه های سرسام آور بیاری سازمان های هرزه پرور خود است! یک روش 42 ساله و شیوه خودی خواهانه مذهبی و بی مسئولانه ای که جز جنایت علیه بشریست نیست و باید همزمان به نابودی رژیم به این دست و دلبازی های فقاهتی هم پایان داد.

بهنام چنگائی ـ شانزده آذر 1399

 

بیائید با هم به هزینه بخشی از نهادهای مذهبی عقیدتی نگاهی بیندازیم: منبع سپهر آزادی

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم: ۲۰۵

شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران: ۳۲۵

مجمع جهانی اهل بیت: ۷۵

شورای سیاستگذاری ائمه جمعه: ۳۵

راهیان نور: ۳۰

ستاد احیای امر به معروف: ۳۵

مجمع جهانی تقریب مذاهب: ۴۳

موسسه نشر آثار امام خمینی: ۳۴

بنیاد فرهنگی قاسم سلیمانی: ۸.۵

نماینده ولی فقیه در سپاه: ۱۳۰

بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس: ۶۷

با بودجه برخی نهادهای مذهبی عقیدتی در سال ۱۴۰۰ چند واکسن کرونا میتوان خرید (ارزش بودجه هر نهاد میلیارد تومان می باشد).

اگر قیمت دلار را ۲۵۰۰۰ تومان در نظر بگیریم و قیمت هر واکسن را ۲۰ دلار (طبق اعلام اولیه).

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم: ۲۰۵ میلیارد

۴۱۰ هزار عدد

شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران: ۳۲۵

۶۵۰ هزار عدد

مجمع جهانی اهل بیت: ۷۵

۱۵۰ هزار عدد

شورای سیاستگذاری ائمه جمعه: ۳۵

۷۰ هزار عدد

راهیان نور: ۳۰

۶۰ هزار عدد

ستاد احیای امر به معروف: ۳۵

۷۰ هزار عدد

مجمع جهانی تقریب مذاهب: ۴۳

۸۶ هزار عدد

موسسه نشر آثار امام خمینی: ۳۴

۶۸ هزار عدد

بنیاد فرهنگی قاسم سلیمانی: ۸.۵

۱۷ هزار عدد

نماینده ولی فقیه در سپاه: ۱۳۰

۲۶۰ هزار عدد

بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس: ۶۷

۱۳۴ هزار عدد

 

این یازده نهاد در مجموع ۹۸۷ میلیاردو ۵۰۰ میلیون تومان بودجه دریافت خواهند کرد که با این مبلغ می توان ۱۹۷۵۰۰۰ (یک میلیونو هفتادو پنج هزار) عدد واکسن کرونا خرید و در اختیار مردم نیازمند که توان خرید واکسن را ندارند قرار داد و جان نزدیک به ۲ میلیون نفر را نجات داد.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: