فرقه دمکرات آذربایجان ( پروژه آزادی ناتمام ) بخش سوم

موافقتنامه قوام با حکومت ملی آذربایجان بازتاب وسیع و گسترده ای در سراسر ایران داشت، اعتصابات گسترده کارگران نفت در جنوب مقامات بریتانیا و ارتجاع را نگران و به محشت انداخت...

 

قوام السلطنه دولت ائتلافی خود را با چینش هدفمند به سرعت تشکیل داد ( 3 بهمن ماه سال 1324 تا 5 دیماه 1326 ) و مجلس چهاردهم بعد ها

به آن رای اعتماد داد، در پی آن تلگراف هایی به روسای دولت های متفق فرستاد و تمایل خود را به دیدار از مسکو و مذاکره با مقامات شوروی بیان داشت که مورد استقبال قرار گرفت، در نتیجه قوام با گروهی از همراهان خود با هواپیمای اختصاصی شوروی وارد مسکو شد.پیش از سفر سفارش های لازم را به مظفر فیروز حقوقدان و تحصیل کرده انگلستان که مدتی هم در وزارت امور خارجه خدمت کرده بود در رابطه با برقراری ارتباط با برخی از سران فرقه و یا حکومت ملی آذربایجان گوشزد کرد.احمد قوام بعنوان منشی « امین الدوله » در تبریز کار کرده و مورد توجه محمد علی میرزا که ولیعهد قرار گرفته بود در نتیجه با آذربایجان آشنایی داشت، پیشه وری سال ها پیش در روزنامه « آژیر » برای شناساندن قوام نوشته بود: پیرمرد جاه طلب، در خراب کردن عناصر آزادیخواه و اغفال مردمان پاک ساده لوح، اعجوبه ی غریبی است، از رو نمی رود و مایوس نمی شود ( روزنامه آژیر، شماره 40، سال اول 28 تیرماه 1322 ) بنابرین قوام برای حکومت ملی چهره شناخته شده ای بود که باید در مذاکره با دولت او همه جوانب را در نظر می گرفت.

مذاکرات قوام با مقامات شوروی پیرامون آذربایجان به دفعات در مسکو ادامه یافت، مقامات شوروی موضوع آذربایجان را امر داخلی ایران می دانستند ولی خواستار اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بودند که در آن انجمن های ایالتی و ولایتی تعیین کننده باشد، ولی مقامات ایران زبان ترکی را محلی و فرهنگ و ادبیات آنجا را از قدیم فارسی می پنداشتند ولی اصلاحات اجتماعی و قانون انجمن های ایالتی و ولایتی را قابل اجرا می دانستند، البته در پنهان با هرگونه اصلاحی مخالف بودند. مذاکرات قوام در مسکو از 30 بهمن تا 15 اسفند سال 1324 اذامه یافت ولی نتایج دلخواه بدست نیآمد، در همه این مدت ارتجاع داخلی و خارجی حملات شدید خود را به حکومت ملی آذربایجان و عملکرد آن ادامه می دادند و به بهانه تخلیه نیرو های شوروی مانع از پیشرفت سیاسی و اجرای طرح های عمرانی حکومت ملی می شدند. قوام مذاکره با شوروی را با « سادچیکوف » سفیر جدید شوروی در تهران ادامه داد و در رابطه با آذربایجان گفته شد که امر داخلی است ولی اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجود و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان پیش خواهد رفت.

قوام در 18 فروردین ماه سال 1325 با شناسایی ضمنی حکومت ملی آذربایجان اعلام کرد که هیئتی را از آذربایجان برای مذاکره و رفع مسالمت آمیز مشکل آذربایجان به تهران دعوت خواهد کرد، برای دعوت از آذربایجان ایپکچینان را که نماینده تبریز در مجلس 14 بود به تبریز فرستاد، او دعوت رسمی قوام را به پیشه وری تسلیم کرد، رادیو تبریز آمادگی آذربایجان را برای مذاکره با تهران پیشتر اعلام کرده بود، پیشه وری با پذیرش این دعوت همراه هیئتی ( پادگان، جهانشاهلو، ابراهیمی، دیلمقانی، شاهین و سیف قاضی ) عازم تهران شد و در فرودگاه تبریز گفت: ... من ایمان دارم که آزادی کسب شده به نیروی فدائیان مسلح را هیچ کس نخواهد توانست از ما بگیرد، با برداشتن حکومت ارتجاعی تهران تمام ایران آزاد می شود ولی شرایط بگونه ای است که آذربایجان گذشت می کند ( گذشته چراغ راه آینده است آینده ، کار گروهی جامی، ص 387 ) پیش از آمدن هیئت آذربایجان نیرو های ژاندارمری به فرماندهی « شوارتسکف » مستشار ششلول بند آمریکایی در مسیر راه موضع گرفته بودند تا مانع از تظاهرات زحمتکشان آذربایجان شوند که تعدادی با دوچرخه و یا با پای پیاده ( که بیشتر در مناطق جنوبی تهران با فقر و تنگدستی زندگی می کردند ) به حمایت از هیئت آذربایجان تا فرودگاه آمده بودند، استقبال به قدری گسترده بود که ژاندارمری انتظار آن را نداشت، با عصبانیت و خشونت دست به اسلحه برد تا مانع از استقبال شود با تیراندازی 2 زحمتکش آذربایجان را کشتند و 8 نفر را مجروح کردند ( روزنامه کیهان، شماره 943، 9 اردیبهشت 1325 ) زحمتکشان و تهیدستان آذربایجان که برای لقمه نانی به تهران آمده و در حاشیه شهر زندگی می کردند پلاکاردهایی در دست داشتند که با خوشآمد گویی به نمایندگان آذربایجان هشدار می دادند که « هشیار باشید، اشتباه نکنید! آزادی ما به حرکت صحیح شما بستگی دارد.» در این مدت قوام هم بیکار ننشسته برای دلجویی شاید هم فریب آذربایجان تصمیمات هیئت دولت را در رابطه با آذربایجان در 2 اردیبهشت 1325 منتشر کرد. اجرای اصول 29،90، 91 ، 92 و 93 از قانون اساسی مشروطه را برای برای انجمن های ایالتی و ولایتی تصریح و تائید کرد،تدریس زبان آذربایجانی ( ترکی ) را تا پنجم ابتدایی مورد تائید قرار داد، فعالیت سازمان های دمکراتیک و اتحادیه ها را در آذربایجان آزاد اعلام کرد، افزایش تعداد نمایندگان آذربایجان و تعیین عایدات مالیاتی و اعتبارات را برای عمران شهر ها و فعالیت های فرهنگی قبول کرد که این ها بخشی از خواسته های مردم آذربایجان پیش از تشکیل حکومت ملی و قشون فدائیان بود که حالا نمایندگان آذربایجان 33 ماده درخواستی با خود آورده بودند، هرچند تصمیم هیئت وزیران، بیشتر برای وقت کشی و خسته کردن نمایندگان آذربایجان بود زیرا تصمیمات هیئت دولت هیچگونه ضمانت اجرایی نداشت.

مذاکرات در تهران بعد از 15 روز بدون نتیجه به پایان رسید و هیئت نمایندگان آذربایجان در 23 اردیبهشت به تبریز بازگشتند ولی قوام به بازی های فریبنده خود ادامه می داد و کمسیونی را مامور کرد تا به تبریز اعزام شود و مذاکرات خود را با توجه به شرایط به پیش ببرد، هر چند تهران برخی از خواسته های آذربایجان را مورد تائید و پذیرش قرار داده بود، از جمله حکومت خود مختار و مجلس ملی آذربایجان به انجمن ایالتی و وزرای حکومت ملی به روسای ادارات مربوطه، شناسایی جنبش آذربایجان به عنوان نهضت دمکراتیک برای تقویت و تثبیت دمکراسی، تعیین استاندار از مرکز با نظر انجمن ایالتی و برخی از خواسته های دیگر که قوام قبول و اجرای آن را به مجلس پانزدهم موکول می کرد.

پیشه وری از پیشبرد مذاکره با قوام بویژه از شرط اعزام نیروی نظامی ( ارتش و ژاندارم ) از سوی مرکز به آذربایجان خشنود نبود و آن را مغایر با خواسته های آذربایجان ارزیابی می کرد ولی قوام نقشه های خود را با زیرکی و نیرنگ بکار می برد و خود را طرفدار دمکراسی نشان می داد تا شرایط را برای اعزام نیرو به آذربایجان فراهم آورد ولی در ظاهر می گفت : من برای حل قضایای آذربایجان جز مسالمت رویه ای اتخاذ نمی کنم، من از برادر کشی گریزانم ! ولی در خفا تعدادی از نفرات خود را به شیوه های گوناگون به آذربایجان اعزام می کرد و با خوانین و ارتجاع منطقه در ارتباط بود.

مذاکرات ناموفق نمایندگان آذربایجان در تهران به مدت 15 روز یک خلع بزرگ در روند فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اداره آذربایجان و حکومت ملی بوجود آورد، در این مدت فشار های اقتصادی از سوی مرکز همچنان ادامه داشت که خود به نابسامانی اقتصادی و نارضایتی در آذربایجان دامن می زد و آن را گسترش می داد، حکومت ملی مجبور به اتخاذ سیاست های سختگیرانه و رادیکال بود که این خود از یک سو به نارضایتی بخشی از مردم و عدم همکاری بازار سودجو با حکومت ملی منتهی می شد و از دیگر سو شکاف در حکومت ملی را با رادیکالیزه شدن سیاست های آن افزایش می داد ( نفرات فرقه دمکرات آذربایجان و حکومت ملی خاستگاه طبقاتی گوناگونی داشتند، برخی گرایش های چپ، کارگری و دهقانی و برخی دیگر گرایش های  ملی و بورژوایی داشتند)، در نتیجه حکومت ملی نیازمند راه کار های جدی، فوری و سرنوشت ساز بود که بتواند پایگاه اجتماعی خود را حفظ و تقویت کند و این سیاست و شرایط با وقت کشی های تهران و قوام فرصت طلب همسویی و همخوانی نداشت. قوام هنوز به دنبال مذاکره و فرصت بود و با  ادامه طولانی مدت آن به اهداف خودش فکر می کرد، در نتیجه طولانی شدن مذاکرات اقدامات اجرایی حکومت ملی کاهش می یافت و یاس و نا امیدی هم رو به افزایش می گذاشت، به هر رو هیئت مذاکره از تهران متشکل از 10 نفر به سرپرستی « مظفر فیروز » معاون سیاسی قوام با اختیارات تام در 21 خرداد ماه سال 1325 وارد تبریز شدند و بلافاصله مذاکرات آغاز شد و در 23 خرداد موافقت نامه 15 ماده ای با 5 تبصره به تصویب و به امضاء پیشه وری و مظفر فیروز رسید. در این مواد به حق و حقوق اقلیت های ساکن در آذربایجان و تدریس به زبان آنان تا 5 ابتدایی، انتخابات آزاد و شرکت زنان در آن و ادغام نیرو های فدایی در ژاندارمری و... اشاره شده بود.

بیشتر مواد و اجرای آنها به مجلس پانزدهم موکول شده بود که باید به تصویب نمایندگان آن دوره می رسید که این خود یکی از شگرد های قوام در مذاکرات بود که از یک سو حکومت ملی آذربایجان را با مذاکرات سرگرم می کرد و از سوی دیگر اجرای مواد موافقت نامه را به مجلس 15 که هنوز انتخابات آن صورت نگرفته بود حواله می کرد. در این میان چگونگی و سرنوشت قشون خلق ( ادغام در ارتش ) و فدائیان ( ادغام در ژاندارمری ) که از میان توده های مردم بویژه تهیدستان روستایی برای دفاع از دستآورد های حکومت ملی تشکیل شده بود لاینحل می ماند.، از آن گذشته آذربایجان از حکومت ملی خود چشم پوشی می کرد و مجلس ملی به انجمن ایالتی تبدیل می شد.در فرماندهی ژاندارمری که قرار بود نام آن به « نگهبانی » تبدیل شود شوارتسکف آمریکایی ابقاء می شد. در پایان با موافقتنامه سلام اله جاوید به استانداری منصوب شد، و وزرای دیگر هم در ریاست ادارات مربوطه قرار گرفتند. پیشه وری در ریاست فرقه دمکرات باقی ماند و خواهان مبارزه برای آزادی در تمامیت ایران شد. در این میان مردم زنجان که با موافقتنامه اداره آن به مرکز واگذار شده بود به شدت خشمگین بودند و در میتینگی که 26 خرداد 1325 برگزار کردند یک صدا فریاد زدند: که ولایت خمسه با خصایص ملی یعنی زبان و آداب و رسوم بخشی از آذربایجان و جزء لاینفک آن است، پیشه وری به آنان اطمینان می داد که نگران نباشید و به فرقه دمکرات آذربایجان اعتماد کنید، ما آنچه با بیانیه 12 شهریور مطرح کردیم بدون جنگ و خونریزی بدست آوردیم، پیشه وری در ادامه از قوام تجلیل می کرد که با تدریس زبان آذربایجانی ( ترکی ) در مدارس نام نیکی از خود به یادگار گذاشته است و در گفتار با رادیو تبریز می گفت: مسئله زبان برای آذربایجانی ها، مسئله مرگ و زندگی است، وظیفه ما حفظ و نگهداری از حقوق بدست آمده و استفاده از آن در راه سعادت مردم است.

موافقتنامه قوام با آذربایجان بازتاب گسترده ای در سراسر ایران داشت، اعتصابات گسترده کارگران نفت در جنوب مقامات بریتانیا و ارتجاع را نگران و به وحشت انداخت، انجمن ایالتی خوزستان و اتحادیه عشایر خوزستان اعلام موجودیت کردند که به نظر می رسد خود قوام در تشکیل آنها نقش داشت، بدنبال آن کمیته ایالتی دمکرات فارس شکل گرفت که زمینه را برای بازی و نیرنگ قوام آماده کرد، قوام در 9 خرداد ماه اعلام کرده بود که حزب دمکرات ایران را تشکیل داده است که برخی از سازمان های جنوب از جمله اتحادیه عشایر خوزستان به آن پیوستند، در 10 مرداد قوام دولت ائتلافی خود را با شرکت سه وزیر از حزب توده ایران ( یزدی، کشاورز و اسکندری ) و یک وزیر از حزب ایران (الاهیار صالح ) تشکیل داد تا آنان سکوت کنند و قوام نقشه شیطانی خود را به اجرا بگذارد، عمر این کابینه تنها 75 روز بود، که به نظر می رسد هدف نهایی سرکوب حکومت ملی در آذربایجان بود. قوامی بار دیگر دست بکار شد و هیئتی از آذربایجان را برای تکمیل موافقتنامه به تهران دعوت کرد ولی اینبار پذیرایی بگونه دیگری بود زیرا در ترکیب هیئت به سرپرستی میرزا علی شبستری، جاوید، پادگان، پناهی و... شرکت داشتند که در باغ جوادیه ساکن شدند و یک گروهان از ژاندارم ها مانع از دیدار آنان با مردم بویژه با زحمتکشان آذربایجان می شدند، بار دیگر ماراتون مذاکره بی سرانجام آغاز شد که تنها هدف آن وقت کشی و ایجاد خستگی و گسترش بحران اقتصادی و اجتماعی در آذربایجان بود. مذاکره 2 ماه بطول انجامید و جاوید 2 هفته دیگر آن را به تنهایی ادامه داد، در همه این مدت مقامات نظامی با شاه و قوام دیدار محرمانه داشتند تا حمله به آذربایجان را طراحی کنند.در جلسه محرمانه ای که در اردیبهشت سال 1325 در کاخ سعد آباد تشکیل شد و در آن قوام و حاج علی رزم رئیس ستاد ارتش شرکت داشتند گزارش ستاد ارتش قرائت گردید که در بخشی ازآن آمده بود: اگر امسال ما مسئله آذربایجان را به نفع خود حل نکنیم، سال دیگر این غیر ممکن خواهد شد، سال دیگر پیشه وری به تهران می آید، سلطنت را بر می چیند، خودش می شود رئیس جمهور و ایران در اردوگاه شرق قرار می گیرد در نتیجه حمله به آذربایجان ضروری است و باید طرح آن ریخته شود ( امیر علی لاهرودی، یادمانده ها و ملاحظه ها ، ص،234 ) بنابرین ارتش منتظر دستور و سیاست مداران تهران منتظر فرصت بودند تا صدا و ندای آزادی را که از آذربایجان برخاسته بود و می توانست در سراسر ایران پژواک یابد، خفه کنند... ادامه دارد

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se.

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: