از استارلایت تا خانه مصادره ای ولایتی در کنار کاخ سعدآباد!

عمده سهام کارخانه استارلایت بعد از چند سال،‌ در اواسط دهه شصت به موسسه آ. غفاری منتقل شد و او جوراب آسیا را تولید کرد و بعد کم کم از رونق افتاد و چراغ استارلایت هم خاموش شد. اموال سادات تهرانی از اولین مصادره ها نبود و مشمول بندهای اولین مصادره های انقلابی نمی شد. سادات تهرانی سالها به دنبال گرفتن اموالش بود و می گفت حتی چند استفتا از علما گرفته و مدارک پرداخت وجوهاتش از درآمد را ارایه داد اما راه به جایی نبرد.

سید مهدی صدرالساداتی - حالا که دوباره بحث آقای ولایتی شد در مورد خانه مصادره ای او در کنار کاخ سعدآباد که او قسطی خریده و خودش و بچه هایش سالها در آن زندگی کردند صحبت کنیم.

در حقیقت مالک قبلی آن سید جلال سادات تهرانی است. او تاجرزاده نبود و در اصل از یک خانواده مذهبی و ساده بود که فعالیت تولید جورابش را در دو باب مغازه در سال ۱۳۰۰ شروع کرد و از آنجا که جوراب هنوز خوب جا نیافتاده بود تجارتش بدون رقیب داخلی خوب گرفت.

او در ۱۳۳۷ جوراب استارلایت را تاسیس کرد که دو دهه تقریبا تمام بازار داخلی را تحت الشعاع خود قرار داد. بعدها هم شرکت پارس تریکو در زمینه پوشاک را تاسیس کرد. اصل مارک استارلایت یک مارک فرانسوی بود که در ایران با بافت ایرانی می شد و آن قدر پیشرفت کرد که در پاریس شعبه زد و فروش خوبی داشت.

انقلاب شد و به چند دلیل اموالش مصادره شد:

 

۱. ورود مواد خام به صورت انحصاری به نفع خانواده و خانواده لاجوردیان و خروج ارز از کشور

۲. پسرش در سالهای ۴۲ تا ۴۷ معاون وزیر اقتصاد بود (ممکن است دلیل دیگری بوده اما من پیدا نکردم). اما نمی شود گفت او درباری بود یا ارتباط مهمی با دربار داشت.

دهه شصتی ها این مارک را یادشان هست: «جوراب آسیا»

21.jpg
عمده سهام کارخانه استارلایت بعد از چند سال،‌ در اواسط دهه شصت به موسسه آ. غفاری منتقل شد و او جوراب آسیا را تولید کرد و بعد کم کم از رونق افتاد و چراغ استارلایت هم خاموش شد.

اموال سادات تهرانی از اولین مصادره ها نبود و مشمول بندهای اولین مصادره های انقلابی نمی شد. سادات تهرانی سالها به دنبال گرفتن اموالش بود و می گفت حتی چند استفتا از علما گرفته و مدارک پرداخت وجوهاتش از درآمد را ارایه داد اما راه به جایی نبرد.

سادات تهرانی اواسط دهه ۷۰ درگذشت. پس از مرگ او یا اموالی از او نمانده بود یا اموالش مثل همین ملک آقای ولایتی فروخته شده بود!

22.jpg23.jpg24.jpg
این ملک سادات تهرانی حدود ۱۰۰۰ متر است که بعد از مصادره به بنیاد شهید رسید و کروبی با نقد و اقساط به آقای ولایتی فروخت. ولایتی آمد کنار کاخ سعدآباد نشست و بخشی از خانه را حسینه کرد و هر سال مادحین و ذاکرین از جمله آ. بی آزار تهرانی را برای اقامه عزا دعوت کرد.

نکته مهم در خرید این خانه این است که ولایتی می گوید: دعاگو رییس کمیته گفته خانه شما در تجریش امنیت ندارد و بیا خانه سادات تهرانی را بخر و وقتی قیمت کردند خانه کلنگی خودش در تجریش ۳۶ میلیون بوده و خانه سادات تهرانی ۵۱ میلیون. ۱۵ میلیون هم تقسیط کردند. این عین توضیحات ولایتی است.

صرف نظر از اینکه واضح است که نمی شود خانه کلنگی با وام یک میلیونی که از آقای عسگر اولادی گرفتند،‌ ۳۶ میلیون باشد و خانه سادات تهرانی بزرگترین تاجر ایران در کنار کاخ شاه ۵۱ میلیون، آقای کروبی هم از حصر خانگی پیام داد که بعضی از قسطهای خانه را هم به بنیاد شهید ندادند که این دعوا بین ولایتی و کروبی است و به ما ربطی ندارد.

اینجا سواحل مکران در جاسک است و این پروژه پسران ولایتی است برای نیروی دریایی در جاسک. خیال می کنید اینها چه طور رفتند در میان گرگان وال استریت تقدیرنامه گرفتند؟

25.jpg
در دبی در هر سرمایه گذاری سهمی به بومی ها می رسد تا توسعه متوازن تر باشد اما در کشور ما امثال پسران ولایتی پروژه دولتی می گیرند و بعد بین گرگ های وال استریت ظاهر می شوند و مردم بومی هیچ سهمی از توسعه و سرمایه گذاری رانتی نمی برند.

آخ ببخشید. سرنوشت یک قسمت دیگر از اموال سادات تهرانی را فراموش کردم. کارخانه فرنخ و مه نخ در اطراف قزوین که مصادره شد و ستاد فرمان امام به تعاونی دادگستری واگذار می کند که تخلفات آن به جنجالی ترین پرونده استان قروین به نام «هفت سنگان» بدل می شود..

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: