در نفرت مطلق استاد شجریان از حکومت اسلامی ذره ای تردید نکنید!

قصد استاد از تدوین این قانون اساسی چه بوده نمی دانم. شاید به گمان ایشان، این راهی بوده برای جلوگیری از درگیری های شدیدی که بعد از سقوط این نظام نکبت خواهی نخواهی با آن رو به رو خواهیم شد. این موضوع را نه تنها نباید دستکم گرفت بلکه باید به آن به اندازه ی سرنگون کردن حکومت اهمیت داد.

حکایتی شده است حکایت قانون اساسی گذار زنده یاد محمدرضا شجریان.

همه ی ما، دست و پا بسته، مثل گوسفندی که دارند او را برای سر بریدن با تیغ کُند، به قتلگاه زمان می برند، چشم به راست و چپ می گردانیم شاید مفرّی بیابیم و از وضعی که به تنهایی هیچ قدرتی در آن اِعمال نمی توانیم بکنیم، برهیم.

در یکی از مثال های فارسی این وضع را به آویختن به هر تکه چوب شناوری در حین غرق شدن تشبیه می کنند و این طبیعت انسان است.

روزی نگاه مان به صندوق رای انتخابات امریکا و عالیجناب ترامپ است، روز دیگر به دهان دکتر عباس میلانی و وصیت نامه سیاسی استاد شجریان که در نزد او و دانشگاه استنفورد امریکا به امانت گذاشته شده است.

قصد استاد از تدوین این قانون اساسی چه بوده نمی دانم. شاید به گمان ایشان، این راهی بوده برای جلوگیری از درگیری های شدیدی که بعد از سقوط این نظام نکبت خواهی نخواهی با آن رو به رو خواهیم شد. این موضوع را نه تنها نباید دستکم گرفت بلکه باید به آن به اندازه ی سرنگون کردن حکومت اهمیت داد.

فردای بعد از سقوط، فردای روشن و آفتابی نخواهد بود. در کنار مردم آزادی خواه، مارهای غاشیه و عقرب های جرار در کمین اند تا حکومت جدید را مال خود کنند و بلکه از خاک کشور ما نیز بخشی را به غنیمت برند.

فعلا با این موضوع کاری ندارم فقط آن چه می خواهم بگویم این است که بیش از حد مشغول شدن با این قانون اساسی، و فراموش کردن حتی کوتاه مدت موضوع اصلی یعنی سرنگون کردن حکومت نکبت و جایگزین کردن یک حکومت واقعا ملی و مردمی، قطعا و یقینا خلاف خواست استاد شجریان و آرزوها و آمال او برای فردای کشور عزیز ماست.

 

دیده ام گاه عده ای بدخواه، شجریان را آخوند زاده ای طرفدار حکومت آخوندی و جزو کسانی که «از خودشون ه» نامیده اند و این دروغ بزرگی بیش نیست.

تهمتی ست ناجوانمردانه که حالا هم که حکایت قانون اساسی ایشان پیش آمده، زمینه و مجالی برای بروز و مطرح شدن پیدا کرده است.

من به عنوان یک فرد بی طرف، که در این زمینه نظر استاد را سال ها پیش و به طور دقیق و کامل استماع کرده ام، شهادت می دهم که استاد با تمام وجود از این حکومت و ارکان و ستون ها و عوامل ریز و درشت اش متنفر و منزجر بود و راه سعادت ملی را در برکناری تمام و کمال این حکومت می دانست.

بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ و هنر امروز ایران هستند که نفرت شان از این حکومت نابودکننده ی ایران را به دلایل مختلف بازگو نمی کنند و چنان در علن سخن می گویند که برای شنونده ی عادی سخت است حجم عظیم این نفرت را در آن ها درک کردن.

غیر از شجریان من چند تن دیگر را هم می شناسم که چنین نفرتی را در خود حمل می کنند اما نمی توانند این نفرت را بازگو کنند.

بیان نفرت این ها امانتی ست که گاه به من سپرده می شود نه برای بازگو کردن، بل از این جهت که امانت دار خوبی هستم و گوشی برای شنیدن دردهای این اساتید دارم که هر چه وارد آن می شود، مطمئن هستند که هرگز از طریق زبان من در زمان حیات شان خارج نخواهد شد.

در جنگ و جدال هایی که این روز ها میان موافقان و مخالفان قانون اساسی استاد در گیر است و من یکی از مخالفان هستم، اگر خواستید و توانستید این را از من قبول کنید که استاد تا بن جان از این حکومت بیزار بود و نفرت داشت.

هر نتیجه ی دیگری بعدا در اثر بحث ها می خواهد گرفته شود برای من مهم نیست فقط همین اندازه دانستن نظر واقعی شجریان در باره ی حکومت نکبت برای شخص من اهمیت دارد و بس.

منبع: 
گویا نیوز
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
در نفرت مطلق استاد شجریان از حکومت اسلامی ذره ای تردید نکنید!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نمیشه فقط بگیم خدا بیامرزتش و تمام. هرازچندگاه یکی میاد و دوباره موضوع را زنده میکنه.
اولا نویسنده قسم جلاله میخوره که آن مرحوم مخالف رژیم بوده.که یک جوراپی آدم یاد روباهه و شاهدش میافته.