سرزمین گل وبلبل "ام القرای اسلام "در آئینه یک تصویر."بخش سوم شیراز"

"چند روزی است شیرازم سرزمین حافظ وسعدی.دیر گاهی است که هر دو درخوابند بی خبر ازحکومت خرقه پوشانی که درمیخانه ها بسته ودر تزویر ریا گشوده اند .خرقه هائی آلوده فساد، گندیدگی، جهل وجنایت .خرقه هائی که مستوجب آتشند!و آتش بر خرمن هستی یک ملت زده اند.
 
"چند روزی است شیرازم سرزمین حافظ وسعدی.دیر گاهی است که هر دو درخوابند بی خبر ازحکومت خرقه پوشانی که درمیخانه ها بسته ودر تزویر ریا گشوده اند .خرقه هائی آلوده فساد، گندیدگی، جهل وجنایت .خرقه هائی که مستوجب آتشند!و آتش بر خرمن هستی یک ملت زده اند.
سرزمین زندان عادل آبادکه زیباترین فرزندان این آب خاک را بجرم آزادی در خود جای داده !هر از گاهی آزاده ای جان برکف را قربانی نظامی می کند که چرخ آن جز با خون آزادگان ورنج وستم دادن بر مردم نمیچرخد.
ازمقابل زندان عبور می کنم جائی که در فاصله ای نه چندان دور گردن کشی سرفراز در میدان گاهی آن بر سر دار سرود آزادی خواندو تا آخرین بازدم خود پنجه در پنجه ناکسان تکیه داده بر قدرت افکند .
کسی که می گفت:" عدالتی در کار نیست! قاضیان حافظ رژیم با طنابی در دست بدنبال گردن آزادگان می گردند ".نامش نوید افکاری بود .حال در مزاری با سنگ های شکسته خوابیده است. مزاری که در آینده ای نه چندان دور "گردش گه رندان جهان خواهد شد"!
همراهم مرا همراه خود به دادگاه انقلاب شیراز می برد. ساختمان سه طبقه فرو ریخته در نزدیکی دروازه قران.نمادی از خشونت! جائی که حاکمان شرع سخت در کار خرید وفروش عدالت اند!در کار تاخت زدن جان انسان با قدرت وپول ،در کار نشاندن نا حق بر جای حق!در کارنسق کشی از مردمی که زبان به اعتراض بگشایند و حق طلب کنند .جائی که حکم نهائی می دهند ومهر بر پای پرونده های ساخته وپرداخته شده توسط شکنجه گران و آمران می گذارند. استقلال دستگاه قضا را در پای مستبدان حاکم بر جان ومال ملت قربانی می کنند.
دستگاه عدالتی غرق در فساد ، غرق در رشوه خواری وفرمان بری !با قاضیانی شوم در ردای سیاه حافظ شریعت در "ام القرای اسلام"!فرقی نمی کند شیراز باشد یا چاه بهار.زندان اوین باشد یا زندان اورومیه! همه بیک سان ظلم می کنند و استخوان ملت می شکنند.
در همه محاکم رشوه ودستور از بالا بیک سان عمل می کند.قاضی عادلی نمی توان یافت که به عدل تکیه بر مسند عدالت زند. وکیلی مستقلی که از حق موکل خود دفاع نماید!انگشت شمارند چنین قاضیان ووکیلانی که سر بر کنند و جزای بزرگی ،دلاوری و عدالت خواهی خود را با داغ ودرفش دریافت نکنند!
دادگاه های بلخ پراکنده شده در سرتا سر این سرزمین نفرین شده ودر ماتم نشسته بنام ایران .
راهرو درازی است با اطاق های ردیف شده درکنار هم باسربازی بر در.درون هراطاق قاضی و عمله قضاتی در هئیتی ترس بر انگیر با چهره های درهم کشیده باریشی که نمایانگر تعلقش به حکومت است با لباس هائی که بر تنشان زار می زند سخت مشغولند .
جملگی مردند وزنی در کار نیست .مردانی که سر پائین انداخته وبندرت سر بالا می کند ودر سیمای متهمان می نگرند .نگاهی سرد وخالی از عطوفت چونان باز شدن در دوزخ .
بساط غریبی است. میز مقابل قاضیان کوهی از پرونده های تلنبار شده بر روی هم قرار دارند که خبر از ابعاد ومیزان شکایت ،جرم وجنایت گسترده می دهد .نشان از در هم ریختگی اجتماعی !
داد خواهی های خوابیده درون هر پرونده.نمادی از نابسامانی وعدم سازش ،پرخاشگری اجتماعی،خشونت، کنار نیامدن مردم با هم،لاعلاجی، سردر گمی،فرو ریختن اعتماد عمومی ،فقر وتنگدستی، اعتیاد وسیع این بزرگترین عوامل شکل دهنده به جرم!
نشانی ازفعال بودن ارگان های سرکوب در پرونده سازی ،کشاندن پای هر معترض ومخالف رژیم به این بیداد گاه ها که یکی از عظیم ترین باجگیری ها برای پر کردن صد ها صندوق علنی و غیر علنی زیر عنوان جریمه، دیه، وثیقه و.. در آنها صورت می گیرد.
این جا در این ساختمان نیمه مخروبه همه چیز تقسیم شده وفرم گرفته است. از دسته بندی پرونده ها تادسته بندی قاضیان، دسته بندی وکیلان وحتی نیروی انتظامی ایستاده بر در تا آبدارچی ها و نهایت کار چاق کن ها !که رکن اصلی ارتباط قاضی با متهمان پرونده هاست .همه بگونه ای بخشی از این پازل فساد را تشکیل می دهند .
پرونده های بزرگ که در پشت آن پول های کلان خوابیده مخصوص قاضیان قدرتمندی است که قادرند بی آن که پای متهم را به دادگاه بکشانند با گرفتن رشوه های کلان توسط کار چاق کن های خاص و مورد اطمینان خود و وکلائی مورد اعتماد وسر سپرده حکم صادر کنند .طوری که آب از آب تکان نخورد .قاضیان و وکیلان مورد اعتماد و نور چشمی رژیم که خود بخشی از بدنه قدرت و حافظان آن هستند .
شما این وکیلان وقاضیان قدرتمند را نمی بینید و نمی توانید جز از طریق پول و رابطی مطمئن باآن ها تماس بگیرید.افرادی که موردرشگ قاضیان و وکیلان دست دومند و نهایت آرزوی آن ها که روزی مانند آن ها تکیه بر جایگاهی چنین رفیع و پر آب ونان بزنند .
در اطاق این دسته از قاضیان بسته و نگهبان در اطاقشان مورد اعتماد و آبدارچی هایشان شان خود یک سر و گردن بالا تر از دیگران هستند .
دسته دوم قاضیانی هستند با قدرت کمتر ودر های اطاق نیمه باز که با نهادن پولی در کف محافظ جلوی در می توان داخل اطاق شد سلامی به قاضی داد و اظهار ارادتی کرد ومنتظر شد. وکیلان ایندسته از قاضیان با شکل و شمایلی شبیه به هم با کیف های چرمی زیر بغل زده و لباس های عمدتا مشکی راه راه در طول کریدور حرکت می کنند . دنبال مشتریانی هستند که پرونده آن ها در دست قاضیانی است با در اطاق های نیم بازو آماده برای چانه زدن .ادامه دارد ابوالفضل محققی
 
 
 
 
منبع: 
iranglobal
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: