کامران بیگی کجاست؟

در زمستان سال ۲۰۰۰ بعد از مشورت با برخی از
رهبران گروه های اتنیکی و چپ های مستقل قرار شد با رضا پهلوی در پاریس ملاقاتی داشته باشم و در خصوص تشکیل جبهه ای از مخالفین با او صحبت کنم .
دو سال بعد دکتر باقر پرهام که از ایران خارج شده بود بعد از ملاقات اش با رضا پهلوی پیشنهاد کرد برای پیشبرد فکر تشکیل جبهه ای از مخالفین باید تشکیلاتی درست کرد..چند ماه بعد نشستی با شرکت گروهی از جوانان و اعضا سابق حزب
کامران بیگی کجاست؟
در زمستان سال ۲۰۰۰ بعد از مشورت با برخی از
رهبران گروه های اتنیکی و چپ های مستقل قرار شد با رضا پهلوی در پاریس ملاقاتی داشته باشم و در خصوص تشکیل جبهه ای از مخالفین با او صحبت کنم .
دو سال بعد دکتر باقر پرهام که از ایران خارج شده بود بعد از ملاقات اش با رضا پهلوی پیشنهاد کرد برای پیشبرد فکر تشکیل جبهه ای از مخالفین باید تشکیلاتی درست کرد..چند ماه بعد نشستی با شرکت گروهی از جوانان و اعضا سابق حزب مشروطه و باقر پرهام در شهر لوس آنجلس تشکیل شد و بعنوان اولین کنگره این جمع من را به عنوان سخنگو و دبیر کل تشکیلات جدیدی به نام "اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران" انتخاب کردند ،
قرار شد برای یک سال به لوس آنجلس بروم و از طریق تلویزیون تازه تاسیس آزادی برای این پروژه تبلیغ کنم .
پیش از رفتن به لوس آنجلس باید به واشنگتن میرفتم و در آنجا در مورد چگونگی انجام این کار با رضا پهلوی و برخی دیگر از اعضا این گروه تازه تاسیس و به خصوص کامران بیگی از مشاورین رضا پهلوی که در آن زمان از مسولین دفتر او نیز بود صحبت کنیم.
بعد ها بین من و کامران پیوندی عمیق به وجود آمد 'به خصوص آن که او را فردی با مطالعه و آشنا با تاریخ سیاسی ایران دیدم .بر خلاف طرفداران سلطنت در ایران با مواضع تمام سازمان های سیاسی ایران آشنایی داشت و خودش نیز فردی دموکراسیخواه طرفدار عدالت و آزادی بود..
در یک آپارتمان کوچک دو اطاقه همراه با دختر خاله اش در یک منطقه ارزان قیمت در واشنگتن زندگی میکرد و اتومبیل شخصی اش یک ماشین دست دوم قدیمی دو دره ژاپنی بود .
در اقامت چند روزه ام در واشنگتن شاهد تلاش های او برای پیشرفت کار ها بودم .به طور خستگی ناپذیری صبح تا شب کار میکرد.
به لوس آنجلس رفتم و کار در تلویزیون آزادی را آغاز کردم .
در آن مدت هر روز تلفنی چندین نوبت با هم صحبت میکردیم و چندین بار هم به لوس آنجلس آمد تا از نزدیک گفتگو کنیم.
همه چیز خوب پیش میرفت تا این که طرح "رفراندوم " توسط محسن سازگارا و شهریار آهی به میان آمد.من و کامران و اغلب اعضا اتحادیه ملی با آن موافق نبودیم و لشگری عظیم و اصلاح طلبان و رسانه های فارسی زبان دولتی و غیر دولتی با آن موافق..
بعد از نزدیک به یک سال تلاش برای ایجاد اتحاد بین مخالفین رژیم به سوئد باز گشتم،دو ماه بعد کامران بیگی به جرم همکاری با من از دفتر رضا پهلوی اخراج شد.
مدتی بعد با طرحی جدید از سوی باتمانقلیچ در دفتر کار او فعالیت کرد و بعد از آن ناگهان ناپدید شد.
از دوستانی که در آمریکا و کانادا رابطه نزدیک با کامران داشتند سراغ او را گرفتم..
هیچ کس پاسخ روشنی نداشت .
برخی از آنان گفتند به عنوان مترجم در استخدام ارتش آمریکا به افغانستان رفته و در آنجا کشته شده است.
و من هرگز باور نکردم .
منبع: 
فیسبوک نویسنده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: