تقیه یعنی همراه فاطمیون و شریک طالبان

علاوه بر اینها، سپاه قدس رژیم آخوندی، بودجه قابل توجهی در برخی دورەها با مبلغی بالغ بر ١٩٠ میلیون دلار و بطور سالانه برای طالبان تأمین می کرده و همزمان به طالبان اجازه می دادند که از دو پایگاه آموزشی در استان سیستان و بلوچستان استفاده کنند...
 

یک هیئت سیاسی گروه تروریستی طالبان به ریاست مُلا عبدالغنی برادر، بامداد روز سه‌شنبه ـ هفتم بهمن سال جاری ـ وارد تهران ـ پایتخت خلافت علی اللهی ـ ایران شدند، تا با وزیر خارجه آخوندها، و همچنین نماینده ویژه رژیم ایران در امور افغانستان دیدار کنند.

در همین راستا، رسانەهای افغانستان اعلام کردند، این سفر به دعوت وزارت خارجه رژیم ایران انجام شده، و قرار است در این دیدارها در مورد وضعیت مهاجران افغان و روند صلح در افغانستان نیز گفتگو شود، و تهران قبلا دولت افغانستان را مطلع کرده است.

 این سفر در حالی است که، جواد ظریف چندی پیش در یک مصاحبه با تلویزیون طلوع نیوز افغانستان، گفته بود که "طالبان اقدامات تروریستی بسیار انجام داده است و ما هنوز طالبان را از گروه تروریستی خارج نکرده‌ایم".!!

امضای توافقنامه صلح بین ایالات متحده امریکا و طالبان در دوحه در ٢٩ فوریه سال گذشته، بحث های جدیدی را در مورد پیامدهای آن بر وضعیت موجود در افغانستان و منافع قدرت های بزرگ در درگیری های افغانستان در پی داشت. در این راستا، نقش رژیم مُلایان شیعه، می تواند تأثیر شگرفی بر هر احتمال صلح و ثبات داشته باشد، که به طور کلی برای منطقه بسیار چالش برانگیز خواهد گشت. روابط نزدیک و متنوع رژیم ایران با بسیاری از گروههای قدرتمند سیاسی و نظامی افغانستان، بی گمان تأثیر استثنایی بر پویایی سیاسی داخلی و خارجی این کشور نیز دارد. 

در این شرایط حساس خاورمیانه، روابط آخوندها با طالبان که بیش از یک دهه پیش توسعه یافته بود، بار دیگر برجسته می شود. که البته در سالهای اخیر، این رابطه از خصومت کامل به همکاری چند وجهی مشترک تغییر یافته است. بیشتر این همکاریها درچارچوب مقاومت در برابر حضور نظامی غرب در افغانستان و یک تعهد مشترک آشکار برای مبارزه با داعش و سایر دشمنان مشترک آخوندها و طالبان، اعم از داخلی و خارجی در افغانستان صورت می گیرد.

 
در دهه ١٩٩٠، رژیم مذهبی ایران برای مدتی و پس از حمله طالبان به هزاره های شیعه در بامیان افغانستان، روابط خصمانه ای با طالبان را شروع نمود. اوج این رویارویی تصرف سرکنسولگری حکومت آخوندی در شهر مزار شریف افغانستان در ماه آگوست ١٩٩٨ بود. در آن زمان طالبان همزمان با درگیری با قومیت هزارەهای ساکن این شهر، ٨ دیپلمات ـ تروریست رژیم آخوندی و یک خبرنگار را نیز کشتند. اما بعد از آن رویداد، بلافاصله اوضاع تغییر جدی کرد و در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، حکومت ایران روابط خود را با طالبان تقویت نمود.!
 
با شروع دور تازەای از روابط، با حمایت مستقیم شاخه قدس سپاه پاسداران، طالبان برای هماهنگی عملیات نظامی خود در غرب افغانستان، ٢ مرکز فرماندهی را در شهر مشهد، در داخل ایران ایجاد کردند. این دفاتر در نتیجه همکاری گسترده بین سپاه قدس و دو رهبر با نفوذ طالبان، به یک شورا (شورای رهبری) در مقیاس بزرگ تبدیل شده بود، که همانا این دو شخص (اختر منصور و هیبت الله آخوندزاده) بودند. آنها مرتباً به ایران سفر می کردند و نزد آخوندهای شیعه، انواع مختلفی از پشتیبانی مالی و نظامی را دریافت می نمودند. البته اختر منصور، پس از یکی از سفرهایش و در حین بازگشت به افغانستان کشته شدند.
 
سپاه قدس علاوه بر آموزش نظامی، از طالبان پشتیبانی مالی و نظامی قابل توجهی می کردند. در ماه مارس ٢٠١١، نیروهای ویژه انگلیس در افغانستان کشف کردند، که ایران علاوه بر آموزش و ارسال بودجه، در حال تهیه سلاح برای طالبان و از جمله ارسال گلوله های ١٢٢ میلی متری است. در گزارش سال ٢٠١٤ مسئولان پنتاگون نیز، بیان داشتند که شاخه قدس سپاه پاسداران ایران، حداقل از سال ٢٠٠٧ به طالبان کمک فوق العاده ویژه کرده است، و اطلاعات موجود نشان می دهد که برخی از زیرشاخه های گروه طالبان، خمپاره های ١٢٠ میلی متری، موشک ها و گلوله های ضد تانک، ١٠٠٠ موتور سیکلت، راکت های هدایت شونده و اسلحه های دورسکوف بُرد بلند را از رژیم آخوندی دریافت نمودەاند. 
 
علاوه بر اینها، سپاه قدس رژیم آخوندی، بودجه قابل توجهی در برخی دورەها با مبلغی بالغ بر ١٩٠ میلیون دلار و بطور سالانه برای طالبان تأمین می کرده و همزمان به طالبان اجازه می دادند، که از دو پایگاه آموزشی در استان سیستان و بلوچستان استفاده کنند. به شرطی که طالبان نیز در مقابل آن، از میان اهل سنت ایران، افراطیون ضد حکومتی سُنی مذهب را جذب خود کنند، و بدینوسیله رژیم ایران با یک تیر دو نشان، و راهی ساده برای رهایی یافتن از شرّ و تهدیدات تندروهای اهل سنت هم پیدا کرده بود.
 
یکی از مهمترین محورهای دوستی رژیم آخوندی و طالبان، همانا مقاومت در برابر حضور نظامی امریکا و متحدانش در کشور افغانستان است.
سطح پیشرفته مشارکت تهران با طالبان، در حقیقت نشانگر تمایل تهران به کنار گذاشتن و زدودن غبار دشمنی سابق با آن گروه و برای مقابله با غرب، به ویژه ایالات متحده امریکاست. مقامات رژیم ایران، برای تخلیه نظامی نیروهای غربی در افغانستان و جلوگیری از کنترل سیاسی افغانستان ـ از جمله مرز با ایران ـ توسط آمریکایی ها، با بسیاری از رهبران با نفوذ طالبان، از جمله رهبران سرشناس و خاصتاً سنتی این گروه روابط صمیمانه ای برقرار کردەاند.
 
حکومت مُلایان ایران، از زمان به قدرت رسیدن خود در ١٣٥٧، در ابعادی چشمگیر با دولت امریکا درگیر نوعی مبارزه وجودی هستند. بعد از جنگ افغانستان و شکست و ناکامی امریکائیها در سرنگونی گروه طالبان، نیروهای بین المللی و متحدان امریکا، بدین بهانه در مرزهای شرقی ایران قرار گرفتند، و سپس در سال ٢٠٠٣ و بعد از برچیده شدن حکومت بعث صدام حسین، در مرزهای غربی و در کشور عراق نیز مستقر شدند. 
 
سخنرانی رئیس جمهور وقت امریکا و "محور شرّ" خواندن رژیم ایران در آن زمان، تغییرات دیپلماتیک و نظامی وسیعی را سبب گشت. بعد از همین سخنرانی، حمایت گسترده و طولانی مدت، از گروەهایی که می توانستند با منافع غربی ها در خاک افغانستان مقابله کنند، بعنوان اولویت های سپاه قدس در افغانستان و عراق استارت خوردند.
 
بی شک، استفاده از طالبان بعنوان یک نیروی نظامی، و از سوی دیگر با سرمایه گذاری گسترده سیاسی ـ مذهبی، و بصورت غیرقانونی در میان سیاسیون افغانستان، یک کارت فشار موثر آخوندها به شمار می رود، تا هر زمان کە در مسائل مختلف خود با غرب سازش نکردند، از آن استفاده جویند.
 
با ظهور و گسترش داعش و رسیدن شاخەای از این گروه تروریستی به افغانستان، پس از اعلام رسمی حضور آنها در ژانویه ٢٠١٥، داعش " ولایت خراسان" را که افغانستان، پاکستان و آسیای میانه را تحت پوشش خود قرار می داد، اعلام نمودند.
 
در واقع، ولایت خراسان تحت فرماندهی حافظ سعید خان ـ رهبر سابق طالبان پاکستان ـ بود. وجود آنها در افغانستان، برای رژیم ایران یک تهدید جدی تلقی می شد. بنابراین روابط مشترک آشکار با طالبان در زمینه برخورد با داعش نیز، گسترش چشمگیری پیدا کرد.
 
در این زمان، حکومت ایران به شدت درگیر شراکت در تلاش های ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش در مرزهای غربی خود و در کشور عراق بود. البته پتانسیل و توانمندیهای داعش در افغانستان یک نگرانی واقعی و در همان حال یک فرصت مناسب برای رژیم فتنەگر آخوندی نیز قلمداد می شد.
 
تحت پوشش تهدید جهانی داعش، مُلایان ایران می توانستند به عنوان تلاشی برای مقابله با بدترین تروریست ها، بصورت گسترده و مخفیانه از طالبان پشتیبانی کنند و البته طالبان هم به خوبی داعش را در چند استان شرقی افغانستان، یعنی کنر، ننگرهار و نورستان، مهار کرده بودند. طالبان جهت دوستی با رژیم ایران و مقاومت در برابر داعش، خواسته های مالی و سیاسی خود را اعلام داشتند و سپس کمک های همه جانبه حکومت ایران، مورد استقبال آنها قرار گرفت.!
  
در لابلای این همکاریها، طالبان هم به نمایندگی مستقیم از رژیم آخوندی، یک سری عملیات را علیه داعش در مناطق گوناگون افغانستان انجام دادند، و همزمان به حکومت آخوندها اجازه دادند، که اطلاعات ویژەای از غرب کشور افغانستان به دست بیاورند.
 
در حال حاضر، رژیم آخوندی با حمایت از طالبان، اراده و توانایی خود را برای پیشی گرفتن از پاکستان و عربستان سعودی، با داشتن تأثیر خارجی بر طالبان سنتی و تا حدودی کنترل سیاست افغانستان، نشان داده است.
 
گروە طالبان مایل اند، که حامیان مالی خود را متنوع تر و بیشتر کنند. زیرا با داشتن گزینه های بیشتر و در صورت عقب نشینی یک حامی (یا منصرف شدن از دوستی با آنها) در موقعیت های حساس، ماندگاری خود را در افغانستان تضمین می کنند. بنابراین، ایجاد شورای مشهد و اردوگاەهای آموزشی در ایران، به کاهش اعتماد زیاد طالبان به شورای کویته و دولت پاکستان منجر شدە است، و یک موفقیت بزرگ برایشان محسوب می گردد.
 
 آخوندهای شیاد، به روشنی می دانند که طالبان در حداقل توانایی ممکن خود، یک حزب مهم در تشکیل دولت بعدی افغانستان خواهد بود. بنابراین گسترش نفوذ بر آنها قبل از به قدرت رسیدن دولت جدید در افغانستان، بعنوان یک استراتژی راهبردی آخوندها تعقیب می گردد.
  
از نظر تاریخی، حکومت شیعی ایران، مدام از گروههای سیاسی و نظامی عمدتاً شیعه و فارسی زبان در افغانستان پشتیبانی می کرده است. اما گروه طالبان در بیشتر استانهای افغانستان از جمله برخی از استان های شیعه و مناطق هزارەنشین نیز گسترش یافته است.
 
با این احوال، رژیم ایران به اندازه کافی عملگرا است، تا این واقعیت ملموس را نیز بپذیرد، کە علیرغم مسلح نمودن مزدوران شیعی خود(فاطمیون) در سوریه و اینک بعد از بازگشت بخشی زیادی از آنها به افغانستان، می تواند با ایجاد فتنەهای دامنەدار مذهبی و قومی، سیاست خود را در آن کشور جنگ زدە به خوبی پیش ببرد. این نوع از همکاری با همه طرف های درگیر در افغانستان، به حکومت ایران، توانایی بیشتری برای شکل دادن به گفتگو بین افغانها در آینده و ایجاد یک توافق سیاسی چشمگیر و به نفع آخوندها را خواهد بخشید.
 
رژیم مذهبی ایران، استفاده بسیار خاصی از طالبان یا هر گروه افغان دیگری که در افغانستان تسلط زیادی دارند، می برد. حتی برای اطمینان از بهرەبرداری از منابع آب سدها در کجاکی، کمال خان و جاهای دیگر در شمال و جنوب افغانستان، که از منابع اصلی تٲمین آب رودخانه ای استانهای خراسان و استان سیستان و بلوچستان ایران بشمار می روند، حکومت آخوندی با حمایت از گروهای مسلح افغانی، یک نوع تضمین عملی برای مصالح خود ایجاد می کند.
 
در کل باید گفت، روابط رژیم مُلایان شیعه با طالبان در طی پانزده سال اخیر، از خصومت جدی به همکاری گسترده تغییر یافته است. وخامت روابط با غرب، عربستان سعودی و کشورهای عربی و اسلامی، یک عامل محوری در ارتباط مُلایان ایران با طالبان بوده است، و شکی نیست که تهدیدات جدید داعش، انگیزه فزاینده ای برای تقویت این روابط ایجاد می کند.
علاوه براین، حمایت مالی، نظامی و مذهبی از شیعیان افراطی، پیگیری منابع آبی و سایر منافع ایران در افغانستان نیز، حکم می کند که روابط خوبی با این گروه داشته باشد، که احتمالاً در مرحله بعدی، نیروی مسلط بر آن کشور خواهند بود.
 
 اما، علاوه بر نکات گفته شده فوق، همچنان عوامل تعیین کننده دیگری نیز بر این دوستی بین دولت مذهبی ایران و طالبان وجود دارند.
اولاً: اینکه، رژیم ایران هنوز با کنترل کامل طالبان فاصله دارد. بیشتر رهبران طالبان هنوز مدیون دولت پاکستان هستند و اسلام آباد انگیزه های بسیاری دارد، که تلاش می کند رهبران طالبان را از مدار دوستی با ایران دور کند.
ثانیاً: روند صلح بین ایالات متحده و طالبان خشم تهران را افزایش داده است. زیراکه آخوندها هیچ علاقه ای به موفقیت این روند دیپلماتیک ندارند و می خواستند موانع اساسی برای آن ایجاد کنند.
ثالثاً: در نهایت تحریم های اقتصادی شدید ایالات متحده علیه رژیم ایران، به ویژه در صنعت نفت بسیار مهم بوده، و علاوه بر سقوط قیمت نفت ناشی از بحران کرونا، ممکن است اراده و توانایی مالی تهران در حمایت از طالبان را دچار مشکل جدی کند و آخوندهای شیاد و فتنەگر در مقابل حمایت های گسترده پاکستان کم بیاورند.!
اما مهمترین نکته در ارتباط با دیدار هیٲت طالبان و مقامات آخوندی، همانا هماهنگی آخوندهای تقیەگر با طالبان و جلب رضایت آنها در صورت هرگونه حمله امریکا به رژیم ایران است. در آن صورت طالبان هم در افغانستان می تواند علیه امریکا و متحدانش مشکلات جدی بوجود بیاورند و همچون حوثی ها، حزب اللات لبنان، حشد الشعبی و عصائب اهل الحق، بعنوان یک بازوی نظامی و برون مرزی رژیم ایران عمل کنند.! 
منبع: 
VOA,DW
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: