سیاهکل تکرارحماسه عاشورای مذهب شیعه از دین مارکسیزم بود

حقیقیترین معتقدین دین مارکسیزم با مذهب التقاطی ارتدوکسی لنینیزم ، شییعه های مارکسیست گشته سرزمینمان بودند.به باور من ، واقعیترین مریدان دین مارکسیست حزب توده و شرکای ان بودند! تفکر معیوب شیعه گری مارکسیستی در سرزمینمان در مذاهب و فرقه های متعدد چند امامی رواج یافت.اخرین شعبه چند نبشه این فرقه ها در قرن حاضر با ادعای مدرنیت محض در حکمت پرستان تداوم دارد.بدون نقد تقدس در اندیشه ، نمیتوان به تقدس پایان داد.پایان دهی به تقدس نقطه اغاز رهایی بشر خواهد بود.
حقیقیترین معتقدین دین مارکسیزم با مذهب التقاطی ارتدوکسی لنینیزم ، شیعه های مارکسیست گشته  سرزمینمان بودند.به باور من ، واقعیترین مریدان  دین مارکسیست حزب توده و شرکای ان بودند! تفکر معیوب شیعه گری مارکسیستی در سرزمینمان  در مذاهب و فرقه های متعدد چند امامی رواج یافت.اخرین شعبه چند نبشه این فرقه ها در قرن حاضر با نئون خوش رنگ مدرنیت در حکمت پرستان تداوم دارد.بدون نقد  تقدس در اندیشه ، نمیتوان به تقدس پایان داد.پایان دهی به تقدس نقطه  اغاز رهایی بشر خواهد بود.ایراد گیری و یا اثبات حقیقت باورمندی مریدان از یک دین خطاست بلکه مریدی از یک توهم مقدس گشته خطاست.
ایراد از مسلمانی مسلمین ،خطاست زیرا اسلام خود خطاست.
به باور من متوهمین بیشمار دین مقدس گشته مارکسیزم در هر نقاب و ادعای راستین و انقلابی و...یا فریب خوردگان قربانی گشته و یا  امامان فریبکاری بیش نیستند.
انکار صداقت و شرافت قهرمانان قربانی گشته این دین نیز خطاست.همه ان هزاران قهرمانی که باورشان را محصور به یک حقیقت دروغین بزک کرده  کردند بعنوان قربانی فریب خوردگانی بیش نبودند.
جستن حقیقی ترین مریدان این دین در جهان در شعبات متعدد و مذاهب گوناگون ، لنینیزم ارتدوکس و مائویزم بودایی و.... یا توده ایزم شیعه دهها امامی اگر بیهوده گری هم باشد، اثبات حقیقت کتمان شده نیز است.
حقیقت محض در دروغین بودن این دین برای کسب ارزوی رهایی بشر است.مارکسیزم در واقعیت فریبی بیش نیست .دین ساخته شده ای ایست  که برای کسب قدرت و حفظ سیستم سلطه و قدرت نیاز به تداوم توهم در فریب مریدان بیشمار است.این دین توسط دستگاه سلطه سرمایه تولید و با هدف حفظ ان سیستم ترویج گشته است.
حجم جنایت مریدان این دین در تاریخ ننگین جنایت همه ادیان بسیار سنگین است.جنایت های میلیونی مریدان بلشویک ارتدوکس این دین با امامت لنین و شرکای حزب بلشویکش سنگین تر از سایر ادیان نیست اما ننگین ترین جنایت تاریخ بشریت است زیرا بر اساس باور و در انکار هر گونه اللاه های اسمانی صورت گرفت.خدایان زمینی متحزب ارباب حتی ازدادن  وعده بهشت اسمانی به قربانیان خود امتناع کردند.
ننگین ترین امامان این دین در سرزمینمان حزب توده و شعبات متعدد ان (اکثریت و....) بود که واژه *خیانت* را در نهایت بیشرمی و بی شرفی مترادف سیاست کرد.
امروزه هر بیشرفی در سیاست ملقب به توده ای بودن میشود .
در سالروز جانبازی قهرمانان سرزمینمان در سیاهکل که نقطه عطف و آغاز عملی یک نظریه معکوس و مخرب از دین مارکسیزم ،نگارش این نوشته کوتاه شاید بنظر خطاست اما به باور من در چنین روزی رواست.
ه باور من ، سیاهکل حماسه نبود نقطه اغاز ایجاد قتل گاه های فریب خوردگان متوهمی بود که توسط سیاست فریبکاری رهبران فاقد بیشعورشان بود که در اوج بیسوادی خود حتی عاجز از دادن تمایز به مفهومهای ساده سیاسی از جمله به استراتژی و تاکتیک بود . (جنگ مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک)
شمار قربانیان انتخاب شده توسط این فریبکاران در سیاهکل پایان نیافت.زیرا راهبران مذهبی شیعه زده برای اثبات دین مارکسیزم با امامت خود نیاز به شهید داشتند.راهبران این دین با پرورش ذهن متوهم با شعار و فریب ،مذهبی  متوهم را به قتل گاه میفرستادند تا دستگاههای امنیتی انها را شکار کنند. عاشقان جاهل و  متوهم مارکسیست بیشمار این دین ،تنها با توکل به ایمان   پیروزی و مبارزه را تنها در شهادت دیده و حسین وار شهید گشتند.گسترش جنایتکاری این تئوری در همدستی دستگاههای امنیتی در رواج دادن این روش بعنوان تنها راه رهایی برای گسترانیدن دام و شکار قهرمانان شدت یافت .شعور با سانسور محار گشت تا شعار جایگزین گردد.در حذف روشنفکران واقعی روشنفکران مقلد بیشمار گشتند .ماهیان سیاه کوچک در توهم رسیدن به دریا طعمه خرچنگ گرسنه گستند.زیرا خرچنگ برای بقا نیاز به طعمه داشت و راه میانبر نشان داده شده به انان خود یک دام بود. سیانور و سلاح و عمر نه ماهه سرنوشت تلخ نوشته شده در سناریوی حذف شریفترین و صادقترین قهرمانان  سرزمینمان گشت. درست است که قاتل اصلی این قهرمانان حکومت ترور سلطنت بود اما شرکای این جنایت رهبران متوهمی بودند که خوانششان از دین مقدس گشته  انها را کور کرده بود  و انها یکی از عاملان اصلی وقوع فاجعه  در حذف عمدی شریفترین و صادقترین انسانها و قهرمانان سرزمینمان گشتند. زیرا انان اسیر  تقدس خود بودند.
مشروعیت دفاع مسلحانه در تقابل با حکومت جنایتکار برای پایان دهی به تروریزم دولتی انکار ناشدنیست.اما ارزشمندترین مبارزه سیاسی در یافتن راهکار و در برگزیدن چگونگی پرشمار گشتگی قهرمانی در سرزمینمان است و نه در قربانی کردن کم شمار قهرمانان.حفظ قهرمانی تنها با حفظ قهرمانان ممکن است.
بگذارید بسان همیشه ،بیشعوران نعره تروریست بودن این قهرمانان را سر دهند اما نگذارید شرافتشان دوباره توسط تفکر راهبر مخرب شریک در جنایت بدون نقد این تفکر ، ننگین شود. همه حکومتهای جهان از بدو تاریخ تاکنون از جمله آلمان نازی و حکومت بلشویک و حکومت سلطنتی و وارث اسلامیش، برای حذف همه مخالفین خود به همه مبارزین انگ تروریستی زده و میزنند.
ننگ ترور حاکمان با زدن انگ به قهرمانان پاک شدنی نیست.
 نفکر مذهبی معتقد به عاشورای حسینی  ، توسط مریدان عاشق شهادت و متوهم   معتقد به  دین جدید مارکسیست در سیاهکل حماسه ساخت. سیاهکل تکرار حماسه عاشورابود زیرا مذهب زدگان قهرمان بدون انکه خود بدانند ناخود اگاه، از کودکی در هر سال در تعزیه ها عاشق حسین و شهادت میگشتند.و اینگونه قصه تلخ همچنان ادامه دارد.لازمه قهرمانی در سرزمینمان مرگ است.
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر باریش نصیریان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله من پیش نویس بود و فرقت ویرایش مجدد ان فراهم نشد. مقاله ویرایش شده و کامل ان را در سایت زیر میتوانید بخوانید