تقدس به باور یک بیماری ویک اعتیاد است

علت اصلی شکست جنبشهای جهانی درمبارزه با تقدس نظام جهانی سلطه وسرمایه داری جهانی ، تنها در قدرتمند بودن این نظام نیست که هست، بلکه ،در انتخاب نوع و روش غلط مبارزه است.علت اصلی شکست همه مبارزات تاریخی و در همه جنبشهای اجتماعی ،در جایگزین کردن تقدسی بر تقدس حاکم بوده و هست و خواهد بود.تا زمانی که اپوزسیون واقعی نظام سلطه از تقدس خود رهایی نیابد آرزوی رهایی از این نظام خیالی بیش نیست.متوهمین با باورهای مقدس شده دلیل شکست خود را نمیدانند زیرا انان در نهایت عجز فاقد شعورودرک تقدس و اعتیاد خود هستند

تقدس یک بیماری و یک اعتیاد است
در قرن حاظر در جهان وارونه سلطه گری سرمایه جهانی ، تقدس یک بیماری (ویروس ) شیوع یافته حکومتها و حاکمان ثروت و قدرت است.
پلیدترین روش تداوم بندگی بشر، در ایجاد سیستمیست که به تداوم اسارت بشر در جهان منتهی گردد.
شرط اول نجات یک فرد اسیر و بیمار و متوهم و مومن آگاهی بخشی به وی است. پرستش مقدسات و باور و دین و مذهب و ایدئولوزی فرد بیمار و معتاد به تقدس ،مانع اصلی دادن اگاهی به بیمار است.فرد بیمار و معتاد نیازی به درمان حس نمیکند زیرا شناختی از بیماری خود ندارد و اعتیادش را میپرستد.نجات یک بیمار معتاد که زنجیرهای خود را میپرستد محال است.بدون دادن شناخت بیماری به یک مومن بیمار و معتاد، نجات وی از بیماری محال است.تنها ابزار موجود و محدود با هدف اگاهی بخشی به متوهمین بیمار و الوده به تقدس  و اعتیاد ،برای  نجات وی از بیماری، در شرایط محدود زمانی ، توهین به مقدسات وی است.
در جهانی که رسانه های جهان در انحصار سلطه گران و حاکمان مقدس گشته است دادن اگاهی به تقدس بشر معتاد در حجم میلیاردی ان  امری محال به نظر میرسد. زیرا تقدس و اعتیاد توسط این رسانه ها  هر روزه به بیماران تزریق و تبلیغ  میگردد .تقدس و بیماری که هزاران سال ابزار حفظ حاکمان بوده در نهاد فرهنگ غالب جوامع انسانی ریشه دوانده و نهادینه شده و با سیستم اموزش و پرورش و قانون  و حکومت ،بشر را درجهان ، بنده و اسیر فرهنگ غالب و تقدس کرده است.در چنین جهانی سیستم  سرمایه، برای تداوم  سلطه گری خود نیازی به پرورش انسان ندارد .نیاز این سیستم در تداوم بردگیست و تزریق بیماری اعتیاد و تقدس در تولید انبوه بنده هاست.
 در سیستم جهانی سلطه ، همه نهاد های دولتی و با ابزار قانون حاکمان و حاکمیت، مذهب و دین و خاک و وطن و پرچم و زبان و ملیت و هویت و فرهنگ و ثروت و مالکیت و قدرت و ... مقدس میگردند تا مالکان قدرت وثروت و مالکیت، مقدس شوند.در این جهان سلطه ،یافتن رسانه مستقل برای دادن آگاهی بخشی به توده ها برای شناخت بیماری وتقدس خود دشوار است زیرا همه رسانه ها در انحصار حاکمان قدرت و ثروت است.کنترل بشر توسط رسانه و دولت ها حتی با پیشرفت علم و تکنولوژی وایجاد رسانه های مجازی امری دشوارتر گشته اما با خرید مالکان رسانه ها و کنترل و محدود ساختن رسانه ها ، کنترل بشر ناممکن نیست. جایگزینی منفعت بجای وظیفه اگاهی بخشی به بشر در رسانه های جهانی مجوز دار جهانی و سانسور و کنترل اسان گشته است.شرط مزدوری در هر رسانه ای فروش ارزان شرافت است.با کنترل رسانه بشر را میتوان کنترل کرد.با کنترول رسانه های مجازی جهان ابتدا با شناخت یک فرد و اندیشه وی ،راههای کنترل و هدایت وی  با روش جاسوسی حتی با کمک ان فرد انجام میشود.فرد متوهم به داشتن ازادی بیان در یک دئموکراسی دروغین ،در رسانه های مجازی خود جاسوس و افشاگر خود میگردد.اندیشه هایی که بزور شکنجه نمیتوانستند از زبان یک مبارز بگیرند براحتی توسط وی در معرض دید همگان قرار میگیرد.علایق ،وابستگیها،ارتباطات و همه اطلاعات ان فرد توسط خود وی افشا میگردد.
(اگر به این واقعیت تلخ جاسوسی از شما و جاسوس بودن خودتان باور ندارید امتحان کنید مثلا اقدام به خرید یک کالا یا یک بلیط مسافرت کنید چند ثانیه بعد اگهی های تبلیغاتی فروش ان کالا و آژانسهای فروش بلیط کلافه تان خواهد کرد.سیستم های امنیتی جهان برای شناخت یک مظنون کافیست به دنیای مجازی ان فرد دسترسی پیدا کنند.)
کنترل جهان میلیاردی توسط همان میلیاردها جاسوس بی مزد انجام میگردد.خطرناکترین اندیشه ها و باورها و خبرها که سیستم سلطه گری جهانی را به خطر می اندازند در حجم میلیاردی خبر و اندیشه و باور متحجن و مشهور گشته توسط سیستم جهانی، گم میگردد و یا سانسور میشود.بهترین راه نابودی  و حذف یک اندیشه و تفکر و فرد عصیانگر و راهکار شورش، شنیده نشدن و دیده نشدن یا سانسور ان است .سانسور در یک دئموکراسی دروغین علی رغم وجود قانونهای ازادی بیان ،هزینه دارد .بنابراین راه بی ارزش کردن یک ارزش ،حذف صاحب ارزش و یا سانسور وی که هزینه دار است نیست ،جابجایی ارزشهاست .با هدایت و فرمان حاکمان رسانه ،سلبریتیهای بی ارزش مشهور میگردند.بجای دانشمندان ،صاحبان اندیشه ، قهرمانهای خیالی و یا فوتبالیستها هنر پیشگان و فاحشه ها به قهرمان های جهان تبدیل میگردند.ارزش کار یک عمر یک اندیشمند  برابر با ارزش یک دقیقه کار خواننده بی مغز  و یا یک  فوتبالیست مشهور تقلیل می یابد.مزد مزدوری در جهان سلطه و سرمایه در حجم  فروش شرافت و اخلاق و وجدان و  همه ارزشهای انسانی سنجیده شده و افزایش می یابد. در این جهان بی ارزش گشته ارزشها بی ارزش میشود تا بی ارزشها حاکم گردند.فاحشه ها حاکم میگردند تا فاحشگی رسم زمان و رمز موفقیت در جهان گردد.

در این جهان وارونه ، اسان ترین راه برای دادن شناخت به برده های متوهم  میلیاردی، توهین به مقدسات و یا به سخره گرفتن ان است.حفظ و پاسداری از ارزشهای انسانی و اخلاق و شرافت و وجدان در آزادی بیان محدود در این سیستم دروغین دئموکراسی ، پر اهمیت ترین بخش مبارزه بشر کنونی با جهان سلطه است.
توهین به مقدسات میلیاردها بشر الوده و بیمار برای نجات انان از اسارت، قهرمانیست.قهرمانانی که هزینه های سختی در این مبارزه دادند در تاریخ مبارزاتی ، کم شمار نیستند.شرط ازادی از بند و زنجیر و اسارت از تقدس در جهان ،شناخت دقیق باورهای مقدس شده در خود ماست.تنها با پایان دهی به باورهای مقدس شده خود میتوان به تقدس در جهان پایان داد.لازمه دادن اگاهی و نجات بشر همنوع ،در انتقال ارزشهای والای انسانی همراه باعشق به او در عمل به ان ارزشها میسر میگردد.زیرا توهین به مقدسات با هدف آگاهی بخشی به وی و با اعتقاد به تکامل وعشق به بشر میبایست انجام بگیرد. زیرا هدف اصلی، احترام به مقام انسان و نجات وی از اسارت و بندگی و اعتیاد وبیماریست  در غیر این صورت توهین به مقدسات متوهمین در باز تولید نفرت و کین خلاصه گشته و در دام جهان سلطه غرق خواهیم شد.  جنگ و ویرانی و کشتار و جنایت در رویارویی  در جنگ تقدسها و با هدف پیروزی یک تقدس بر تقدس دیگر صورت گرفته و میشود.برای جستن از این دام میبایست تمامی تقدسها را نشانه گرفت و تنها راه پیروزی بر این تکرار مکرر جنایت های تاریخی در عدم باورمندی مبارزان پیشگام به همه تقدسهاست.بعبارت ساده تر،رهایی از چنگ تقدس در خود، مقطه آغاز پایان دهی به تاریخ ننگین جنایت و کشتار در تاریخ بی پایان انهاست.
 پس ابتدا برای کسب رهایی و کسب آزادی کامل از بندگی، ابتدا باید انسان و عاشق انسان شد تا با ایثار عشق به همنوع ، بشر و بشریت ، ازاد گردد.
تقدس یک بیماریست و داروی نجات بخش این بیماری ، انتقال عشق با سرم توهین به مقدسات وی است.بدون ایثار عشق ، ازادی بشر که زنجیرهای خود را میپرستند سخت است.لازمه پیروزی در این مبارزه در پرشمار گشتن قهرمانهای پیشگامی است که در این راه ابتدا با قربانی کردن تقدسها در باور خود، طعم شیرین آزادی و رهایی از بندگی را دریافتند و هستی خود را در مبارزه و  انتقال این عشق به بشر کوتاهی نمیکنند.نقطه عروج رهایی و تکامل انسان در رسیدن به این اوج عشق است. تنها با نجات یک جان از تقدس وبندگی ،میتوان جهانی را از اسارت رهانید.
 اما چگونه؟!
بی ارزش ترین کالا در جهان سرمایه و سیاست ارزشهای انسانی چون اخلاق و داشتن وجدان و شرافت است .شعور نایاب و بیشرفی و جنایت در نهایت بیشرمی بیداد میکند.فقر و گرسنگی و جنگ و ویرانی و کشتار در بعد جهانی واقعیت تلخ کره خاکی و بشر محکوم به نابودیست!
صداقت و رفاقت و دوستی ، به قصه های دور از دوران خوش گذشته تبدیل گشته و غریزه و منفعت در نهایت توحش ، انسان را دریده و مهر و وفا و عشق نایاب گسته است.
در چنین جهانی ارزشها بی ارزش میگردند تا انسانیت و بشریت و تمدن ان توسط پلیدی حاکم گشته به ان نابود شوند.
انسانیت بی ارزش وکم رنگ میگردد تا عشق نابود گردد.زیرا ضرورت تداوم نظام سلطه در پرورش بردگیست و نه در پرورش انسان.ترحم و صدقه بجای مهربانی و عشق ورزی جابجا میگردد.بجای نجات انسان از گرسنگی  و فقر و بیکاری و جنگ و ویرانی ومرگ ستم گری  ،ترحم به گرسنه و فقیر و بیکار و کولبر و بیکار و کودکان کار و همه رنج دیدگان ترویج میگردد.این ستم دیدگان نیاز به نجات دارند و نه ترحم!
 در این جهان وارونه ،عاشقان بر دارند تا عشق و انسان نابود گردد. نجات جهان و بشر در قحطی عشق ودر گرو نجات عاشقان است.

نجات بشر و جهان در گرو نجات از باورهای مقدسیست که در تاریخ در نهایت پستی ،حتی در جهان مدرن امروز با همان روشهای متداول بزک شده جنایت کرده و میکنند. سر منشا همه جنایتها و جنگها و ویرانی و نابودی کره خاکی در تقدس دهی به باور های دروغین و مقدس گشته است. حاکمان برای حفظ قدرت و ثروت و تداوم حاکمیت خود و حفظ نظام ننگین سلطه گری جهانی به باورها تقدس میبخشند.
 مدعیان دروغین پیشگام مبارزه در این راه میبایست ابتدا در اینه به خود و باورهای خود بنگرند.
علت شکست همه جنبشهای جهانی و خصوصا جنبش چپ جهان بخصوص در سرزمینمان ،در تقدس دهی به باورهای دروغین مقدس شده توسط سیستم سلطه جهانیست. برای شناخت اعتیادخود در باورهای مقدس گشته خود بنگرید و اگر جسارت دارید بسان پیشگامان واقعی این مبارزه انها را در خود بشناسید و ابتدا خود را از انان برهانید
برای نمونه من لیستی کوچک از تنوع فراوان تفکرهای معیوب مقدس گشته را در این نوشتار جای دادم اگر شما نیزدراین لیست پرستش کنندگان جای دارید متاسفانه شما خود یک بیمار معتاد و محتاج نجات هستید.
وطن پرست ، خاک پرست ، پرچم پرست، سرود پرست شاه پرست، رهبر پرست، ملت پرست، زبان پرست مرز پرست ،فرهنگ پرست ،تاریخ پرست و.......
هویت پرست ،کرد پرست ،ترک پرست ،فارس پرست لر پرست و ... نر پرست ،زن پرست، سفید پرست، سیاه پرست، سرخ پرست، زرد پرست ،ژن پرست ،نژاد پرست ،
ناموس پرست ،غیرت پرست ،شهوت پرست، قدرت پرست ،پول پرست، مقام پرست، شهرت پرست ،جاه پرست ،خود پرست و.......
مرام پرست ،شهید پرست ،شهادت پرست، مارکس پرست، لنین پرست،مائو پرست، امام پرست ،حکمت پرست، رهبر پرست، حزب پرست ،طبقه پرست ،کارگر پرست ،ستم پرست ،ستم کش پرست ،قهرمان پرست
ایدئولوژی پرست،باور پرست ،خدا پرست، اللاه پرست ،الت پرست ،مسیح پرست، بهایی پرست ،بودا پرست ،اوشو پرست عرفان پرست و.....
و هزاران پرستش دیگری که در جهان وارونه سلطه، ناخود اگاه و یا آگاهانه ، به هر دلیل غیر انسانی پرستش میگردند
بسیاری ازادمها،(حیوانات دو پای غریزی) قادر به شناخت تقدس و اعتیاد خود نیستند زیرا تقدس را فقط در دیگران میبینند.زیرا شعور درک تقدس خود را دارا نیستند.انان بسان یک دین پرست یک مذهب زده ای بیش نیستند.در جهان کنونی با پیشرفت تکنولوژی، بیشعوری یک انتخاب آگاهانه است.انتخاب بیشعوری برای فرار از مسئولیت عمل به شرافت انسانی و برای دفاع از انسان و نجات ان است.شراکت در جنایت با سکوت  بیشعوران صرفا برای زنده ماندن غریزی حیوانی صورت میگیرد.میلیونها بیشعور اگاهانه علی رغم شاهد بودن جنایت و اگاهی از ان بخاطر فرار از پرداخت هزینه محکوم به زیستن رزیلانه ننگین خود هستند و تنها قهرمانان کم شماردر سکوی دار و یا محبوس در محافظت از نور و شرف و اخلاق با تمامی هستی خود مقاومت میکنند. 
 جامعه و فرهنگ غالب گشته تقدس ، توسط حاکمان در پرورش ادمیان از بدو تولد این بیماری و پرستش را در نسل ادمیان نهادینه کردند. تقدسها و این فرهنگ غالب گشته معیوب جهانی مانع تکامل انسانی ادمها  و همه جوامع انسانی هستند.
تقدس یک بیماریست .تقدس یک اعتیاد است.تنها روش درمان این بیماری ،شناخت دقیق این بیماریست.همچنانکه همگان میدانند کشتن فرد معتاد، درمان اعتیاد نیست بلکه پایان دهی به اعتیاد روش درمان صحیح این بیماریست .
سخن اخر
علت اصلی شکست شکست جنبشهای جهانی در مبارزه با تقدس نظام جهانی سلطه وسرمایه داری جهانی ، تنها در قدرتمند بودن این نظام نیست که هست، بلکه ،در انتخاب  نوع و روش غلط مبارزه است.علت اصلی شکست  همه مبارزات تاریخی و در همه جنبشهای اجتماعی ، در جایگزین کردن تقدسی بر تقدس حاکم بوده و هست .
تا زمانی که اپوزسیون واقعی نظام سلطه از تقدس خود رهایی نیابد آرزوی رهایی از این نظام خیالی بیش نیست.متوهمین با باورهای مقدس شده میتوانند دلایل دیگری بر شکست خود برشمارند اما پیروزی بر مذهب با باور و تقدس دهی به باور و مذهب مدرن گشته ،امکان ندارد.
علت ماندگاری  همه رژیمهای جنایتکار جهان و وحشی ترین انها بسان حکومتهای ننگین اسلامی در سرزمین مان و منطقه ،در قرن حاضر، در خلاء وجودی اپوزسیون واقعیست.اپوزسیونی که به همه تعصبات و تقدسهای خود پایان داده است.علت تداوم نظام سلطه و دولتهای جهان ،در کم شماری انسانهای تکامل یافته ایست که پیشگام واقعی جنبش جهانی هستند رمزپیروزی جنبشهای جهانی برای نجات بشر، و جلوگیری از نابودی کره خاکی، در تسخیر قدرت نیست بلکه نابودی کامل قدرت مقدس گشته است.قهرمانهایی که با نجات جان خود از ننگ تعصب و تقدس قادر به نجات جهان هستند.
تقدس به هر باوری در جهان مدرن ،ننگ بشریت است.
باریش نصیریان

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: