فداییان اورمیه (گروه رضائیه 51-57)

به مناسبت پنجاه سالگی جنبش فدایی
هرگز مباد که این تاریخ و تاریخچه ها فراموش بشوند.
مردمانیکه تاریخ خود را به فراموشی بسپارند، مجبورند شکستها را تکرار کنند...

در تاریخ جنبش فدایی رسم شده که آنرا با  اتحاد دو گروه جنگل( بخشی از گروه بیژن جزنی و حسن ضیاء ضریفی) و شهر( امیر پرویز پویان و مسعود احمد زاده ) و با 19 بهمن 1349-سیاهکل- آغاز شده بدانند. البته بعد هم گروه " صمد بهرنگی -بهروز دهقانی" را نیز به آنها اضافه میکنند. این، یک بخش از واقعیت است.

گروههای فدایی ناشناخته:

بخش دیگر واقعیت آن است که در همان ایام، قبل از 49 و بعد، گروههای سیاسی دیگری نیز بودند که در کل به همان نتیجه « مبارزه مسلحانه» رسیده بودند و یا در حال « بحث و مطالعه» بودند که راه خود را انتخاب کنند. به عبارت دیگر درگیر حل مسئله « مبارزه  سیاسی یا مسلحانه و یا ترکیبی از این دو شیوه » بودند. به عنوان پژوهشگر این روند باید بگویم:

در سال 1351 در زندان شهربانی ارومیه گروههایی از شهرهای رضائیه (اورمیه)، اردبیل-تبریز، سراب-نقده، خوی، و دانشجویانی از دانشکده کشاورزی رضائیه بودند که راه « مبارزه ی مسلحانه» را برگزیده بودند و خود را « فدایی» می نامیدند. با توجه به اینکه  این گروهها سالها قبل از دستگیری، فعالیت «مطالعاتی-محفلی» را آغاز کرده بودند ، روشن است که "جنبش فدایی" تنها به «اتحاد دو سه» گروه نامبرده ی معروف خلاصه نمیشود. این روند در آذربایجان وجود داشت. فکر نمی کنم که فقط مختص آذربایجان باشد.

پایگاه فداییان خلق بین زحمتکشان پیش از 57 در اورمیه:

نکته ی دیگری که قابل ذکر است این است که جنبش فدایی قبل از  سال 57  در میان اقشار اجتماعی مختلف از جمله بین زحمتکشان و اقشار میانی جامعه تا حدی نفوذ داشت؛ و هنگام انقلاب با رفع مانع دیکتاتوری قدرتمندتر شد.
ترکیب افراد گروه اورمیه که در زیر آمده پایگاه اجتماعی آنرا بخوبی نشان میدهد.

فعالیت بقایای گروه ارومیه که دستگیر نشده و یا بعد از یک سال، از زندان آزاد شده بودند، از سال 52 تا 57 به ارتباط و سازماندهی بخشی از زحمتکشان شهر و روستا ، دانشجویان و معلمان و دانش آموزان اختصاص یافته بود. که تشکیل « هیئت نمایندگان کارخانه های ارومیه» ، « هیئت کارگران ساختمانی» « جمعیت کارگران روستایی» و ایجاد هسته هایی بین دیگر اقشار اجتماعی از آن جمله است.
این تشکلها در 57 از تحصن معلمان در دادگستری حمایت کردند.
بعد از 22 بهمن 57 با به وجود آمدن «دفتر نشریه کار در ارومیه» فعالیتها وارد مرحله ی جدیدی شد.

چهره اورمیه هنگام حوادث این نوشته

چهره اورمیه هنگام حوادث این نوشته

 

فداییان ارومیه(  گروه رضائیه):

ساواک در مرداد 1351 اعضاء گروه را دستگیر کرد. آغاز تشکل گروه مربوط به "چند سال پیش" از این تاریخ بود. بیشتر دستگیرشدگان از دوستان رحیم یعلبی بودند.
رحیم در آن سال تقریباً 26 ساله بود. او را محکوم به شش سال حبس کردند.

 بامداد یکی از روزهای مرداد ماه سال 1351 ، ساعت پنج صبح بود ، که با یورش مأمورین اطلاعات وامنیت شاه (ساواک) به خانه های فعالین سیاسی در شهر اورمیه، یازده نفر بازداشت شدند. در پی حملات بعدی ، در تهران و ارومیه، تعداد این عده به بیست و دو نفر رسید. البته عده ای نیز به خاطر به میان نیامدن اسامیشان از بازداشت مصون ماندند( گویا بیش از تعداد دستگیر شدگان).

از آنجاییکه گروه پیش ازاعلام موجودیت ، مورد حمله قرار گرفته بود مثل دیگر گروه ها با اسم شهر خود مشهور شد. "گروه رضائیه"( اورمیه). و از آنجاییکه با یحیی امین نیا(چریک فدایی، شهادت بیست و دوم اسفند پنجاه) و گویا با دیگر فداییان همشهری ارتباط داشت، و همینطور با توجه به دیدگاهها و برنامه هایش به جریان فدایی مربوط میشد.

در این سال در زندان ارومیه، واقع برسر راه دریاچه، گروههای چندی محبوس بودند، که قبل از اعلام موجودیت بازداشت شده بودند، و با اسامی شهرهای خود در بین زندانیان سیاسی معروف بودند که در بالا به آنها اشاره شد.  در کل بیش از پنجاه نفر زندانی سیاسی در آنجا نگهداری میشدند. همه ی این گروه ها به نظریه پویان-احمد زاده رسیده بودند. " رابطه دوستی عمیق " بین زندانیان سیاسی در زندان شهربانی اورمیه ، از مشخصات بارز جمع بود. این دوستی در رابطه با «کردها»  نیز  وجود داشت که به دلیل « حرکت مسلحانه ی سال 1341سردشت» در زندان بودند. تعداد آنها زیر ده نفر بود. یکی از زندانیان معلم معروف شهر " کسرایی" بود.1
«گروه سه نفری مسئله ملی-در زندان اورمیه» هم بود که یکی از اعضای آن مهندسی فارغ التحصیل از ترکیه بود.2

اتهام گروه رضائیه( ارومیه) :

"اقدام علیه امنیت کشور ، با مرام اشتراکی، و قیام مسلحانه علیه نظام شاهنشاهی" قید شده بود. دلیل ساواک برای این اتهامات : گزارش یک مأمور ساواک به نام «حمزه عطانور» بود که خود را در داخل گروه جا داده و با راس آن «رحیم یعلبی»، در ارتباط بود. زنده یاد رحیم یعلبی بعدها در آبان 1392ربوده و کشته شد. او به خاطر ارتباطات گسترده ای که با اعضای گروه داشت متهم ردیف اول محسوب شده بود. دیگر آنکه مأمورین، وسایل و قطعات مجزایی را از خانه یکی از فعالین برداشته ادعا میکردند که ابزار بمب ساعتی ست. و همینطور جزوات و کتابهای ممنوعه و مارکسیستی و اعترافات زیر شکنجه را میشد در پرونده یافت.

در طی هشت ماه باز داشت( پادگان رضائیه، پادگان قوشچی و زندان شهر) ، عده ای آزاد و بقیه که چهار ده نفر بودند در دادگاه نظامی واقع درخیابان پهلوی محاکمه شدند. یکنفر آزاد و سیزده نفر، به حبس محکوم شدند.از یک تا شش سال .

تجمع مردم در جلوی دادگاه نظامی به قدری بود که عبور و مرور ماشینها به سختی صورت میگرفت. مردم میگفتند:« از فرقه دموکرات آذربایجان تا کنون، به خاطر زندانیان سیاسی چنین تجمعی دیده نشده است».

در دادگاه کسی اتهامات را نپذیرفت. و گروه در کل خود را به عنوان یک "محفل مطالعاتی و دوستانه" معرفی نمود.
به هنگام محاکمه « میرزا سرگیزییان» ، ارمنی و کشاورز ، از اعضای گروه، گفت : «ستمگران بدانند وقتی زمانش برسد حتی گجهای این دیوار ها هم از آنان انتقام خواهند گرفت».

جوانترین عضو گروه گفت: «شما مرا به خاطر مطالعه "رمان اسپارتاکوس" محاکمه میکنید. رمانی که از آن فیلم ساخته و در سینما ها نمایش داده اند».

پایگاه طبقاتی گروه:

کشاورز، کارگر، معلم، دانش آموز، دانشجو، کارمند، استادکار، دفتر دار شرکت. تازه از دانشگاه فارغ التحصل شده.

سن فعالین: یک نفر پانزده ساله، سه نفر بالای چهل، و بقیه زیر سی سالگی بودند.

کتابهای مورد مطالعهء گروه:

دفاعیات شکراله پاکنژاد، تضاد از مائو، یک گام به پیش دوگام به پس، از لنین، دفاعیات روزبه، ترجمه هایی ازآثار مارکس و انگلس و لنین و دیگران که توسط یک مترجم خودی از زبان فرانسه تهیه میشد مورد مطالعه قرار میگرفت. انقلاب در انقلاب رژه دبره، رد تئوری بقا و بسیاری آثار ممنوعه و غیر ممنوعه دیگر در دسترس گروه بودند. گروه از نظر مطالعات مشکلی نداشت.

برنامه گروه:

الف :عمق بخشیدن به مطالعات، ایجاد ارتباطات با اقشار و طبقات زحمتکش، سازماندهی، راه اندازی انتشارات،اعلام موجودیت، شکستن جو سکوت و اختناق.راهنمایی مردم به سوی قیام عمومی علیه دیکتاتوری شاه.
ب: خلع سلاح ساواک، شهربانی ، پادگان نظامی داخل شهر، بریدن راههای ارتباطی . اثبات ضربه پذیر بودن نظام، گسترش مبارزه . این قسمت (ب) از برنامه تنها به صورت "نظر" بین اعضاء مطرح شده بود. بدون اینکه کوچکترین اقدامی صورت گیرد. ولی ساواک آنراهم بخشی از "عمل" به دادگاه ارائه داده بود.
ساواک گفته بود :«اگر زود اقدام نمیکردیم شماها حسابی کار دست ما میدادید. بعد هم که همه یتان اعدامی بودید».

اندیشه هایی از اعضای گروه: ( نامها حقیقی)

-زنده یاد ولی چوپانی(دبیر هنرستان) : « ما برای آزادی اینجا هستیم. افتخار میکنیم که زندانی ایم.»

- شوقعلی( کشاور): «از آدم راحت طلب انقلابی در نمیاید».

- یکی از اعضای گروه :« انقلاب کار توده هاست. سازماندهی کار پیشاهنگ».

- هوشنگ( معلم): « با پیکانیسم همه چوخ بختیار شده اند».

-هادی ( کارمند): « در این نظام اگر کارگر بخواهد از حق خود دفاع کند جایش تو زندان است».

-رحیم یعلبی( کارمند شرکت): « دید رایج درمورد تروتسکی اشکال دارد. تجربه کوبا راه ماست».

- عطا الله (استاد کار ):« گذشته از جان باید بگذشت از توفانها».

موضع عمده مبارزه ی مسلحانه:

نکات عمده «برنامه» هنوز مورد موافقت تمام اعضا قرار نگرفته بود. اما همه با «روند آگاهی رسانی و ارتباط گیری  و سازماندهی مردم » توافق داشتند. اندیشه غالب شیوه ی مبارزه ی مسلحانه بود. درایده ی ترکیب دو شیوه ی «سیاسی-نظامی» بعضی ها عنصر نظامی را تنها برای دفاع از خود درست میدانستند، و فعالیت سیاسی را عمده میشمردند.
کسانی هم بودند که تنها به کار سیاسی میاندیشیدند.

جوانی و تهور و مردم دوستی ، مخالفت با اختناق و دیکتاتوری، قید و بند شکنی ، عشق به دانستن و تغییر دادن وضع موجود، مشورت و هم اندیشی، تأثیر پذیری از اوضاع جهان و بکارگیری «شیوه استدلال استقرایی» را میتوان از خصایل عمده گروه بشمار آورد.

بعد از بهمن 57:

 بقایای «گروه اورمیه» ،« زندانیان سیاسی» تازه آزاد شده، و تعدادی از«دانشجویان دانشکده کشاورزی ارومیه» و « دیگران» ، گرد هم آمده ستاد "سازمان چریکهای فدایی خلق"* ارومیه را با نام رسمی « دفتر روز نامه کار» تشکیل دادند؛ که خود داستان دیگریست.

قصه سازماندهی هزاران عضو، کسب 15هزار رأی مردم در انتخابات مجلس(برای قربانعلی پاشایی) با تلاشهای شبانه روزی دهها دختر و پسر فدایی ، کار ارجمند  دختران فدایی با زنان کارگر دخانیات برای سوادآموزی ، و سخنرانی آگاهی بخش و پر شورشان به زبان آذربایجانی2، یاری سازمانیافته به دهقانان تهیدست به هنگام درو و برداشت محصول، متشکل ساختن کارگران در « هیئت نمایندگان کارخانه های ارومیه»، و ... 
هرگز مباد که این تاریخ و تاریخچه ها فراموش بشوند.
مردمانیکه تاریخ خود را به فراموشی بسپارند، مجبورند شکستها را تکرار کنند.

----------

غلامعلی کسرایی عصر ( محل عکس پارک شهرچایی)
غلامعلی کسرایی عصر ( محل عکس پارک شهرچایی)

توفان طعنه خنده ی ما را زلب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون، سینه جای گوهر یکتای راستی ست 
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم 

نقل از کتاب «تنهاترین فرد»-نوشته علامعلی کسرایی عصر

1- زنده یاد «غلامعلی کسرایی عصر» مشهور به « آقای کسرایی»* (درگذشت تابستان 88 ارومیه)، معروفترین روشنفکر شهر، ادامه دهنده راه صمد بهرنگی در عرصه تربیت شاگردان آگاه در منطقه، مورد احترام اقشار مختلف و حتی گردن شکستگان ساواک ، معلمی که دوست و مربی شاگردانش بود ، در سال 50، غیاباً توجه اعضا را برای به عهده گرفتن« مسئولیت» گروه جلب کرد.
یکی از اعضاء گروه فداییان رضائیه در سال1351 با زنده یاد« کسرایی» ، «رابطه ی دوستی-شاگردی» داشت.  گروه برنامه داشت توسط او  با کسرایی رابطه تشکیلاتی ایجاد کند، که مورد هجوم ساواک قرار گرفت. ساواک  توسط مامور خود( حمزه عطانور)، از رابطه عضو گروه با کسرایی اطلاع داشت و میخواست آن را « تشکیلاتی» بقبولاند ، که نتوانست. 
کسرایی در دوره پیشه وری شاهد کشتار بیرحمانه «فداییان آذربایجان» بدست ارتش و عوامل شاه بود. از اینرو نظر مساعدی به «مبارزهء مسلحانه» نداشت. «راه آگاهی و تشکیلات صنفی و سیاسی » را درست میدانست. طبق تعلیماتش که میگفت « هیچ سخن و اندیشه ای را نباید پذیرفت ، مگر اینکه مستقلاً درستی آنرا آزموده باشیم.» به عضوی که قرار بود « تماس» را بر قرار کند جواب داده بود:« من راههای نو را رد نمیکنم. قرار ما بر اینست که "آزمایش کنیم" اما از سوی دیگر همه نمیتوانند فدایی باشند، بعضی ها هم باید راه بهرنگیها را ادامه بدهند.»
 او در زمستان 50 از سوی ساواک دستگیر شد و بعد از ده ماه که آزاد میشد «گروه رضائیه» در زندان بود. "کسرایی" آموزگار جاودانۀ اورموhttps://iranglobal.info/node/16314

 2- گروه فداییان رضائیه (اورمیه) علاقه یشان به زبان مادری نظیر همان علاقه ای بود که « صمد بهرنگی و نابدل» داشتند. در زندان ترانه ها و اشعار ترکی ورد زبانشانشان بود. و برخی ها نیز به ترکی چیز مینوشتند.
- در سحنرانی هایی که در دانشکده ی کشاورزی اورمیه در بهبوهه انقلاب و یا بعدها در جاهای دیگر از سوی فداییان برگزار میشد « زبان مادری» هم به کارگرفته میشد. و برخی از فداییان به ترکی سخنرانی میکردند.

- در سال 1351 یک «گروه سه نفری مسئله ملی-در زندان اورمیه» هم بود که یکی از افراد آن مهندسی فارغ التحصیل از ترکیه بود. در دیدگاه اینان مسئله ملی جایگاه عمده ای داشت و تحت تأثیر دیدگاههای رایج در ترکیه بودند.
-در ستاد فداییان اورمیه، بعداز 57، تعدادی از «قلمزنان شهر» به زبان مادری نشریه ی ترکی در میاوردند که از سوی ستاد مورد حمایت بودند. 
* جدایی گروه " اشرف دهقانی-حرمتی پور"( خراد 58)  از سازمان، و " انشعاب اقلیت-اکثریت سازمان" ( خرداد 59) فدائیان شهر را به سه جرگه تقسیم کرد. 
-----
منابع
0-پیدایش چریک‌های فدایی خلق؛ نوشته ناصر مهاجر-سیاوش رنجبر دائمی
http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=51940

1- کتاب «تنهاترین فرد»-نوشته علامعلی کسرایی عصر

2- خاطرات شفاهی شاگردان کسرایی( تدوین نشده)

3 - "عمل خاص، منطق ناقص"
https://iranglobal.info/node/7667

4- فداییان در ماورای غبار زمان
https://iranglobal.info/node/53031
5- کسرایی" آموزگار جاودانۀ اورمو
https://iranglobal.info/node/16314
6- پیکر به شدت شکنجه شده رحیم یعلبی، یکی از فعالین سابق سیاسی در اورمیه پیدا شد
https://iranglobal.info/node/26514

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
ترانه ارمو از آراز ائلسس....Araz Elses
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســـلار...
https://www.youtube.com/watch?v=TphVMuCX-H8&list=RDTphVMuCX-H8&start_radio=1&rv=TphVMuCX-H8&t=119&ab_channel=TurkishUrmia
ائلیار عزیز.. خیلی ممنون از این مقاله.. ترانه ارومو