هدف نابودی سپاه پاسداران است « نیروی قدس » یا مراکز اتمی ایران یا هردو ؟

حال جهان غرب با 2 معضل پیچیده در ایران که یکی سپاه پاسداران شاخه برون مرزی اش یعنی « نیروی قدس » و تاریخچه چندین ساله اش در ترورها وعملیات تروریستی در« سطح جهان » و نقش مافیایی در صادرات مواد مخدرو پولشویی که نمونه ای از آن وزارت خزانه داری امریکا نام گذاری یکی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران به نام سرتیپ غلامرضا باغبانی به اتهام مشارکت در قاچاق مواد مخدردر فهرست قاچاقچیان مواد مخدر وجدیدترین تحریم های وزارت خزانه داری امریکا تحریم یازده شرکت مرتبط با وزارت دفاع و سپاه پاسداران...
 نمی شود سریع  به جواب این سئوال در آغاز این مقاله رسید اگرچه آنچه  پیداست عملکرد سپاه پاسداران درمدت این  2 دهه گذشته ازعمر سه دهه ای جمهوری اسلامی چندان رضایت بخش نبوده و نیست یعنی باید گفت درهرسه دهه رضایت بخش نبوده است.
  دهه اول تاسیس جمهوری اسلامی درهمان اول انقلاب  با تاسیس شتاب زده سپاه پاسداران توسط آیت الله خمینی و با همکاری ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر دولت موقت انقلاب اسلامی  به همراه حسن لاهوتی محسن سازگارا محسن رفیق دوست محمد توسلی اصغر صباغیان  علی دانش منفرد و محمد منتظری چریک آموزش دیده در لبنان با هماهنگی هاشمی رفسنجانی و به فرماندهی «محسن رضایی در سن 28 سالگی» و تنی چند از یاران نزدیک و انقلابی  آیت الله خمینی تاسیس شد تنها برای « حفظ تمامیت  انقلاب  اسلامی نو پا » که  صورت گرفت از نوجوانان و جوانان و دیگر اقشار بی تجربه آموزش ندیده وتحصیل فنون نظامی ندیده تنها افرادی که یک شبه از روستاها بیل و کلنگ بر بسترباغ و مزارع زیر کشت و کار گذاشتند و راهی تهران و شهرهای بزرگ  شدند تا تفنگ بر دوش بگیرند و دردرجه اول ازانقلاب اسلامی در قبال ضدانقلاب آن دوران حتی این دوران  دفاع کنند برمبنای ایدئولوژیک ترین استراتژی برای حفظ انقلاب  و جمهوری اسلامی  بدون آموزش های نظامی و تسلط بر این کار در قبال ارتش منحل شده شاهنشاهی که بیشترین کادرو پرسنل آن با هزینه ی قابل توجهی از طرف دولت رژیم پهلوی به کشورهای غربی فرستاده شده بودند و تعلیم دیده تمام فنون نظامی روز بودند.
 
 در نیروی دریایی نیروی هوایی و نیروی زمینی که یکی از این تخصص یافته گان برادرجوان  خود من بود که تحصیل کرده نیروی دریایی درامریکا بود ودرهمان اول انقلاب به محض ورود به ایران بازداشت ودر جوانی پرپر شد مثل صدها هزار پرپر شده دیگرهم چنین پدرم که سرهنگ نیروی زمینی بود و سرگذشت تلخ وپرماجرایشان در این نظام که قادر به شرح آن نیستم که موارد بسیاری از این قبیل درهمان اول انقلاب مورد تصویه حساب های شخصی اقای خمینی قرار گرفتند تا توجیه کننده امیال درونی شان باشد از فروپاشی یک سیستم و نظامی  که احتیاج به ویرانی نداشت که این کشتار بی رحمانه ارتش اخراج ها خانه نشین کردن و بازنشسته کردن پرسنل ارتش و آواره کردن آنها در اول انقلابشان  کوچکترین نتیجه اش همان شد که درمقابل جسارت ارتش ضعیف صدام حسین به خاک ایران  8 سال زانو زدند و به درماندگی محض افتادند چرا که نخبگان ارتش را یکی یکی سربریدند و برجنازه هایشان پای کوبیدند و در نهایت بعد از شکست در جنگ با عراق  به فکر ساخت سلاح لیزر و اتم افتادند سلاحی برنده تر و پیروزمندانه تر درجنگ های احتمالی که هاشمی رفسنجانی نامه محرمانه اقای  خمینی دراین زمینه را منتشرکردند.
 
اما ارتش شاهنشاهی « ملی مردمی »  با خیانت عده ای معدود از ارتشیون وابسته به آیت الله خمینی  سقوط کرد و تسلیم شد وسرنوشت ملتی را نا آگاهانه به قشری تند روافراطی سپرد  وسپاه پاسداران در همان اول انقلاب جایگزین ارتش شاهنشاهی رژیم گذشته شد البته در باطن چنین به نظر می رسید اما ظواهرامر در کنارارتش بودن را نشان می داد . ارتشی  که البته  نازپرورده وآموزش دیده درباری محسوب  می شد که قصد اصلی اش برای«  حفظ تمامیت ارضی ایران بود » و آموزش کافی برای « حفظ تمامیت استقلال درون مرزی» را نداشت ارتشی که نازپرورده دوران سخت خشونت های داخلی نبود و تمام انگیزه اش برای  برخورد با شورشیان و متجاوزین خارج از مرزها محسوب می شد « نقطه ضعف ارتش شاهنشاهی » که خمینی به راحتی آنرا شناخت واز آن در جهت آرمان هایش به محض ورود به تهران استفاده نمود .
 
  چنانچه باید گفت و کتمان نکرد که  اولین ضربه را نیز همین ارتش لای زرورق پیچیده شده دربارشاهنشاهی زد و اولین اسلحه را به روی شاه خویش کشید و در نهایت زمانیکه ارتش دست از حمایت از شاه کشید وعلنا ازآیت الله خمینی پشتیبانی کرد شاه ایران   تنها چاره  پیش رو را درخروج از ایران دیدند  و به خارج از ایران پناه بردند در نهایت تاب و تحمل از دست دادن  آنچه  که زحمت کشیده بودند   برای ایران و ارتش شاهنشاهی اش که پنجمین ارتش دنیا محسوب می شد نیاوردند ودور ازایران بی سرو صدا تسلیم مرگ شدند همانا مرگی که شاید آرزویی بود برایش  که می توانست شاهد از هم پاشیدگی اصالت آب و خاکی که روزی با بودن او از جایگاه ویژه ای در سطح جهانی  برخوردار بود  که حاصل بیان این نکات خارج از این بحث نمی باشد  .
 
 البته باید اضافه کنم اینکه  نمی شود تمام گناه  نابخشودنی تاریخی را به گردن ارتش آن دوران انداخت چرا که چنین تعلیم دیده بودند که وظیفه ای به جزبرخورد با «  دشمن خارجی » نداشته باشند و عوامل داخلی و آشوب طلب داخلی را که به مراتب می توانستند خطرناک تر از عوامل خارجی باشند که البته بودند  برای به خطر انداختن استقلال کشور را « مدنظر داشته باشند » نمونه اش تسلیم نیروی هوایی وپادگان لویزان و دیگر سازش های پنهانی و سکوت و سازششان  با اقای خمینی و دیدارهای پنهانی بعضی ازسران و پرسنل ارتش با آیت الله خمینی در عراق و ایجاد شبکه های فرار از پادگان ها و ارتباط با روحانیون و مذهبیون تندرو که موارد بیشماردیگری که فرصت  پرداختن به آنها در این مقاله نیست . اما ازبدوتاسیس سپاه پاسداران تا به امروزبیشتراز30 سال گذشته است که تواما سپاه پاسداران در عرض این30 سال توانسته است در تمام سطوح داخلی و خارجی نظام  در عرصه نظامی سیاسی اقتصادی امور بانکی  فرهنگی مذهبی اجتماعی و دیگر سطوح جای پای خود را چه در ایران و چه در خارج از ایران  محکم تر کند .
 
 اما آنچه که مد نظر من و شما هست یک تصویر داخلی از سپاه پاسداران است که « ازدید جهان غرب سپاه پاسداران در یک چارچوب کاملا تروریستی و مافیایی  قرار دارد» که اگر تاریخچه عملکرد سپاه پاسداران برای ما ماهیت ارعاب و ترس و وحشت و سرکوب را به دنبال داشته باشد  که مسئله داخل مرزی محسوب می شود و کک جهان هم از برخوردهای دوراز انسانی بودن سپاه پاسداران  در قبال مردم ایران هم گزیده نمی شود و نخواهد شد چون یک مسئله داخلی ست و جامعه جهانی تا آن جا که بتواند در صدد شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت در قبال نقض حقوق بشر در کشورهای جهان سوم است چرا که این مسئولیت را تنها به اتکا نیروی برخورد ملت ها در این جوامع می گذارد تا نهایتا خود جستجو گر راهی برای رهایی از سلطه سلطه جویانه رهبران کشورهای مد نظر باشند چنانچه سال هاست در مورد نقض حقوق بشر در ایران تنها اکتفایشان به صدوراعلامیه و بیانیه های آرامش بخش اجتماعی بوده است نه برخوردهای مناسبت تر و کوبنده ترسیاسی که بتواند جوابگوی نهایی باشد.
 
اما برای جهان برون مرزی سپاه پاسداران به همان اندازه که بمب اتمی مخرب است سپاه پاسداران هم چنین سهمی را به خود اختصاص داده است متاسفانه  البته این مسئله را ذکر کنم که فکر نمی کنم هیچ ایرانی وطن پرستی خوشحال از این قضیه باشد که نام سپاهی که می تواند «حافظ ملک وطنش باشد»  چنین در دام خشونت غرق شده باشد که در لیست تروریست ترین ارکان نظامی غرب قرار بگیرد  که متاسفانه قرار گرفته است اما به هرحال مسئولیت عملکرد سپاه پاسداران تنها بر عهده فرمانده کل قوا است که درحال حاضر زیر فرمان آیت الله خامنه ای است .
 
اما برسیم به سر تیترمقاله که : هدف نابودی سپاه پاسداران است « نیروی قدس » یا مراکز اتمی ایران یا هردو ؟
با میان بر زدن به تاریخچه تاسیس سپاه پاسداران که در انتهای مقاله نیز احتمالا  با اسثتناد به مدارک منتشر شده  ذکر خواهد شد جزئیاتی ازاین مدارک که گزیده ای ست مختصر از آنچه  که در مورد سپاه پاسداران و برخورد های بین المللی و واکنش های بین المللی در مورد سپاه پاسداران است اما فقط به یک نکته اشاره کنم که تلاش برای نام گذاری سپاه پاسداران در لیست تروریستی  کشورهای اروپایی و امریکا اتحادیه اروپا صورت گرفته است که  در بین این کشورها کانادا امریکا و پارلمان هلند و دیگر کشورها آمده است یعنی به  این نتیجه می رسیم که هدف از نام گذاری سپاه پاسداران در لیست تروریستی این کشورها چه بوده است و چه خواهد شد با یک پرش به دوردست ها درآینده می توان تا حدودی آگاه از این نام گزینی سپاه پاسداران در لیست تروریستی شد .
 
اینکه از 10 سال پیش تا به امروز جامعه سیاسی غرب چه درگیری تشکیلاتی سیاسی آشکارا و پنهان  با سپاه پاسداران داشته اند و چه در آینده خواهند داشت جای اندیشیدن دارد و اینکه چرا تا به امروز غرب نتوانسته است با سپاه پاسداران کنار بیاید و روی این نامگذاری و تردیدهایش خط عبور بکشد و اینکه هدف ازتلاش برای نام گذاری سپاه پاسداران در لیست تروریستی کشورهای غربی چه بوده است و  اینکه در دراز مدت برای برخورد با این سپاه چگونه  می توانند به راحتی با آن به مقابله بپردازند  فلسفه طولانی دارد به همان اندازه که غرب نمی تواند ازآن چشم پوشی کند و اینکه « سکوت غرب»  درواکنش با حرکت های سیاسی معترضانه  به حاکمیت حکومت کنونی درایران  « چرا تا به امروز ادامه داشته است » و آیا اینکه این سکوت غرب ناشی ازترس روی کار آمدن و ادامه کار سپاه پاسداران حتی  با سقوط  ایت الله خامنه ای نیز بوده است و گذر رو به تند غرب حتی نسبت به تنها جنبش مردمی در سال 88 آیا نشات گرفته از این ترس وافرنبوده است ؟
 
 چرا که در سال 88 می توانست باردیگر رژیم جمهوری اسلامی با وجود و استحکام دوباره سپاه پاسداران ادامه حیات داشته باشد که بی شک هم ادامه می یافت چرا که برخوردهای  اعتراضی مردمی درسال 88 و حتی پیروزی و جابجایی قدرت به جنبش سبز و رهبران آن از تداوم وسلطه  سپاه پاسداران نمی کاست  همانطور که از ساخت و سازمشکوک  بمب اتمی نیز نمی کاست  پس سکوت غربی ها در سال 88 چندان  بی مورد نبوده است ترس از ادامه حیات سپاه پاسداران مهم ترین رکن نظامی  حامی غنی سازی اورانیم در ایران یا همان بمب اتمی  می تواند یکی از دلایل مهم سکوت غرب  در مقابل جنبش  مردمی  ایران باشد چون حمایت غربی ها از انقلابیون منطقه زمان سرنگونی این رژیم ها را «سرعت تند تری بخشید» به این دلیل که این کشورها پیچدگی مشکلی به نام سپاه پاسداران در لیست تروریستی و  تاسیسات اتمی مشکوک به بمب اتمی را نداشتند و این کشورها با حمایت غربی ها در کمترین زمان ممکنه به پیروزی رسیدند .
 
اما چنین استدلال می شود برای غربی ها که فرصت 30 ساله ای  که سپاه پاسداران  در اختیار داشت که در عرض این 30 سال باعث استحکام این قشون نظامی در ایران و جهان شد « حال چه تضمینی» برای غربی ها  وجود دارد  که در صورت تمدید و تجدید و ابقای سپاه پاسداران در ایران بار دیگر در یک دوره 30 ساله دیگر به سپاه پاسداران تندترین واکنش ها و اعمال  تروریستی دیگر از نوع شدت عمل آن  در جهان تکرار نخواهد شد ؟  نقش  نیروی قدس در کمک رسانی به گروهی از نظامیان عراقی بعد از سقوط صدام حسین و برای تسلیحات و آموزش بعضی از  گروه های فلسطینی  حزب الله لبنان مبارزان بوسنی و در سودان و رد پایش در مناطق دیگر و همیاری اش برای گروه های شورشی وانقلابی و معترض در دیگر کشورها  وطرح مبهم و خنثی سازی ترور سفیر عربستان در واشنگتن توسط نیروی قدس سپاه پاسداران و ادعای روزنامه اشپیگل از دادگاه بین المللی لبنان  و اتهام طرح ترور و دست داشتن در ترور رفیق حریری و نقش نیروی قدس در قتل و عام های سوریه در حال حاضرو دیگر کشورها که واکنش های تند امریکا راتا به حال درپی داشته است تنها نمونه ای کوچک از عملکرد سپاه پاسداران شاخه قدس  در انظار و انزجارغربی ها در این مورد خاص بوده است و ایجاد ترس به خاطر به خطرانداختن امنیت جهانی که برای غربی ها فوق العاده قابل اهمیت است.
 
به عبارتی  غرب بر این تصور است یعنی به این نتیجه رسیده است که اگر در مقابل سپاه پاسداران کوتاه بیاید در یک زمان بندی 30 ساله دیگردر آینده  شاهد چه جنایت های تروریستی دیگری از این سپاه خواهد بود  این برداشت غرب نسبت به ماندگاری سپاه پاسداران  است در مقابل گرفتاری اش در کنار احتمال داشتن  بمب اتمی برای ایران که هم زمان  وجود  دارد و هم زمان مسئله حاد این کشورها می باشد که اولویت پیچدگی سپاه پاسداران برای آنها محسوس تر هست  .
 
حال جهان غرب با  2 معضل پیچیده در ایران که یکی سپاه پاسداران شاخه برون مرزی اش یعنی « نیروی قدس » و تاریخچه چندین ساله اش در ترورها وعملیات تروریستی در« سطح جهان » و نقش مافیایی در صادرات مواد مخدرو پولشویی که نمونه ای از آن  وزارت خزانه داری امریکا نام گذاری یکی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران به نام سرتیپ غلامرضا باغبانی به اتهام مشارکت در قاچاق مواد مخدردر فهرست قاچاقچیان مواد مخدر وجدیدترین تحریم های وزارت خزانه داری امریکا تحریم یازده شرکت مرتبط با وزارت دفاع  و سپاه پاسداران در عملیات سلطه جویانه این سپاه  وسیاست رخنه جویانه در کشورهای دیگر و«  درماندگی برخورد سیاسی »  کشورهای غربی با سپاه پاسداران است روبرواست .
 چون غربی ها  بر این باورند که سپاه پاسداران درواقع یک فرد حقیقی یا حقوقی نیست که بشود به راحتی با آن برخورد کرد هیولای سپاه پاسداران برای غربی ها کابوسی وحشتناک تر از بمب اتمی است که بتوان با یک حمله ساده هوایی نظامی این  مراکزاتمی را هدف قرار داد و یا با ترور  دانشمندان اتمی و یا حمله سایبری به سایت های مورد نظر این مراکز را از کار انداخت چه بسا که اگر تنها معضل غربی ها به احتمال بمب اتمی ایران خلاصه می شد شاید امکان  داشت  تا به حال نتیجه مطلوب غربی ها از بکار انداختن این مراکز اتمی  کسب شده بود اما معضل سپاه پاسداران برای غربی ها نه از راه  مذاکره و حرکت های دیپلماتیک و نه از راه حل های پیچیده و سخت تحریم های کمرشکن می گذرد که« برخورد جدی » غرب با این ارتش گسترده درداخل و  برون مرزی ایران که به همت سواستفاده های  کلان از درآمدهای ارزی ایران توانسته است روز به روز برگستردگی سازمانی خویش بی افزاید کاملا امکان پذیر هست و امکان رویارویی آگاهانه غرب با سپاه پاسداران درداخل ایران  وجود دارد  .
 
 
مهناز هدایتی
لندن تیر ماه 
برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
خانم هدایتی میفرمایند : « و در نهایت زمانیکه ارتش دست از حمایت از شاه کشید وعلنا ازآیت الله خمینی پشتیبانی کرد شاه ایران تنها چاره پیش رو را درخروج از ایران دیدند و به خارج از ایران پناه بردند » ! خانم هدایتی ، بد نبود که پیش از اینکه این مطلب را مینوشتید ، یک نگاهی به تاریخ میانداختید و این چنین بیگدار به آب نمیزدید ! جهت آگاهی شما : خروج شاه از ایران : 26 دی 1357 - ورود خمینی به ایران : 12 بهمن 1357 - اعلام بی طرفی ارتش : 22 بهمن 1357 ! درضمن خانم هدایتی ، کار ارتش ، دفاع از مردم و مرزهای کشور است و نه تیراندازی به سوی آنها و ارتش ایرانی به خوبی قابلیت و توانمندی و شجاعت خودش را در دفاع از این مرز و بوم و آنهم به مدت 8 سال ، به خوبی نشان داد.