انصاف را باید پاس داشت !

حرکت عظیم اجتماعی برآمده از تامین بودن نیازها ی جامعه بشرحی که آمد ،در واقع اشاره به نیازهائی که پنج گانه میدانند و پرداختن به اولین ها ،آنهم بصورت گذرا - همه ما را از چاله به چاه افکند .
به جای استغفارکه به دلایل مختلف زیبنده نیست ! بر توجیه اشتباه خود پای فشردن کتمان حقیقت است ، بدون قصد تعریف با هدف پرهیز ازنفی واقعیت ، بابی را می گشائیم ودوستان گرامی ملی را به تضارب سازنده افکار و اندیشه ها در آثار سوم اسفند در صد سالگی آن !؟ فرا میخوانیم .

 

(«کودتای سوم اسپند ۱۲۹۹ زمینه‌ای برای استبداد سلطنتی شد ،هیچ ملّتی در سایه استبداد به جایی نرسید»عین متن اطلاعیه کوتاه جبهه ملی ایران در روز گذشته )

 با رویت این پیام که  فعالیت  دوستان اندیشمند در جبهه ملیمان را  به  صدور اعلامیه به مناسبت ها (البته بناچار به دلیل مسدود بودن ورود بسایر زمینه ها )منحصر ساخته  - پیشنهاد مینماید با توجه به نکات زیردراینگونه موارد آنهم با نقشی که ایفاء داشته ایم سکوت برگزینیم .

 امید اینکه این تذکر که قبلا نیز یادآوری شده در تحمل باشد و بابی فرخنده ، موثر و سازنده را با پرهیز از توهمات بگشاید وتوجه بفر مائید که در رابطه با شرایط روزوامکان فرهنگ سازی بیشترو بهتر ،ادبیاتی دیگر به دل می نشیند .

 زمانی که تامین حداقل های مورد نیاز جامعه  که رفع دغدغه معاش  یعنی اصلی ترین عامل هر گونه انحراف برآمده ار وظیفه و احساس مسئولیت ،هدف اولیه حکومت باشد  ، پرداختن به نیازهای بعدی  که  داشتن شغل و درامد کافی، تامین اینده  ، مهیا بودن شرایط سفر استراحت ،بهداشت و نظافت ، داشتن  اتومبیل و محل سکونت شخصی و از این قبیل که این نیازها نیز جزو نیازهای اولیه شمرده میشود ،آنگاه به تفکرو ورود به معقولات ! میرسیم و نا فر مانی ها چنانکه افتد و دانی !

  در شرایط فعلی و افت همه چیز ؟نیازها ی برشمرده شده  به عالی ارتقاء یافته !! آنگاه نیازهای منطبق با شئونات انسانی ، منزلت اجتماعی ، برخورداری از حقوق شهروندی ، ازادیها و......مطرح میشود .

 بدون اغراق پدر و پسر با همه خود رائی و نگرانی از توجه به آزادی های مصرح در قانون اساسی مشروطیت که به سر نگونیشان البته با فراهم ساختن دیگر زمینه ها انجامید ،منزلت آدمیان را از لحاظ تامین نیازها ی تکامل دهنده شئونات ! یعنی اعتبار ایران و ایرانی وارزش پول که ازبا ارزشترین ها بود و درجه اعتبار پاسپورت بعنوان سندی ملی و معرف چگونگی ها  ، اقتدار منطقه ای ،گسترش کیفی دانشگاهها ،آزادی زنان ، روابط اصولی بین المللی و...را بتدریج فراهم ساختند وجامعه ای سالم و شاداب و خلاق بدون گرایش به فرار مغزها داشتیم .

محکوم شمردن شعار گونه بطول 4 دهه اخیرکه در کمال تاسف  در حضیض ذلت !مردمان را نگه داشته اند ، نفی شرایط قبلی بوسیله اندیشمندانی ناظر بروضعیت گذشته ،انهم با برخوردی احساسی «و نا خود اگاه – فراموش کاری  که نتایجش بخوبی در همه زمینه ها قابل رویت است » با هراندیشه و معیاری  بدینگونه با ادبیاتی انکار کننده  منصفانه بنظر نمیرسد  .

   حرکت عظیم اجتماعی برآمده از تامین بودن نیازها ی جامعه بشرحی که آمد ،در واقع اشاره  به نیازهائی که  پنج گانه میدانند و  به اولین ها پرداخته شد آنهم بصورت  گذرا  - همه ما را از چاله به چاه افکند .

به جای استغفارکه به دلایل مختلف زیبنده نیست ! بر توجیه اشتباه خود پای فشردن کتمان حقیقت است ، بدون قصد تعریف با هدف پرهیز ازنفی واقعیت ، بابی را  می گشائیم ودوستان گرامی ملی را  به تضارب سازنده افکار و اندیشه ها در آثار سوم اسفند در صد سالگی آن !؟ فرا میخوانیم .

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: