بـــو گئـــجـــه گــــــوزلــــــر دولـــــدو

امشب اشکی میریزد...... همانطور که آقای توکلی اطلاع دادند متاسفانه دوست عزیز ســــازاخ, امروز یعنی روز 22 فوریه ( روز تولد من ) از بین ما رفت.جشنی تولدی که همسرم برایم تدارک دیده بود لغو کردیم. قبل از هرچیز لازم دانستم که به همسر مهربان و بچه ها و نوه های عزیزشان تسلیّت گفته و امیدواریم که روزهای توام با آرامش روحی در پیش داشته باشند..یکی از افتخارات من , اشنائی نزدیک با سازاخ عزیز و خانواده ایشان در این مدت کوتاه بود که بوسیله آقای توکلی انجام شد که خیلی از ایشان متشکرم.

من سعی میکنم دراین  مدت کوتاه چکیده  آنچه که بین ما بوسیله واتساپ ردّ و بدل شد در این جا درج بکنم..

 25 ژانویه..اولین گفتگوی ما در باره شعر ( سویدلر.. دو بید مجنون ) از حاج صادق بود. هرچه سعی میکنم فایل صوتی این شعر را با صدای خود شاعر در اینجا درج بکنم نمی توانم..

-- ترانه زیبای ( اورمو ) با صدای حزین  « آراز ائلسس »...

-- خیلی خوشخال شدم که با شما تماس گرفتم.. چوخ ساغ اول... ( لاچین )..

--سازاخ جند تیکه از برنامه های کمدی ( بو شهرده ) برایم فرستاد..

-- سازاخ جان سلام... اللروز آغریماسین.. ( بوشهرده ) وار یانتیلارین جوخلوسون گورموشَم.. هر دفعه باخسان گینه تازالیقی وار...دستتان درد نکند اکثر برنامه های بو شهرده را دیده ام هر وقت نگاه بکنی باز هم تازه گی دارد.

26 ژانویه.. سالام منیم قارداشیم بو گون کفون نئجه دی؟  سلام برادرم .. امروز حالتان چطور است؟ میتوانم زنگ بزنم؟

--- سلام دوست عزیز سازاخ... خیلی خوشحال شدم که با شما تماس گرفتم.. خواهشمند هستم اگر امکان دارد اسم, شماره تلفن, آدرس بیمارستان و شماره اتفقتان را برایم بفرستید... قوربانام..

سازاخ...بیمارستان کلیه لوازم از قبیل تخت و ویلچیر و دیگر امکانات را در خانه خودم برپا کرده است. من در خانه بستری هستم و دکتر هر هفته به خانه سر میزند.

--- پس خواهشمند هستم اگر امکان داشت آدرس خانه را برایم بفرستید. خیلی ممنون..

27 ژانویه...

 سازاخ..لاچین عزیز  دوز مورفین را خیلی بالا بردند. فردا دکتر اابطال شتاسنامه برای صحبت و آماده سازی برای رفتن , پیشم خواهد آمد. وقتی نفس عمیق میکشم احساس می کنم که تمام ریه و معده و گلویم بریده بریده میشود. احتمالآ در روزهای آتی دیگر مورفین هم زیاد موثر نخواهد بود.

-- سازاخ عزیز... خیلی خوشحال میشوم اگر توانستید برایم چند تا عکس از خودتان ارسال کنید. این شماره های   تبریز  ماشین خودم و همسرم هست ( عکس های که من برایشان فرستادم ) . شماره ماشینی که غلامت ( ناتوانی ) دارد متعلق به همسرم هست. ایشان چندین سال است که ( پارکینسون ) دارد. این هم فنجان بزرگ چائی من .. همانطور که میدانی ما ترک ها عاشق چای هستیم...

سازاخ....

 

سازاخ تعريف ميكند كه اين جعبه مورفيني كه خودشان به همه جا حمل ميكنند مثل همان ضبط صوتهاي كارگران هستند كه در خيابان ها با خودشان حمل ميكردند و به اهنگ ( منم مسافر ، منم)،گوش ميدادند. ايشان بعد اضافه ميكنند كه او هم مسافر است.

 

سازاخ... عکس خودم  و نوه ها... واقعآ نمی دانم از آنها چگونه جدا خواهم شد...

---دوست عزیزم درد شما درد ما ایرانی هاست. متااسفانه مال شما چندین برابر است... از زمانی که ایران را ترک پدرم, مادرم, خواهرم و برادر بزرگم را از دست داده ام بدون اینکه بتوانم در نزدیکشان باشم.. نــــه بیــــلیـــــم بـــــلکـــــه طبیـــــعت اوزی نــــامـــرده گـــون آعلار...این هم نوه من که اسمش پاشا است..

سازاخ... نه گوزل عائله... نه گوزل نوه...

29 ژانویه...

--- سالام منیم قارداشیم.. کئفوز نئجه دی؟ یک جوک...

مشروبات چیست؟...

به اولین روباتی که به مشهد  , مشروبات می گویند...

 سازاخ...مورفینی اتمئشام بیر آز حالیم یاخچیدی.. مورفینم را خورده ام حالم تا اندازه ای خوب است...

--- ایجازه ور بیر روح داواسین گوندریم کی 40 دقیقه حالوز یاب یاخشی اولسون.. بو داوانین آدی ( بایات شیراز موغامی دیر  ) کی عالیم قاسم اوف قیزئینان  آلماندا اوخویوبلار... بیر دقیقه لطفآ.. اجازه بده یک دوای (( روح )) برایت بفرستم که حالتان را بیش از این خوب بکند. اسم این دوا موسیقی (( موغام بیات شیراز ) است که توسط عالیم قاسم اوف و دخترشان به مدت 40 دقیقه در آلمان اجرا کرده اند.

 بعد از جند ساعت...

سازاخ.. قانیم دورولدی.. ساغ اول لاچین. داد وردی...خونم شفاف شد ..ممنون  لاچین .. چسبید..

-- عزیز یولداش بوردا ساعات 2:05 گئجه واقتدی.. اوباشدان دی.. باواش یاواش گئئدیرم یاتام... گوله گوله ... گئنه دانیشاروخ.. گون آیدین... قوربانام..  دوست عزیز اینجا ساعت 2:05 نصف شب است .. یواش یواش میرم بخوابم .. باز هم صحبت میکنیم. روز خوش.. قربانت..لاچین..

30 ژانویه... سالام گوزل قارداشیم... نا وار نه یوخ؟ بعد از تصادقی که کردم , روبات من راه اندازی شد. برای تعمیر  بایستی این روبات را به کانادا میفرستادم..این هم عکس ماشین تصادفی من. اگر دو کیسه های هوای بغلی ماشین  باز نشده بود , الان در بیمارستان و یا پیش پدر مادرم بودم  در آن دنیا...ماشین بکلی داغون شد.می توانم زنگ بزنم؟ 

سازاخ.. حتما......

1 فوریه..

.سالام گوزل قارداشیم .. ترانه ایلک محبتیم ( اولین عشق ) از نزاکت تیموراوا برایتان می فرستم... میتوانم زنگ بزنم...

 سازاخ... این هم ترانه ای از امیل ساین...نوه بزرگم ۸ سالش است، یکی دو بار این موسیقی را در ماشینم گوش کرده، وقتی معنی شعر نرانه را برایش ترجمه کردم، ((یالنئز منیم ایچون باخ یاشیل یاشیل،)) و وقتی گفتم هم رنگ چشمان تو یاشیل است، و هم رنگ چشمان مادر من، خیلی به این موسیقی علاقمند شد، شنبه خانه ما بودند، به من گفت میشه  آن نرانه اشیل گوز را در تلفنت برایم بگذاری، من هم برایش پخش کردم، در حالی آه که عمیقی می کشید ، منو بغل کرد، و بعد به آشپزخانه رفت، خانمم پیشم آمد و گفت که چرا نوه ات دلش گرفته و گریه می کند منهم ماجرای یاشیل گوزلر را برایش گفتم، بعد به خانمم گفته بود که بعد از مرگ پدر بزرگم، این ترانه یادآور خاطرات من با او خواهد بود. وقتی پدرم مرد, با اینکه مادرم خیلی جوان بود ولی هرگز حاظر نشد با کسی ازدواج بکند و می گفت دوست دارم شبها فقط تو را بغل کنم. من در کودکی در حال نگاه به چشمان سبز او خوابم میبرد...

--- از عوض من از صورت زیبای نوه ات ببوس.. سازاخ چند ساله بودید که پدرتان فوت کرد؟

سازاخ... 12 ساله...

- واقعآ خیلی متاسفم.. زندگی ما کتابی می ماند که صفحه بعضی ها پر رنگتر و حجمش بیشتر از دیگران می باشد...

-- عزیز سازاخ... تاریخ کلاس پنجم ابتدائی را در تلویزیون آزربایجان  نگاه میکنم. امروز درس تاریخ در باره آغ قویونلار و قارا قویونلار است... اولین پادشاهی که در سرزمین فلات به اصظلاح ایران با کشور های غربی روابط سیاسی و تجاری بر قرار کرد (( اوزون حسن )) بود..

و تبریز پایتخت چندین دولت ها در طول تاریخ..

2--- فوریه..

--- سالام گوزل قارداش.. نا وار نه یوخ؟...

سازاخ... از آلمان یک نفر برایم گل فرستاده ... نمی دانم کیست؟ مانده ام که این کی میتواند باشد..

--- گوزل قااداشیم.. من از طریق بین المللی پریروز برای شما از طرف همسرم و خودم برایتان گل فرستادم. اسم فرستنده را که میبینید ااسم خارجی من است که به اسم های المانی نزدیک است. از این شرکت برایتان گل فرستادیم..

سازاخ... خیلی ممنون...

چون نوشته روی کارت آلمانی بود از تمام آشنا هایم در کشورهای آلمانی زبان در آلمان و اطریش و سوئیس بطور غیر مستقیم سئوال کردم، و
اسم .......... را پیدا نکردم،
بعد به شما فکر کردم، گفتم شاید توسط دوستانش در آلمان فرستاده، و وقتی از شما پرسیدم ، و جواب مثبت شنیدم، دوبل خوشحال شدم،
از طرف من و همسرم...... از شما و خانم ...... عزیز نهایت تشکر را دارم،
در هر حال در این روزهای سخت پایان عمر، حتی یک برگ گل از طرف صمیمیترین دوستان در آنطرف دنیا انسان را به قلبهای مهربان، نزدیک می کند و احساس می کنی که در این طبیعت مافیها تنها نیستی و کسانی هستند که ساعاتی از زندگیشان را برای خوشحال کردن من معطوف می کنند،، لاچین عزیز از صمیم قب تشکر می کنم، و آرزو می کنم همیشه شاد و خوشحال و سالم باشید،
و تاسف می خورم که چرا زودتر با هم آشنا نشدیم، شاید می توانستیم در ترکیه و در کنار هم تعطیلات تابستان را بسر بریم،
--- سازاخ عزیز...
عزيز سازاخ...
اسم ....... را يكي از دبير هايم در اسكاتالند موقعي كه دانشجو بودمً برايم گذاشت.. چندين بار اسم ..... مرا تلفظ كرد ولي اشتباه ميگفت. من هم پا فشاري ميكردم كه درست بگويد. بعد در كلاس به بچه ها رو كرد ووگفت كه اسم اين دانشجو سمج را ...... ميگذاريم. دوست عزيز ما كاري نكرديم. بقول تو , كاش همديگر را زودتر ملاقات ميكرديم.. در هر حال... مي دانم كه سر شما بخاطر  عروسي  شلوغ است. بقول معروف اميدواريم كه عروس و داماد پا بپاي هم پير شوند ولي از همديگر سير نشوند.  باز هم صحبت ميكنيم عزيز.. ديروز واكسن دوم كرونا را زدم كمي به استراحت احتياج دارم... قوربانام. این هم ترانه (( گولیار خان )) از طرف تورک های ایغور چین.....
3- فوریه..
سالام گوزل قارداشیم... نا وار نه یوخ؟...
سازاخ... با این ترانه زیبا حالم خیلی خوب است.
--- دوست عزیز   ... باور کن اگر بخاطر کرونا نبود  همین امشب به هلند پرواز میکردم که باهم یک چایی بخوریم ولی موقع برگشت دو هفته بایستی قرنطینه بشوم.. 
سازاخ...عزیز لاچین اگر زنده ماندم و کرونا هم رفت حتما با خانمتان بیائید، اگر هم رفتم باز هم حتما بیائید، خانمم قطعا خیلی خوشحال می شود، خانه ما بزرگ است سه طبقه بچه ها رفتند، همه جا تختواب دو نفره و یک نفره یافت می شوذ، فاصله محل زندگی ما با سنترال آمستردام حداکثر نیم ساعت است، و دریای شمال ۱۸ دقیقه می شود.
---
دوست عزيز.. يكي از ارزوهايم اين است كه شما را از نزديك ملاقات بكنم. بقول آتا بابالار ((( دونيانين قويروقي چوخ اوزوندور))). دم دنيا خيلي دراز است.. 
دوست عزيز.. ديروز يك پاكتي كه محتواي كارت عروسي براي (( تازا گلين )) و شما همراه با دوًتقويم ديواري  با يك CD برايتان ارسال كردم.. اميدوارم هرچه زودتر بدستان برسد. 
چند ساعت بعد..
سالام گوزل قارداشیم.. نا وار نه یوخ؟ (( راوی )) گفتن این شخص مرا به نوحه خوان محله مون انداخت.. مردی بود با صدای خیلی خوب با چند دندان طلا. چندتا از نوحه های ایشان را برایت میخوانم تا بدانیم از دست این (( راوی )) چه میکشیم...
ها...ها..
سازاخ .. یک جوک فرستاد..
--- سلام سازاخ قارداشیم... این جوکه یا اینکه واقیعت دارد؟ 
سازاخ.. یوخ قارداشیم... مورقینین جوک لاریدی... نه برادر.. این ها جوک های مورفین است..
5 فوریه...
--- سالام گوزل قارداشیم...به آرزویتان رسیدی... فردا غروسی دخترتان است... میدانم که سرتان بخاطر عروسی شلوغ است... کارت دیجیتالی.... خانواده محترم خدایی .. پیوند زناسویی دوشیزه خدایی را تبریک گفته و امیدواریم که عروس و داماد زندگی خوشی را باهم داشته باشند. از طرف من و همسرم...
سازاخ....عزیز لاچین... خلاصه زنده ماندم و عروسی دخترم را دیدم. دیروز نتوانستم همانند عروسی پسرم با موسیقی تند آزربایجانی برقصم. آخه از کودکی از مادرم یاد گرفته بودم , در هر حال باید منتظر جناب سرطان باید باشم..
10 فوریه...
سازاخ...زمانیکه سالم بودم پرندگان از من دانه و نان میگرفتند و خوشمزه ترین دلمه را می پختم..
11 فوریه.
42 سال است که من آن  روزهای سخت  شنکنجه را پشت سر گذاشتم ولی باز هم خوابش را می بینم, مردی تسمه بدست می پرسد بروم کابل بیاورم یا این برای اعتراف گیری کافی است. نمیدانم دکانی است شبیه پنچر گیر .. امشب خیس عرق از خواب بیدار شدم....
---...................من و دو پرسنل دیگر ممنون الاسلحه بودیم در میدان تیر برایمان فشنگ های جنگی نمی دادند. فشنگ های تمرینی میدادند. اون یکی دیگری اسمش ( قوجعی ) بود. ایشان اهل ترکمن صحرا بود و در دانشگاه تبریز پزشکی میخواند. در سال چهارم , ساواک ایشان را گرفته و از دانشگاه بیرونش میکنند و یک راست رهسپار ارتش میکنند. اکثر وقتها کشیک توالت میگذاشتند...متاسفانه سختی های زندگی در وجود ما عکس العمل های مختلفی را نشان میدهد.
16 فوریه..
ویددیو کلیپی هست که سازاخ عزیز, حمل کردن جعبه مورفین به همرا خود را , به کارگرانی که تازه یکدستگاه ضبط صوت خریده بودند و در خیابان ها راه میرفتند و به آهنگ (( منم مسافر , منم )) گوش میکردند را تشبیه میکند و ولی این دفعه خودش را هم (( مسافر)) میداند..
17 فوریه..
سالام گوزل قارداشیم .. میتوانم زنگ بزنم؟..
سازاخ...دیگر امکان حیات برایم مقدور نیست می خواهم به زندگی خودم به روش (( آیترناسی ) پایان دهم. فردا با دکتر قرار تلفنی دارم..و می خواهم سریع کار را یکسره بکند. قبل از مرگ با هم خدا حافظی خواهیم کرد... دوستت دارم..
--- سالام گوزل فارداشیم... کاش در کنارت بودم و چند ساعتی در گذشته ها زندگی میکردیم.. تازه با شما از نزدیکی اشنا شده ام. نشنیدن صدای زیبای شما برایم دو چندان سخت خواهد بود. من بعدآ تماس میگیرم. متاسفانه با طبیعت نمی توان جنگید بایستی سازش کرد. دوستت دارم ..
19 فوریه...
سالام گوزل قارداشیم...شما هروقت برایم پیغام گذاشتید من با کمال میل برایتان زنگ میزنم. دوست عزیز.. همه ما رفتنی هستیم.. اگر احتیاج به کاری هست با کمال میل من و همسرم حاضر هستیم برایتان انجام بدهیم.
20 فوریه...
امشب صدای سازاخ از واتسآپ نیامد...
21 فوریه ...
 
خداحافظی از سازاخ عزیز.. این عکس روز یکشتبه ساعت 8:51 صبح به وقت کالیفرنیا موقع خداحافظی گرفتم . هم اکنون همسر ایشان پیغامی فرستادند که سازاخ عزیز روز دوشنبه 22 فوریه در ساعت چهار بعد از ظهر دنیایشان را عوض کردند. روحشان شاد.
 
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: