اقدام پرسش برانگیز مسعود رجوی: حکومت « خامنه ای» را به « رضا پهلوی» ترجیح داد!

«سیمای آزادی» تلویزیون مجاهدین خلق تحت عنوان مقاله تحقیقی «دکتر امید ساعدی» با حمله به رضا پهلوی، با صراحت تمام تبلیغ می‌کند که مجاهدین ادامه حاکمیّت «خامنه‌ای» را به «رضا پهلوی» ترجیح می‌دهند!

سیمای آزادی تلویزیون مجاهدین خلق تحت عنوان مقاله تحقیقی «دکتر امید ساعدی» با حمله به رضا پهلوی، با صراحت تمام تبلیغ می کند:ادامه حاکمیّت «خامنه ای» را به «رضا پهلوی» ترجیح می دهند!

مجاهدین خلق نه تنها این مقاله را در سایت «ایران افشاگر» از سایت های اصلی خود انتشار داده اند، بلکه با ارائه یک برنامه ویژه تبلیغی و ویدئویی ، خاستگاه خود با این مقاله دنبال را کرده و به تبلیغ علیه رضا پهلوی پرداخته و آنرا در یوتیوپ نیز به نمایش گذاشته اند(۱ ).

ورای همه موضعگیری ها و ضدیت های شناخته شده پیشین، از جمله مقاله نگارنده «‌ تهاجم مریم رجوی به رضا پهلوی بعنوان «تهدید اصلی بشریت» و «عامل وزارت اطلاعات و خامنه ای» (۲) و چاپ عکس رضا پهلوی  با استفاده از فتوشاپ در حالی که انگشت ایشان داخل بینی قرار دارد، خارج از عرف، ادب و نزاکت سیاسی و نشان از نوعی لمپنیزم در فرهنگ و ادب بوده و ضدیّت بیمارگونه در روابط سیاسی، نمایی از یک «فساد روحی » را بنمایش می گذارد. مقولهٔ « نقد»، توانایی، قدرت تحلیل، بررسی و استحکام خودش را می خواهد، و خواه ناخواه نیازمند جسارت و برنایی یک اندیشه.  همچنانکه «اخلاق ارتباطی  و تحمل گرایی» نیازمند اصالت و صداقت در اندیشه و عمل است.

ارجهیّت خامنه ای و ادامه حاکمیّت ولایت فقیه بر اقای رضا پهلوی، اتخاذ و اقدام چنین موضعی در شرایط حاد کنونی و پس از قیام های ۹۶و آبان ۹۸ بسا پرسش برانگیز است؟ این درحالی است که رجوی در قیام ۸۸ طی پیامی به رضا پهلوی گفته بود:

«به دیگران هم در این آزمایش تاریخی خوشآمد می‌گوییم. می‌گوییم که اگر راست می‌گویند، گریبان مجاهدین را رها نموده، یقه ملا را بچسبند. این را هم اول به خودمان می‌گوییم.»؟

از آنجا که نگارنده بمدّت ۳۶ سال حضور در تشکیلات مجاهدین خلق و ازقضا بمدت سه سال در بخش سیمای مقاومت فعالیت داشتم لازم است با ارائه اسناد و مدارک از مواضع مسعود رجوی در طی این سالیان نسبت به خمینی، شاه ( محمد رضا پهلوی) و رضا پهلوی، همچنین تغییر،‌ دگردیسی و تناقضات مواظع دوگانه در شرایط متفاوت سیاسی( پیش و پس از قیام ۸۸) در رویکرد با « رضا پهلوی» را در مقابل دید مردم و افکارعمومی قرار دهم. 

وبسایت «ایران افشاگر» مقاله «دکتر امید ساعدی» را به صورت خلاصه و تیتروار چنین برجسته کرده است: «نگاهی به موقعیت حقوقی رضا پهلی- مقاله تحقیقی دکتر امید ساعدی». قسمتی از «مقاله تحقیقی دکتر امید ساعدی وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای پاریس» چنین است:

«- غیرممکن است که مردم ایران دوباره بخواهند یک نظام پادشاهی را در ایران برقرار کنند. چنین چیزی محال است محال!
– اساساً وجود یک شخص یا مقام غیرمنتخب، غیرپاسخگو در برابر پارلمان مردم و الی ابد در رأس یک نظام که قرار است دمکراتیک باشد، نه معقول است و نه لازم.
– به عنوان یک غربی با تربیت خجالت می‌کشد که در این دنیای پیشرفته آزاد، در قرن ۲۱ و ۴۲ سال پس از پایان نظام پادشاهی، «علناً» و بدون رودربایستی خواستار احیاء و بازگشت چنین نظامی ‌بشود و لذا ترجیح می‌دهد کماکان با حفظ این هویت دوگانه پراگماتیسمی، سخت و دردآور، میان دو صندلی پادشاهی/ جمهوری بنشیند و چشم‌انتظار روزهای بهتر بماند.
– رضا پهلوی عملاً و آنچنان تبدیل‌شده به فاکتور انشقاق که حتی جمهوری اسلامی و شخص دیکتاتور علی خامنه‌ای هم آگاهانه و برای منزوی و منفعل کردن اپوزیسیون و جلوگیری از هرگونه همگرایی و ائتلاف در میان آنها در کنار سیاست همیشگی منفور نشان دادن مجاهدین خلق به استفاده از کارت پهلوی به‌ عنوان «آنتی‌بادی» و عامل تفرقه و جدایی روی آورده است.
– رضا پهلوی عملاً تبدیل به ابزاری شده که نفع آن به تداوم جمهوری اسلامی می‌رسد با سوء استفاده از رضا پهلوی رژیم جمهوری اسلامی عملاً مانع بهم پیوستن نیروها و به وجود آمدن یک ائتلاف دموکراتیک برانداز می‌شود.
-رژیم جمهوری آخوندی با علم کردن و پر رنگ کردن کاذب نقش خانواده پهلوی در مقاطع خاص و حساس و تبدیل آن به ایربگ و سوپاپ اطمینان خطر را کانالیزه کرده و با انتساب و هدایت جریان و انرژی برانداز به پهلوی‌ها جذابیت عمومی ‌و فراگیر این حرکت‌های خطرساز را از بین می‌برد و عملاً به تخلیه آرام و کنترل‌شده آنها می‌پردازد.
-رضا پهلوی برای آینده خیلی روی سپاه حساب می‌کند و نگاه سمپاتیک ویژه‌ای به آنها دارد: در کشته شدن قاسم سلیمانی بزرگ تروریست جمهوری اسلامی سکوت می‌کند زیرا به‌عنوان پادشاه رؤیاهایش، به نیروی قشون و عسکر احتیاج دارد؛ در جریان ساقط کردن هواپیمای مسافربری اوکراین توسط دو موشک سپاه پاسداران نیز، علیه خامنه‌ای موضع‌گیری می‌کند و در مورد سپاه پاسداران به‌ عنوان عامل و مباشر این جنایت نابخشودنی سکوت می‌کند.»

مجاهدین خلق در حالی سخن از فرد« غیرمنتخب، غیرپاسخگو » می‌گویند که مهدی ابریشم چی در سال ۶۴ گفته بود که رجوی تنها به خدا پاسخگو است و از جمله «رهبری (رجوی) مطلقاً هیچ تَعَیُنی به سمت پائین را نمی‌تواند بپذیرد… او، ایدئولوژیکمان، مسئولی جز خدا ندارد» (نشریه مجاهد- شماره ۲۵۵ – صفحه ۲۳ ازسخنرانی مهدی ابریشمچی).

ترجیح دادن خامنه‌ای و پیشینه به کار گرفتن کُد:‌ البته خمینی!

در چهار دهه گذشته مسعود رجوی در مبارزه با « اضداد مجاهدین» (نیروها ی اپوزیسیون و مخالفان رجوی)،‌ همواره آنها را به مزدوری رژیم خمینی، خامنه‌ای و جمهوری اسلامی متهم می‌ساخت و مدعی بود: «اگر از اضداد مجاهدین سوال کنند که: میان «مجاهدین خلق» و «خمینی» کدام را انتخاب می‌کنید، می‌گویند: البته خمینی!

اینک در پنجمین دهه از نکبت ۵۷، این مسعود و مریم رجوی هستند که در یک واگشت در انتخاب میان «خامنه‌ای و حکومت ولایت فقیه» و «رضا پهلوی» می‌گویند:‌ البته خامنه‌ای!

بدین شکل مجاهدین خلق رو در روی بخشی از مردم ایران که در « قیام‌های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و…»، اینک در صف بقاء  خامنه‌ای و نظام قرار گرفته‌اند، مستقل از اینکه خاستگاه مردم از شعار‌های «رضاشاه روحت شاد» (ضدیت با حاکمیّت جمهوری اسلامی) تفسیر شود و از جمله شعار‌هایی که خود گویای حقایقی خارج از تفسیر و تعبیر بر اساس منافع حزبی، سازمانی و گروهی است از جمله شعارهای: «ای شاه ایران برگرد به ایران»، «رضاشاه معذرت معذرت»، «شاهنشاه روحت شاد»، «رضا، رضا پهلوی»، «ولیعهد کجایی به داد ما بیایی»، «ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره» را نام برد که به قول بسیاری از تحلیلگران، از جمله رابرت اسپنسر نویسنده منتقد اسلام: «معترضانی که شعار رضاشاه روحت شاد را سر می‌دهند، تأکید می‌کنند که حکومت جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند.» به همین سبب موضع‌گیری مجاهدین خلق نه تنها یک موضع جدا از مردم، بلکه نمایانگر دگردیسی تمام‌عیار مجاهدین خلق و تفرقه‌افکنی و سمت‌گیری غلط در شرایط حاد و سرفصل کنونی است.

مقایسه رژیم شاه و خمینی از زبان آقای منتظری

سخنان آقای منتظری ولیعهد و جانشین خمینی در دیدار با هیئت مرگ در قتل عام ۶۷ که نگارنده نیز از بازماندگان آن قتل عام در گوهردشت می‌باشم، خود گویای حقایق بسیاری است:

«بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می‌کند به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند این، بی رودربایستی… می‌خواهم ۵۰ سال دیگر برای آقای خمینی قضاوت نکنند و بگویند آقای خمینی یک چهره خونریز، سفاک و فتاک بود… چقدر شاه اعدام کرد؟ اعدام‌های خودمان را با اعدام‌های آنها حساب [مقایسه] بکنیم… اینقدر که ما داریم می‌کشیم، شاه ده تاشم نکشت… اینقدر گفتین جمهوری اسلامی و اینا، اینهمه گفتین شاه و رضاخان اعدام کرد. چقدر شاه اعدام کرد؟ بیاییم اعدامای خودمونا با اونا حساب بکنیم… اینقدر که ما داریم می‌کشیم، شاه ده تاشم نکشت.»

مسعود رجوی نه تنها سخنان منتظری را شنیده، بلکه به کرّات با استناد بدان، در مقایسه خمینی با رژیم شاه مورد سنجش قرار داده است. حتی فراتر از این بارها گفته است که رژیم خمینی قابل مقایسه با رژیم شاه نبوده و خمینی و خامنه‌ای صد برابر بدتر از شاه بودند. با این اوصاف این سوال و تناقض بزرگ پیش روی آنها قرار دارد که: پس چگونه خامنه‌ای را به رضا پهلوی ترجیح می‌دهند؟ در حالی که مردم شعار می‌دهند «خامنه‌ای قاتله، ولایت‌اش باطله»، « ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما» آیا مرجح است یک رهبر الدنگ و قاتل و دیکتاتور زیب «سیمای آزادی»شان گردد؟

مواضع دوگانه مسعود رجوی نسبت به رضا پهلوی
پیشکش کردن رهبری به رضا پهلوی در قیام۸۸

چنانکه رجوی در « بیانیه ملی ایرانیان» در سال ۱۳۷۷ هرگونه مراوده، مذاکره و نامه‌نگاری به عناصر رژیم را خط قرمز اعلام کرده بود:

«… مخدوش کردن مرزبندی با رژیم یا مشروعیت بخشیدن به یکی از جناح‌های درونی آن را  خیانت به مصالح ملت می‌دانیم… دفاع از این رژیم و هر یک از جناح‌های آن و برقرار کردن رابطه با آنها، پایمال کردن خون شهیدان و دشمنی با آزادی و حاکمیت مردم ایران است.‌ طرد کامل رژیم ولایت‌فقیه، مرز متمایز و خط قرمز پیکار آزادی به‌ شمار می‌رود. عبور از این خط قرمز که حصار حیاتی و مرزبندی ملی ایرانیان در برابر حاکمیت آخوندی است، هر فرد یا جریان سیاسی را، هرچند سابقه یا داعیه مخالفت با رژیم داشته باشد، از جرگهٌ مخالفان رژیم خارج  و به‌ ورطهٌ خیانت می‌کشاند.»

اما در قیام ۸۸ این رجوی بود که به «ریاست و اعضای مجلس خبرگان رهبری» با ادای سلام و ادب و نزاکت تمام «اندرز و پیشنهاد» و به «خامنه‌ای و رفسنجانی» نامه ارسال کرده و در معرفی خود از صفت« حقیر» به کار برده و می‌نویسد «۱- خامنه‌ای باید راه ریاست جمهوری رفسنجانی را هموار کند و به تقسیم قدرت با او تن بدهد. ۲- رفسنجانی باید پیرانه‌سر ترس را کمی‌ کنار بگذارد و بلادرنگ برای انتخابات ریاست جمهوری رژیم ثبت نام کند. این تعارف که من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد در محذور گذاشتن مضاعف خامنه‌ای است و باید از آن دست بکشد. ۴-… این تنها راه برای خامنه‌ای است. اگر خامنه‌ای این ظرفیت و توان را ندارد به خودش و ساختار رژیم ولایت فقیه مربوط می‌شود که جز در انقباض دائمی‌ بر سر پا نیست. این علامت سقوط محتوم است»!

عجیب آنکه در قیام ۸۸ همزمان با این دو نامه، برخلاف مواضع پیشین یکباره «رضا پهلوی» را مورد خطاب قرار داده و «رهبری مبارزه و مردم» را به او پیشکش می‌کند و می‌گوید من کناری می‌روم!

در تعریف «سیاست» از نظر مسعود رجوی که بسیار گویاست و چنانکه ویدئو آن در اینترنت موجود است چنین آمده است: «سیاست بازار خرمردرندیه، بازار حرومزادگیه، بازار دوز و کلکه، بازار حقه است.»

این در حالی بود که در کشاکش قیام ۸۸ رجوی در نشست‌های درونی و پشت صحنه در حضور بیش از ۳۰۰۰ اعضا که شاهدین هستند می‌گفت: «‌دیگی که برای من نجوشد، بگذار سر سگ در آن بجوشد!»

حقیقت چیست؟

بهترین واقعیّت جهت ملاک و سنجش، مواضع و سخنان خود رجوی طی این سالیان و در نشست‌های عمومی ‌با اعضا است. او پیش از قیام ۸۸ بارها  رضا پهلوی را «نیم‌پهلوی» و با لحن تمسخر با کسر ب «بِچه‌ شاه» یا «توله شاه» نام می‌برد و یا حتی او را « کُره خر» خطاب می‌کرد… همین اشارات کافیست تا مخاطب اصلی پیام به رضا پهلوی و سپردن رهبری به او (آمریکا) فهمیده شود زیرا رجوی در قرارگاه‌های مجاهدین توسط آمریکا در عراق،‌ بمباران، محاصره و خلع سلاح و تحت نظارت بوده و همچنین در لیست گروه‌های تروریستی آمریکا قرار داشت.

قوی‌ترین پاسخ به ترجیح «خامنه‌ای» به «رضا پهلوی»

قوی‌ترین پاسخ اما سخنان رجوی در قیام ۸۸ خطاب به رضا پهلوی و میرحسین موسوی است زیرا در تنگنای قیام ۸۸ از صحنه مبارزه و مردم عقب افتاده بود و رجوی برخلاف تحلیل سالیان گذشته که عنوان می‌کرد: «دیگر امکان به وجود آمدن تظاهرات چندهزار نفری یا چند ده هزار نفری و میلیونی در ایران وجود ندارد و تنها راه سرنگونی از طریق ارتش آزادیبخش است.» این سندی است از مواضع دوگانه  و متناقض و یک باو دو هوا، و همان ضرب‌المثل است که به نوعی دیگر بروز و ظهور می‌یابد، یعنی: «دیگی که برای رجوی نجوشد، بهتر است که همچنان در دست خامنه‌ای بماند و نه رضا پهلوی!»

عجیب آنکه مریم رجوی در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق در ۲۰۱۸ گفته بود: «ما رقیب کسی نیستیم…» (گردهمایی سازمان مجاهدین خلق روز شنبه، نهم تیر (۳۰ ژوئن)، با سخنرانی مریم رجوی در پاریس برگزار شد).

از طرفی دیگر مریم رجوی دیگران (رضا پهلوی) را نیز به اتکا به حمایت خارجی متهم می‌سازد، در حالی که مجاهدین خلق تحت حمایت مالی صدام بوده و حتا در عملیات روی پشتیبانی هوایی و زمینی (توپخانه و مهندسی و…) عراق متکی بودند. و حتا مسعود رجوی در سال ۱۳۸۶ طرح عملیات سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در همکاری مشترک  با آمریکا و پنتاگون را توسط مهدی براعی (احمد واقف) به ژنرال پترائوس داده بود.

داده‌های فوق نشان از حقایق دیگریست که پس از دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و عقب‌افتادگی مجاهدین از صحنه و کف خیابان‌ها در ایران را نمایان می‌سازد. اتخاذ چنین موضعی توسط مجاهدین خلق در شرایط کنونی بسا پرسش‌برانگیز و خواه ناخواه پرسش‌های بیشتری پیش روی ما قرار می‌دهد.

طیف جبهه مردم چیست و کیست؟، اعتبار مشروعیت و حقّانیت ایستادن در کنار خامنه‌ای علیه رضا پهلوی ولو «بطور غیرمستقیم»، برخورد اصولی و در نظر گرفتن دمکراسی، تنوع آراء و رنگین کمان مردم ایران، و با توجه به شعار‌های مردم ولو با هر خاستگاهی، و مهمتر: اصالت و اولویّت مبارزه با دشمن اصلی است، یا تمایلات حزبی، سازمانی، گروهی و یا  منطقه‌ای، قومی‌ و اتنیکی؟ این مواضع و پاسخ به این پرسش‌ها پیش روی هر فرد، جریان، حزب و سازمانی قرار دارد.

با ارائه اسناد مواضع مسعود رجوی در قبال رضا پهلوی در قیام ۸۸، همراه با حقایق و مواضع و سخنان پشت صحنه وی در عراق و اشرف (قرار گاه مجاهدین خلق) از قضا بهترین و قوی‌ترین پاسخ به «ترجیح خامنه‌ای به رضا پهلوی» است و خواندن آن ضرورت شناخت حقایق پاسخ به رجوی از زبان رجوی است:

رجوی در سال ۸۸ ضمن تعریف و تمجید از رضا پهلوی می‌گفت: سوابق پدرش را به پای پسر (رضا پهلوی) نمی‌گذاشت، رهبری مبارزه را پیشکش می‌کرد، از حمایت رضا پهلوی و محکوم کردن کشتار در اشرف سخن می‌گفت و اینکه «از برخی مواضع و تعابیر مقاومت ایران (رجوی) مانند راه ‌حل سوم بدون ذکر منبع و مرجع… نه فقط بدم نمی‌آید، بلکه خوشم می‌آید. یک ضرب‌المثل عربی می‌گوید: ببین چه می‌گوید، نبین که می‌گوید… بلکه موجب سپاس و قدردانی می‌دانم. دلم می‌خواهد که رسماً و علناً هرگونه داعیه سلطنت را هم کنار… و در خدمت و یاری به جبهه مردم ایران، اعلام می‌کردند که خواهان یک جمهوری دموکراتیک و مستقل مبتنی بر جدایی دین از دولت و نفی تام و تمام رژیم ولایت‌فقیه و سرنگونی آن هستند. در اینصورت به ‌راستی چه نام نیکی از خود بجا می‌گذاشت… من به ‌خوبی به‌یاد دارم که روزی خمینی با اهانت به شما (رضا پهلوی) گفت: برو درسَت را بخوان و منظورش این بود که گرد سیاست نچرخید. حرف من معکوس خمینی است. از قضا با اعلام آنچه گفتم، من خواهان حداکثر فعالیت شما علیه رژیم ولایت‌فقیه البته در جاده جمهوری و آزادی و استقلال مردم ایران و خواهان بازگشت شما از جبهه دیکتاتوری سلطنتی به جبهه مردم ایران هستم. در آنصورت اگر مایل باشید، خواهید توانست در انتخابات ریاست ‌جمهوری هم شرکت کنید… چندی بعد از وقایع اشرف و تحصن و اعتصاب هموطنانمان، مطلع شدم آقای رضا پهلوی چندین نوبت، به طرق مختلف ابراز همدردی کرده و در محکوم کردن این کشتار و جنایت، اطلاعیه هم صادر نموده که شایان تشکر است…‌»!

 

منبع: 
کیهان لندن
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: