چه نیازی به چپ داریم؟

تا هنگامی که در میان انسانها نابرابری و بهره‌کشی برپا باشد، اندیشه چپ نیز خواهد بالید. از دیگر سو، تا هنگامی که انسانها بدنبال انباشت و افزایش سرمایه باشند نیز، اندیشه راست همچنان بر اقتصاد فرمان خواهد راند. در این میان نباید از یاد برد که فن‌واژه‌های "چپ" و "راست" از هیچ درونمایه ویژه‌ای - چه نیک و چه بد - برخوردار نیستند و
 
تا هنگامی که در میان انسانها نابرابری و بهره‌کشی برپا باشد، اندیشه چپ نیز خواهد بالید. از دیگر سو، تا هنگامی که انسانها بدنبال انباشت و افزایش سرمایه باشند نیز، اندیشه راست همچنان بر اقتصاد فرمان خواهد راند. در این میان نباید از یاد برد که فن‌واژه‌های "چپ" و "راست" از هیچ درونمایه ویژه‌ای - چه نیک و چه بد - برخوردار نیستند و اگر در مجلس ملی فرانسه در سال 1789 انقلابیان و جمهوریخواهان در بالا، و محافظه‌کاران و مونارشیستها در پائین مجلس نشسته بودند، امروز بجای "چپ و راست" از "بالا و پائین" سخن می‌گفتیم*.
به گمان من ریشه این گرایشها را در نخستین گروههای انسانی باید جُست، آنکه با اختراع افزارهای پیشرفته‌تر همچون تیروکمان و دام و . . . بدنبال شکار بیشتر در زمان کمتر بود، بزبان امروز "راست" بشمار می‌آمد و آنکه تلاش می‌کرد که گوشت شکار به یکسان در میان همه هموندان گروه بخش شود، بزبان ما "چپ" بود. جامعه انسانی در این ده پانزده هزار سال از این نگر دستخوش دگرگونی چندانی نشده است، هنوز هم "راست" بدنبال افزایش و انباشت سرمایه، و چپ در پی بخش کردن یکسان این ارزش افزوده در میان هموندان جامعه است.
در سده‌های 19 و 20 انبوهی از ایدئولوژیها و مدلهای اقتصادی خواستند جهان را بر پایه انگاشتها و پنداشتهای خود – و تنها بر پایه انگاشتهای خود – بسازند، ولی همه آنان شکست خوردند: نه کاپیتالیسم لگام‌گسیخته توانست انسانها را خوشبخت کند، و نه سوسیالیسم رادیکال. اینچنین بود که در نیمه باختری اروپا و در آنجا بویژه در شمال آن، یک کاپیتالیسم سوسیالیستی، بخوان یک راست چپگرا، پدید آمد که در کنار انباشت و افزایش سرمایه به این نیز می‌اندیشید که شهروندان به یکسان از این ارزش افزوده بهره‌مند شوند.
برابری همه انسانها در همه زمینه‌ها چیزی جز یک پندار خام نیست. چپ نوین باید بجای تلاش بیهوده برای رسیدن به آرمان‌شهر پندارین سوسیالیسم، همه نیروی خود را بر این بگذارد که امکانات جامعه به یکسان در میان شهروندان آن بخش شوند و همه کودکان در آغاز زندگی خود از شرایطی یکسان در زمینه آموزش و بهداشت و خوراک و پوشاک و پرورش فرهنگی و . . . برخوردار باشند.
*) واژه‌های la gauche و la droite کوتاه شده la cote gauche و la cote droite در چم "طرف چپ" و "طرف راست" هستند.
برگرفته از: 
فيسبوك نويسنده
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Pandora Noury

چپ با جهان بینی خاص مردم و تاریخ یک کشور عجین است . چپ کشورهای آنگلوساکسون بیشتر اصلاح طلب و چپ فرانسه انقلابی بوده .
بعنوان مثال ، اگلوسالسون ها پافشاری بیشتری بر بوجود
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Mohammad Barzanjah
در دموکراسی ها هم با لیبرال دموکراسی سر و کار دارید و هم با سوسیال دموکراسی و در کنار اینها میتوان از محافظه کاری هم گفت که در منتها الیه سمت راست قرار دارد. به