خدای ولایت، توان سپاه و ترور احمدی نژاد

شاید بتوان گفت پیش از پیدائی حکومت اسلامی و بیشتر بدلیل کم خوانی، ناآشنائی و نادانستئنی های نو و انسانمدار، در گذشته کمتر کسانی بودند و می توانستند با جسارت خردورزانه و آنهم تنها در درون دنیای عقلی خود منکر وجود خدا شوند.

بخش یک

شاید بتوان گفت پیش از پیدائی حکومت اسلامی و بیشتر بدلیل کم خوانی، ناآشنائی و نادانستئنی های نو و انسانمدار، در گذشته کمتر کسانی بودند و می توانستند با جسارت خردورزانه و آنهم تنها در درون دنیای عقلی خود منکر وجود خدا شوند. از ماتریالیست ها و هومانیست های دانشگاه رفته بگذریم که چندان زیاد نبودند و کم و بیش همگی بنام کمونیست مدام زیر کنترل و سرکوب رژیم شاه قرارداشتند و بسختی می توانستند بی دردسر دورهم باشند و البته از خفقان پر از کنام مرگ سواک هم بسیاری جان بدرنبردند. زیراکه فضائی حاکم سیاسی ـ فرهنگی دوران پهلوی بویژه در دور پسر، وابستگی و دلبستگی مکارانه ای به تعمیق تعصب دینی و غوطه ورکردن و واماندگی توده ها در کام و دام فراوان اسلامگرایان داشت تامگر از نفوذ آگاهیرسانی کمونیست ها بر کارگران بکاهد؛ همان فضای فرهنگ شاهی ـ اسلامی ایکه قاتل دم و دستگاه شاه شد و به پیدایش حکومت دینی یاری بیدریغ رساند. وزهمینرو بود که مراکز آموزش آزاد و پویا جهت شناخت بهتر دانش و بینش گسترده علوم اجتماعی، انسانی و تاریخی، و آشنائی بهتر با دیدگاه های فلسفی در دوران مدرن را "محمدرضا" بسان امروزین ولی خدا برنمی تابید و پیروان و پیگیران آن، چندان بی تاوان میسرنبود و بنابرین دانشگاه رفته ها هم در برابر دین چه پوشیده و یا آشکار دست به عصا بودند.

 

بیرون از گفتمان نظری، پیرامون اینکه خدائی باشد و او نیز نگاه و نظارتی امروزی و یا اخروی بر تبهکاران حاکم بی خدا کند نیست. زیرا: بود و نبود خدا درین روزگاران سیاه و خونین ولائی، هرگز کمکی به بحال زار بیش از 70 میلیون کارگران و زنان و توده های بیکار و گرسنه از چپاول آیت الله ها و ملاها و مکلاها نکرده، نمی کند و نخواهدکرد. بهمین خاطر چشم انداز بیداری کلان در برابر رد و سرنگونی دین دولتی، و تمرکز و تعمق اجتناب ناپذیری بر امر جدائی هرچه زودتر دین از حکومت برای بسیاری از قربانیا این نظام برجسته شده، و پیوسته پرچم خواست آن توسط مبارزان "کار علیه سرمایه "پیاپی بر کول های خمیده کارگران به بالا کشیده شده و چهره زدودن دین + دولت در فراروی آینده سکولاریسم بخوبی پیداست که شایسته ی باورمندان سکولاریست، چپ و کمونیست است که بدین روند سازش ناپذیر خود، همواره و همراه با دیگر تلاش سیاسی طبقاتی شان دامن زنند؛ چراکه خواستی توده ای و ضرورتی حیاتی ست که هرگز با باور مردم سر ستیز ندارد و خود مدافع آزادی عقیده و وجدان می باشد.

 

اینجا دعوا بر سر دکانداران دینی ست که امروزه با مستندشدن خروارها دروغ و دغل ها بنام خدا، و لورفتن هزارها جنایت، بی آبروئی و رسوائی های بی شمار از تک تک رهبران و سران و گردانندگان دین حکومتی و فرزندان خارج خوش نشینان می باشد، که سرآخر بخش بزرگی از تاراج شدگان با تاوان های جانی و مالی سنگین اینک پی برده اند که " دین "جز یک فریب نیست که آخوند جماعت را با همین گمانه که دین باشد به قدرت و اشرافیت بالانشین در کشور بیدادزدگان و گرسنگان به اوج رسانده است. نقد جایگاه خدا رابطه مستقیم با بازتاب فسادها و سوء استفاده های متدینین حاکم از دین اسلام دارد که آشکارا، میان منافع اجتماعی و خودکامگی مذهبی شکاف عمیق و پرناشدنی پیداگشته است که هر روز نیز به اعماق و دامنه آن افزوده می شود تا بدانجا که احمدی نژاد نزدیک به رهبر که ناپدید کننده 700 میلیارددلار بود، امروز از طرح ترور خود توسط سپاه می گوید! هشدار ترور احمدی‌نژاد دروغ یا راستش برای ما مهم نیست زیرا هردو دشمن ما هستند، اما میان آنها نه منافع دین و آبروی خدای شان، بل تنها جنگ قدرت و ثروت درین 42 سال پیاپی بوده و هست و فشاری را که سپاه بر او آورده‌ ناشی از بیان تکرار افشاگرهائی از حقایقی ست که وی در باره فسادهای بیت رهبری، مجتبی خامنه‌ای، حسین طائب و... دیگران بی شمار دارد و احمدی نژاد اسرار آنها را اینجا و آنجا با تهدید خود بر افشاگری علیه رهبر و سران سپاه و...را ناگزیر به "حق سکوت" کرده و برای بستن دهان رقبای خود بکارمی برد!

 

اینک وجود خدا و دین او که ملایان و مکلایان متمول و دور از توده های کار و رنج آنرا نمایندگی می کنند، چندی ست کلیت نظام رودرروی منکران آگاه و باورمندان بیزار فراوانی ست که آنها بنام اوی خدا و حکومت دین اش، ازین مجموعه پلید و پلشت چه ها از زور و ستم تجربه نکرده، چه ها درین دوران وحشت بر کارگران، زنان، گرسنگان و ستمکشان و بیکاران و بی پناهان نرفته است؟ چه بلاها و ناروائی ها که قریب به اتفاق از کلیت آغازین و تاکنونی سران رژیم ندیده اند، و این مدعیان الهی و داعش شیعی در ایران به مظلومان روانکرده اند!؟ درهمین چند روز خونین گذشته دیدیم که نیروی سپاه چه بر سر مردم معترض بلوچ و عرب و خانواده های آنان نیاورده است!؟ و ببینید دام دغل تا بکجاست! سپاه با هزارها کامیون قاچاق کلان نفت می کند و همزمان، سوختبران بیکار و بیدادرس و دنبال لقمه ای نان را می کشد؛ سپس همان فرماندهان کشتار که ( قاچاقچیان بزرگ نفت) باشند! بیشرمانه می آیند و از سر فریب افکار عمومی ـ جهانی در قلعه بید به مجلس عزای ترورشدگان داغدار می روند!؟

 

درین 42 سال بیشترین ستم به کارگران، زنان و مردم و ملت های خاکسترنشین مومن شیعی و سنی رفته که آنها در سایه ترور این رژیم الهی ولائی هیچ سودی نداشته و ندارند و شگفتا که تا دور بلندی گوشت دم توپ و تانک و حامی بقای آن بودند. این قربانیان باورمند خدا از ایمان اسلامی خود تاکنون چه بهره ای برده اند؟ هیچ! جز تباهی و ستم و فساد و ریا و جنگ و کشتار و نسل کشی و نابرابری و چپاول و فحشا و اعدام و ویرانی های محیط زیست و ... نداشته اند! و چرا؟ آیا ممکن است با این همه تشت فرو افتاده از بام رسوای ولائی، بخشی از کارگران و توده ها هنوز باور به اینهمه فساد در درون خمیه آقا و اصحابش نداشته باشند؟ اگرچه اهرم خفقان، سرکوب و ترور در خودکامگی مطلق شیعی سیستماتیک بوده و می باشد و بستن دهان ها، تعقیب روشنفکران روشنگر و به بند کشیدن افشاگران امری عادی ست؛ ولی همین مقدار لورفته به آنان نشان می دهد که کارکرد 42 ساله شان کمتر از تبهکاری های هیتلر فاشیست نبوده است. آنهم رژیمی که همچنان نان نداشته مردم کار را صرف تولید سلاح اتمی، جنگ مذهبی و آموزش سیستماتیک برای تربیت نیرو برای اعمال اصول و فروع دینی کرده که همگی آنها کمترین تعهدی به اجرای آن در اعمال و رفتار خود نداده و از ریز تا درشت با عمل خویش خدا و دین او را کشته اند. بسیارانی که روزگاری مطلقا متعصب مذهبی بودند اینک خود منکر و مصر به عدم وجود خدایند.

 

روزی نیست که این نمایندگان خدا یا ( آیت الله ها) که همان نشانه های خدا باشند، با نقل و نبات کردن فن دروغگوئی و پنهانکاری شان از حقایق پشت پرده و از جنایت های بیکرانی گردانندگان حکومتی انجام داده و می باید از دید مومنان سرخورده پنهان بماند؛ اینک "انسان کار و تلاش" می بیند که در هر کجای ایران که باشد و با اندک تفاوت های ناچیزی که بخشی با دیگر کارمزدان دارند، این رژیم اسلامی در مسیر راه آنان نیست و هیچگاه با منافع اجتماعی طبقاتی ما کارگران سازگار که نه، بل دشمن خونی بوده است. همانگونه که هرگز با اهداف مای جهانی هموندی نداشته است. این با نام خدا جز بنده و برده نمی خواهند و می دانند که اگر روزی کارگر سیر باشد و آموزش عملی بیابد تن به بقای این نظام ضدبشری نخواهدداد و از همینرو کارگر و توده ها باید گرسنه و محروم بمانند تا با امید بخدا حامی رژین آخوند شوند و بمانند. پیشروان کارگر بخوبی می دانند که با سران داخلی و جهانی سرمایه که همگی درین راستا باهم پیمان پوشیده ولی محکمی دارند نمی شود گفتمان حقوق انسانی طبقاتی کرد. چراکه: سرکردگان جهان ما چه بخش مالی و چه بخش دینی همگی، دچار آز بیمار و بی پایان انباشت ثروت و طمع بیشتر برای اعمال قدرت ویرانگرهای خود هستند؛ آنهائی که این ویرانه ما را همچنان چند تنه و بمیل خود و گروه وابسته بخویش مدیریت محلی و منطقه ای و جهانی می کنند.

 

از همینرو جهان خونین ما دچار فقر و جنگ و آشوب آشوبگرهای دینمدار و سرمایه سالار است و روند کنونی آن اینگونه که همگی می بینیم که جز به ضرر همبستگی مسالمتجویانه ملت ها و جز در مسیر ایجاد دشمنی ها و جنگ افروزی ها و ازهم پاچیدگی ها و نابودی ها نیست؛ همچنانکه تاکنون نبوده است. این جهان مال مای سازنده ی آن نیست، مال مای 99%درصدی ها چه در ایران باشی یا هرکجائی این خرابه بازار سرمایه و دین زده باشیم نیست؛ قدرت سیاسی این جهان و انباشت دارائی و هدف هایش یکسر مال یک مشت سرمایه داران انگل و هموندان فریبکار بنیادگرا می باشد که آنها دیری ست قوانین اراده و اداره ی لیبرال آنرا خود نوشته و چند و چونی فراگشت آنرا بکام خویش چربانیده و چرخانیده اند. این جهان وارونه جز در تصرف و تملک انسان ستیزان نیست که نوع انسان دردمند کار می بایست این انگشت شماران را برای همیشه زیر "خرد و همبستگی جمعی" بکار مفید و سازنده وادارد تا دکان مفتخوری و خرافه سازی برچیده شود.

 

درین هیر و ویر بلای کرونا که بقول بخشی از امام جمعه های دانا محصول تمرد بخدا و بی حجابی ست، دامنه تورم ها و تحریم ها و گرانی ها چنان بالاست که به نایابی حتی روغن خوراکی نیز انجامیده و از دیگرسو می بینیم که جنگ ثروت و قدرت سران هزارچهره رژیم نیز برای انتخاب جیره خواران آن توسط بربادرفتگان شروع شده و در چهره ی آنها نقش بازی های چندشناک دوباره برای تشویق کارگران و توده ها به رأی دادن همه جا برپاست و هرکدام آنها بیشرمانه و حق بجانب از پست و دزد خواندن آن دیگری می خواهند به مردم کارمزد بیکار و گرسنه بگویند که شما چشم بر تاراج ها، تباهی ها و خیانت های حکومتیان ببندید و این بار هم امیدوارانه تر از پیش به دشمنان خود رای بدهید تا مافیای هرکدام شان بهتر بدادتان برسند. دریغ از اندکی شرم، وجدان و شرافت که در میان این مفتخوران تاریخ نایاب بوده و همچنان هست، و دریغ بر ساده دلانی که با رفتن بپای صندوق جز تأئید تاکنونی فجایع بی بدیل آن نبوده و نخواهدبود.

 

ادامه دارد

 

بهنام چنگائی چهاردهم اسفند 1399

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: