رمز پیروزی جنبش زنان در تکامل دهی به هویت انسانیست

رمز پیروزی جنبش زنان و همه ستم دیدگان در جنبشهای برابری طلب در تکامل هویت انسانیست.صرف دارا بودن هویت تحت ستم زن و یا کارگر ستم دیده معیار انسانیت انها نیست.زن مبارز و کارگر مبارز در نبرد و مبارزه هویت انسانی خود را کامل میکنند.ستم هویت ساز است ومبارزه هویتمان را میسازد.حفظ برتری منافع (مادی و حقوقی) جنسیت برتر (نرهای حاکم)،و ایجاد مانع برای رشد و تکامل انسانی وتداوم بردگی وبندگی و در نهایت تداوم سیستم سلطه و سرمایه بخشی ازهدفهای کلی اجرای این ستمگریست.

رمز پیروزی جنبش زنان و همه ستم دیدگان در جنبشهای برابری طلب در تکامل هویت انسانیست.صرف دارا بودن هویت تحت ستم زن و یا کارگر ستم دیده معیار انسانیت انها نیست.زن مبارز و کارگر مبارز در نبرد و مبارزه هویت انسانی خود را کامل میکنند.ستم هویت ساز است ومبارزه هویتمان را میسازد

نظام سلطه و سرمایه داری به واسطه اجرای ستمگری بر روی هویتهای انسانی ان هویتها را برجسته میکند. این هویتها نیز در نتیجه مبارزه علیه این ستمگریها بر روی ان هویتهای مشخص ایجاد میشوند.بعبارت ساده ستم و مبارزه علیه ستم گری بر روی هویتهای زیر مجمعوعه انسانی ان هویتها ساخته میشوند. نظام سلطه و سرمایه با ستمگری و با تجزیه و تقسیم هویت کامل  انسان و با اعمال ستمگریهای مضاعف بر روی ان هویتهای تحت ستم، درصدد نابودی کامل  و کمال هویت انسان است.
به باور من  راه رهایی از سیستم سلطه با استناد به مبارزات هویتهای تحت ستم و بر اساس دفاع از هویت کامل انسانی باید باشد.انکاروجود هویتهای تحت ستم و یا برجسته کردن یک هویت تحت ستم برای رهایی از ستمگری بیهودگیست.

رمز پیروزی بر نظام سلطه و سرمایه در پایان دهی به همه ستمگریهاست. با نابودی نظام سلطه و سرمایه دستگاه ستمگری در جهان این هویتها نیز بهمراه این نظام نابود میگردند.
با شناخت دقیق ازسیستم سلطه و سرمایه میتوان راهکارهای پایان دهی به ان را کسب کرد.به همین منظور،تلاش خواهم کرد این مفاهیم را در این نوشته با مثالهای مختلف ساده تر بیان نمایم .در مقالات متعددم با عنوان حق تعیین سرنوشت مفصل تر به این موضوع پرداخته بودم.
هویتهای زیر مجموعه انسانی -هویت جنسی(مذکر و مونث و دگرباش جنسیتی)هویت طبقاتی،هویت رنگ پوست (که به اشتباه هویت نژادی معروف گشته) هویت ملی و قومی و زبانی و فرهنگی،هویت باورمندی دینی و مذهبی و ایدئولوژیک،هویت جغرافیایی و کشوری و میهنی و قاره ای، ایلی و تباری و شهری و روستایی و هویتهای سنی و سایر هویتها.....
ستمگری جنسی بر هویت زن و دگرباشان جنسی 

با اعمال ستمگری  و نقض حقوق انسانی  بر روی هویت زن ، این هویت ساخته میشود.مبارزه علیه ستمگری جنسی برای کسب حقوق برابر انسانی بر اساس استناد به این هویت تحت ستم شکل میگیرد.جنبش زنان و دگرباشان جنسی بر اساس این هویت های تحت ستم با هدف احقاق حقوق برابر انسانی شکل میگیرد.
هدف نظام  سرمایه داری جهانی با اجرای ستم مضاعف با تفکر نرسالاری بر روی هویت های زیر مجموعه انسانی (زن و دگرباشان جنسی) چیست؟!
حفظ برتری منافع (مادی و حقوقی) جنسیت برتر (نرهای حاکم)،و ایجاد مانع برای رشد و تکامل انسانی وتداوم بردگی وبندگی  و در نهایت  تداوم سیستم سلطه و سرمایه بخشی ازهدفهای کلی اجرای این ستمگریست.
به باور من، اصلیترین هدف ستمگری جنسی بر روی هویت زن ناشی از ترس نظام سلطه از کسب قدرت افرینندگی زن بعنوان مادرو تنها آفریننده بشر است.با اجرای ستم جنسی بر روی زن و با عقب نگهداشتگی عمدی زن از سیر تکامل انسانی و کسب شعور و اگاهی ، زن ستم دیده و عقب نگهداشته شده از قدرت خود محروم گشته و با تسلیم و یا قبول بندگی و حقارت خود در نتیجه این ستم گریها ، بردگی را ابدی و جهانی میسازد.نظام سلطه جهانی با اجرای ستم جنسی،و با بردگی زن ،بشریت را در اسارت و بردگی بزنجیر کشانده است.آفریننده بشر در زنجیر شد تا بشریت محکوم به بردگی باشد.زن مبارز آزاد گشته از اسارت میتواند فرزندان ازاد را پرورش دهد.زن برده فقط برده تولید مثل خواهد کرد.معیار ازادی یک جامعه بشری را در میزان حقوق برابر زنان در ان جامعه میتوان سنجید. میزان شعور و اگاهی و تکامل انسانی و همچنین رفاه و ازادی و برابری و اجرای عدالت در یک جامعه بشری  بسته به درک این ارزشها توسط زنان ان جامعه است.ستم های مضاعف ملی و طبقاتی در کنار ستم جنسی  بر روی نیمی از جمعیت بشر در جهان باعث تشدید همه ستمگریها نیز گشته است.یک زن از بدو تولد محکوم به بردگیست.یک زن از بدو تولد خود محروم از حقوق انسانیست.در جوامع عقب نگهداشته شده که ستم های قومی و ملی روا داشته میشود ستم های جنسیتی و طبقاتی تشدید مییابد.برای نمونه در جوامع عشیرتی و مذهبی  و عقب نگهداشته مثل کردستان ، شدت نر سالاری  و استثمار طبقاتی زنان بصورتهای وحشیانه و چندین برابر جوامع پیشرفته خود را نمایان میسازد.در این جوامع عقب نگهداشته شده در نتیجه سیاستهای عقب نگهداشته شده تفکر شوینیزم حاکم زنان محروم از دانش حتی از درک حقوق انسانی خود محرومند.شدت نر سالاری وحشیهای نر عقب نگهداشته شده باعث وقوع فاجعه های انسانی میگردد.خودسوزی و خودکشی زنان برای فرار از این ستمهای وحشیانه نمونه تفاوت در اجرای ستمگری جنسیست.زن بودن در این جوامع مجرم بودن محسوب میگردد.دفاع از حقوق انسانی جرم است.زن برده و بنده نر خود و سیستم و نظام نر سالار است.واقعیتهای تلخی که پیشگامان جنبش جهانی زنان حتی عاجز از درک این تفاوتها هستند.یک زن در این جوامع دهها  برابر یک زن در جامعه شهری ستم میپذیرد.
 
با شورش علیه همه برتری های حقوقی ، جنسی و طبقاتی و ملی و نژادی(رنگ پوست) و باورمندی و... میتوان یک انسان کامل گشت.

هویت طبقاتی و سایر هویتهای ملی و زبانی و باورمندی و رنگ پوست و.. از این قاعده مستثنی نیستند.جنبش های برابری خواه برگرفته از ان هویت مشخص در پروسه مبارزه خود با استناد به ان هویت مشخص و علیه هویت برتر ستم گر مبارزه میکنند ( مثلا ، جنس نر با نر سالاری و یا طبقه برتر با ستم طبقاتی طبقه برترو یا ملت برتر با ستمگری ملی ملت و زبان و فرهنگ رسمی و برتر گشته ، یا باور و ایدئولوژی و دین برتر و رسمی و یا رنگ پوست(نژاد) برتر با اعمال تبعیض نژادی و ....)
هویت یک انسان کامل در شورش علیه همه این برتریهای حقوقی و مادی ساخته میگردد.حفظ یکی از این برتریهای حقوقی و  بر اساس منافع برگرفته از این برتریها نقض و انکارهویت انسانیمان است.
بسیاری از این برتریها و محکومیتها در جامعه بشری فعلی که با سیستم سلطه و سرمایه و با این تفکر برتری دهی به هویتهای مشخص اداره میگردد از بدو تولد شامل انسان میگردد.
تنها با نابودی سیستم جهانی سلطه و سرمایه به این ستم گریها میتوان پایان داد.سر اغاز مبارزه با این سیستم جهانی در شورش علیه این برتریها ست. با نابودی سیستم سلطه این هویتها نیز کم رنگ و نابود خواهند شد.
ستم طبقاتی و هویت تحت ستم طبقه کارگر.
اندیشمندان و مکتبهای گوناگون سیاسی از جمله مارکسیستها و کمونیستها و بخش اعظم سوسیالیستها با استناد به  هویت تحت ستم کارگر ،راه حل نهایی رهایی بشر و نابودی کامل ستمگری و نظام سرمایه داری  را تنها در کسب قدرت سیاسی توسط این طبقه میدانند.حال انکه بر اساس تجربیات تاریخی ننگین حاکمیتهای حکومتهایی که بر اساس این فرضیه شکل گرفتند نادرستی این فرضیه اثبات گشته است.یک مثال ساده برای اثبات عدم حقانیت این فرضیه کافیست.اگر راه حل پایان دهی به نر سالاری ، زن سالاری است پس راه حل پایان دهی به ستم طبقاتی نیز کارگر سالاریست!
 فاجعه های انسانی در تاریخ مدرن بشر با استناد به این توهم رهایی بشریت توسط طبقه مقدس گشته توسط مریدان دین مارکسیست هزینه های بیشماری را به بشریت تحمیل کرده و میکند.بیش از صدها میلیون قربانی و تمدید اسارت بشری در قرنهای معاصر نمونه این هزینه هاست. به باور من دین مارکسیزم و مرام کمونیست تفکرانحرافی  به اندیشه سوسیالیستیست. بشریت تنها با نابودی دستگاه سلطه و سرمایه میتواند ازاد گردد.احقاق ازادی و برابری و عدالت اجتماعی ، اصلی ترین هدف و ارزوی بشر، تنها با نابودی نظام جهانی سرمایه و ستم گری بر روی همه هویتهای انسانی محقق میشود.تعویض جایگاه هویت ستم دیده کارگر در جایگاه برتر حکومتی تداوم ستم گریست و فریبکاریست.همچنان که بلشویکهای کمونیست در حاکمیت حزبیشان به این فریبکاری شکل جهانی داده و میدهند.وعده ایجاد دیکتاتوری پرولتاریا برای نجات بشر تکرار فاجعه ها و ننگ بشریت است .تنها با نابودی نهاد قدرت میتوان به برتری یک هویت انسانی پایان داد.برای پایان دهی به برتری مادی جنس برتر و طبقه برتر نهاد قدرت که در انحصار طبقه برتر و جنس برتر و هویت برتر  و ...به هرگونه برتری و ستمگری میتوان پایان داد.مارکسیستها با تحمیل تنگ نظری خود بر واقعیتها درصدد کتمان حقیقت هستند.انکار هویتهای انسانی ملی و جنسی تحت ستم و برسمیت شناختن مبارزه جنبش زنان بشرط چپاندن هویت انسانی تحت ستم  زن در تئوری و توهم خود یکی از این نمونه هاست.به باور انها ستم دیده و نجات دهنده فقط میبایست طبقه مقدس گشته دین انان باشد.دفاع مشروط مارکسیستها از مبارزات فقط زنان کارگر گواه این تفکر معیوب دینی انهاست.طبقه کارگر در دین مقدس انان بسان امام زمان و مسیح نجات بخش برای نجات دهی بشریت کافیست.در جامعه بشری دو جبهه در جنگ و نبرد هستند حاکمان و محکومان.محکومان همه ستم دیدگان در همه هویتهای انسانی هستند که تحت سلطه حاکمان محکوم به بردگی و بندگی هستند.به باور من تنها در کسب اتحاد مبارزاتی همه محکومان و بردگان میتوان به حاکمیت مطلق سلطه و سرمایه پایان داد.
چگونه؟!
جنبشهای سیاسی و اجتماعی در جامعه بشری  برای احقاق حقوق برابر انسانی و کسب آزادی و اجرای عدالت و کسب رفاه مبارزه میکنند. بر اساس استناد به هویتهای زیر مجموعه انسانی ،جنبشهای منتسب با این هویتها در نبرد با سیستم سلطه و ستم گر جهان سرمایه داری هستند.نظم نظام سرمایه در حفظ برتریهای هویتی ، هویت برتر حفظ میگردد. با بر هم زدن این نظم که با انحصار قدرت متمرکز،هویت برتر(حاکمان جهان) در شکل دولت و حاکمیت قرار گرفته ،میتوان نظام جهانی سرمایه و سلطه را نابود کرد.اتحاد مبارزاتی همه جنبشهای برابری طلب در هویتهای انسانی  با نابودی نهاد قدرت متمرکز و تقسیم قدرت به همه هویتهای تحت ستم میتوان  به نظام سرمایه و سلطه پایان داد.هر یک از فعالین مبارز در پروسه مبارزه بالاجبار صاحب این هویتها هستند زیرا این هویتها ،محصول این سیستم هستند.انکار این هویتها و استناد به یک هویت برای رهایی کامل از ستمگری ممکن نیست.میبایست با استناد به همه این هویتهای تحت ستم و کسب اتحاد مبارزاتی در شکل یک جنبش جهانی 99 درصدی با بزیر کشاندن حاکمیت اقلیت هویت برتر(حاکمان جهان )  و با تقسیم عادلانه قدرت و ثروت در شکل حاکمیت شوراها در جهان به ستمگری در جهان پایان داد.حاکمیت شوراها بر گرفته از این هویتهای تحت ستم  میبایست تشکیل گردد.تنها راه کسب قدرت برابر تقسیم قدرت در حاکمیت است.شوراهای زنان و کارگران و همه ستم دیدگان در شکل برابر از ثروت و قدرت میبایست بهره مند گردند.رمز پیروزی در تعیین هدف مشخص میگردد.هدف همه جنبشهای طبقاتی و جنسیتی و ستم دیدگان جهان میبایست حذف قدرت و نه کسب قدرت باشد.
مبارزه در جنبش طبقاتی توسط طبقه کارگر در جهان در جوامع مختلف با رشد ناموزون و متغیرصرفا کسب منافع طبقاتی محدود و رفاه طبقاتیست.مبارزه طبقه کارگر در جوامع پیشرفته با کسب رفاه نسبی ماهیت مبارزات و طبقات را تغییر داده است .طبقه نسبتا مرفه در جوامع پیشرفته ماهیت انقلابی خود را از دست دادند.این دلیل واضح و کافی برای پوچی توهم رهایی بشریت توسط مبارزه طبقاتی است.کمونیزم و مارکسیزم هدفی جز تسخیر نهاد قدرت متمرکز و حاکمیت حزبی خود را ندارند.همچنانکه در شوروی و اقمارش و اینک در چین و کوبا شاهد ان فاجعه ها هستیم.این فرضیه ها انحراف به اندیشه سوسیالیزم و تحقق شعار اصلی ان است.حکومت شوراها با تقسیم برابر ثروت و قدرت برابر به همه هویتهای انسانی میتواند بشریت را به آزادی و برابری و عدالت و رفاه سوق دهد.
سخن اخر
ستم هویت ساز و مبارزه علیه همه ستمگری ها هویت انسانی ما را مشخص میکند.یک مبارز مونث و یا مذکر و یا دگر باش  و یا کارگر در همه هویتهای  تحت ستم های مضاعف ملی و ایدئولوژیک رنگین پوست  برای پایان دهی به همه ستم گریها اگر به برتریهای خود بشورد مالک هویت انسان کامل میگردد.
اگر من نر زاده شده و ترک زبان سفید پوست نسبتا مرفه در مقابل گرسنه ،علیه نرسالاری و حقوق برتر جنسی  خود که از بدو تولد به من ارزانی شده  و علیه شوینزم حاکم و برتر ملی رایج در آذربایجان و ترکیه و ترکمنستان شورش کنم و خواهان برابری حقوق ملی و جنسی شوم و اگر علیه نژادپرستی و همه ستمگریهای طبقاتی مبارزه بکنم میتوانم مدعی داشتن هویت یک انسان کامل شوم.
من بعنوان یک انارکو فمنیست و یک سوسیالیست و یک پیشگام درجنبش زنان وستم دیدگان جنسی و کارگران و همه ستم دیدگان ملیتهای ستم دیده وهمه  باورمندان تحت ستم مبارزه کردم.به باور من ،یک انسان متعهد به انسانیت برای دفاع از حقوق برابر انسان  میبایست در عین حال در همه  جنبشهای برابریخواهانه شرکت کند.تکامل انسانی  در شراکت در نبرد مشترک انسان در مقابل دشمن مشترک و بر اساس دفاع از هویت انسانی و شرافت ان میسر میشود.تنها در این صورت است که هویت های جعلی جهان سرمایه در نهاد تفکر یک فرد مبارز و  در پروسه مبارزه نابود میگردد.هستی یک تفکر مبارزاتی در عمل واقعی به باورها در سراسر مسیر زندگی و مبارزه تعیین میگردد. عمل با باور در کارنامه همه مبارزین مدعی انسانیت ثبت میگردد.
باریش نصیریان

--------------------------------
 توضیح 1-علت اصلی تداوم نرسالاری در جهان جز کسب منفعت و حفظ برتری حقوقی و مادی  جنس برتر نیست.
نصف جامعه بشری را زنان تشکیل میدهند و سهم کار زنان با احتساب کار اجباری در خانه 75 درصد است.
سهم زنان از ثروت در جهان کمتر از 3% است

2-ارزش یک زن مبارز و شورشگر با یک زن که به بردگی و اسارت تن داده برابر نیست. زن مبارز از ارزشهای انسانی خود و از آزادی و حقوق برابرش، قهرمانانه با جانبازی و با تمام هستی خود دفاع میکند.
نگذاریم به این قهرمانان بیش از این توهین کنند.
هشتم مارس روز جهانی زن مبارز و روز همبستگی جنبش زنان مبارز با همه آزادی و برابری خواهان در جهان به همه زنان قهرمان و مبارز و همه آزادیخواهان و برابری طلبان ، خجسته و رزمشان شان پیروز باد.
در جهان وارونه سلطه و سرمایه ، ارزشها بی ارزش میشوند تا صاحبان ارزش بی ارزش گردند. نابرابری و ستم گری به زنان در جهان با حاکمیت تفکر نر سالاری بیداد میکند بیدادگران حاکم جهانی برای تحقیر زن و جنبش زنان و زنان مبارز ، روز مبارزه زن و روز همبستگی زنان را به یک جشن ساده تبدیل کردند.
به توصیه مارکسیستها، روز مبارزه و همبستگی کارگران جهان به روز جهانی کارگر تبدیل گشت برگزاری مرسوم شده کارنوالهای مشمئز کننده این جشنها و نام گذاریها ، بزرگترین توهین به همه ستم دیدگان جنسی و طبقاتی است
ارزشها معکوس میشوند تا صاحبان ارزش تحقیر شوند.
ابلهان و بیشعوران ، خود آگاه و یا نا اگاهانه نیز سیاهی لشگر این سیاست پلید سیستم نرسالار حاکم سلطه گر جهانی هستند.
جنبش زنان مبارز و نهاد مادران، پیشگام مبارزات جنبش زنان در سرزمینمان هستند که با قهرمانیها و مقاومتشان پوزه نر سالاران جنایتکار اسلامی را به زانو در اوردند.پیشگامان جنبش زنان در سیاهچالهای رژیم با مقاومتهای ستودنی در برابر شکنجه و اعدام و خشونت دولت نر سالار وحشی و تروریست اسلامی ، پرچم دار این مبارزات هستند. یاد همه جانباختگان جنبش زنان در همه سرزمین و وطنهای اشغال گشته ، گرامی و جاودانه باد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: