خدای ولایت، توان سپاه و ترور احمدی نژاد

دشمنان نوع بشر امروز بی کم و کاست و بیش از همه کاپیتالیسم، امپریالیسم و فناتیسم ضدبشری می باشند و درین راستا پرسیدنی ست!

 

بخش دو

دشمنان نوع بشر امروز بی کم و کاست و بیش از همه کاپیتالیسم، امپریالیسم و فناتیسم ضدبشری می باشند و درین راستا پرسیدنی ست! آیا جهان راست و روابط سرمایه سالارانه آن با این سران ابله و دیوانه اش نمی خواهند راه و شیوه سالم و مفید زندگی را از کارگران بیاموزند!؟ یا که نه آنها همچون همیشه تنها برتری و سروری خود و کاسه لیس شان را می خواهند و نتیجه اش هم شده و می شود همین جنگ آفروزی ها و ویرانگری ها و خر تو خرتر شدن هائی که درین زمانه رونق داشته و دارد. چه آن بخشی که با نام بازار گلوبال و دمکراسی لیبرال، و چه آن بخش دیگر هموندشان که با نام خدا و انبیا در آستان انباشت سرمایه سرتکریم فرودآورده و دنبه پهن کرده اند، همگی آنها و آشکارا باهم، جان، نان و امنیت زندگی جهانی را از بسیارانی ربوده اند.

 

می گوئید نه! اندکی شرافت و اخلاق نوعدوستانه درین جهان پلید سرمایه پرستان و مرید بنیادگرایان کجاست؟ چراکه همینک بیش از 400هزار کودک جنگزده یمنی محروم از آب، نان و درمان می باشند و بسیاری از آنها در حال مرگ از گرسنگی و بیماری مهلک می باشند و مرگ ناگریز آنها تنها بخاطر جنگ قدرت و ثروت امپریالیسم آمریکا، و یاری او رهبری جهان اسلامی ست که سران اسلامی این دو دیار می باید، سرکردگی اسلام خاص خود را درین جنگ 1400 ساله که حرمت کبریائی آتش نزاع اش برای سعودی ها یا خامنه ای ها برجا مانده روشن بماند و برای مسلمین جهان آشکارکند، که کدامیک می باید و می تواند نمایندگی خدا بر روی زمین را برای هدایت بندگان خدا بدست گیرد! این در حالی ست که بسیاری از سران امپریالیست سرمایه و وراجان حقوق بشری آن همگی و سال هاست برین فاجعه حقوق بشری یا آتش دمیده و یا چشم و گوش و دهان بربسته از کنار آن گذرکرده اند و بسان رهبران الدنگ سنی و شیعی کک هیچکدام شان نه که نمی گزد بل بیشتر و هرکدام تنها بفکر سرکردگی خود بر جهان و بر کشورهای شان اسیر خود می باشند.

آیا در دوران شترچرانی و حیات محمد پیامبر، بندگان خدا چنین که بلوچ ها محرو زندگی می کنند، زندگی کرده است؟

 

چه دردآور و چندش انگیز است که ببینیم جهان ما با وجود اوج گرفتن بال بلند مریخ سوارانش، هنوز درین زمین خونین آشکارا میلیاردها انسان وجوددارند که همچنان گرفتار نداری و بی سرپناهی اند، و از نداشتن اندکی نان و در هراس از نبودن آب نوشیدنی سالم می نالند! و این ساختار پلید سرمایه و در رنگینی جهانی آن "حالا هریک هر نامی می خواهد داشته باشد" کمترین از آنها، هنوز هم نمی خواهند فرصت زندگی به میلیاردها انسان اسیر بهره کشی بدهند و حق برابر زندگی و آموزش رایگان را بپذیرند. جهان ما با این بیماران سرمایه اندوز و خرافه باف روی روشن زندگی را نخواهددید و یافت. این جهان می باید بیاری دانش و آگاهی و همبستگی انسانمدار و طبقاتی در هم ریخته شده و دوباره ساخته شود؛ تامگر کارورزان روزی چنین محروم از نان و آزادی نباشد که اغلب هستند. میلیاردها کارگر و رنجبر اسیر در چنگال بهره کشی و زور سرمایه گرفتارند، اغلب شان محکوم به تحمل گرسنگی و بیکاری و ناامیدیند. همه جا اشکال ترس حاکم است. ترس از اعتراض، ترس از بیان حق و ترس از ابراز انزجار و دادخواهی، ترس از مردن و ترس از ستم خودکامگان و مرگکاران، و سرانجام فرار از کمین مرگبانان رنگین اسلامی و گریز میلیون ها سرخورده و بی پناه از خانه و کاشانه های شان بخاطر گستردگی دام نسل کشی ها، کشتارها و ترورهائی که سرمایه سالاران و سران ادیان اینجا و آنجا یکی بنام خدا و دیگری بنام لیبرالیسم دمکراتیک اهداف مشترک شان را از دیرباز پوشیده و آشکار مدیریت ضدبشری می کنند.

 

در هیچکجای گیتی آرامش و آشایش و رفاه برای کارگران و زحمتکشان و تنگدستان که بیش از 4 میلیارد هستند وجود ندارد. رونق اینهمه تبهکاری ها بنام خدا و اسلام از یکسو و از دیگرسو کارکردهای جنائی سران سرمایه سالار بهرکش داخلی و جهانی، و همجنین سرسپردگی سران دیگر ادیان ابراهیمی که خود آنها هم دیری ست دومین سازمان مدرن کاردهی و بهره کشی و مردمفریبی شده اند و در رکاب سرمایه داری جهانی اند وهمچون آدمخواران باوجدان سنی ـ شیعی در برابر آگاهی و منافع طبقاتی کارگران قراردارند. صف جنگ مشترک سرمایه و ادیان چنانکه دیده و می دانیم بلائی بر سر این میلیاردها انسات درآورده که تک تک سلول های خونین رنجبران ما و منطقه و جهان از استبدادشان فریاد خونین برآورده اند.

 

درین سرای ضدانسانی کلاهبران خدائی چگونه نباید و نمی توان بدین برداشت لازم رسید که دیگر می باید دور خرافه سرائی ها و رویاپرستی ها و بهره کشی انسان از انسان سپری شده باشد؟ و چرا نباید انسان های کار و تلاش نتواند بجای خدا و سرمایه بنشیند و بجای تبعیت از آنها، دلبستگی به دانش، سمتگیری بسوی پذیرش آگاهی و نشاندن خردورزی انسانمداری را جایگزین نکند!؟ آیا امروزه با این همه مصیبت حکومت الهی انسان مفید کار و نوعدوست چنین آلترناتیوی را برنخواهندگزید؟ البته خواهدپذیرفت اگر باهم و برای همدیگر باشند؛ یکی برای همه و همه برای یکی! تامگر آنگاه اوی نوعی بتواند جای پای دانائی در راه فردایش را بیش از پیش باز و هموارکند! چراکه تاریخ تاکنونی ما جز تاریخ تحقیر و سرکوب ساده دلان باورمند و چلیده شده بیش نبوده و نیست. زیراکه همه اینان جهانی و اجدادشان، پاکباختگان روزگارانِ سرکردگی دین و سرمایه بوده اند! و اینک تجربه داعش های سنی و شیعی و ترامپی را بهتر از پیش با پوست و استخوان و خون خود و جگرگوشه های دریافته اند! و چندان نخواهدپائید که روزی از روزها و در یک جائی از این فرصت کوتاه زندگی سخت و تلخ خود درخواهندیافت که بردباری مذهبی و دینی آنان جز پاکباختگی نامی ندارد، که با آن گول کباب شده اند. وگرنه نمی بایست چنین از شدت فقر و زمینگیری توان شان ته کشیده شده باشد و هست. آیا اینان چندمیلیاردی بیدارشده و در حال بپا برخاستنند؟ و یا آیا آنها نمی باید هم هرچه زودتر بر روی پای اراده سیاسی ـ اقتصادی خود بایستند و از منافع خود میلیاردی و جهانی همدردان شان دفاع کنند!؟ چرا ما و آنها در عین اینهمه کار و تلاش، اغلب نان و سرپناهی هم نداریم؟ در حالیکه سرمایه سالاران و دینمداران بی کمترین کار و تلاش بیشترین برداشت و انباشت از تولید اجتماعی را داشته، تصاحب کرده و بی حساب و کتاب از آن مفتخوری کرده و می کنند! آیا چنین نیست؟

 

با اینهمه نکبت ها، فلاکت ها، ناگوارائی ها و ناسازگاری های موجود که دین و سرمایه برابر حق زندگی 99%صدی ها گذارده، چرا کارگران ایران و جهان ناگزیرند نباشند دلیلی برای عدم سازش با دین و سرمایه بیابند و چرا نباید چاره ای برای جستن و یافتن راه چاره ها و چگونگی زدودن سرکردگی سرمایه و دین مرگبار نیابند؟ پیشروان کارگری می دانند که جز با نبرد اجتماعی ـ طبقاتی رهائی از دام و بند دین و سرمایه متصور نیست و می شاید در پی اش باشند و البته هستند و باید برای سازمانیابی بیشتر و بهتر آن نبرد کرد. به گستره و ژرفای دادخواهی ها و اعتراض های کارگری دیروز و امروز خودمان بنگریم تا به آگاهی تاریخی ـ طبقاتی آنها پی ببریم. دان و دام تنگدستی ها و بدبختی ها و خودناباوری های انسان امروز را سرمایه سالاران و دینمداران در یک اتحاد آشکار و پنهان کاشته و بار سنگین بدبختی ها را بر کول خمیده باربران خود که کارگران و کارمزدان باشند سوارکرده اند و نوع انسان بیرون از باورهای سنتی اش هرجا که باشد از آن خود و زن و بچه هایش رنج می برند و همان ها نیز می باید درین نبرد سرنوشت ساز با همبستگی جهانی و منطقه ای علیه دشمنان مشترک مبارزه کنند. گفتمان سازنده و انسانمدار با برگزیدگان که نمایندگان خدا بروی زمین سوخته ایران باشد غیر ممکن بوده و در صورت انتقاد جدی جز مستوجب مرگ نبوده ونخواهدبود.

 

مگرنه هستی ویران شده ی ما و تباهی کشورمان همچون بخش کلانی از منطقه، در گندآب ها و گودال ها و چاه های مرگبار خدای پنهانی گرفتار نیست که او در ظاهر امر، خالق ملاهای ریاکار و منشأ حکومت دینی تروریست و سرمایه پناه بوده است؛ سرمایه و خدا و دین و حکومت دینمدارانی که آغاز و پایان پستی و بیدادگری هایند، و ژرفا و گستردگی همه مصیبت ها و فرورفتگی های ما در اشکال پست فسادها و در اعماق اشکال بدختی ها جز از دستآورد کلیت آنهای دینی از یکسو، از سوی دیگر بیکاری، گرسنگی، نداری، بی دادرسی، بی سرانجامی ها و بدتر از همه در جا واماندگی های یکایک ما یکراست به وجود و اعمال سرکردگی سرمایه سالاری آنهاست که در پهنه جهان و باهم و درهم تنیده شده اند. درین بازار مکاره ملا با یاری نام خدا و دکانداران دینی، مشکل فراانسانی مایند و باور تاکنونی ما به آندو "سرمایه و دین"در طول قرن ها چنان گره پیچیده بهم خورده که باز کردنش جز بمعنی انقلاب برای دگرگونی بنیادهای ضدبشری متصور نیست. وز همینرو سرگشتگی و خودکم بینی های مان بی کم و کاست با نادانائی های بلند و تاریخی ما پیوند دیرینه و 1400 ساله دارد. هموندی ناخودآگاهی ایکه دیر یا زود می بایست بیاری دانش و شناخت تاریخ و پی بردن به خودناباوری های توسری خورمان اندازه گرفته شده و بدورریخته شود که هیچگاه تاکنون علل پیدایش خودکم بینی ها بررسی نشده و می باید بنیادهای ویرانگراش از زندگی فردی و اجتماعی ما بیاری دانشورزی انسانمدار زدوده و برای همیشه از ساختار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بدور ریخته شود.

بهنام چنگائی سیزدهم اسفند 1399

 

بد نیست بدانیم که مجلس انقلابی الهی در کوران بیکاری، بی نانی و بی روغنی، بودجه حوزه‌های علمیه را 202 درصد افزایش داد و حالا شما شرایط حوزه علمیه می بینید و آنرا با زندگی کپرنشینان سوختبر بلوچ مقایسه کنید.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: