در پاسخ عزیزانی که بر من انتقاد دارند چرا پای بیانیه" نه" به جمهوری اسلامی امضا نهادم

مدت هاست بر وحدت عمل اپوزیسون گرفتار در باور های بی تغیر خود می نویسم. بی آنکه حتی یکبار بطور استدلالی جواب روشن ودقیقی بگیرم. حال نیزدوستان چپ که من روزی از نظر تشکلاتی به آن تعلق داشتم سخت بمن ایراد می گیردکه چرا پای چنین بیانیه ای امضاء نهاده ام.
 
مدت هاست بر وحدت عمل اپوزیسون گرفتار در باور های بی تغیر خود می نویسم. بی آنکه حتی یکبار بطور استدلالی جواب روشن ودقیقی بگیرم. حال نیزدوستان چپ که من روزی از نظر تشکلاتی به آن تعلق داشتم سخت بمن ایراد می گیردکه چرا پای چنین بیانیه ای امضاء نهاده ام.
من از این دوستان که ماه ها وسال هاست که در گیر مسائل به اصطلاح تشکیلاتی خود هستند در کشاکش نمی دانم برای چه ؟در گیرروز آزمائی و خواباندن مچ یکدیگرهستند می پرسم از پروسه وحدت ؟ ازمیزان وقت ونیروئی که برای نشان دادن میزان دلبستگی خود به پنجاه سالگی سیاهکل نهادید، همه فعالیت سیاسی خود را تحت الشعاع آن قرار دادید برای که و چه منظوری بود ؟ نتیجه دستآورد عملی آن چه بود؟ در تمام این مدت نگاه کنید به صفحات ارگانی خود دریغ از یک مقاله که حتی نگاهی کوچک به هم گرائی نیروهای اپوزیسیون ونقش وصل کننده شما داشته باشد . جز کنایه! دریغ از یک راه حلی که بعد چهل سال بتوان گفت این است راه حل مشخص ما! دریغ از مقاله ای که بطور عینی و میدانی آنچه که در سطح وعمق آن سرزمین می گذرد نوشته شود .
می ترسیم از بازتاب دادن آنچه که در تفکر اجتماعی مردم بخصوص نسل جدید امروز ایران می گذرد ما قیم ها ی بگونه دیگری هستیم که بخود اجازه می دهیم مردم را با معیار های ارشادی ونهی از منکر خود ارزیابی کنیم .معیار هائی که هنوز اصلاح طلب حکومتی را بر سکولارهای کرواتی و جوانان متجدد ترجیح می دهد. هنوز نمی تواند قبول کند که در تفکر عمومی نسل جدید وبسیاری از خانواده های هم نسل ما وبعد ما روی کردی مثبت به دوره گذشته بوجود آمده چه ما قبول کنیم وچه نکنیم باید دید و منظورنظر کرد !مانمی توانیم با مسخره کردن زیر سئوال بردن نظر افرادی که امروز مثل ما فکر نمیکنند وسنگ های خود را با حکومتیان واصلاح طلبان وا کرده اند! وبا پاک کردن صورت مسئله این تغیر و تحولات و جابجائی نیرو و تفکر افکار عمومی را نا دیده بگیریم وسراز جوابگوئی مشخص بر داریم!
مو را از ماست دیگری بیرون می کشیم و کنده درخت در ظرف خود نمی بینیم.از این رو هرگز از خود نمی پرسیم چرا تحلیل می رویم چرا این همه گفتن های ما هیچ بازتاب و تاثیری در افکار عمومی ندارد؟عیب از دیگران نیست! به سیمای خود شتر گاو پلنگ ترسیم شده وعمل کرد پنجاه ساله خود بدقت بنگریم و قبل از این که دیگران را مقصر بدانیم کلاه خود را قاضی کنیم و قضاوت نمائیم.
عزیزی دیروز بمن می گوید هیچ جریانی به اندازه فدائیان بر وحدت اصرار نکرده !می پرسم بازتاب عملی آن کجاست؟ " می گوید تو که امضائ کرده ای این سوال اساسی را نپرسیدی که فرا آیند نه به جمهوری اسلامی و سرنگونی آن چه جای گزینی هست ؟آیا یکبار که همراه خمینی نه به شاه گفتیم و ندانستیم که جای گزین آن چیست کافی نیست؟ که این بار باز می خواهیم در میان ابهام وعدم صراحت سلطنت جای گزین جمهوری اسلامی گردد !باید این هم رائی! جای گزین را هم روشن کند!
می گویم "دربیانیه هیچ اشاره ای به سلطنت نشده!" میگوید"ازتوتعجب می کنم که بعد این همه سال نمی بینی عمق این بیانیه که رضا پهلوی هم از امضا کنندگان آن هست." می گویم"این جا هیچ تاکیدی نه بر سلطنت هست و نه شاهزادگی ونه حتی قرار گرفتن نام آقای رضا پهلوی در راس .او هم مانند یک شهر وند ایرانی کنشگر سیاسی در این کمپین متشکل از ایرانیان خواهان برکناری ونه به جمهوری اسلامی شرکت کرده و امضا نموده است." جواب این است "واقعا این طور ساده نگاه می کنی ؟تمام وزن این امضا ها یک طرف و او یک طرف و در این جمع تنها اوست که هواداران خود را دارد ووقتی در جریانی شرکت می کند حتی با همین نام ساده از طریق نیروی مادی خود، محور واتوریته این جمع می شود و شما زیر نام او قرار می گیرید و او نیرو می گیرد . چرا ایشان نمی گویند که نه بعنوان پادشاه بلکه یک جمهوری خواه حاضرند در این مبارزه شرکت کنند؟ من مطمعن هستم اگر ایشان به عنوان کاندید ریاست جمهوری شرکت کنند بالاترین رای را می آورند .اما مانند پدر بزرگ خود که جمهوری خواه بود اما درعمل نتوانست از وسوسه تاج بگریزد و آن را بر سر نهاد ایشان هم قادر به دل کندن از این وسوسه قدرت بلامنازع خوابیده در تاج نمی تواند باشد و از آن دست بکشد."
بخث کشدار است می گویم"اما آن چه من از این بیانیه کوتاه و امضا های پای آن بر داشت می کنم نه پیش داوری در باره عملکردآینده آقای رضا پهلوی و این که در بعد فرو پاشی جمهوری اسلامی چه خواهند کرد.بلکه عمل امروز ایشان در همراهی اوبااین جمع خوشنام است.من این فرصت و امکان جمع شدن تعدادی به این وسعت از چهره ای شاخص و مورد قبول مردم زیر یک شعاررا با طرح این که باید تمام مراحل جز به جز بررسی شود! آقای رضا پهلوی مکنونات درونی خود را آشکارا بیان کند ودر کسوتی در آید که مورد قبول من باشد تا من ببینم که می توانم با ایشان هم رائی کنم یا نه از دست نمی دهم !
در حال حاضر ایجاد فضا وامکان یک هم فکری عملی از طرف اپوزیسیون خارج حول مبارزه با جمهوری اسلامی در قالب قراز گرفتن افرادی که مورد وثوق مردم هستند برای من بسیار مهم است .پایه ای برای همبستگی های آتی و فرا گیر. من برای کسی تکلیف معین نمی کنم .بلکه به صورت مسئله طرح شده پیش رو می نگرم که همانا استفاده از هر فرصت برای مبارزه با حکومتی است که فاسد تر و ارتجاعی تر و شرم آور تر از آن نیست. لذافرصت مغتنمی برای یک هم رائی و هم زبانی برای گفتن نه به جمهوری اسلامی وتاثیر گذاری در افکار عمومی است . من فکر می کنم آن چه مهم است تاثیری است که این هم گرائی در بین اقشار وسیع مردم و امید و نوید یک همبستگی بیشتر در بین مردم بوجود می آورد واگر حضور آقای رضا پهلوی با همین سادگی که قبول داریم امروز از اقبال بسیار وسیعی بین مردم بر خور دار است به فراگیری و تاثیر این کمپین اضافه می کند چه بهتر.برای من مهم است در این فصل بی برگی و عدم هم گرائی که متاسفانه افراد و جریان ها بجای این که در فکر وصل کردن باشند در فکر فصل کردن هستند بیک تلاش در جهت بوجود آوردن فضائی که امکان هم گرائی هر چه بیشتری به جریان ها و بخصوص افراد پراکنده تاثیر گذار در خارج وداخل می دهد و آن ها زیر شعار اصلی ووحدت آفرین نه به جمهوری اسلامی گرد می آوردجوابی مثبت داده باشم."
من در مقاله آخر خود که هم زمان با این بیانیه شد. نوشتم متاسفانه تمام جریان های سیاسی هیچ تلاشی برای ایجاد یک هم گرائی و در آمدن از پوسته گروهی خود انجام نمی دهند. تنها آقای رضا پهلوی بوده که تلاش کرده تابو هائی که بسیاری از سلطنت طلبان دارند بشکند و قدم به قدم در سیمای یک کنشگر سیاسی بدون نهادن پیش شرط دست هم رائی برای یک اتحاد حول مبارزه با جمهوری اسلامی وگفتن نه به آن بطرف جریان های سیاسی و افراد دراز کنند. من فکر و قصد خوانی نمی کنم این که در آینده ایشان چه می کنند! بسیاری از ما از دبیر اول سازمان فدائیان گرفتنه تامن عضو آخر سازمان! آن نماندیم که بودیم! و حال در آن جائی نه ایستادیم که انتظار می رفت .آنچه مهم است در مرحله کنونی ایشان حاضرند هم ردیف با من پای یک اعلامیه امضا بگذارند . خواهان یک حکومت سکولار بر اساس انتخابات کاملا آزاد مردم باشندانتخابی که رای آن نه بر اساس خواست ودیکته کردن من و ایشان بلکه انتخاب کاملا آزاد مرد م باشد ممکن است در این انتخاب آزاد هر فرد یا جریانی که مورد پسند من نیست بیرون بیاید اما من بعنوان یک جمهوری خواه معتقد به سکولاریسم ،آزادی وعدالت اجتماعی به این انتخاب آزاد گردن می نهم .بگذاریم این مردم مردم بی لبخند نا امید اندک امیدی بیابند و اندک تبسمی بر گوشه لب هایشان بنشیند. مردمی که روزانه زندگی خود را بی آن که ما بخواهیم یا نخواهیم با دیگر کشور ها وگذشته خود مقایسه می کنند واز ما می پرسد چرا ؟
اما جواب به سوال آخر که یکی از دوستان در مورد این لگوی نه به جمهوری اسلامی که ازمن کرد و آن را با علامت از بالا با عرض معذرت بیلاخ واز نگاه پائین همان نشانه بکش مردم روم در صحنه مبارزه گلادیتور ها مقایسه نمود.
متاسفانه اکثرا این گونه هستیم کنار می نشینیم اما وقتی جریانی یا فردی کاری صورت می دهد وارد می شویم واز چپ وراست ایراد می گیریم. از نظر من طرح ساده و کاملا قابل درکی است بخصوص وقتی به مشت بسته وانگشت سبابه به نشانه "نه"که تصویر یک زن آزاده امروز مانند نرگس محمدی ها را تداعی می کند ونشان از حضور قدرتمند زنان در مبارزه را دارد که خشم جمهوری اسلامی را بر می انگیزد!این طرح برایم جالب تر می گردد.
بیائیم بجای عیب جوئی تشکر کنیم از کسانی که دغدغه گذران ،سرنوشت و آینده سرزمینمان ومردمانمان را دارند وبرای این دغدغه انسانی وقت و فکر می گذارند وراحت استراحت در پیرانه سری را نمی پذیرند!که آسودگی خود در آسایش مردم می بینند در جوانه زدن حتی یک ساقه امیدکوچک در دل هایشان به شادی ،امید و فانتزی طراحی که به سادگی و گویائی این طرح را ارائه کرده است.
باامید به نقد سازنده در راستای هم گرائی بیشتر ابوالفضل محققی
Kan være et billede af tekst
 
 
 
برگرفته از: 
فيسبوك نويسنده
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
در پاسخ عزیزانی که بر من انتقاد دارند چرا پای بیانیه" نه" به جمهوری اسلامی امضا نهادم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته اید:فرض کنیم که حرکت جدید منجر به امضای بیشتر شود، با این امضا ها چه می شود کرد؟ اگر هدف هماهنگی بین اپوزیسیون است، راه اش این نیست!

عنوان مقاله: 
در پاسخ عزیزانی که بر من انتقاد دارند چرا پای بیانیه" نه" به جمهوری اسلامی امضا نهادم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محققی با سلام
وقتی گفته شد که اتحاد در عمل برای نیروی چپ از هوای تنفسی ضروریتر است، دلیلش همین است که امروزه دچارش شده ایم. امروز نتیجه ده ها سال بی عملی، خومحوری و خود بزرگ بینی پیش روی ماست.
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Manochehr Maghssudnia
با درود. ابتدا بگویم که خودم هم آنرا امضا کردم. ولی برایم این سوال وجود داشته و دارد که از این بیانیه ها، کمپین ها و ... با امضای 100، 1000، 10000 و .. نفری چه هدفی داشته و
تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
در پاسخ عزیزانی که بر من انتقاد دارند چرا پای بیانیه" نه" به جمهوری اسلامی امضا نهادم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امضای من پای این بیانیه ونیز سالها همراهی ام با رضاپهلوی تنها بخاطر مردم بوده. اینچنین است در مورد دیگرانی که سالها رضاپهلوی را در این سالها یاری کرده اند. همراه شدن با رضاپهلوی خدمت به مردم ایران است
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Mehdi Faridian
امضای این بیانیه از طرف شما نشان میدهد که شما بر عکس رفقایتان که در گذشته مانده اند به امروز و آینده ایران و مردم ایران میاندیشید و افتخار بزرگی برای شما میباشد که
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Ali Mohammadi
ابوالفضل گرامی ، اینگونه که پیش می رود گمان می کنم رویین تن شده باشی عزیز.
بهترین روش را برای پاسخ برگزیده ای . نمی دانم عزیزان و دوستان همفکر سابق چه جواب‌هایی به سوالات شما دارند ؟
تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
در پاسخ عزیزانی که بر من انتقاد دارند چرا پای بیانیه" نه" به جمهوری اسلامی امضا نهادم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هم در نبرد مسلحانه در مقابل گارد شاهنشاهی شرکت داشتم و انقلابی بودم. پس از کشتار سران نظام پیشین در اولین روزهای انقلاب در عین جوانی و ناآگاهی اینقدر را فهمیدم که انقلاب اشتباه بود. به اندازه ادامه