نوروزیان در راه بهاران

پیشاپیش، نوروز و بهاران را به همگان، دوستان و رفقایم شادباش گفته و برایتان آرزوی تندرستی و شادمانی دارم.

با بزمِ شعله و دمِ دهل و سورِ سرناها
در
ین دلِ زمستانِ و وحی سوگوارای ها
دوباره موج گرما و شادی و امید برپاشد.
با
خیز بهاران و شکستِ سرددلان
در کمرِ زمین و
چشم زمان و دل زندگان
شوقِ کرشمه و ش
ور امید و نوا نمایان شد.
دوباره با
برِ گرم و بوی نرم بهاران
اگرچه گرسنه و بیکار و تنگدست

لبخندِ زندگی بی قرار و امید بفردا پایکوبان شد
.
بر لبِ دل ها و گوشه چشم های
غمگین
بازهم نوا، خنده و شادمانی رقصان شد.
راز و رمز نوروز و بهار
سبزه وری
در جانِ چشمه و
دل چمن و پهنه دشت پیچان شد.
در گپ و گذارِ پیشواز نوروز
تباران
هستی شنگول، دست در دستِ
چشمه ساران شد.
در آن بالای منابر و سرای
نوحه و گریه و سوگ
خشم عجوزه ی ترسان، وه چه سخت رسوا شد
.
ش
یخ دیو و ددان، مطرود ز درگه بهار 
نشسته روسیاه، و دم به
پوچ و هذیان شد.

 

بهنام چنگائی 28 اسفند 1399

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: