آیا در اپوزیسیون ایران تشتت و تفرقه وجود دارد؟!

در این خلاصه سعی شده است ضمن مقایسه شرایط بوجود امدن انقلاب سال 1357 با شرایط کنونی، بیان شود که امروز زمینه های وحدت و هماهنگی بین نیروهای اپوزیسیون، گسترده و بمراتب بیش از انچه است که در سال 1357 وجود داشتهاست.

با اوجگیری جنبش حق طلبانه و خروش ازادی خواهی در ایران ، امروز صداهایی  خرده گیر در حال طنین افکنی است که، "این جنبش و تلاش مردم ایران نا موفق خواهد بود چون اپوزیسیون در خود چندگانه و متشتت است"؟!

خوب ما برای بررسی این پدیده، با جنبش مردم در سال 1357 مقایسه می کنیم.

در سال 1357 بخش عمده ای از مخالفین، نیروهای چپ بودند که بخش فدائیان ان، قبله خود را شکل یک کشور سوسیالیستی از نوع انقلاب کوبا یا شکل امریکای لاتین می دید. بخش دیگر توده ای ها بودند که قبله خود را در مسکو و نوع دیگر ان چینوفیل ها بودند که از اساس مخالف و دشمن توده ای ها و طرفداران مسکو بودند و انها را بدتر از امپریالیست امریکا می دانستند و هیچکدام از انها حاظر به همکاری با دیگری بودند.

در بخش دیگری از انها سازمان مجاهدین خلق بود که از اساس خمینی را بعنوان یک نیروی ارتجاعی ارزیابی می کرد و در سطوحی ،تا قبل از سال 57، حاظر بود یا بعضی از نیروهای چپ همکاری کند ولی با خمینی فاقد هرگونه وجه اشتراک و همگرائی بود.

در بخش دیگر نیروهای ملی دمکراتیک بودند که مورد هجوم و انتقاد نیروهای چپ بودند، با ادعای اینکه اینان نیروی واقعی ضدامپریالیست و نهایتا نیروی ملی واقعی نیستند و در حقیت راه بازکن امپریالیسم می باشند.

و در نهایت نیروهای ارتجاعی و طرفداران خمینی و حزب موطلفه

 بودند که در مجموع شاید حدود 10% زندانیان سیاسی شاه را تشکیل می دادند و بقیه را ، مرتد ، منافق ،غیر مسلمان می دانستند . این مجموعه متناقض  و نا همگون در نهایت منجر به انقلاب سال 57 شد. (اینکه این مجموعه نا همگون چرا و چگونه نهایتا به انقلاب سال 57 منجر شد، تاریخ نویسان زیادی از جمله اقای دکتر عباس میلانی به ان پرداخته اند و طرح مجدد ان در اینجا خارج موضوع این مقاله است)

اما امروز در بخش نیروهای چپ، از نوع روسفیل یا چینوفیل و... در نهایت کمونیستی ان، بعنوان یک ایده غیر مناسب با زمان، مربوط به یک قرن پیش، نا هماهنگ با ایده های دمکراتیک جوامع بشری، ارزیابی می کنند و متاسف از انچه که در گذشته با نیروهای ملی و ازادی خواه ایران، از جمله با دکتر مصدق و حتی نادیده گرفتن توصیه ها و استمداد کمک دکتر بختیار، در اخرین روزهای او هستند.

بخش دیگر از اپوزیسیون ایران، نیروهای سلطنت طلب ایران است که فرزند شاه، نماینده ان،  با صدای بلند می گوید " من یک دمکرات، جمهوری خواه و ضد دیکتاتوری هستم و هر چیز در اینده ایران بر مبنای جمهوریت و لزوما از درون مجلس موسسان، با تائید ملت ایران خواهد بود.

و اما سازمان مجاهدین خلق، امروز بعلت سیاست های غیر دمکراتیک و انحصار طلبی خود بیش  از زمان دیگر منزوی ، ایزوله و جدا مانده از صف اپوزیسیون و مردم است.

اما اینکه اپوزیسیون ایران متنوع است، این را نمی توان خرده گرفت چون همه انها خواهان دمکراسی، تساوی زن و مرد، تساوی حقوق خلق های ایران در چهارچوب وحدت ملی و تشکیل مجلس موسسان، برای تعیین شکل اتی حکومت دمکراتیک ملی است و نباید فراموش کرد که این تنوع بعلت وجود تنوع ملی در درون ملت ایران است که چندهزار سال است درکنار هم با وحدت ملی، بدون پایمال کردن حقوق اقلیت زندگی می کنند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: