چه بر سر این کشور آمده است ؟ داستان تلفن های عید قسمت هشتم

نوشتم ضد ارزش ها .مسلما ارزش ها نیز در گذر زمان تغیر می یابد آنچه که امروز ارزش شمرده می شود فردا ممکن است بعنوان ضد ارزش شناخته شود.چهار دهه قبل انقلابی که با شعار رحمانیت عدالت وآزادی میلیون ها انسان ایرانی را درجذبه ای مست واربدنبال خودروان کرد، یوغ اطاعتی چشم بسته بر گردن ملت افکند و میلیون ها ایرانی جوان ونوجوان در آرزوی جامعه ای با ارزش های انسانی که خمینی در قالب ارزش های اسلامی بیان میکرد بدنبال خود کشید.
 
نوشتم ضد ارزش ها .مسلما ارزش ها نیز در گذر زمان تغیر می یابد آنچه که امروز ارزش شمرده می شود فردا ممکن است بعنوان ضد ارزش شناخته شود.چهار دهه قبل انقلابی که با شعار رحمانیت عدالت وآزادی میلیون ها انسان ایرانی را درجذبه ای مست واربدنبال خودروان کرد، یوغ اطاعتی چشم بسته بر گردن ملت افکند و میلیون ها ایرانی جوان ونوجوان در آرزوی جامعه ای با ارزش های انسانی که خمینی در قالب ارزش های اسلامی بیان میکرد بدنبال خود کشید.جوانانی که در دفاع از وطنی که می خواست الگوی جهان شود در جبهه های جنگ پوتین از پای کشیدند و پای برهنه بر روی مین ها رفتند تا رزمنده عاشق دیگری از آن ها استفاده کنند .
روز هائی که نسل من آن را بخوبی در یاد دارد .روزهائی که براستی عشق به هم نوع ،هم یاری و فداکاری ،تلاش برای ساختن جامعه ای خالی از رنج ،زشتی ، ابتذال،گره خورده با آزادی و عدالت همه ارزش شمرده می شد واکثریت جامعه با نیک ترین آرزوها شب سر ببالین می نهادند.دردنیائی که قدرت مردم در شکل انقلاب خود را نشان داده وجامعه پر نشاط شکل گرفته خود را قادر به جابجا کردن کوه ها می دید.نشاط حاصل ازفکر آینده روشن فضای شادی وحرکت را در جامعه دامن میزد .
در چند ساله اول انقلاب با وجودیکه از روز نخست خمینی سیرت دد منشانه خود را زیر عنوان انقلابی در اعدام های پشت بام مدرسه رفاه نشان داد !اما هنوز تن ملت گرم وچشم ها انباشته از شور بود واکثریت هنوز قادر بدیدن عمق فاجعه وخون ریزی حاصل ازتیر رها شده ازکمان تحجر هزار وچهار صد ساله از عمق تفکر اعراب بدوی که بر قلبشان نشسته بود، نبودند.
علی الخصوص که جریان های سیاسی نیز برخی بتائید ، برخی به سکوت وبرخی به دودلی براین حوادث نگاه می کردند. صدای اعتراض اندک آگاهان به طوفان بنیان کن شنیده نمی شد.کسی معترض به حکم حجاب خمینی نبود .چرا که در نئشگی غرق شدن در دریای انسانی ،احساسات تاریخی یک ملت غوطه می خوردند و سر از پا نمی شناختند
دل به روزهائی داده بودند که خمینی ترسیم می کرد
"شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم؛ شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم ."صحیفه خمینی جلد ششم.
اما در این چهل سال افکار خمینی ،جانشینان خمینی و ولی فقیه نشسته بر جای او جامعه ایران را بجائی رسانده اند که مردم به نان شب محتاج و معنویات ادعائی خمینی در سیمای تفی بزرگ بر صورت و آرزو ها ی ملت نشسته که با نفرت در حال پاک کردن آن همراه با دشنام به خمینی ورژیم بر آمده از تفکرارتجائی اوهستند.
طشت انقلاب دیر گاهی است که از بام فرو افتاده ومردم گیج وسر خورده، امید از کف داده نه تنها به حکومتیان اعتمادی ندارند بلکه اعتماد اجتماعی نسبت بیک دیگر را نیز از دست داده وسر به عصیان بر داشته اند! عصیانی که در اشکال مختلف بخصوص در تقابل با ارزشهای ادعائی رژیم خود را نشان می دهد.
امریکا که خامنه ای ام الفسادش می خواند در نظر اکثریت مردم بهشتی است که میلیون ها ایرانی متخصص و تحصیل کرده در آن جا زندگی می کنند .جدا از تعدادی مزد بگیران حکومتی که آن ها هم اگر روزی ورق برگردد بیشتر از همه امریکا امریکا خواهند کرد.
انقلاب برای سال هائی در هیاهوی حکومت مستضغفان مانع از حرکت سرمایه و صاحبان سرمایه گردید .اما حال مغلوب صاحبان ثروت های افسانه ای دزدانی شده که چرخ بازار را و سیاست در سایه را بدست دارند .از همین روست که در بخشی از شهر های بزرگ عملا مناطق تحت نفوذ این دزدان قدرتمند خارج از دایره قدرت نمائی ناحیان دل خوش منکرات قرار دارد .
روند تحولات اجتماعی وقدرت پول بتدریج نقاب از چهره حکومت گرفته وعریانی جسم وعقل علیل حاکم، ایدولوژی حاکم ونا کار آمدی آخوند ها را در مقابل دیدگان عموم قرار داده است. کوچکترین باور و اعتمادی بین اکثریت مردم به حکومت نیست.حکومت نیز قادر به کنترل رفتار های اجتماعی مردم نمی باشد.نوعی نا فرمانی مدنی!
مسئله حکومت کنترل سیاسی تشکیلاتی مردم است و حفظ ظاهری که بخوبی می داند در پس آن کوچکترن نشانی از احکام شریعت نیست.داستان رهبر شیر نمادین در علم است که هر از چند گاهی تکانی در باد می خورد.
هر کس ساز خود می زند. هر کس به اندازه توان خود قسمتی از گوشت قربانی را که ایران نام دارد از تن او می کند. خانواده لاریجانی ها صد ها هکتار زمین های لویزان را بسق خود می کشد. قالی باف صد ها خانه ومسکن را در قباله زن خود می نویسد وفلان سردار سپاه مامور در گمرک می گذارد که اجناس قاچاق اورا رد نماید. نماینده مجلس میلیارد ها تومان هزینه رفتن به مجلس می کند که در جریان چهار سال نمایندگی واسطه گری کند با امام جمعه محل انتخابی دست بیکی کرده مردم و امکانات دولت رادرمحل انتخابی خود را بچاپد.
همه این ها مردم می بینند! با نفرت به رژیم نگاه می کنند ودر حالی که به ملا ها دشنام میدهند به باقی مانده گوشت قربانی هجوم می آورند. نهایت پاسدار وبسیجی که زورش به زمین ها شهری نمی رسد مقداری بلوک سیمانی بر داشته در پای کوهی خارج از شهر ویا نزدیک آبادی خود حصاری می کشد وزمینی را تصاحب می کند
حکومت سیاسی متشکل از همین دزدان در دفاع از خود وسرمایه خود راس تمامی ارگان های قدرت را تصاحب می کند. فرماندهان را در لباس سپاهی صاحب سرمایه می سازد ! در راس امورشان می گذارد حتی از آفتابه داری مسجد هم نمی گذرد. در ورودی هر شهر،هربخش و شهرستان پایگاه یگان های آموزشی واکنش سریع سپاه وبسیج می سازد. ارز خود می برد و زحمت مردم می دارد.
بخش متوسط اجتماعی بتنگ آمده ازاعمال حکومت به شیوه خود شروع به هنجار شکنی می کند .دنبال آن قسم زندگی وتفکری می رود که یکصدو هشتاد درجه بامعیارهای اسلامی حکومت سرخوش از قدرت در تضاد است.ساده زیستی خامنه ای جوک می شود .حداد عادل کریم شیره ای و قاری قران طوسی ملیجک دربار خامنه ای لقب می گیرند.
زنان جلوی روپوش خود را چاک میدهند.روسری بر میدارن!در کمپین یک میلیون امضا شرکت می کنند.تلویزیون دولتی را تحریم ورو به ایران انتر ناشنال و من وتو می کنند. دختران جوان سیمای مانکنی می گیرند .معیار زیبا شناسی شان اندازه دور باسن جنیفر لوپزمی شود و با پولی که تعدادی بسختی فراهم می سازند.به تجارت خانه پزشکان زیبائی که بازارشان سکه شده وبیشتر از علم پزشگی متخصص زیبائی گردیده اند مراجعه می کنند.از چربی شکمشان می گیرند بر حجم باسن خود افزوده می کنند.
تصور نمی کنی چه فشاری به خانواده ها برای جور کردن پول عمل زیبائی دخترنشان وارد می شودودنیای مجازی عرصه زور ازمائی و تقابل با حکومت می شود....... ادامه دارد. ابوالفضل محققی
 
 
 
 
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: