گفت و گو با ابولفضل محققی : چه بر سر این کشور آمده است ؟

داستان تلفن های عید
شاید باور کردنش مشکل باشد اما این دقیقا بازتاب تمام گفتگو ها ئی است در طی همین چند روز اول سال در تبریک گفتن به اقوام ودوستان داشتم چند جمله اول صرف تبریک و حال واحول پرسی و چگونگی هوا وخانه نشینی و گرانی که امان از مردم بریده .اما شاه بیت تمام این مکالمات پرسش در مورد چگونگی امکان خارج شدن از ایران ، پرسش در مورد راه های خارج شدن و موسساتی که این کار را صورت می دهند بود.
 
ابولفضل محققی نویسنده ؛روزنامه نویس ،  نقاش وهمچنین فعال سیاسی که سال ها ست قلم می زند  اخیرا در یک مجموعه هشت قسمت تحت عنوان: "چه بر سر این کشور آمده است ؟ داستان تلفن های عید" مطالبی را طرح کرده است  که برای ما خارج نشین ها  به تا حدی  تازگی دارد.  این مجموعه  در فیسبوک مورد استقبال ؛ نقد  و  بررسی قرار گرفته است.
 
1- شاید باور کردنش مشکل باشد اما این دقیقا بازتاب تمام گفتگو ها ئی است در طی همین چند روز اول سال در تبریک گفتن به اقوام ودوستان داشتم چند جمله اول صرف تبریک و حال واحول پرسی و چگونگی هوا وخانه نشینی و گرانی که امان از مردم بریده .اما شاه بیت تمام این مکالمات پرسش در مورد چگونگی امکان خارج شدن از ایران ، پرسش در مورد راه های خارج شدن و موسساتی که این کار را صورت می دهند بود.برخی شان پدر ومادرانی بودند که با وجود سختی دوری از فرزندانشان می گفتند "بجه هامان دارند از بین میروند سال ها درس خوانده اند اما بیکار ،افسرده وعصبی ،ناامید از وضع موجود دارند تباه می شوند."
 
 
#############################################
 
 
2-
بیشتر از نیمی از زنان این ام القرای اسلامی مهم ترین فکر وذکرشان پرداختن به مد های روزانه تبلیغاتی غرب است.
تفکربخش عمده زنان ایرانی غربی است. شما در چهارچوب فکری خودتان فکر می کنید خانم ستوده یا خانم نرگس محمدی الگوی دختران وزنان ایرانی است .بدبختانه چنین نیست.چند نفر دور آن ها حلقه می زنند؟ ترکیب ثابت جمع مادران خاوران ،غربت گورستان خاوران که تنها بدلیل مسائل امنتی نیست. هنوز افکار عمومی قادر به درک عمق فاجعه جان های آزادی که در خاوران خفته اند نیست. هنوز مادر ستار بهشتی با تمام فریاد ها و ایستادگی جانانه یک مادر در برابر ظلم حکومت قادر به بر انگیختن افکار عمومی نگردیده است
  • @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
3-می گوید میدانی یکی از فحش های جاری بین جوان ها شده "بچه آخوند" چیزی معادل حرام زاده ، دو دوزه باز .سرنوشت تلخی در انتظار آخوند ها و خانواده هایشان است .همین حالا هم هیچ آخوندی جرئت رفتن به جاهای خلوت بخصوص شب ها را ندارد. می گویند تاکید اکید کرده اند که تنهائی جا های خلوت نروند. ببین کاررا کجا کشانده اند که بچه های آخوند ها در مدرسه خجالت می کشند بگویند پدرشان آخوند هست!
 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
 
تنها مشکل حکومت نیست در این چهل سال خیلی چیزها عوض شده رابطه ها تغیر یافته .شما نبودید نمی توانید تجسم کنید.من نوشته های شما را می خوانم ببخشید اگر این حرف را می زنم .شما هنوز تصورتان زمانی است که ایران را ترک کرده اید .هنوز فکر می کنید مردم همان طور مانده اند که در خاطرتان است.این ها واقعا مردم را عوض کرده اند .بلائی سر مردم واین ممکت آورده اند که قابل تصور نیست .
آن نسل شما بیشترشان از دور خارج شده اند.این جا هر کس بفکر اینه که گلیم خود را بهر قیمت بهرشکل که شده از آب بیرون بکشد .دیگر هیچ پرنسیب اجتماعی واخلاقی وجود ندارد.قبح همه چیزفرریخته .مردم باور به هیچ چیز ندارند.هیچ کاری از صمیم قلب و از روی اعتقاد صورت نمی گیرد . هر کس هر جا ، بهر چیز که دستش برسد از برداشتن آن یا بهتره بگم از تاراج آن دریغ نمی کند . چرا که می بیند مملکت شده بچاپ بچاپ. بالائی ها میلیاردی می دزدند ،اگر آن اندک باقیمانده را ندزدند باید گرسنه بمانند تا کسی دیگر بدزدد 
 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
 
 
4-عمو راستش گیر کردیم! نمی دانیم چکار کنیم؟ من پزشگ متخصص قلبم وضعمان بد نیست خانومم هم متخصص زنان زایمان است .دو تا هم بچه داریم دیگه این مملکت جای ماندن نیست جوانی ما که تباه شد نمی خواهم بچه هایم در این محیطی که این لامصب ها بوجود آورده اند بزرگ شوند .نمی خوام بچه هام هرروزشتشوی مغزی توسط یک مشت آدم های عقب مانده ای بشوند که زندگی ما را تباه کردند حال نوبت بجه هامان رسیده 
 
یک همکارانم می گوید از گشتن جیب لباس های پسرم از کاویدن مخفیانه اطاقش نفرت دارم. اما ناگزیرم! وحشتناک است یافتن چاقوئی پنجه بکسی و خدای نکرده موادی .نمی دانم حال خودم را وقتی پنجه بوکس در جیب شلوار پسرم پیدا کردم برایت تعریف کنم. وحشت کردم نمی دانستم ! حالا هم نمی دانم چکار کنم؟ نمی دانم آن بیرون بین جوان ها چه می گذرد؟ برخود کنم پنجه بوکسش را بگیرم چه میزان به اعتماد حریم خصوصیش لطمه زده ام؟ خودمان از سرک کشیدن حکومت به حریم خصوصی انتقاد می کنیم! آن وقت دست در جیبش می کنیم .
فکر می کنم این پنجه بوکس به نوعی دفاع از شخصیتش است در مقابل تهاجمی که هر لحظه می تواند به وی صورت بگیرد .اگر نتواند از خود دفاع کند باید تن به بزدلی بدهد. اگر ندهد در گیر شود چه بلائی سرش می آید؟ جهنم شده نمی دانم چه کار کنم ؟گیرم که بگیرم فردا چه که همه کارش مخفی تر خواهد شد.چه مملکتی شده که بچه های نو جوان باید پنجه بوکس داخل جیبشان بگذارند بروند مدرسه!
 
5-می پرسم "نظرت به مواضع اخیر آقای رضا پهلوی چیه ؟مردم چی می گویند؟" می گوید نشنیده ام .بخش امور خارجه مربوط به همسرم است که کاری جز نشسن پای کانال من وتو ندارد، دو سه روزه که بینمان شکر آب است گزارش نمی دهد.پسرم اصلا تو باغ سیاست نیست. من هم که تمام وقت مشغول دو دوتا چهار تای حساب کتاب زندگیم.
نمی دانم چه گفته .اما مردم دنبال یک آدمی مثل رضا شاه می گردند که بیاد و مملکت را ازاین ویرانی و آشفتگی نجات دهد. نه تنها رضا شاه هرکه میخواهد باشد !تنها از عهده این آخوند ها در بیاد .به این نابسامانی اقتصادی پایان بدهد.باور می کنی اصلا براشون فرق نمی کند شاه باشد، یا رئیس جمهور! مهم اینه که بدونند از پس ان اجامر و اوباش در می آید.
 
6-این جا تئاتر بزرگی است که موضوع نمایشنامه آن "چطور جل خودمان را از آب بکشیم! است "
همه سر همدیگر کلاه می گذارند. رحم و مروتی نیست. هرکس دستش هر جا می رسد یک تکه می کند .همه از صبح شروع به سگ دو زدن می کنند! مانند سگ پا سوخته هر جا سرک می کشند. به دین وایمان به خدا و پیغمبر دشنام می دهند.اما برای گرفتن قیمه نذری هجوم می آورند.شورحسینی می گیردشان و سر ا پا نمی شناسند. خرما و حلوای مرده را می خوردند.هم زمان تو دلشان می گویند خلاص شد. هم خودش راحت شد و هم خانواده را راحت کرد.مرده را قبر نگذاشته دعوا ومرافعه سر ارثیه اش شروع می شود.
 
 
 7-اسم کشوراسلامی است. اما اکثریت بهیچ چیز اعتقاد ندارند.صحبت حلال می کنند همه لقمه حرام می خورند.نمی دانم این خمینی چه جادوئی در کار این مردم کرد که بخش زیادی از صغیر تا کبیر فرصت طلب، دو دوزه باز و حلول مذهب شده اند.
نسلی پای بمیدان نهاده که از اسلام واسلامیت نفرت دارد.دختر ها نترس تر از پسر ها !همین ها هم طومار این حکومت خواهند پیچید.همه منتظر یک حادثه، یک دست غیبی اند ..
 
 
 
 
فریبرز
براساس تجربیات من که تاهمین 4 سال پیش درایران زندگی می کردم ماسفانه بخش عمده ای ازاین گزارشات- لااقل درحوزه ی طبقه ی متوسط- صحیح وواقعی است. بخش های پایین تر وبالاتر هم باناهنجاری ها وسردرگمی های دیگری دست به گریبانند.درمجموع مردم اتمیزه شده ومجموعه ای به نام جامعه راتشکیل نمی دهند.

 

 

 

 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: