کدام کشور بیشتر علاقه‌مند است که مذاکرات زودتر به نتیجه برسد؟

علی خامنه‌ای، رهبر ایران، طی سخنانی در آغاز سال ۱۴۰۰ گفت که برای بازگشت برجام "عجله‌ای نداریم". از سوی دیگر رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران نیز در گفتگو با سایت اکسیوس گفت که انتخابات پیش رو در تهران عاملی در تصمیم‌گیری و سرعت بخشیدن به مذاکرات مربوط به احیای برجام نیست.

آیا این اظهار نظرها منعکس کننده واقعیت است یا تنها یک تاکتیک است که طرفین می‌خواهند برای جلوگیری از بهره‌برداری طرف مقابل، خود را مشتاق احیای برجام نشان ندهند؟

جو بایدن و تیم وزارت خارجه و شورای امنیت ملی‌اش از دوران مبارزات انتخاباتی سال گذشته همواره بر هدف خود برای احیای برجام تاکید کرده‌اند. از نظر تیم بایدن، با وجود ایراداتی که مخالفین برجام در آمریکا نسبت به این توافق وارد می‌کنند، فعلا نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به خصوص در چارچوب پروتکل الحاقی که نظارت‌ها را در بالاترین سطح ممکن فراهم می‌آورد، مهمترین ابزار برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای است. تا بحال هیچ کشوری تحت نظارت آژانس نتوانسته به بمب هسته‌ای دست پیدا کند.

بایدن

منبع تصویر،REUTERS

از این منظر زنده کردن برجام به عنوان یک راه حل موقت برای آمریکا اهمیت دارد. چرا موقت؟

چون دکترین سیاست خارجی دولت بایدن نسبت به ایران این است که پس از احیای برجام و بهره‌مند شدن آن کشور از مزایای آن، از حکومت ایران بخواهد وارد دور جدیدی از مذاکرات شود. محور مذاکرات مزبور، محدود کردن برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و محکم کردن و طولانی‌تر کردن محدودیت‌های برجامی، از سوی دولت بایدن عنوان شده است. در دراز مدت، این نگاه، در تضاد آشکار با نگاه راهبردی حکومت ایران مبنی بر ادامه رابطه آشتی‌ناپذیر با آمریکا است و باعث می‌شود که نهایتا برجام توافقی بی‌ثبات از کار در آید.

اما آیا فعلا و تحت شرایط موجود آمریکا از بیم روی کار آمدن یک حکومت تندرو در ایران می‌خواهد پیش از انتخابات ایران کار احیای برجام را به اتمام برساند؟ واقعیت این است که از دید یک ناظر خارجی، به فرضِ انتخاب یک فرد تندرو در انتخابات ریاست جمهوری ایران، چنان دولتی، در صورت ادامه تحریم‌ها، زیر فشار فزاینده پیچیده شدن وضعیت اقتصادی مشکل بتواند کارنامه موفقی داشته باشد و به عنوان نخستین دولت انقلابی که رئیس آن همسو با آقای خامنه‌ای خواهد بود، احتمالا تصویری تاریکتر از دولت‌های گذشته از خود به جای خواهد گذاشت.

تورم نقطه به نقطه در اسفند ۱۳۹۹ (افزایش قیمت‌ها نسبت به اسفند سال قبل) به عدد کم سابقه ۴۸.۷ درصد رسید. تورم نزدیک به ۵۰ درصد فقط یکبار در طول تاریخ جمهوری اسلامی گزارش شده آنهم در سال ۱۳۷۴ بوده که تورم به ۴۹ درصد رسید. اما در آن سال چه اتفاقی افتاد؟ برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک شورش شهری از اسلامشهر شکل گرفت که سرکوب گردید. به هر شاخص اقتصادی که نگاه کنیم وضعیت بحرانی است. بنا بر گزارش مرکز آمار تورم نقطه به نقطه مواد غذایی در اسفند ۹۹ معادل ۶۶.۶ درصد بوده است که هم چنان رو به افزایش است. طبق گزارش‌های مرکز آمار ایران اجاره بها در پاییز ۹۹ نسبت به پاییز ۹۸ معادل ۴۱ درصد افزایش داشته است. این در حالی است که بسیاری از ناظران اقتصادی حتی در خود ایران معتقدند که گرانی و تورم به مراتب از این ارقام فراتر است.

گرانی و تورم در ایران

منبع تصویر،GETTY IMAGES

این وضعیت نه از چشم بخش عظیمی از مردم ایران که با این واقعیات در حال جدال هر روزه‌اند پنهان است و نه از چشم آمریکائی‌ها. درست است که یک دولت رادیکال مواضع لفظی شدیدتری نسبت به آمریکا خواهد گرفت اما نهایتا واقعیت‌ها بر شعارهای تند غالب خواهند شد چنانکه در جریان قبول قطع نامه ۵۹۸، در جریان "نرمش قهرمانانه"، خروج آمریکا از برجام (توافق مزبور از سوی ایران به "آتش" کشیده نشد) چنین شد و اینک هم بعد از دو ماه که حکومت ایران گفت "برجام نیاز به مذاکره ندارد و باید اجرا شود" امروز به پای میز مذاکره آمده است.

لذا با توجه به کوهی از مشکلات اقتصادی، آمریکائی‌ها می‌دانند که قدرت مانور یک دولت تندرو، با توجه به وضعیت شکننده اقتصاد در ایران بسیار محدود است و لذا صحبت آقای رابرت مالی مبنی بر اینکه انتخابات ایران فاکتور تعیین کننده‌ای بر روند مذاکرات نیست منطقی به نظر می‌رسد.

اما آمریکا با مشکل دیگری روبروست که وضعیت را برای دولت آن کشور اضطراری می‌کند.

در ماه فوریه در پی خروج ایران از پروتکل الحاقی، رافائل گروسی مدیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران سفر کرد. طی آن سفر گروسی با مقامات ایران به توافق رسید که جمهوری اسلامی اطلاعات فعالیت‌های هسته‌ای و فیلم دوربین‌های نظارتی آژانس را سه ماه نزد خود نگه دارد. در صورتی که در این مدت توافقی برای لغو تحریم‌ها به دست آمده باشد حکومت ایران فیلم‌ها را به آژانس تحویل خواهد داد در غیر این صورت آنها را از میان خواهد برد. پس از آن، نظارت‌های تحت پروتکل الحاقی که در واقع قلب سیستم نظارتی برجام بر فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهد، متوقف خواهد شد. اینک از آن فرصت سه ماهه اندکی بیش از یک ماه باقی مانده و در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، خلائی در سیستم نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران ایجاد می‌شود که حتی در صورتی که بعدا توافقی حاصل گردد، دورانی که دوربین‌های آژانس کار نمی‌کرده دورانی تاریک در برنامه هسته‌ای ایران به شمار خواهد رفت که قابل بازسازی هم نیست. غنی سازی ۶۰ درصدی که هیچ توجیهی ندارد بر پیچیدگی اوضاع خواهد افزود. از این‌رو آمریکا منطقا باید قبل از سپری شدن ضرب‌الاجل سه ماهه، با ایران برای بازگشت به برجام به توافق برسد.

راوبط ایران و آمریکا

منبع تصویر،KHAMENEI.IR

اما از سوی ایران. عجله آقای خامنه‌ای برای به نتیجه رسیدن مذاکرات اگر بیش از آمریکا نباشد کمتر نیست. دقیقا به همین دلیل ایشان با آنکه قبلا گفته بود "مذاکره برای رفع تحریم را یک بار امتحان کردیم و به نتیجه نرسید" از موضع خود بازگشته و به مذاکره مجدد تن در داد.

آقای خامنه‌ای باید پیش از انتخابات، مشکل تحریم‌ها را حل کند و راه را برای اداره کشور توسط محافظه‌کاران همسو با خود، در صورت پیروزی آنان در انتخابات، هموار کند. اگر تا زمان روی کار آمدن یک دولت تندرو، موضوع تحریم‌ها حل نشده باشد، فشار زایدالوصفی بر آن مجموعه که تجربه چندانی هم در اداره کشور ندارد وارد خواهد شد و در عین حال مسئول وضعیت نابسامان کشور نیز شناخته خواهند شد. این جریان که سال‌ها با ایستادن در سایه و طرح شعارهای ضدمذاکره با آمریکا به حیات سیاسی خود ادامه داده، این بار در صحنه عمل باید آزمایش خود را پس بدهد. آزمایشی که در صورت وجود تحریم‌ها می تواند به نتایج اسفناکی منجر شود.

از طرفی در میان محافظه‌کاران کسانی که تجربه مذاکرات پیچیده و چند جانبه را داشته باشند به چشم نمی‌خورد. در عین حال، برای تندروها که سال‌ها جناح رقیب را بر سر مذاکره با آمریکا مورد انتقادات شدید قرار داده‌اند، ورود به مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا چندان آسان نخواهد بود. لذا بهترین تاکتیک برای آقای خامنه‌ای تعجیل در کاهش "حتی نسبی" تحریم‌ها با استفاده از نیروی میانه‌رو‌های با تجربۀ دولت فعلی است تا مدیریت جامعه برای محافظه‌کارانی که امکان دارد دولت بعدی را در اختیار بگیرند امکان‌پذیر شود. در آن صورت، جریان انقلابی خواهد توانست دستاورد دولت فعلی را نیز به پای خود بنویسد.

در نتیجه گیری نهائی، هم آقای خامنه‌ای و هم دولت آمریکا برای رسیدن به یک توافق ظرف یک ماه آینده مصمم به نظر می‌رسند اما باید دید با توجه به فشارهای پیدا و پنهان نیروهای سیاسی داخلی، دو طرف تا چه حد حاضرند از مواضع حداکثری خود عقب‌نشینی کنند.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: