تأمین اجتماعی در جمهوری اسلامی و در ایران آینده

ایران زیر حاکمیت جمهوری اسلامی از لحاظ تأمین اجتماعی نه تنها با کشورهای پیشرفته ی صنعتی فاصله ای نجومی دارد، بلکه از بسیاری از کشورهای پیشرو جهان سوم نیز بسی عقب تر است. ا
               
 "تأمین اجتماعی" یکی از حقوق عام انسانی است که در اسناد بنیادی حقوق بشر چون اعلامیه ی جهانی حقوق بشر (1948)
[1]و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی (1966)[2]تشریح و تأکید گردیده است. تعریف کوتاه آن عبارت است از: حق هر انسان به برخورداری از امکانات نخستین زندگی بویژه خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش. تأمین اجتماعی همچون بیشتر حقوق شناخته شده ی انسانی از دستاورد های جامعه ی مدرن صنعتی است و تا پیش از این دوران نه به عنوان "حق قانونی" هر انسان، بلکه در قالب نهاد "نیکوکاری" یا "خیریه" شناسایی می گردید و عمومأ به صورت منت گذاری ثروتمندان بر معدودی از تهیدستان از راه بخشش های جزءی تجلی یافته، متأثر از انگیزه های تبلیغی، مذهبی یا اخلاقی فرد بخشنده بود. دراروپای سده ی نوزدهم، بویژه در نیمه ی دوم آن، آمیزه ای از عوامل خصوصاً: تراکم اجتماعات در نتیجه ی صنعتی شدن و رشد شهرها، هراس دولت ها از جنبش های اعتراضی کارگران و دیگر تهیدستان وغلیان اندیشه های انسان گرایانه ی روشن اندیشان اروپا این گفتمان را رایج ساخت که در جامعه ی انسانی هر یک از اعضا، به صرف انسان بودن، باید از امکانات نخستین زندگی بهره مند باشد. بدینگونه بود که در پایانه ی سده ی 19 و اوایل سده ی 20 دولت های لیبرال آلمان و بریتانیا سیستم های تأمین اجتماعی خود را بر پایه ی قوانین بیمه های اجتماعی حوادث، بیماری، از کار افتادگی و بازنشستگی بنیان گذاردند؛ حرکتی که به سرعت از سوی دیگر کشور های غربی و سپس در همه ی جهان پیروی گردید. در جهان معاصر تقریباٌ هیچ جنبش سیاسی ای نیست که بدون تأکیداتی در خصوص حق تأمین اجتماعی در میان مردم اقبالی به دست آورد و هر دگرگونی سیاسی و اجتماعی ای یا اساساٌ ناشی از آرزوی ایجاد یا گسترش حقوق مربوط به تأمین اجتماعی بوده و یا به نحوی به توسعه ی این حقوق کمک نموده است.
از بخت بد ایرانیان انقلاب اسلامی1357 از این بابت نیز تافته ی جدا بافته ای بود و راهی جدا از دیگر دگرگونی های سیاسی و اجتماعی جهان معاصر را پیمود! وعده های شیادانه ی روح الله خمینی مبنی بر رایگان ساختن آب و برق نه تنها هیچگاه محقق نشد، بلکه امروز به جایی رسیده که پرداخت قبض های سنگین آب و برق و گاز در کنار بهای گزاف خواربار و دیگر ضروریات زندگی برای بخش بزرگی از مردم مشکلی جانکاه گردیده و آنان را از یک زندگی انسانی حداقل محروم ساخته است . در پی بر سر کار آمدن جمهوری اسلامی بسیاری از مزایای ناشی از بیمه های اجتماعی پیش از انقلاب به تدریج از مردم سلب گردید، به گونه ای که مثلاٌ هزینه ی مراجعه به پزشک که پیش از آن بسیار کاهش یافته بود و در مواردی حتی رایگان تمام می شد با افزایش فرانشیز بیمه گذار و بویژه با در نظرگیری سقف پرداخت به شدت افزایش یافت و بالا تر از آن هزینه ی دارو که بیمه های درمانی کارمندی و کارگری با محدود کردن دارو های مورد تعهد عملاٌپای خود را از این عرصه پس کشیده اند. در ایران امروز اگر کسی در حال جان دادن به علت بیماری یا حادثه به بیمارستانی، دولتی یا خصوصی، آورده شود او را به درون راه هم نمی دهند، مگر اینکه او یا همراهانش همانجا میلیون ها تومان نقداٌ علی الحساب بپردازد و اگر نتوانند، باید شاهد مرگ بیمار خود در کنار خیابان باشند! این است مدینه ی فاضله ای که روح الله خمینی و جانشینان"مکتبی" او برای ایرانیان به بار آوردند.
حق تأمین اجتماعی دارای دو حوزه ی اصلی است: بیمه های اجتماعی[3]و تأمین اساسی[4]. بیمه ی اجتماعی، که مفهوم تأمین اجتماعی در آغاز محدود به آن بود، قراردادی اجباری و سه سویه میان دولت، کارگر و کارفرماست که هریک از اینان را به پرداخت بخشی از حق بیمه ملزم می کند و در مقابل مزایایی چون درمان رایگان(یا بسیار ارزان)، حقوق بازنشستگی یا از کارافتادگی و مقرری ایام بیکاری را برای کارگر تضمین می نماید. بیمه های اجتماعی اصولاً همه ی کارکنان مزدگیر شامل کارگران و کارمندان را به شرط پرداخت حق بیمه در بر می گیرند. اما عملاً همواره بسیاری از کارکنان به علت اشتغال درمحیط های "غیر رسمی" کار یا به علت عدم گزارش اشتغال آنان به اداره ی مربوط و نپرداختن حق بیمه از برخورداری از مزایای بیمه محروم می مانند. حوزه ی دوم حق تأمین اجتماعی، حق "تأمین اساسی" است که لزوم برخورداری همه ی افراد جامعه را، اعم از شاغل و غیر شاغل، از امکانات نخستین زندگی مقرر می دارد.چهره ی انسانی تأمین اجتماعی بویژه در همین شق دوم آن بازتاب می یابد. زیرا در حوزه ی تأمین اساسی جامعه موظف می شود از هر شهروند نیازمندی، بدون هیچ قید و شرطی حمایت و نیاز های زیستی وی را تأمین نماید. اخلاق جهان معاصر نمی تواند این ننگ را تحمل کند که بخشی از جامعه در آسایش زندگی کند و بخش دیگری در محرومیت از ابتدایی ترین لوازم زندگی روزگار بگذراند. از این رو امروزه تأمین اجتماعی در هر دو وجه آن به عنوان حقی که دولت موظف به ادای آن است به قوانین بسیاری از کشورها راه یافته و اعمال می شود.
در ایران حق تأمین اجتماعی منحصر به حوزه ی بیمه های اجتماعی است و حوزه ی دیگر این حق، یعنی"تأمین اساسی" جایی در نظام حقوقی ایران ندارد. قانون تأمین اجتماعی ایران مصادیق مشمول آن را " افرادي که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد یا حقوق کار می کنند"[5]، اعلام داشته و سپس برخورداری از آن را مشروط به پرداخت حق بیمه نموده است. مزایایی که این بیمه ها در حال حاضر به بیمه شدگان می دهند، بویژه حقوق بازنشستگی اکثریت بزرگ کارمندان و کارگرانی که سال های درازی کار کرده و حق بیمه پرداخته اند، هرگز زندگی آسوده ای برای اینان فراهم نمی آورد، ضمن اینکه دست کم نیمی از مردم ایران اصلاً بیمه نیستند![6]
نهاد موسوم به "کمیته ی امداد امام خمینی" که محور تبلیغات "مستضعف" دوستانه ی دولتی است، با آنکه بخش بزرگی از ثروت های کشور، بویژه هزاران فقره از املاک و مستغلات تجاری، مسکونی و کشاورزی ارزنده ی کشور را در مالکیت دارد و صندوق های "صدقه"ی آن در هر کوی و برزن خودنمایی می کنند[7]، تنها اثر وجودی محسوسش در این خلاصه می شود که به گروهی محدود از تهیدستان که به لحاظ سیاسی و عقیدتی "تأیید"شده اند ماهانه ی ناچیزی[8]از روی "رأفت" بپردازد تا از این راه وجود "عدالت اسلامی" را در "ام القری" جهان اسلام ثابت نماید! این کمیته که تأسیس آن تنها مبتنی بر دستخط روح الله خمینی در اسفند1357 است، تحت مدیریت کامل ولی فقیه بوده، از هرگونه بازرسی مالی و اداری از سوی دولت، مجلس و دستگاه قضایی مصون است. هیچ گزارش علنی ای از نحوه ی دخل و خرج آن در دست نیست. نهاد همزاد کمیته ی امداد، بنیاد مستضعفان است که در همان اسفند 1357 با حکم روح الله خمینی تأسیس شد و باز مدیریت مالی و اداری آن مطلقاً در دست سید علی خامنه ای به عنوان ولی فقیه می باشد. این نهاد "انقلابی" نیز بخش عظیمی از دارایی های کشور از جمله دست کم 170 شرکت و مؤسسه ی بزرگ تولیدی و بازرگانی را در تملک دارد و طبق صورت های مالی اعلام شده تنها در سال 1388 بیش از 11/5 تریلیون ریال سود خالص داشته است[9]. هدف اعلام شده ی تأسیس این بنیاد رفع محرومیت از" مستضعفین" و محرومین بود، چنانکه در اساسنامه ی آن نیز " کمک به ارتقاء سطح زندگی مادی,معنوی و فرهنگی مستضعفان و محرومین جامعه همراه با اداره بهینه دارائیهای تحت پوشش و با حضور مؤثر در صحنه‌هاي اقتصادي در چارچوب سياستهاي كلي نظام"[10]به عنوان اهداف کلی آن مقرر شده است. لیکن اثر محسوسی از عملکرد محرومیت زدایی آن در جامعه ی ایران به چشم نمی خورد. در گزارش تارنمای بنیاد مستضعفان مواردی چون ساخت شهرک سینمایی، ساختن فیلم زندگی پیامبر اسلام، توزیع هدایای رهبری و تشکیل اردو های دانش آموزی به عنوان فعالیت های "محرومیت زدایی" این بنیاد ذکر شده است![11]
ایران زیر حاکمیت جمهوری اسلامی از لحاظ تأمین اجتماعی نه تنها با کشورهای پیشرفته ی صنعتی فاصله ای نجومی دارد، بلکه از بسیاری از کشورهای پیشرو جهان سوم نیز بسی عقب تر است. اگر عدم اعمال کامل حق تأمین اجتماعی در شماری از کشورهای فقیر جهان سوم به دلیل فقدان منابع اقتصادی قابل درک باشد، عدم اعمال آن در کشوری چون ایران با منابع طبیعی عظیم نفت و گاز و جز آن تنها حاکی از فاجعه ای اخلاقی است که پیش از هر کس لزوم بازخواست از حاکمیت تبهکار جمهوری اسلامی را مطرح می سازد. هر برنامه ی سیاسی برای آینده ی ایران باید بر لزوم برپایی یک نظام جامع تأمین اجتماعی، به گونه ای که حق برخورداری از امکانات نخستین زندگی در جهان امروز را برای همه ی ایرانیان بدون هیچ شرطیتضمین کند، تأکید نماید. 
 
 
1 مواد 22 تا 25 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر
2 مواد 9 و 10 پیمان بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی
3 social insurance
basic security 4
5 ماده ی 4 قانون تأمین اجتماعی ایران
7 بنا به اعلام کمیته ی امداد استان تهران، تنها در این استان ماهانه 22میلیارد و 500 میلیون ریال به صندوق های صدقه ی این کمیته واریز می شود.http://iranpress.mihanblog.com/post/36437
 
8 حد اکثر 75 هزار تومان برای یک خانواده ی پنج نفره یا بیشتر
10 ماده ی 6 اساسنامه ی بنیاد مستضعفان
برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.