بررسی دلایل ناتوانی اسرائیل در حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران

چهل سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۷ خرداد ۱۴۰۰، نیروی هوایی اسرائیل عملیات اپرا یا بابل را اجرا کرد که در جریان آن هشت فروند جنگنده همه‌منظوره اف-۱۶آ نِتز (F-16A Netz) از اسکادران‌های ۱۱۰ و این نیرو تحت اسکورت و محافظت شش جنگنده رهگیر اف‌ـ۱۵آ باز (F-15A Ba'az) نیروگاه اتمی تموز-۱ یا اوسیراک را در مرکز تحقیقات اتمی التويثه عراق در ۱۶ کیلومتری جنوب بغداد را بمباران و منهدم کردند.

چهل سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۷ خرداد ۱۴۰۰، نیروی هوایی اسرائیل عملیات اپرا یا بابل را اجرا کرد که در جریان آن هشت فروند جنگنده همه‌منظوره اف-۱۶آ نِتز (F-16A Netz) از اسکادران‌های ۱۱۰ و این نیرو تحت اسکورت و محافظت شش جنگنده رهگیر اف‌ـ۱۵آ باز (F-15A Ba'az) نیروگاه اتمی تموز-۱ یا اوسیراک را در مرکز تحقیقات اتمی التويثه عراق در ۱۶ کیلومتری جنوب بغداد را بمباران و منهدم کردند.

پیشتر در تاریخ هشتم مهر ۱۳۵۹، خلبانان یک فروند اف-۴ئی فانتوم ۲ نیروی هوایی ایران به خلبانی سرگرد محمدحسن قهستانی و کمک‌خلبانی و ستوان محمد جوانمردی به طور اتفاقی این تاسیسات را بمباران کرده بودند اما تنها ساختمان اداری مجاور رآکتور تموز-۱ را تخریب کرده بودند.

عملیات هوایی انهدام رآکتور اتمی تموز-۱ تنها سه ماه پیش از عملیاتی شدنش و یک سال پیش از آنکه عراق توانایی احتمالی ساخت نخستین سلاح اتمی‌اش را پیدا کند صورت گرفت. در ابتدا انتقاد کشورهای غربی چون فرانسه که در حال ساخت این تاسیسات بودند را به همراه داشت اما پس از استفاده عراق از سلاح شیمیایی در طول جنگ ایران و عراق و همچنین یورش ارتش بعثی عراق به کویت در سال ۱۳۶۸ این عملیات هوایی به عنوان یک شاهکار تاریخی شناخته شد. اقدامی مهم که جان میلیون‌ها نفر ایرانی و اسرائیلی را که می‌توانستند در حملات اتمی احتمالی عراق کشته شوند، نجات داد.

چهل سال پس از انجام عملیات اپرا یا بابل علیه تاسیسات اتمی عراق، حال برنامه اتمی جنجال‌برانگیز ایران نیز تهدیدی مشابه برای اسرائیل محسوب می‌شود. تهدیدی که این‌بار نیروی هوایی اسرائیل به تنهایی و بدون حمایت نیروی هوایی آمریکا قادر به میان برداشتنش نیست. انهدام تاسیسات اتمی سوریه در منطقه دیرالزور در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ برابر با ۶ سپتامبر ۲۰۰۷ توسط نیروی هوایی اسرائیل در جریان عملیات «بیرون جعبه» سبب تقویت شبکه پدافندی و راداری نیروهای مسلح ایران شد و امکان انجام حمله‌ای مشابه بدون احتمال از دست رفتن حتی یک هواپیما را سال‌ها از اسرائیل گرفت.

تحویل جنگنده‌های رادارگریز اف-۳۵آی ادیر (F-35I Adir) به نیروی هوایی اسرائیل نیز نتوانست گره‌گشای مشکل حمله به تاسیسات اتمی ایران باشد. تمامی این محدودیت‌ها سبب شد تا سرویس اطلاعاتی اسرائیل، موساد با همکاری واحد ۸۲۰۰ نیروی دفاعی اسرائیل دست به انجام حملاتی خرابکارانه و سایبری به تاسیسات اتمی ایران بزند. حملاتی که اگرچه نمی‌تواند این تاسیسات را به کلی تخریب کند اما می‌تواند در عملکردشان اختلال ایجاد کرده و امکان دستیابی ایران به سلاح اتمی را با تاخیر مواجه کند. در این گزارش به بررسی دلیل یا دلایل ناتوانی نیروی هوایی اسرائیل در حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران می پردازیم.

 

چگونه نیروی هوایی اسرائیل توانست تاسیسات اتمی عراق را در سال ۱۳۶۰ درهم بکوبد؟

حمله هوایی اتفاقی نیروی هوایی ایران به مرکز تحقیقات اتمی التويثه در جنوب بغداد در تاریخ ۸ مهر ۱۳۵۹ سبب افشای اطلاعاتی در رابطه با اهداف نظامی برنامه اتمی عراق شد و در نتیجه آن مقام‌های کشوری و لشکری اسرائیل تصمیم به انجام حمله‌ای هوایی برای انهدام رآکتور ۴۰ مگاواتی تموز-۱ یا اوسیراک در این مرکز را گرفتند. رآکتوری که قرار بود در شهریور ۱۳۶۰ در مدار قرار بگیرد و می‌توانست تا پایان سال میلادی ۱۹۸۲ امکان ساخت سلاح اتمی برای عراق فراهم کند. حمله به این رآکتور پیش از عملیاتی شدن صورت گرفت تا از بروز مشکلات زیست‌محیطی در نتیجه بمباران آن در حین استفاده جلوگیری شود.

در این حمله، نیروی هوایی اسرائیل از پیشرفته و به‌ روزترین جنگنده‌هایش، یعنی اف-۱۶هایی استفاده کرد که تنها یک سال از تحویلشان می‌گذشت، جنگنده‌هایی که در جریان قرارداد «صلح سنگ مرمر-۱» (Peace Marble 1) تحویل این کشور شده بودند. این جنگنده پیشتر متعلق به قرارداد فروش تسلیحاتی «صلح گورخر-۱» (Peace Zebra 1) به ایران بودند که در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۵۷ توسط شاپور بختیار به پیشنهاد دولت آمریکا و درخواست انقلابیون لغو شده بود.

از آن‌جا که نیروهای مسلح عراق درگیر جنگ با ایران بودند و فرماندهان پدافند هوایی منطقه غرب این کشور انتظار انجام حمله هوایی جنگنده‌های نیروی هوایی ایران از جنوب غرب این کشور را نداشتند بنابراین توان پدافند هوایی در غرب این کشور بسیار ضعیف‌تر از شرق بود و به همین دلیل شرایطی مناسب برای انجام حمله هوایی به این تاسیسات از طریق ورود به آسمان عراق از منطقه جنوب غربی این کشور فراهم می‌کرد. به همین ترتیب چهارده جنگنده شرکت‌کننده در عملیات اپرا پس از برخاستن از یک پایگاه هوایی در جنوب اسرائیل از طریق پرواز بر فراز خلیج عقبه در ارتفاع پست روی مرز اردن و عربستان سعودی پرواز کرده و خود را به آسمان عراق رساندند تا در ارتفاع ۱۶۰ پایی از سطح زمین پرواز کرده و خود را به بغداد برسانند.

چرا نیروی هوایی اسرائیل قادر نیست عملیاتی مشابه به اپرا برای انهدام تاسیسات اتمی ایران اجرا کند؟

نیروی هوایی اسرائیل در حال حاضر ۲۷ فروند جنگنده همه‌منظوره و رادارگریز اف-۳۵آی ادیر (F-35I Adir) در خدمت دارد که از این تعداد ۱۱ فروند در خدمت اسکادران ۱۱۶ «شیرهای جنوب» و ۱۵ فروند در خدمت اسکادران ۱۴۰ «عقاب طلایی» در پایگاه هوایی نِواتیم قرار دارند. یک فروند دیگر نیز برای آزمون‌های پروازی و آزمایش سامانه‌های جدید و توسعه‌یافته از طرف صنایع هوافضای اسرائیل و شرکت رافائل شامل مخازن سوخت تطبیقی (Conformal fuel tanks) و یک نمونه از موشک کروز دلیله توسعه‌یافته برای تعبیه در دهلیزهای داخلی حمل سلاح این جنگنده است.

در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۹۸ (مصادف با ۹ ژوئیه ۲۰۱۹) نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، از جنگنده‌های اف-۳۵آی اسکادران ۱۴۰ «عقاب طلایی» نیروی هوایی اسرائیل در پایگاه نواتیم بازدید کرد و در جریان آن به اشتباه ادعا کرد که این نیرو با استفاده از اف-۳۵ قابلیت حمله به هرگونه هدفی در سراسر خاورمیانه را دارد. پس از آن نیز برخی رسانه‌ها ادعا کردند که جنگنده‌های اف-۳۵آی نیروی هوایی اسرائیل به راحتی بر فراز ایران پرواز کرده‌اند.

برد ناکافی جنگنده‌های اف-۳۵آی در حالت رادارگریز (Stealth)

حقیقت امر این است که این جنگنده‌ها در صورت پرواز در حالت رادارگریز باید بدون مخازن سوخت اضافی پرواز کنند و به همین دلیل شعاع رزمی آن‌ها در چنین حالی تنها ۱۳۵۰ کیلومتر است در حالی که فاصله مستقیم پایگاه این جنگنده‌ها تا تاسیساتی چون مرکز غنی‌سازی اورانیوم شهید احمدی روشن در نطنز ۱۶۰۰ کیلومتر است و سوختگیری این هواپیماها را بر فراز یکی از کشورهای همسایه ایران چون کویت در مسیر بازگشت از هرگونه حمله هوایی به ایران ضروری می‌کرد.

شرکت‌هایی چون صنایع هوافضای اسرائیل با همکاری لاکهید مارتین (Lockheed Martin) در حال توسعه و ساخت مخازن سوخت تطبیقی جدید برای تعبیه روی این جنگنده‌ها برای افزایش شعاع عملیاتی‌شان بدون کاهش میزان رادارگریزی آن‌ها از طریق افزایش سطح مقطع راداری است. نخستین بار در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ (۲۰ آوریل ۲۰۲۱) یک هفته‌نامه اسرائیلی به اسم والا (Walla) از توسعه و ساخت مخازن سوخت خارجی رادارگریز برای استفاده روی این جنگنده‌ها خبر داد و بر اساس اعلام مقام‌های اسرائیلی این مخازن سوخت تا پایان سال ۲۰۲۳ برای استفاده در اسکادران‌های ۱۱۶ و ۱۴۰ نیروی هوایی اسرائیل به این نیرو تحویل خواهند شد.

ناتوانی اف-۳۵ها در حمل بمب‌های سنگرشکن سنگین، مانعی دیگر در برابر حمله به ایران

هم‌زمان با توسعه تسلیحات و مخازن سوخت اضافی یا خارجی برای این جنگنده‌های نسل پنج و رادارگریز نیروی هوایی اسرائیل، سازمان انرژی اتمی ایران نیز به طور شتابزده در حال توسعه و ساخت تونل‌ها و چندین تاسیسات زیرزمینی در مجاورت تاسیسات مجتمع غنی‌سازی اورانیوم شهید احمدی روشن در نطنز است که شامل ساخت یک مرکز توسعه و ساخت و مونتاژ سانتریفیوژهای زیرزمینی است که تصاویر ماهواره‌ای تهیه و منتشرشده توسط شرکت پِلنت لبز (Planet Labs) در ماه‌های گذشته نشانگر فعالیت‌های عمرانی مربوط به پروژه ساخت آن است.

بنابراین حتی زمانی که جنگنده‌های اف-۳۵ اسرائیلی شعاع رزمی کافی برای انجام حملات هوایی به تاسیسات اتمی ایران را نیز پیدا کرده‌اند باز هم به علت ناتوانی آن‌ها در حمل بمب‌های سنگرشکن سنگین استفاده از آن‌ها در حمله به تاسیسات زیرزمینی مرکز غنی‌سازی اورانیوم نطنز نمی‌تواند نتیجه‌ای اثربخش داشته باشد. در حال حاضر تنها جنگنده‌های ضربتی اف-۱۵آی نیروی هوایی اسرائیل توانانی حمل بمب‌های سنگرشکن سنگین چون جی‌بی‌یو-۲۸ (GBU-28) به وزن پنج هزار پوند (۲۲۶۸ کیلوگرم) دارند. جنگنده‌هایی رادارگریز که با وجود تجهیزشان به پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع فردی و جنگ الکترونیک بازهم در برابر سامانه‌های پدافندی آسیب‌پذیر هستند.

دولت اسرائیل برای حمله به تاسیسات اتمی ایران درخواست خرید ۱۰۰ عدد از بمب‌های سنگرشکن سنگین جی‌بی‌یو-۲۸ را در سال ۱۳۸۴ به ایالات متحده آمریکا داد. بمب‌هایی که مجوز فروش آن از سوی کنگره در فروردین آن سال صادر شد و در نهایت پس از تاخیر فراوان و کارشکنی‌های دولت باراک اوباما تنها ۵۵ عدد از این بمب‌ها برای استفاده علیه تاسیسات اتمی ایران به اسرائیل در ژوئیه سال ۲۰۰۹ برابر با مرداد ۱۳۸۸ تحویل اسرائیل شد. بمب‌هایی که به نظر می‌رسد هنوز استفاده نشده و در انبارهای سلاح پایگاه هاتزریم قرار دارند.

پس از خریداری و استقرار سامانه‌های پدافندی تور ام-۱ نیروی هوافضای سپاه پاسداران و همچنین اس-۳۰۰پی اِم یو-۲ نیروی پدافند هوایی ارتش در مجاورت سایت‌های اتمی ایران، استفاده از جنگنده‌های رادارگریز اف-۱۵آی رآم در هرگونه حمله هوایی به ایران می‌توانست خطر ساقط شدن آن را در صورت اجرا نشدن عملیات سرکوب پدافند هوایی ایران به همراه داشته باشد. به همین دلیل استفاده از جنگنده‌های رادارگریز اف-۳۵آی مجهز به مخازن سوخت تطبیقی برای انجام عملیات سرکوب پدافند هوایی پیش از بمباران این تاسیسات ضروری است.

ناتوانی در استقرار تیم جست‌وجو و نجات نیروی هوایی اسرائیل در همسایگی ایران

رفع مشکل شعاع رزمی ناکافی اف-۳۵آی نیروی هوایی اسرائیل با استفاده از مخازن سوخت تطبیقی باز هم نمی‌تواند مشکل‌گشای حمله هوایی مستقل نیروی هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران باشد. ناتوانی نیروی هوایی اسرائیل در اعزام هلیکوپترهای سی اِچ-۵۳آ یاسور ۲۰۲۵ (CH-53A Yassur-2025) و استقرارشان در یک کشور در همسایگی ایران برای استفاده واحد ۶۶۹ جست‌وجو و نجات رزمی نیروی هوایی این کشور به منظور نجات خلبان یا خلبانان اسرائیلی که به دلیل بروز هرگونه سانحه برای هواپیمایشان مجبور به خروج اضطراری از آن بر فراز ایران شده‌اند نیز از دیگر دلایل عدم انجام حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران است.

در جریان حملات نیروی هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی عراق و سوریه به ترتیب در ۱۶ خرداد ۱۳۶۰ و ۱۵ تیر ۱۳۸۶، واحدهای جست‌وجو و نجات نیروی هوایی اسرائیل که در حالت آماده‌باش برای نجات جان خلبانان شرکت‌کننده در این عملیات‌ها امکان پرواز مستقیم به عمق خاک این دو کشور را در صورت ساقط شدن جنگنده‌های اسرائیلی و خروج خلبانشان داشتند. اما شرایط در جریان هرگونه حمله هوایی اسرائیل به ایران متفاوت خواهد بود. از آنجا که امکان استقرار هلیکوپترهای و تیم جست‌وجو و نجات نیروی هوایی اسرائیل در همسایگی ایران و همچنین پرواز مستقیمشان از خاک اسرائیل به سمت ایران به علت وجود کشورهایی چون عراق و کویت در مسیر پروازیشان وجود ندارد در صورت بروز سانحه برای خلبانان اسرائیلی در حین پرواز بر فراز ایران و خروجشان از هواپیما امکان نجاتششان وجود نداشته و اسارتشان حتمی خواهد بود.

راه‌حل جایگزین: خرابکاری در تاسیسات اتمی ایران به جای حمله هوایی به آن

ناتوانی نیروی هوایی اسرائیل در حمله به تاسیسات اتمی ایران بدون حمایت ایالات متحده آمریکا و نیروی هوایی‌اش سبب شده است تا دولت این کشور راه‌حلی جایگزین برای حمله هوایی به این تاسیسات پیدا کند. در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۹، موساد موفق شد با بمب‌گذاری در مجاورت سوله مرکز مونتاژ اورانیوم تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم شهید احمدی روشن را تخریب و مانع از مونتاژ و ساخت سانتریفیوژهای نسل جدید در این مرکز شود. امری که سبب کاهش سرعت افزایش ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در ایران شد.

در جریان دومین عملیات موفق صورت‌گرفته اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران، یک حمله سایبری و یک خرابکاری در شبکه توزیع برق در تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز باعث توقف ناگهانی آبشارهای سانتریفیوژهای آی آر-۱، آی آر ۲اِم و آی آر-۴ نصب شده در این مرکز و وارد آمدن آسیب شدیدی به بسیاری از آن‌ها شد. آسیبی که ماه‌ها زمان نیاز است تا با ساخت صدها سانتریفیوژ جدید و جایگزین جبران شود و ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم را در این مرکز به مقدار گذشته برساند.

به نظر می‌رسد که توانایی‌های سرویس اطلاعاتی اسرائیل به بمب‌گذاری و انهدام مرکز مونتاژ سانتریفیوژ و اخلال در شبکه توزیع برق مرکز غنی‌سازی اورانیوم شهید احمدی روشن در نطنز محدود نباشد و باز هم حملاتی از این دست و حتی با میزان تخریب بالاتری از سوی این ارگان اطلاعاتی-جاسوسی اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران در آینده صورت بگیرد. به خصوص در شرایطی که نیروی هوایی این کشور حتی با در ختیار داشتن اف-۳۵آی مجهز به مخازن سوخت تطبیقی بازهم نتواند به علت عدم پشتیبانی مستقیم نیروی هوایی آمریکا از طریق حمله هوایی تاسیسات اتمی ایران را مورد هدف قرار دهد.

منبع: 
ایندیپندنت فارسی
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: