پس از خاندان اسد، آیندە سوریە بە کدام سو می رود؟

همەی نشانەها حاکی است کە دولت انتقالی سوریە در دست اکثریت سنی مذهب و گروههای بنیادگرا قرار می گیرد. این گروهها بسیار ناهمگن و در بعضی موارد دارای منافع متضاد هستند. پس آیندە اقلیت های مذهبی و قومی در فردای پس از بشار اسد چگونە خواهد بود؟
این موضوع یکی از عمدە نگرانی های فعالان حقوق بشر و کشورهای غربی هم هست. دولت اقلیت علوی کە بیش از چند دهە بە سوریە حاکمیت کردە است، بە اندازە کافی بذر نفرت و تفرقە را در میان سوریها افشاندە است.

سیامک حیدری روزنامەنگار آزاد، مقیم سوئیس

اگرچە رژیم اسد کماکان توان کشتار و سرکوب مردم را از دست ندادە است؛ اما بە نظر می رسد کە در پشت صحنە جامعە جهانی و اپوزیسیون آن کشور خود را برای سوریە پس از خاندان اسد آمادە می کنند. لمیا حریری و عبداللطیف دباغ، سفرای سوریە در قبرس و امارات متحدە عربی بە صفوف مخالفان پیوستە و اسد را تنها گذاشتند. بیش از نیمی از ناظران نظامی سازمان ملل روز چهارشنبە، ٢٥ ژوئیە، آن کشور را ترک کردە و بە کشورهای خویش بازگشتند. علیرغم اینکە روسیە، متحد اصلی سوریە کماکان در مقابل غرب، مشت آهنین نشان می دهد، اما اخیرا سفیر آن کشور در پاریس دو بار در مورد کنار رفتن بشار اسد از قدرت، سخنانی بر زبان زاندە است. گویا اکنون حامیان دولت کنونی سوریە بە این نتیجە رسیدەاند کە باید بە گزینە پس از رفتن اسد فکر کنند. روسیە و چین خواهان تضمین جانی برای بشار اسد و عدم محاکمە وی در دادگاههای بین المللی هستند. در همین راستا هم بود کە روز یکشنبە، جلسە کشورهای اتحادیە عرب در قطر در قبال کنار رفتن بشار اسد از قدرت، "خروج امن" وی از کشور را تضمین کردە و حتی حاضر شدند در دوبی و یا ابوظبی بە وی پناهندگی اعطا نمایند.

 

آیا بشار اسد، مانند معمر قذافی، سرسختانە تا آخرین لحظە مقاومت خواهد کرد یا در نهایت بە سرنوشتی همانند علی عبداللە صالح تن خواهد داد؟ نتیجە هر چە باشد، این نوشتە سعی می کند بر روی فردای سوریە پس از اسد تمرکز کند.

رسانەهای اروپایی و کشورهای غربی اکنون با علاقە بە سناریوهای پس از خاندان اسد فکر می کنند. تجارب کشورهای عراق و افغانستان، غربی ها را نسبت بە تکرار وضعیت مشابە و فرو افتادن در باتلاق کشمکش های پس از سقوط دولت مرکزی را بە شدت محتاط و محافظەکار کردە است. آنان بە هیچ عنوان خواهان تکرار تجارب عراق نیستند. چیزی کە علاوە بر تحمل هزینەهای انسانی و اقتصادی، می تواند بە اعتبار بین المللی آنها نیز خدشە وارد ساختە و از همە مهم تر، آتش کینە و انتقام، خصوصا در جهان عرب، را دوبارە شعلەور سازد. بدین ترتیب از حالا چند سناریو برای آیندە سوریە قابل پیش بینی است:

 

سناریوی اول مدل مصر است کە در آن ژنرال های فراری و کسانی کە هنوز در قدرت باقی ماندەاند، شورای عالی نیروهای مسلح کشور را تشکیل می دهند. این شورا دورە انتقالی را ادارە خواهد کرد و علاوە برآن وظیفە خواهد داشت کە پیش نویس قانون اساسی را تهیە کردە و اولین انتخابات در کشور را ارگانیزە نماید. طبق این مدل یک نفر باید نقش مرکزی و اساسی را ایفا کند. در سوریە یکی از رهبران مدنی اپوزیسیون و یا یک ژنرال ارتش می تواند این وظیفە را برعهدە بگیرد.

 

روزنامە فیگارو بە نقل از نزدیکان کوفی عنان فاش ساخت کە یکی از ژنرال های سنی مذهب بە نام ژنرال "مناف طلاس"، همراە با دیگر ژنرالهای سوری، امر امنیت و ثبات سوریەی پس از بشار اسد را برعهدە خواهند گرفت. او ٤٨ سالە و در ردیف یکی از بلندپایەترین ژنرال های ارتش قرار دارد کە تاکنون بە ناراضیان پیوستە است. پدرش بیش از یک دهە در زمان حافظ اسد، وزیر دفاع بودە است. او سنی مدهب است و هم اکنون همراە ارتش آزاد سوریە علیە دولت می جنگد.

 ژنرال طلاس روز سەشنبە، در یک مصاحبە تلویزیونی با کانال العربیە، سوریها را بە "اتحاد" فراخواند. وی خطاب بە مردم سوریە گفت: «امروز وظیفەای بر دوش ما قرار گرفتە است. سوریە جدید نباید بر روی انتقام، انحصار و طرد پی ریزی شود.».

بە نظر می رسد کە پروسەی ساختن یک چهرە ملی از ژنرال طلاس از راە رسانەهای جمعی از هم اکنون کلید خوردە است.

 

از سوی دیگر، گفتە می شود کە آمریکایی و بریتانیا معتقدند کە رابطەی خوب ژنرال طلاس با دیگر افسران بلندپایەی سوریە، ثبات و امنیت سوریە را در دورەی انتقالی تضمین خواهد کرد. برخلاف نظر دو کشور مذکور، اما در عمل سابقە خانوادگی این ژنرال، می تواند رابطە ژنرال طلاس را با  دیگر افسران بلندپایە سوری با مشکل مواجە سازد؛ زیرا علاوە بر اینکە پدرش بە مدت بیش از یک دهە وزیر دفاع پدر رئیس جمهوری کنونی بودە است، برادرش بە نام "فراس" هم بازرگان و دارای شرکتی در زمینە تولید و عرصە انواع تجهیزات نظامی برای ارتش سوریە فعال است. این امر می تواند اتوریتە معنوی وی نزد ژنرال های فراری، کە مدتهاست در کنار ارتش آزاد سویە با دولت اسد در حال جنگ هستند، را تضعیف نماید.

 

 

دولت انتقالی در دست چە کسانی قرار خواهد گرفت؟

 

بە نظر می رسد کە کسانی کە در حلقە "ارتش آزاد سوریە" و افراد داخل آن نقش بخواهند نقش اساسی را در آیندەی کشور بازی کنند. ارتش آزاد سوریە را اکنون نمایندگان مخالفان در داخل و طبقە متوسط سنی مذهب در دست دارند کە می خواهند نقش ساختاری را در آیندە سوریە ایفا کنند. اخباری کە از داخل اپوزیسیون و ارتش آزاد سوریە بە خارج درج می کند، نشان می دهد کە بنیادگرایان اسلامی و حتی افراد جهادی در داخل ارتش آزاد و اپوزیسیون سوری نقشی فعال دارند و از هم اکنون خود را برای نبرد آیندە آمادە می کنند. از طرف دیگر، کشورهای غربی و در راس آنان ایالات متحدە آمریکا مایل نیستند کە اسلامگراها نقش برجستەای در دولت آیندە داشتە باشند.

 

تاکنون اخباری کە نشان دهد علویان در آیندە سیاسی سوریە شرکت دادە می شوند یا نە منتشر نشدە است و مخالفان در این بارە اظهارنظر نکردەاند. افزون بر آن، کردهای سوریە تاکنون دوبار در اعتراض بە نظرات و مواضع سنی ها یک بار در استانبول و یک بار در مصر جلسات اپوزیسیون رژیم را ترک کردەاند. تاکنون توافقاتی در زمینەی میزان مشارکت دیگر اقلیت های قومی-مذهبی و ساختار سیاسیی سوریە، در آیندە، بە عمل نیامدە است.

 

یک منبع نزدیک بە کوفی عنان بە روزنامە فرانسوی زبان فیگارو گفتە است: «تسلط گروههای جهادی و بنیادگرا در داخل ارتش سوریە بیش از پیش تقویت شدە و حتی درگیری های مرگبار بین رهبران دو جنبش رقیب گزارش شدە است.»

چندی پیش همین روزنامە، در مورد مسایل سوریە و منطقە، مصاحبەای را با وزیر خارجە عراق انجام دادە است. آن هنگام هوشیار زیباری در بخشی از سخنان خود گفتە بود: «پس از ورود القاعدە بە عراق، اکنون مسیر حرکت آنان برعکس شدە است. تعداد افراد القاعدە در این مسیر مهم نیست؛ بلکە تجربەای کە آنان اندوختەاند دارای اهمیت است. کسانی کە پس از مهاجرت(بە عراق)، اکنون بە کارشناسان مواد انفجاری تبدیل شدەاند.»

 

وجود و نفوذ گروههای بنیادگرا و جهادی هم اکنون آیندەی ناروشنی را برای دوران پس از اسد ترسیم میکند. اگر پس از اسد، سوریە نتواند خلا قدرت را پر کردە و دولت انتقالی را بە سرعت سروسامان دهد، هر لحظە خطر در غلطیدن آن کشور در ورطە جنگ داخلی قرار دارد. روزها و هفتەهای پس از سقوط اسد برای دوریە و آیندە سیاسی آن کشور تعیین کنندە خواهد بود. از هم اکنون گروههای سلفی و بنیادگرا، در سراسر منطقە، خود را برای جهاد و نبرد در سوریە آمادە می کنند.

 

متحدان منطقەای اسد مثل ایران و حزب اللە تا جایی کە در توان داشتە باشند اجازە نخواهند داد رژیم اسد ساقط شود. در همین راستا سردار جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران، روز سەشنبە ٢٤ ژوئیە ضمن هشدار به غرب و کشورهای عربی گفت: «دشمن قادر به جابجایی در سوریه نیست و مردم این کشور و دوستان اجازه چنین کاری را نمی‌دهند.» آنان، حتی اگر نتوانند جلوی سقوط اسد را بگیرند، ولی می توانند سوریەی پس از خاندان علوی را بە جهنمی برای دیگران تبدیل نمایند. تجربە عراق و افغانستان بە وضوح نشان می دهد کە ایران جنگ را در خانە حریف خوب ادارە می کند و یک دهە پس از سقوط طالبان و صدام حسین، در این زمینە، تجارب زیادی اندوختە و تا حدودی موفق هم بودە است.

 مقامات جمهوری اسلامی واقف هستند کە سقوط یک متحد استراتژیک در منطقە، نە تنها بە تضعیف و انزوای آنان منجر خواهد شد، بلکە در آیندە عواقب کشندەای را هم برای آنها بە همراە خواهد داشت. از فردای پس از سقوط اسد، فشار بر ایران و حامیان منطقەای افزایش خواهد یافت. بە همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران و حزب اللە لبنان، در هر صورت، با چنگ و دندان از منافع منطقەای و مشترک خویش دفاع خواهند کرد.

 

جنگ در صورت تنها بە نبرد مخالفان دولت کنونی و مخالفان محدود نمی شود، این تنها ظاهر قضیە و بخشی از آن است. در عمل منازعە در سوریە از یک طرف بە جنگ با واسطە میان روسیە و چین با غرب و از سوی دیگر میان عربستان سعودی، قطر و ترکیە با ایران تبدیل شدە است. اکنون قدرتهای منطقەای و جهانی، در زمین سوریە نبرد را برای ادارە و مهار منطقە استراتژیک خاورمیانە در آیندە را ادارە می کنند.

 رویارویی و جنگ گروههای جهادگرا کە از کشورهای حاشیە خلیج فارس، شاخ آفریقا و دیگر کشورهای خاورمیانە بە سوریە سرازیر خواهند شد، از یک طرف با دولت تازە و از سوی دیگر با طرفداران و فعالان بلوک شیعە مذهب علوی، ایران و حزب اللە از دیگر احتمالات است. بە خاطر بیاوریم کە عمدە ماموریت گروههای جهادی، دمیدن در آتش نفرت و راە انداختن جنگ های مذهبی است.

 

 

 

جنگ و تصفیە حساب های طایفی و قومی

 

همەی نشانەها حاکی است کە دولت انتقالی سوریە در دست اکثریت سنی مذهب و گروههای بنیادگرا قرار می گیرد. این گروهها بسیار ناهمگن و در بعضی موارد دارای منافع متضاد هستند. پس آیندە اقلیت های مذهبی و قومی در فردای پس از بشار اسد چگونە خواهد بود؟

این موضوع یکی از عمدە نگرانی های فعالان حقوق بشر و کشورهای غربی هم هست. دولت اقلیت علوی کە بیش از چند دهە بە سوریە حاکمیت کردە است، بە اندازە کافی بذر نفرت و تفرقە را در میان سوریها افشاندە است. در عمل جامعە دچار چنددستەگی شدە و وحدت ملی و احساس همبستگی در سایە دیکتاتوری درازمدت خاندان اسد از هم پاشیدە شدە است. پس از جنگ جهانی اول گروههای مذهبی- قومی بدون در نظر داشت خواست و علایق خود در قالب کشور سوریە بە هم چسباندە شدە و پس از آن هم دولت های دیکتاتور یکی پس از دیگری با زور ارتش و وفاداری قبیلە و خاندان توانستەاند کشور و مردم را ادارە کنند.

 تصفیە حساب اکثریت سنی مذهب با اقلیت علوی می تواند بسیار خونین و پرهزینە باشد. احساسات ضد علوی را از هم اکنون می توان در چهرە مخالفان رژیم کنونی مشاهدە کرد. علویان حدود ١٠ درصد جمعیت سوریە را تشکیل می دهند.

 اقلیت علوی مذهب هموارە یکی از تکیەگاههای اصلی و وفادار خاندان اسد بودە کە در هیجدە ماە گذشتە، در قالب ارتش و تشکیل گروههای شبە نظامی مانند "شبیحە"، مخالفان دولت را، بی پروا، قلع و قمع نمودە است. برای علویان سوریە، سقوط خاندان اسد، بە معنای پایان  حاکمیت بی چون و چرا بر تمامی ارگانها و نهادهای قدرت در کشور خواهد بود. بە همین دلیل آنان بە آسانی قدرت را واگذار نخواهند کرد.

درخواست پناهندگی عموی بشار اسد، رفعت الاسد، از فرانسە علاوە بر حفظ جان خویش، برای رساندن یک پیام هم بودە است: تضمین مماشات و در امان نگەداشتن اعضای علوی مذهب سوریە.

آیندە علویان سوریە، نە تنها در ساختار سیاسی سوریە، بلکە بە عنوان یک شهروند عادی، در ابهام قرار دارد.

اگر چنانچە در آیندە، دولت انتقالی، اقدامات ضربتی و مبتکرانە را بە موقع انجام ندهد، هر برخوردی میان اقلیتهای قومی-مذهبی می تواند بە سرعت اوضاع را از کنترل خارج سازد.

 

 

موقعیت کردها در آیندە سوریە چگونە خواهد بود؟

 

کردهای سوریە وضعیتی کاملا متفاوت با علویان داشتەاند. برخلاف اقلیت علوی کە همیشە بالاترین مناصب و دستگاههای قدرت و دولت را در سوریە در اختیار داشتەاند، کردها هیجگاە موقعیتی نیافتەاند کە در ساختار سیاسی- اقتصادی آن کشور نقش داشتە باشند. از آن بدتر، آنان حتی مانند شهروندان عادی هم در سوریە پس از جنگ جهانی اول پذیرفتە نشدند. تاکنون هم بسیاری از کردهای آن کشور از حق داشتن مالکیت زمین و خانە محروم بودە و حتی فاقد شناسنامە بودەاند.

تضعیف بشار اسد فرصتی برای آنها فراهم کردە است کە پس از سالها دوری از قدرت سیاسی، بە آیندەای بهتر برای خود بیندیشند. مشکل اینجاست کە کردها در این منطقە، میان چند گروە و حزب سیاسی تقسیم شدە و از انسجام کافی برخوردار نیستند. برخی از احزاب و گرووهای سیاسی سوری خود را بە حزب دمکرات کردستان-عراق و اتحادیە میهنی کردستان-عراق نزدیک می بینند. حزب دمکرات کردستان بە رهبری بارزانی از نفوذ قابل توجەای در میان کردهای سوریە برخوردار است. پس از قیام مردمی علیە اسد، حکومت اقلیم کردستان عراق، کردهای فراری سوریە کە از ارتش گریختە بودند را آموزش دادە و در روزهای گذشتە آنان را با تجهیزات نظامی روانە بخش کردنشین سوریە کرد. طی دو هفتە گذشتە زیر نظر مسعود بارزانی "انجمن اعلا" اعم از دو گروە عمدەی کرد سوریە تشکیل شد.

 

روز دوشنبە، ٢٢ ژوئیە، طی یک مصاحبە تلویزیونی با بخش انگلیسی الجزیرە، بارزانی برای اولین بار در این مورد بە صراحت صحبت کرد: «ما برای حفظ امنیت و ثبات کردستان سوریە، جوانان کرد سوری را آموزش می دهیم تا بتوانند از مناطق کردنشین محافظت بە عمل آورند.» وی در ادامە افزود: «ما مستقیما در امور سوریە دخالت نمی کنیم، اما جوانان کرد را آموزش می دهیم.»

در دیگر سو، پ.ک.ک قرار دارد کە طی سالهای مبارزە با ترکیە توانستە است در میان کردهای سوریە برای خود طرفدارانی دست و پا کند. محمود عثمان، نمایندە مجلس عراق و ناظر سیاسی در این بارە می گوید: «برخی از احزاب کرد در سوریە با پ.ک.ک هماهنگ و هم جهت هستند و ترکیە علیە چنین ائتلافی خواهد ایستاد.» محمود عثمان در ادامە افزود: « دولت پس از بشار اسد یک حکومت بنیادگرا خواهد بود و این برای کردها آسان نخواهد بود.»

دولت ترکیە کە در میان مخالفان اسد از محبوبیت زیادی برخوردار است، اجازە نخواهد داد کە یک منطقە خودمختار دیگر در نزدیکی مرزهای آن کشور بە وجود آید.

کردها در گذشتە علیە همدیگر دست بە اسلحە بردەاند؛ اما آیا این بار آنها زیر نظر بارزانی قادر خواهند بود کە بدون دست بردن بە اسلحە شهرهای آزادشدە بخش کردنشین سوریە با هم ادارە کنند؟

 

تاکنون چند شهر کردنشین بە دست کردها آزاد شدە است. اما خط و نشان کشیدن میان ارتش آزاد سوریە و کردها برای همدیگر شروع شدە است. برهان غلیون، از شخصیت های اپوزیسیون سوریە، مدتی پیش در مصاحبە با روزنامە کردی زبان "روداونیت" گفتە بود کە کردستان وجود خارجی ندارد و بهتر است کردها فکر خودمختاری و فدرالی را از سر بە در کنند.

 

 

این مقالە را با سخنان "سمیر عیتا"، یکی از رهبران اپوزیسیون سوریە بە پایان می رسانم. وی در ومرد اوضاع کنونی سوریە بە روزنامە فیگارو گفت: «متحد کردن و هماهنگ ساختن ساختار سیاسی- نظامی کشور، علیرغم ماهها برخورد نظامی میان گروههای مسلح در سوریە و با انبوهی از حامیان مالی مانند قطر، عربستان سعودی، ترکیە، فرانسە و...آسان نخواهد بود.»

 

 

‏2012‏/07‏/25

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" چند تا از سناریو‌های پیش رو برای سوریه """ نزدیک به ۲۵ ژنرال ارتش بشار اسد در ترکیه به سر میبرند، با پیوستن "" مناف طلاس " به این گروه و هماهنگی با ارتش آزادیبخش سوریه به همراه نیروهای اطلاعاتی از ترکیه، عربستان، قطر، اسرائیل....کودتا ئی را در راس حرم قدرت شکل داد. این بدون شک بهترین، کم هزینه‌ترین و سریعترین راه حل خواهد بود که از خونریزی نیز جلوگیری خواهد کرد و کشور سوری را از فرپاشی نجات خواهد داد. در صورت عملی‌ نشدن این، ترکیه شاید اقدام به ایجاد "" بافر زون "" در داخل خاک سوریه کند در حالیکه ارتش آزادیبخش با تمام قوا با بشار اسد وارد جنگ شود، هم زمان، اسرائیل ضربه کاری را به زرادخانه شیمیائی بشار اسد وارد کرده و با کمک ترکیه نیروهای زمینی‌ و هوائی دیکتاتور بشار اسد را به حالت فلج در بیاورند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" یک توضیح """ مناف طلاس در راه ترکیه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" سوریه، اسرائیل و ترکیه را به هم نزدیک می‌کند """ در منطقه‌ای که بی‌ ثباتی حکمروا ئی می‌کند، ترکیه و اسرائیل مرکز ثبات هستند """ این فقط شمال آفریقا و خاورمیانه نیست که مرکز بی‌ ثباتی است، اتحادیه اروپا را بحران‌های مالی‌ سخت به چالش کشیده و امکان شکست پروژهٔ فرا ملی‌ در اروپا به بی‌ ثباتی در دریای مدیترانه خواهد انجامید. رژیم جمهوری اسلامی ایران و بشار اسد تصور میکرد با حمایت از تروریست‌های پ ک ک ترکیه را بی‌ ثبات کرده، جای "" اقلیم کردستان عراق "" را در مبادلات انرژی خواهد گرفت، و ایران همراه با ترکیه، به کردستان عراق حمله خواهند کرد. تروریست‌های پ ک ک که قدرت اندیشیدن ندارند، به تل ایران و سوری افتادند، ولی‌ ترکیه