"اپوزیسیون" مردم را در سردرگمی خود شریک کرد!

همبستگی و وحدت در اپوزیسیون از بالا، فرمالیستی و در شکل همکاری محافل، گروه ها، سازمان ها و احزاب موجود نه میسر و نه مفید است.
 

همبستگی و وحدت در اپوزیسیون از بالا، فرمالیستی و در شکل همکاری محافل، گروه ها، سازمان ها و احزاب موجود نه میسر و نه مفید است. نیروهای موجود عناصر پراکنده لشکر شکست خورده سیاسی – ایدئولوژیک هستند که خود در سردرگمی بسر می برند و از ایجاد اراده واحد در درون خود عاجزند، چه رسد به جامعه ایران که تحولات پیشاسرنگونی و پساسرنگونی آن نیازمند نهادی سیاسی و اجتماعی می باشد که خرد جمعی سیاسی (نه آرمانگرائی کور و نه تسلیم طلبی) جامعه را نمایندگی کند.

محافل و گروه های موجود فاقد پیوند ارگانیک با نیروهای اجتماعی در ایران هستند و به مدعیان نمایندگی هم بایستی گفت: آرزو بر کهن سالان عیب نیست!

جامعه ایران، جامعه ای نیست که ما سه یا چهار دهه پیش می شناختیم. نیروی تازه ای پا به عرصه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذاشته که موجودیت خود را به حکومت اسلامی و کهنسالان فکری اپوزیسیون تحمیل می کند.

این نسل را در دو خیزش بزرگ سال های اخیر، و هفته های گذشته در نمایش تریبون های خیابانی حکومتی، و روزهای اخیر، اعتراضات کارگری و .. مشاهده کردیم.

شهروندان ایران دارای پتانسیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مبارزاتی می باشند که عالیجنابان اپوزیسیون به صلاح شان نیست، باورشان کنند. باور جامعه به سرنگونی حکومت اسلامی، برنامه های آمرانه انتقال قدرت سیاسی از گروه مافیائی حاکم، به دسته بندی های مافیائی در اپوزیسیون را مختل خواهد کرد و سیستم بهره برداری ابزارگونه از مبارزات کف خیابان را به چالش خواهد کشید.

سیاست غالب در اپوزیسیون در مورد تحریم انتصابات، بار دیگر نشان داد که اپوزیسیون پراکنده و سردرگم خارج از کشور، نمی تواند اهداف سرنگونخواهانه و روحیه شجاعانه جامعه ایرانی را نمایندگی کند و سیاست خود را معطوف به جلب همبستگی مبارزاتی شهروندی، فرای تعلقات گروهی، دینی، ایدئولوژیک، قومی و تباری نماید. 

درک سیاسی غالب، همبستگی در اپوزیسیون را در تجمع و بند و بست های عناصر، محافل و گروه های بی ربط با جامعه دانسته و همبستگی سیاسی – اجتماعی را در جنبش شهروندان کف خیابان برای یک هدف شفاف سیاسی، فهمیده نمی شود.

در جریان انتصابات حکومت موج تحریم و توصییه خانه نشینی، گوش فلک را کر کرد. اما واقعیت نشان داد که پتاتسیل جامعه رویگردان از حکومت اسلامی، فراتر از تحص خانگی است. 

سیاست پائین کشیدن شعله اعتراضات خیابانی با تاکتیک منفعلانه بست نشینی در خانه ها، نادرستی خود را عیان ساخت و جامعه معترض به اشکال گوناگون در خیابان نفی حکومت را بیان کرد و نشان داد که:

ایران آبستن انقلاب است.

انقلابی که مبتنی بر ارزش هائی باشد که راه پوپولیسم را برای موج سواری افراد، احزاب، اقشار و طبقات مسدود سازد و از خاستگاه جامعه شهروندی و منافع و مصالح مردم و میهن، اصول سیاسی روشن و شفافی را در عمل اجتماعی مبنای همبستگی میدانی قرار دهد.

سیاست تحریم انتصابات حکومت به جهت خصلت منفعلانه آن مورد نقد قرار گرفت و واقعیت انتقال سردرگمی اپوزیسیون به جامعه را نشان داد. جوانان با استفاده از تریبون های حکومتی و پذیرش ریسک زندان، شکنجه و اعدام ، نشان دادند که میدان نبرد نه در خانه، که در این شرایط مشخص امروز ایران، خیابان بوده و هست.

اعتصابات صنفی کارگری آغاز شده و بایستی اینرا بفال نیک بگیریم.  در عین حال با صدای بلند اعلام کنیم که درهم شکستن حکومت اسلامی، نه در توان طبقه کارگر و در توان هیچکدام از اقشار جامعه بتنهائی نیست. قطب بزرگی که بایستی به جنبش سیاسی اجتماعی ارتقاء یابد، الزامن نماد خود را نه در یک طبقه، بلکه در یک جنبش آزادیخواهانه، دمکراتیک، لائیک، سوسیال و سبز خواهد یافت.

زمانی شعار استقلال، آزادی جمهوری ایرانی از دل جامعه برخاست. بیش از یکدهه از آنهنگام سپری شده و مردم شعار مشترک خود را سر خواهند داد. ما بر اساس مشاهدات و تجارب خود، تاکیدات مان را با جامعه ایرانی در میان می گذاریم:

۱-اعتصابات در تمام شاخه های تولید، توزیع، ارتباطات، دانشگاهها، مدارس خیابان و حضور ملی در خیابان زیر سقف مطالبات مشترک شهروندی می تواند راهگشای آزادی جامعه و میهن باشد.

۲-خودمدیریتی لائیک دمکراتیک شهروندی، آزادی تشکل و تحزب، دفاع بی قید و شرط از امنیت جامعه و کشور از الزامات موفقیت جنبش است.

۳-مهستان های لائیک دمکراتیک و سوسیال کف خیابان و آماده برای مدیریت سیاسی کشور، نقش سکانداران انقلاب آتی را خواهند داشت.

۴-همبستگی اجتماعی شهروندی، پیش شرط مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی است و جمهوری لائیک، دمکراتیک و سوسیال ایران، می تواند ظرف تحقق وظایف معوقه دو انقلاب مشروطه و بهمن باشد. 

۵- شاهراه آزادی ایران و ایرانیان، جنبش نیرومند شهروندی می باشد، جنبشی که بتواند با سیاست و پتانسیل برتر، سقف بزرگ آحاد مردم بوده و شانسی برای انواع پوپولیسم توحیدی، سکولار و ..  جهت به انحراف بردن مبارزات مردم باقی نگذارد.

جامعه ایران به برنامه روشن، شفاف و راهکارهای مشخص برای سرنگونی حکومت اسلامی و تدارک تشکیل مجلس موسسان  نیاز دارد. تنها یک جامعه مسلح به آگاهی سیاسی، در سردرگمی اپوزیسیون شریک نمی شود!

اقبال اقبالی

30.06.2021

www.tribuneiran.org

 
منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: