فروپاشی شیرازه زندگی شهروندان و هنگامه نقطه جوش خشم جامعه

در حالیکه جامعه ایران به مرحله انفجار نزدیک می شود، لازم است مکثی در مورد شرایط کنونی داشته باشیم و توجه کنیم که در کجا ایستاده ایم؟
 

بحران سراسر جامعه شهروندی را درنوردیده و گوهر این بحران، چالش بقاء (چالش زندگی) اکثریت مطلق مردم در حکومت اسلامی است. خشم جامعه ایرانی از قبیله ای می باشد که نمی توان برای آن واژه ای انتخاب کرد که بیانگر چاه ویل جهالت، بیرحمی، رذالت، حقارت، فساد و خیانت آنها باشد. خشم درونی اکثریت جامعه جان به لب رسیده ایران از این دستگاه سیاسی – دینی، دیگر در درون سینه ها حبس پذیر نیست و بار دیگر نشانه های خیزش های شهروندی برای نفی نظام حاکم در چشم انداز قرار دارد.

در حالیکه جامعه ایران به مرحله انفجار نزدیک می شود، لازم است مکثی در مورد شرایط کنونی داشته باشیم و توجه کنیم که در کجا ایستاده ایم؟

نخست: ایران در موقعیت فوق العاده حساس تاریخی قرار دارد. ایران و منطقه خاورمیانه همچنان کانون داغ رقابت قدرت های جهانی می باشد. قدرت های برتر نظامی نظیر امریکا، اروپا، روسیه و چین برآنند تا نقشه منطقه را در انطباق با منافع خود ترسیم کنند.

کشور ما تافته جدا بافته از سایر کشورها نیست. حضور مثبت و سازنده در جامعه جهانی و نیز ارتباط برابرحقوق سیاسی با جهان و نیز پیوند ارگانیک فرهنگی، اقتصادی با اروپا، ضرورتی عاجل بوده و پیشبرد چنین اهدافی در پتانسیل یک دولت لائیک، دمکرات و سوسیال پایبند به منافع ایران و جامعه ایرانی است.

دوم: ایران از لحاظ تاریخی با برخی کشورهای همسایه مشکل داشته و رگه های فزون طلبی آنها همچنان نیروی محرک برای تخریبگری در ایران و سرمایه گذاری برای از هم گسستن همبستگی ملی ایرانیان است. یک حکومت دوراندیش که خرد جمعی جامعه ایرانی را نمایندگی کند، می تواند ما را از مدار تخاصم ها و رقابت های دیرینه خارج سازد و همکاری های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را سرلوحه برنامه خود بگذارد.

سوم: در دو دوره تاریخی، حکومت های آمرانه، دیکتاتوری و استبدادی شاه و شیخ در ایران، سدی شدند تا جامعه ایران اهمیت زندگی زیر چتر دمکراسی را دریابد و از مزایای همه جانبه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن برخوردار گردد.

کشور تاریخی ما در نتیجه تجاوزهای بیگانگان از مدار تکامل طبیعی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خارج گشت و انقلاب مشروطه گامی برای بازگشت بخویش بود، که روند آن بواسطه سیاست های پهلوی اول و دوم بشکست انجامید و بستر فرهنگی و سیاسی تجاوز دوم اسلام به ایران فراهم گردید.

ایران امروز ما، اکنون نیز کشوری اشغال شده است، اما شکل اشغال تفاوت دارد و دشمن نه با عبور از مرزهای کشور، بلکه اسب تراوای آن (شبکه های مافیائی اسلامگرایان در ایران) با خلع سلاح فکری، تحمیق دینی و سیاسی، دوباره بر ایران و ایرانیان سلطه یافتند. و شوربختانه در ایران اشغال شده ما، اشغالگران دیگر، بیرون از مرزها هم در کمین نشسته اند.

در چنین شرایط پیچیده و حساس کشور و جامعه، به نظر می رسد که حکومت اسلامی، انقلاب سوم را به جامعه ایران تحمیل می کند، همانگونه که شاه کرد. برای عبور ایران و جامعه ایران با کمترین آسیب ها از شرایط کشنده کنونی، باید با مردم  سخن گفت، روشنگری کرد، زیرا عیار شعور، فرهنگ و خرد جامعه می تواند نقش تعیین کننده در شکل برچیدن نظام اسلامی و همزمان تدارک استقرار نظامی مبتنی بر ارزش های لائیک، دمکراتیک، سوسیال و ایرانمدارانه داشته باشد.

تاکیدات در سخن امروز:

  • نقطه پایان توهم اگثریت مردم نسبت به پتانسیل سیاسی حکومت اسلامی در تامین سلامت، بهداشت، درمان و معیشت جامعه شهروندی ایران فرا رسیده است
  • تداوم تحمیل حکومت اسلامی، موفقیت انتصابات حکومتی و پیامدهای آن، شفافیت خواست نفی کامل حکومت اسلامی توسط جامعه شهروندی
  • ارتقاء کیفیت غیرقایل پیش بینی غارت، چپاول، سرکوب و ویرانگری های حکومت اسلامی
  • وظایف مثلت سه آخوند؛ خامنه ای، رئیسی و اژه ای، هماهنگی در سه حوزه قوه مقننه، مجریه و قضائیه جهت تداوم سلطه حکومت اسلامی بر اکثریت باشندگان سرنگونخواه در کشور
  • انتقال تقابل دو قطب جامعه ایرانی و اسلامیت به خیابان، در آستانه فلج همه عرصه های زندگی (چالش زندگی) و آستانه انفجار توده ای
  • رویاروئی جامعه شهروندی با حکومت هار و بربرمنش اسلامی و چشم انداز سراسری شدن اعتصاب ها، اعتراض های خیابانی و شورش های خودبخودی
  • اوضاع درهم ریخته، نابسامان، غیرقابل کنترل و خشم فزاینده، جامعه شهروندی را به نطقه جوش (فراتر از توان تحمل مردم) رسانده است.
  • جامعه ایرانی به قطب نمایی برای هدفمند ساختن اعتراض ها، اعتصاب ها، مبارزات همه اقشار جامعه بسمت انقلاب جامعه شهروندی دارد.
  • رمز تکوین همبستگی ملی برای براندازی حکومت اسلامی، چشم پوشی از ارجحیت علائق ایدئولوژیک، دینی، قومی، گروهی، حزبی و فرقه ای (انواع پوپولیسم)، به سود جنبش همگانی شهروندی لائیک، دمکراتیک و سوسیال سراسری مبتنی بر خودمدیریتی شهروندی است.
  • تغییر توازن قوا توسط مردم و بسود جامعه شهروندی، از راه وفاق همگانی در “جنبش اقدام در خیابان” (همبستگی میدانی) و ایجاد لشکر شهروندان کف خیابان میسر است.
  • آلترناتیو ما، مهستان های سوسیال دمکراتیک و لائیک کف خیابان جامعه شهروندی برای سازماندهی سرنگونی حکومت اسلامی و همزمان تدارک تشکیل مجلس موسسان ملت ایران است.

اقبال اقبالی

07.07.2021

www.tribuneiran.org

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: